
دنيا حيدري | نيم فصل اول ليگ دهم با يك برد خانگي به قضاوت مسعود مرادي براي پرسپوليس آغاز و با يك شكست پر گل خارج از خانه، به قضاوت سعيد مظفريزاده خاتمه يافت تا دايي هم مثل خيليهاي ديگر از جمله عباس انصاريفرد، نتواند به قولها و وعده وعيدهايي كه داده بود عمل كند حداقل در نيم فصل اول.
اين تيم را خودم بستهام و تمام مسئوليتهاي آن نيز به عهده خود من است»، اين جمله معروف دايي بود كه خب قبل از او از زبان خيليهاي ديگر هم شنيده بوديم.
اما از ديگر جملات به ياد ماندني دايي در ابتداي فصل، قولي بود كه او بابت قهرماني پرسپوليس و جبران ناكاميهاي فصل گذشته در ليگ داده بود كه خب تا پايان نيم فصل اول محقق نشد. تا يك قول به قولهاي او اضافه شود. «نيم فصل دوم جبران ميكنيم» البته اگر كاشاني بر خلاف تمام حمايتهايش ناگهان حكم اخراج او را امضا نكند!هر چند كه دايي تاكنون مورد حمايت سفت و سخت كاشاني بوده اما در فوتبال ايران هيچ چيز غيرممكن نيست.
از همه اينها كه بگذريم حال و روز اين روزهاي پرسپوليس اصلاً خوب نيست، سرخها فردا در ديداري بسيار سخت به مصاف تراكتورسازي ميروند آن هم در يادگار امام(ره) تبريز. دايي و تيمش بازي دشواري را پيشرو دارند؛ سختتر از نبرد با مس، پيكار با سپاهان و كشندهتر از ديدار با پيكان.
شاگردان كمالوند از ابتداي شروع ليگ و بعد از باخت روز اول مقابل دايي و پرسپوليس براي بازي برگشت و انتقام لحظهشماري ميكردند و حالا اين پرسپوليس شكستخورده و بيروحيه لقمه چربي است براي آنها، مگر آنكه دايي به خود بيايد و تيمي را روانه ميدان كند متفاوتتر از آنچه حداقل در سه بازي آخر پرسپوليس ديدهايم، اما سرمربي سرخها اين روزها به جاي تأييد اشتباهات خود، عوامل ديگري را در ناكامي تيمش مقصر قلمداد ميكند. اين روزها در شكستهاي پرسپوليس و در ايام سخت و دشوار تيم پرهوادار پايتخت همه مقصرند جز دايي و اين آينده روشني را براي پرسپوليس نشان نميدهد مگر آنكه دايي و تيمش هر دو با هم متحول شوند.باورش سخت بود، اما پرسپوليس در سالي هم كه تمام شرايط تقريباً برايش مهيا بود نتوانست به نتيجه دلخواه برسد. قبل از شروع فصل همه انتظار داشتند باتوجه به اينكه اين تيم بعد از سالها در همان بدو شروع هم از نعمت سرمربي و هم سرپرست موقت يا همان مديرعامل بهرهمند بود، گفته ميشد سالي متفاوت و البته موفق را تجربه ميكند. اما در پايان نيم فصل اول مشخص شد كه ديگر كه براي سرخها تفاوتي نميكند كه شرايط برايش مهيا باشد يا نه آنها در هر صورت ميبازند. پرسپوليسي كه اين فصل تقريباً همه برنامههايش روي حساب و كتاب بود و با شرايط خوبي ليگ را آغاز كرد، در پايان نيم فصل اول، نتوانست به رتبهاي بهتر از پنجمي جدول برسد و البته شانس هم آورد كه نفت آبادان در تبريز تن به شكست داد وگرنه بايد در جايگاهي پايينتر قرار ميگرفت.البته عوامل زيادي دست به دست هم داد تا پرسپوليس نتواند در نيم فصل اول آنچنان كه بايد و شايد خودنمايي كرده و انتظارات را برآورده كند. يكي از آنها عدم يارگيري طبق آنچه دايي ميخواست بود. اگرچه تيم براساس خواستههاي سرمربي بسته شد. اما پرسپوليس نتوانست خيلي از نفراتي را كه دايي ميخواست جذب كند و كمبود آن مهرهها و عدم جايگزين بازيكني ديگر به جاي آنها در طول يك نيم فصل به وضوح ديده ميشد.تيم دايي اگرچه مهرههاي خوبي چون فشنگچي، غلامرضا رضايي و محمد نوري را جذب كرد. اما عدم تكميل نياز خطوط اين تيم باعث شد بار آن بر دوش يك نفر قرار گيرد. به طوري كه هرچه به آخر نيم فصل اول نزديك و نزديكتر ميشويم، به وضوح ديده ميشد آن يك نفر كه كسي نبود جز غلامرضا رضايي، كاملاً كم آورده و مثل بازيهاي ابتدايي ليگ، ديگر توان آن را نداشت تا يك تنه از پس مشكلات پرسپوليس برآيد.اما بيشك تمام دلايل ناكامي پرسپوليس در نيم فصل اول و متحمل شدن شش باخت در طول 17 بازي را نميتوان به مسائل ذكر شده ربط داد.براي مثال بايد درگيري دايي با فدراسيون را متذكر شد كه تمركز سرمربي و حتي بازيكنان را مخدوش كرد و حتي به جرأت ميتوان گفت بسياري از ضعفهاي فني پرسپوليس در نيم فصل اول در سايه همين مسئله(درگيري دايي با فدراسيون) گم شد و مورد توجه قرار نگرفت. البته قصد قضاوت در اين خصوص را نداريم و اين حق را هم به دايي ميدهيم كه براي احقاق حق خود تلاش كند. اما از طرفي هم نميتوان منكر اين مسئله شد كه اين درگيري تا چه اندازه باعث تضعيف پرسپوليس شد و تمركززدايي تيم را گرفت. هر چند كه دايي هرگز زير بار اين مسئله نرفت كه يكي از عوامل اصلي به هم خوردن تمركز خودش و تيمش درگيرياش با فدراسيون فوتبال بود و هر بار كه اين مسئله مطرح شد موضعي كاملاً دفاعي در برابر آن گرفت!پرسپوليس در نيم فصل اول ضربههاي زيادي هم از داوري ديد و چه بسا اگر قضاوتها كمي متفاوتتر از آنچه اتفاق افتاد بودند، شرايط پرسپوليس هم اندك تغييري ميكرد. اما با تمام ناداوريهايي كه در طول نيم فصل اول در حق پرسپوليس شد، نميتوان تمام تقصيرات را متوجه مردان سياه پوش و قاضيان ميدانها دانست.آري، پرسپوليس در نيم فصل اول از داوري ضربههاي زيادي خورد. مثلاً در بازي با سپاهان، پنالتي اولي كه قهرماني به سود مهمان گرفت مشكوك بود. اما پرسپوليس بعد از آن پنالتي كه اصلاً ميگوييم هديه داور به سپاهان بود كه نبود، هيچ حركت مثبتي از خود نشان نداد كه معناي تلاش براي تغيير نتيجه بازي را داشته باشد. در حالي كه بازي در آزادي بود و پرسپوليس اگرچه از حريف عقب افتاده بود، اما حمايت همه جانبه هوادارانش را هم داشت. اما مسئله اين بود كه پرسپوليس خودش حرفي براي گفتن نداشت. يا در بازي با پيكان فرض مثال را ميگذاريم بر اشتباه سعيد مظفريزاده و اينكه گل ميزبان آفسايد بود و قاضي ميدان صددرصد اشتباه كرد. اما بعد از آن گل چرا پرسپوليس نتوانست خودي نشان دهد و حداقل اندكي تلاش جدي براي تغيير نتيجه كند؟ و درست مثل بازي قبل برابر سپاهان آنقدر دست دست كرد تا حريف يك شكست سنگين ديگر را نيز تحميلش كرد! لجبازيهاي دايي هم در عدم نتيجهگيري پرسپوليس بيتأثير نبوده. دايي در پرسپوليس هم درست همان كاري را كرد كه در سايپا كرده بود، با اين تفاوت كه سايپا آن سال از جهات ديگر سرپا بود و لجاجت دايي كار دستش نداد و سرانجام هم به قهرماني رسيد، اما پرسپوليس قهرمان نيم فصل را كه از دست داد و تا قهرماني آخر فصل هم كه راه زيادي مانده!تيم دايي در خط حمله مشكل دارد و تمام بار تيم را در طول نيم فصل اول غلامرضا رضايي به دوش كشيد. چرا كه نوروزي كه عملاً كاري نكرد و هر نقطهاي از ورزشگاه را ميشناخت الا 7 متر دروازه حريف!با اين شرايط انتظار ميرفت دايي از آرفي كه در تمرينات فوقالعاده با انگيزه نشان ميداد و در بازيهاي دوستانه و درون تيمي ثابت كرده بود گلزني در خون اوست و گلهايي كه زمان حضورش در پيام براي آن تيم مشهدي به ثمر رسانده بود شانسي نبوده، به تركيب تيم راه پيدا كرده تا كمكي باشد براي غلامرضا رضايي و خط حمله پرسپوليس. اما دايي گويا نه آرفي را ميديد و نه اصلاً اعتقادي به او داشت.عدم استفاده از آرفي درست مثل عدم استفاده از امين منوچهري در سايپا بود و اصرار بيدليل دايي به استفاده از آدريانو آلوزي كه در پايان آن فصل نتوانست تعداد گلهايي را كه براي سايپا زده بود دو رقمي كند اما در تمام بازيهاي آن تيم فيكس فيكس بود!در حالي كه آن سال هم اين ايراد به دايي گرفته ميشد كه اگر براي حداقل چند بازي آلوز را روي نيمكت نشانده و منوچهري را بازي دهد هم شانس گلزني تيمش بالاتر مي رود و هم حس رقابت در وجود آلوز باعث ميشود عملكرد فنياش بهتر شود. اما دايي هرگز قدمي جز در راه خود برنداشت!درست عين همين كاري كه امسال و در نيم فصل اول در پرسپوليس كرد. او دست از افكار خود نكشيد و تغييري در آن ايجاد نكرد تا زماني كه مجبور شد و به دليل عدم حضور غلامرضا رضايي در كنار تيم بود كه آرفي فرصت بازي يافت و البته در همان اندك فرصتي هم كه پيدا كرد، نشان داد سرمربي پرسپوليس چه اشتباهي در استفاده نكردن از او كرده اما باز هم دايي بعد از بازگشت رضايي، راه قبلي را رفت و آرفي به همان جايگاهي بازگشت كه پيشتر به ناحق در آن بود!اما آنچه بيش از هر چيز تصميمات دايي را در دو بازي آخر زير سؤال برد، نحوه ارنج كردن تيم بود و تعويضهاي نامناسبي كه كمر تيم را شكست و دو شكست پر گل و سنگين را به پرسپوليس تحميل كرد!دايي در بازي با سپاهان فشنگچي را كه بهترين بازيكن او بود از زمين مسابقه بيرون كشيد و مهدي شيري را روانه ميدان كرد. بازيكني كه به گمان خيليها، مدتهاست فوتبالش تمام شده و البته در آن بازي كذايي هم هيچ كار مثبتي براي پرسپوليس نكرد و تنها يكي از تعويضهاي دايي را هيچ و پوچ كرد!بعد از اشتباهات محرزي كه دايي در نحوه ارنج پرسپوليس در بازي با سپاهان داشت و تعويضهاي مورد دارش، به نظر ميرسيد در بازي با پيكان كه آخرين بازي نيم فصل اول نيز محسوب ميشد، ديگر شاهد چنين اشتباهاتي نباشيم و به قول معروف دايي از اشتباهاتش در بازي با سپاهان درس گرفته باشد. اما بعد از آغاز بازي وقتي نوري و فشنگچي به جاي ورود به زمين به عنوان 11 بازيكن اصلي روي نيمكت نشسته بودند، مشخص شد اوضاع از آنچه تصور ميشد بدتر است و باز هم اشتباهات دايي كه در بازي با سپاهان اين تيم را به زانو درآورده بود، باعث رقم خوردن يك شكست سنگين ديگر براي پرسپوليس شد كه ابتداي فصل خود را مدعي ميدانست و اما اكنون هيچ شباهتي به تيمهاي مدعي ندارد!پرسپوليس امسال اشكالاتي اساسي داشت كه مهمترين آن پافشاري دايي بود بر حرف خود. تيم او مدتها بازي برده را يكي – دو دقيقه آخر با مساوي يا حتي باخت عوض ميكرد و امتيازها را يكي پس از ديگري از دست ميداد و دايي تنها در اين خصوص يك جواب ميداد«حريف از همان راهي به ما گل زد كه كار و به بچهها توصيه كرده بوديم.» يا«مسئوليت باخت و از دست رفتن امتيازها با من است» و بازي بعد باز همان آش بود و همان كاسه و باز هم همان حرفهاي تكراري!در حالي كه پرسپوليس بعد از دربي ثابت كرد اگر بخواهد ميتواند اما... آيا نميخواست كه... تيم دايي در طول نيم فصل اول تنها بازيهايي را برد كه از حريف جلو بود. اما در هر ديداري كه از حريف عقب افتاد، نتيجه را واگذار كرد. حتي اگر گل اول را ميزد و سپس از حريف عقب ميافتاد هم تغييري در رويهاش ايجاد نميشد و به عنوان تيم بازنده زمين مسابقه را ترك كرد و همين مشكل (عدم توانايي در حفظ و تغيير نتيجه) كه باعث شد اين تيم از 17 بازي نيم فصل اول شش باخت و سه مساوي در كارنامه خود به ثبت برساند!اما سهم مشكلات درون تيمي، سرپوش گذاشتن بر بيانضباطي برخي بازيكنان و مسائلي از اين قبيل را نيز نبايد در عدم موفقيت پرسپوليس در نيم فصل اول دست كم گرفت.حاشيههاي امسال پرسپوليس تنها درگيري دايي و فدراسيون نبود. حضور يك بازيكن هپاتيتي! شايعه وجود نام برخي بازيكنان در ليست افراد منشوري، اخراج شيث به دلايلي كه گفته ميشد فني است و اما باورش كمي سخت بود، قهر كريم باقري و زير آبي رفتن برخي بازيكنان از ديگر دلايل عدم نتيجهگيري قابل قبول پرسپوليس در طول اين 17 بازي بود كه نشان از حضور بيدغدغه حواشي در اين تيم خبر ميداد!ضمن اينكه نبايد بدشانسي دايي را هم درخصوص مصدوميتهاي پيدر پي بازيكنان اين تيم ناديده گرفت!اما در هر صورت از دايي با توجه به تواناييهاي بالا و اثبات شدهاي كه دارد و همچنين حبيب كاشاني كه مديري موفق در پرسپوليس بوده، توقعي بيش از رتبه پنجم جدول ميرود. دايي توانست با تيمي كه از آن ديگري بود پرسپوليس را صاحب يك قهرماني كند. اما امروز در رساندن تيمي كه خود ساخته به قله موفقيت مانده و اين مسئله ميتواند توانمنديهاي او را زير سؤال ببرد. خصوصاً در اين مقطع كه خيليها دوست دارند زمين خوردن سرمربي سابق تيم ملي را ببينند!دايي قول داده اشتباهات نيم فصل اول در نيم فصل دوم تكرار نميشود و اين تيم يكبار ديگر جام قهرماني ليگ برتر را لمس ميكند. قولي كه كاشاني هم در دادن آن هيچ مكث و ترديدي ندارد. اما از حرف تا عمل راهي بس طولاني است و اگر پرسپوليس نيم فصل دوم تغييراتي اساسي در خود ايجاد نكرده و دايي همان راهي را برود كه در طول نيم فصل اول رفت و همچنان بر لجاجت و اشتباهات خود اصرار ورزد، پرسپوليس بايد يك سال ديگر هم در حسرت لمس جام قهرماني ليگ برتر بماند. چراكه جام را به تيمي ميدهند كه بيشترين امتياز را داشته و صدرنشين باشد بعد از 35 هفته، نه تيمي كه اعضاي آن بيش از هر تيم ديگري قول و حرف قهرماني ميزنند كه حرف باد هواست و به هيچ كجا نميرسد!همچنين دايي بايد براي اينكه دستش همچون نيم فصل اول در بازيهاي ليگ خالي نماند، در مدت زماني كه فرصت دارد به فكر جذب بازيكني مناسب باشد براي پوشش دادن نقاط ضعف تيمش. البته بازيكني كه هم از لحاظ فني و هم اخلاقي بتواند براي پرسپوليس مفيد باشد نه بازيكني كه چون عماد رضا با نام پرسپوليس كلي مانور كرده و بر مبلغ قراردادش بيفزايد و سرانجام هم سر از تيم ديگري درآورد.هر چند كه اين مشكل از بابت عمادرضا و امثال او نيست و بيشتر از سوي بيبرنامگي و مديريت اشتباه است!