
به رغم صدور انبوهی از بیانیهها و رفتار رادیکالی موسوی و جبهه تجدیدنظرطلب که با پوشش خبری گسترده آنها در رسانههای نوشتاری و تصویری به ویژه شبکههای ماهوارهای فارسی زبان همراه بود، تحولات آنگونه که مورد انتظار رهبران و تئوریسینهای جبهه دوم خرداد بود پیش نرفت.
برای واکاوی حوادث و فتنه پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری 88 برآنیم که ساختار، شاکله و اهداف مسببین این غائله که هزینههای گزاف مادی و معنوی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی در بر داشتهاند را مورد بررسی قرار دهیم. از همین رو پس از بررسی " شکلگیری و برخی مؤلفههای ایدئولوژی تجدیدنظرطلبان "، " راهبرد تبلیغاتی و گفتمان انتخاباتی میرحسین موسوی "، " گفتمان محمود احمدینژاد از انتخابات نهم تا دهم ریاستجمهوری "، "بررسی نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهوری با روش "تحلیل گفتمانی " و "شواهد آگاهی جبهه دوم خرداد از سلامت انتخابات " به فصل هفتم یعنی " شورش بر جمهوریت " میپردازیم:
عوامل افول رادیکالیسم سبز در هفتههای آغازین آشوب
به رغم صدور انبوهی از بیانیهها و رفتار رادیکالی موسوی و جبهه تجدیدنظرطلب که با پوشش خبری گسترده آنها در رسانههای نوشتاری و تصویری به ویژه شبکههای ماهوارهای فارسی زبان همراه بود، تحولات آنگونه که مورد انتظار رهبران و تئوریسینهای جبهه دوم خرداد بود پیش نرفت. گذشته از آن که درگیریها تنها به چند خیابان و میدان اصلی محدود ماند و نتوانست به درگیری منطقه به منطقه و محله به محله، که آرزوی طراحان آن بود، تبدیل شود. در ضمن هر روز نیز به لحاظ کمیتی با ریزش قابلتوجهی مواجه میشد. به طوری که به هیچوجه جمعیت گردآمده در میدان امام خمینی و سپس بهارستان قابل مقایسه با جمعیت گردآمده در خیابان آزادی در روز 25 خرداد نبود. درباره علتهای این موضوع میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1. رهنمودهای رهبر انقلاب در خطبههای نماز جمعه 29 خرداد
این سخنان ضمن آن که اتمام حجت با آشوبگران و قانونشکنان تلقی شد، حاوی استدلالی ساده و محکم بود. به این صورت که اگر کسی اعتراضی به انتخابات دارد میتواند شکایت خود را از روشهای قانونی پیگیری کند. اعتراضات خیابانی و اینکه هر کاندیدا بخواهد طرفدارانش را به خیابان بریزد کار سختی نیست؛ اما منجر به بیمعنا شدن انتخابات و فرایندهای دمکراتیک میشود. اصولاً انتخابات برای این است که از چنین روشهایی احتراز شود و کسی که اکثریت را در صندوقها به دست میآورد قدرت را به دست گیرد. با زورآزمایی خیابانی آشوبها گسترش مییابد و کسی هم به پیروزی نمیرسد. در واقع این سخنان، رهنمودهای اصلی را به مردم و مسئولان بخشید که همگان از همدیگر قانونخواهی را مطالبه کنند. روشن است که این مطالبه عمومی بیشتر گریبان کسانی رامیگرفت که بیش از دیگران بر عنصر "قانونگرایی " تأکید میکردند.
در واقع این رهنمود رهبر انقلاب که توسط رسانههای داخلی مورد پوشش خبری مناسبی قرار گرفت، قانونخواهی را تبدیل به نمادی برای مقابله با تجمعات و اعتراضهای خیابانی کرد. تجمعاتی که همگی به آشوب و رفتارهای تند میانجامید. در واقع سخنان رهبری، راهبردی بود که میان مخالفان با مواضع تند سیاسی موسوی اتحاد ایجاد کرد و آن هم پیروی از قانون بود.
در بخشی از بیانات رهبر انقلاب در آن نماز جمعه چنین آمده بود:
من به همه این آقایان و دوستان قدیمی و این برادران توصیه میکنم که بر خودتان مسلط باشید و سعة صدر داشته باشید و دستهای دشمن را ببینید. گرگهای گرسنه کمین کرده را که امروز دیگر نقابهای دیپلماسی را از چهره برمیدارند و چهره حقیقی خودشان را نشان میدهند، ببینید. از اینها غفلت نکنید. امروز دیپلماتهای برجسته چند کشور غربی که تا به حال با تعارفات دیپلماتیک با ما حرف میزدند این چند روز نقاب از چهره برداشتند و چهره واقعی خودشان را دارند نشان میدهند. از همه خیبثتر دولت انگلیس است. من به این برادران عرض میکنم به مسئولیت پیش خدا فکر کنید، پیش خدا مسئولید. از شما سئوال خواهد شد. آخرین وصایای امام را به یاد بیاورید. قانون فصلالخطاب است. انتخابات اصلاً برای چیست؟ برای این است که همه اختلافها سر صندوق رأی حل و فصل شود. باید در صندوقهای رأی معلوم بشود که مردم چه میخواهند و نه در کف خیابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتی، آنهایی که رأی نیاوردهاند اردوکشی خیابانی بکنند، طرفدارانشان را بکشانند به خیابان، بعد کسانی هم که رأی آوردهاند در جواب آنها اردوکشی کنند و مردم را بکشانند به خیابان پس چرا انتخابات انجام گرفت. تقصیر مردم چیست؟ این مردمی که خیابان محل کسب و کار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست. محل زندگی آنهاست. اینها چه گناهی کردهاند که ما میخواهیم طرفداران خودمان را به رخ آنها بکشیم و آن طرف یک جور و این طرف یک جور. برای نفوذ تروریست - آن کسی که میخواهد ضربه تروریستی بزند (و) مسئله او سیاسی نیست، برای او چه چیزی بهتر از پنهان شدن در میان همین مردمی که میخواهند راهپیمایی یا تجمع کنند.
2. نارضایتی از آشوبها و اغتشاشات
با به دست آمدن وحدت مبتنی بر اجرای قانون و پیروی از آن، که در میان طبقات مختلف جامعه به وجود آمده بود، گروههای مختلف اجتماعی و توده مردم به صراحت مخالفت و نارضایتی خود را از آشوبها و اغتشاشات ابراز میکردند. پوشش مناسب خبری صدا و سیما درباره حوادث پس از انتخابات و آشوبها و همچنین نص قانون مبنی بر رسیدگی به اعتراضها و شکایتهای انتخاباتی آگاهی عمومی جامعه را افزایش داد و اکثریت به ویژه کسانی که در مناطق مرکزی و آشوبزده شهر قرار داشتند خواستار پایان این وضعیت بودند. با اتفاقهایی که رخ داده بود، جامعه که به دلیل داشتن امنیت گذشته خیلی آن راحس نمیکرد، اکنون با تمام وجود خواستار برپایی امنیت بود تا دوباره زندگی شهروندان به حالت عادی خود بازگردد. آشوبآفرینیهای پس از انتخابات همراه با تحریکات صریح رسانههای بیگانه و دعوت مردم به آشوبطلبی تبعاتی چون رکود اقتصادی، پایین آمدن پرستیژ بینالمللی ایران، فشل شدن سیستم اداری، افزایش ترافیک شهری، از دست رفتن آرامش روانی جامعه و افزایش تنشها و اصولاً تحتالشعاع قرار دادن زندگی روزمره شهروندان ساکن پایتخت را در پی داشت. اکثریت شهروندان پس از چند روز درگیری دریافتند که گسترش این وضعیت نه تنها ضربه به منافع ملی را در پی دارد بلکه زندگی شخصی آنان نیز دچار زیان و لطمه شده است. به طور مثال پس از تجمع غیرقانونی 25 خرداد که در انتها به آشوب انجامید، استاندار تهران در گزارشی از مسائل پیش آمده خبر داد: راهپیمایی غیرقانونی حامیان موسوی با کشته شدن 7 نفر و زخمی شدن 29 نفر و دهها میلیون تومان خسارت به اموال عمومی به پایان رسید.
همچنین در آشوبهای روز 30 خرداد که عناصر مسلح نیز در سازماندهی و هدایت آن فعال بودند علاوه بر مراکز عمومی و اموال مردم، چندین مسجد مورد تعرض قرار گرفت و مسجد لولاگر، در تقاطع خیابان آذربایجان - نواب به آتش کشیده شد. حضور عوامل تروریستی و استفاده آنها از مواد منفجره و سلاح گرم در آشوبهای 30 خرداد محسوس بود به گونهای که در آشوبهای منجر به درگیری، 10 نفر از هموطنان کشته و بیش از 100 نفر مجروح و مصدوم شدند.
3. فروکش کردن تب سیاسی
گرچه تب سیاسی کشور در روزهای تبلیغات انتخاباتی افزایش یافته و به هیجانات سیاسی تبدیل شده بود، اما با پایان انتخابات و روشن شدن نتایج آن، اکثریت جامعه بر اثر تجربههای سی سال گذشته انتخابات را پایان یافته میدانست و این تب در حال سرد شدن بود. با وجود این، عدم پذیرش نتیجه انتخابات از سوی جبهه دوم خرداد و انجام رفتارهای رادیکالی پس از آن، گرچه توانست تا مدتی تب سیاسی را گرم نگاه دارد، اما با گذشت مدتی این نیز نتوانست اکثریت را که به زندگی خویش میپردازند، سیاستزده نگاه دارد. افزون بر آن، در حالی که راهکارهای قانونی پیگیری شکایت روشن بود، اما موسوی با گریز از این طریق و عدم ارائه اسناد لازم، همچنان به کلیگویی اکتفا میکرد. با گذر زمان و تشدید این پارادوکس رفتاری و گفتاری وی، تردیدها در میان طرفداران پیشین موسوی قوت گرفت که وی در انتخابات شکست خورده است، اما نمیخواهد آن را بپذیرد. در ضمن تجربه سی سال گذشته جمهوری اسلامی هم نشان میداد که امکان تقلب گسترده در آن بنا ممکن و آن هم قابل پیگیری است. لذا پذیرش این ادعا از سوی اکثریت جامعه آن هم اکثریتی که رأی خود را به احمدینژاد داده بود و به قول موسوی خود میدانست که به چه کسی رأی داده است، دشوار به نظر میرسید.
4. دستگیری متهمان اصلی
در طول آشوبهای پس از انتخابات، گروهی از اشخاص سیاسی تجدیدنظرطلب که متهم اصلی سازماندهی آشوبها بودند، دستگیر شدند. در کنار آنها گروهی از آشوبطلبان نیز که مسئول هدایت میدانی بودند دستگیر شدند. در واقع با بازداشت و دستگیری این رهبران و سرشاخهها، هدایت آشوبها کار سادهای نبود. این موضوع که خود خلاف ادعای موسوی مبنی بر "خودجوش " بودن اعتراضات و اغتشاشات را نشان میدهد، مانع از پیگیری اهداف غیرقانونی بعدی جبهه دوم خرداد شد.
ادامه دارد....
پی نوشت:
1. "بیانات مهم رهبر معظم انقلاب در خطبههای نماز جمعه پیرامون انتخابات "؛ روزنامه جمهوری اسلامی؛ 1388.3.30.
2. "7 کشته و 29 زخمی حاصل حملات مسلحانه حامیان موسوی "؛ خبرگزاری فارس؛ کد مطلب: 8803260430 .
3. "میزان تلفات آشوبهای دیروز تهران "؛ جهان نیوز؛ یکشنبه 31 خرداد 1388.
منبع: کتاب شورش اشرافیت بر جمهوریت