
اوضاع مصر در حال انفجار است و امریکاییها و صهیونیستها به شدت نگران آن هستند. از سوی دیگر حسنی مبارک در حال مرگ و پسرش جمال، به زعم امریکاییها نمیتواند جانشین مناسبی برای پدرش باشد. وضعیت مصر اگر به هم بریزد اوضاع دیگر کشورهای عربی هم دچار تحول اساسی خواهد شد. اگر حکومت مصر از حالت رئیسجمهور مادامالعمر به یک حکومت دموکراتیک تبدیل شود آنگاه دیگر کشورهای عربی مانند اردن که سیستمی شبیه مصر دارند یا کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و همچنین حکومتهای عربی – افریقایی دچار تحولات اساسی خواهند شد. یک نکته دیگر اینکه مصر، اردن و عربستان محور ضد مقاومت در منطقهاند که لغزش مصر میتواند انشقاق میان آنها را سبب شده و نفوذ جمهوری اسلامی ایران را گسترش دهد بنابراین امریکاییها در اندیشه ادامه وضعیت حاکم در این کشورها هستند اما در این راه با خاندانهای صاحب حکومت به تعارضاتی برخورد کردهاند.
راهکار دو گزینهای غرب برای مصر
امریکا و رژیم صهیونیستی به دنبال آن هستند تا در پشت مرزهای غزه، کسی حکومت را در دست بگیرد که مانند مبارک، حافظ منافع واشنگتن و تل آویو باشد. بر اساس برآورد امریکاییها و مقامات رژیم صهیونیستی، جمال مبارک حائز چنین شرایطی نیست چرا که او فردی ضعیف است و توان کنترل جامعه ملتهب مصر را ندارد. اگر چه گروههای مقاومت در مصر معمولاً از راههای قانونی سعی در رسیدن به کرسیهای حکومتی دارند و آنچنان اهل انقلاب نیستند اما از طریق ایجاد جنبشهای اجتماعی میتوانند حکومت قاهره را با مشکلات فراوانی مواجه سازند. بنابر این امریکاییها در چنین شرایطی به طرف یک راه حل دو گزینهای خواهند رفت: الف – روی کار آوردن یک فرد امنیتی در رأس حکومت مصر که سیستم اداره یک کشور را نیز به سوی شیوههای خود ببرد. ب- تزریق حداقلی از آزادی برای احزاب مخالف به سبب تخلیه هیجانات سیاسی و اجتماعی مردم مصر.
انجام این دو عمل به صورت توأمان ضمن حفظ امنیت رژیم صهیونیستی و بستن راه نفوذ ایران (انقلاب اسلامی) در مصر، به حفظ وضعیت موجود در کشورهای دارای حکومتهای پادشاهی و شبه پادشاهی میانجامد.
در سوی دیگر اماخاندان مبارک، خواهان باقی ماندن حکومت در ید خود هستند. آنها تلاش میکنند تا جمال بر مسند حکومت قاهره بنشیند. و راه پدرش را ادامه دهد اما امریکا و رژیم صهیونیستی نگران آن هستند که ضعف شخصیتی و عملکردی او موجب نفوذ ایران و تهدید امنیت صهیونیستها شود. در واقع امریکا به دلیل نتیجه نگرفتن از توسه کنترل شده دموکراسی (طرح کاندولیزا رایس) به دنبال گسترش طرح خفقان کنترل شده در کشورهای عربیاند. تجربه عراق به آنها اثبات کرد که در صورت توسعه دموکراسی، بازنده صحنه خواهند بود و عرصه را به انقلاب اسلامی واگذار خواهند کرد. بنابراین برای کنترل التهاب این کشورها، رویکرد امنیتی با تزریق حداقل آزادیهای مدنی را انتخاب کردهاند.
خفقان کامل در عربستان
در چنین شرایطی آنها نگرانند تغییر وضعیت در مصر، اردن را نیز دچار تحول کند. آنگاه دو ضلع مهم امنیت رژیم صهیونیستی با بحران مواجه خواهد شد. بنابر این اگر قرار است محور مصر، عربستان و اردن حفظ شود باید حکومتهای شبیه هم در این کشورها برسرکار باشد. به همین دلیل امریکا و رژیم صهیونیستی برای جانشینی ملک عبدالله بنعبدالعزیز که حالش وخیم است و احتمال مرگ او در شرایط حاضر میرود، روی «بندر بن سلطان» که فردی امنیتی است حساب ویژهای باز کردهاند. «بندر» سالها از عربستان دور بوده و از محل اقامتش به حمایت از سلفیها و القاعده در جایجای دنیا به ویژه در پاکستان، افغانستان، عراق، یمن و حتی ایران حمایت میکرد. او به شدت با نفوذ شیعیان و انقلاب اسلامی در منطقه مخالف است و در این راه از گروههایی که شیعیان را میکشند حمایت میکند.
«بندر» پسر «سلطان بن عبدالعزیز» ولیعهد عربستان سعودی است. «سلطان» که 83 سال دارد حالش از برادرش عبدالله وخیمتر بوده و حتی ممکن است زودتر از پادشاه بمیرد. در چنین شرایطی ممکن است جنگ قدرت میان «سدیریها (بندر – نایف) با فرزندان عبدالله (متعب) وضعیت بزرگترین پشتوانه نفتی و مالی غرب در خاورمیانه را با بحران مواجه کرده و محور ضد مقاومت را به تزلزل بیندازد. از طرفی ممکن است میان بندربن سلطان و امیرنایف که برادر ناتنی پادشاه است نیز جنگ قدرت در بگیرد. نایف اگر چه در شیعه ستیزی و مخالفت با محور مقاومت چیزی کمتر از بندر ندارد اما سعی کرده روابط ظاهری خود با ایران و دیگر کشورهای عضو محور مقاومت را افزایش دهد. از طرفی او متمایل به دموکراتهای امریکاست و روشهایش دموکراتیک است. برخلاف بندرکه به خفقان کامل و اعمال روشهای امنیتی اعتقاد دارد. در این میان اگر قرار باشد فردی ضعیف در مصر روی کار بیاید و در عربستان یک فرد امنیتی کار را در دست گیرد ناهماهنگیهایی بین دو ضلع ضد مقاومت شکل میگیرد که به ضرر رژیم صهیونیستی خواهد شد.
روی کارآمدن یک فرد امنیتی در مصر در کنار آمدن امیرنایب هم در بهترین شرایط، وضعیت موجود منطقه را حفظ میکند، یعنی نفوذ روز افزون ایران، شکست طرح سازش اعراب و اسرائیل، ادامه قدرتگیری شیعیان در عراق، افزایش مشکلات امریکا در افغانستان، یمن و شمال و شاخ آفریقا، اگر وضعبدتر شود - که امکان آن وجود دارد - نایف برای کاهش فشارهای داخلی و امریکا حتی به صورت ظاهری هم شده به سوی ایران متمایل خواهد شد؛ چیزی که تل آویو به شدت با آن مخالف است. اگر جمال در مصر و بندر در عربستان بر سرکار آیند، احتمال گرایش پسر مبارک به محورمقاومت - ولو ظاهری - امتیازاتی برای تهران و خسارتهایی برای تل آویو و واشنگن خواهد داشت. بنابراین امریکا برای تقویت موضع خود و رژیم صهیونیستی تمام تلاشش را خواهد کرد تا عمر سلیمان رئیس دستگاه اطلاعاتی در مصر و بندربن سلطان در عربستان سعودی روی کار بیایند تا محور ضد مقاومت تقویت شود و دستاندازی در عراق، یمن، لبنان، شمال آفریقا و حتی پاکستان و افغانستان راحتتر شده و مردم و گروههای جهادی فلسطین در تنگنای بیشتری قرار بگیرند.
به این نکته هم باید توجه کرد که بندربن سلطان به جمهوریخواهان نزدیک بوده و با روی کار آمدن او، موضع یاران جورج بوش در امریکا نیز تقویت شده و آنان را به سوی پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری 2012 و انجام طرحهایی چون حمله به یمن و تجزیه سودان سوق خواهد داد.
به این ترتیب احتمال اینکه امسال، آخرین سال حکومت خاندان مبارک بر مصر باشد زیاد است مگر آنکه فرمولهای دیگری به کار گرفته شود به ویژه آنکه مبارک برای متقاعد کردن امریکا به حمایت از جمال، سیگنالهای مثبتی به تهران و حزبالله لبنان فرستاده است که پیشنهاد برقراری خط پرواز تهران – قاهره یکی از آنهاست.