پيشبيني كارشناسان درست از آب درآمد و جودوي بحران زده ايران در گوانگژو هم راه به جايي نبرد و ناكامي ديگر براي فدراسيون اميني به ثبت رسيد. در شرايطي كه پس از قهرماني دو سال پيش تيم ملي در آسيا جودوي ايران ديگر روز خوش به خود نديده از هفتهها قبل از اعزام مليپوشان به بازيهاي آسيايي هيچ اميدي به مدالآوري جودوكاران نداشتيم، اين در حالي است كه كادر فني و رئيس فدراسيون بارها و بارها نويد روزهاي خوش و مدالهاي رنگارنگ در بازيهاي آسيايي را ميدادند. اميني حتي براي متقاعد كردن اصحاب رسانه چند كنفرانس مطبوعاتي هم ترتيب داد تا بلكه تفكراتش را به رسانهها و مطبوعات القا كند اما غافل از اينكه ديگر فرصتي براي توجيه باقي نمانده بود.شاگردان حاج يوسفزاده در گوانگژو كاري كردند كه تمامي پيشبينيها به واقعيت تبديل شود. اميني كه بهتر از هر كسي ميدانست در بازيهاي آسيايي چه نتيجهاي حاصل ميشود بالاجبار با آرش ميراسماعيلي آشتي كرد و به بازگشت راضياش كرد. مير اسماعيلي هم كه دلش لك زده بود براي حضور روي تاتامي بلافاصله پيشنهاد را پذيرفت و دوباره شد كاپيتان تيم ملي. با آمدن آرش يك بار ديگر وزن 66 كيلوگرم بدون مسابقه انتخابي در قرق او درآمد و محسن غفار بهرغم ميل باطنياش مجبور شد به يك وزن پايينتر برود. نكته جالب اينجاست كه فدراسيون جودو پشت افتخارات و نام ميراسماعيلي خوابيد و وعده وعيد داد، اما اوضاع وقتي بدتر شد كه اميد اول جودوي ايران از گردونه مسابقات حذف شد و زودتر از آنچه فكرش را ميكرديم اميدها نقش بر آب شد. اين در حالي است كه از نظر سرمربي تيم ملي آرش آمادهترين جودوكار ايراني حاضر در بازيهاي آسيايي بود. كسب يك مدال نقره و يك مدال برنز توسط محمدرضا رودكي اوج درخشش تيم حاج يوسفزاده آن هم پس از چند ماه است.پس از بازگشت تيم ملي جودو از گوانگژو بسياري از منتقدان فدراسيون منتظر بودند تا كادر فني با اين نتايج استعفا دهد اما به رغم برگزاري چند جلسه يوسفزاده هنوز به اين نتيجه نرسيده كه نتايج شاگردانش در حد و اندازههاي ورزش ايران نيست:« استعفا كار آدمهاي ضعيف است، همانطور كه ورزشكاران در حال تلاش هستند مربيان هم پا به پاي آنها ميجنگند، من زحمتم را كشيدم و اين تيم نسبت به چند ماه قبل رشدي قابل توجه داشته است. اگر فدراسيون تشخيص بدهد، ميروم.»تنها راه حلي كه فدراسيون براي جودو پيدا كرده آوردن مربي خارجي است؛ مربياني كه اميني در كنفرانسهاي خبرياش چند بار نويد آمدنشان را داده بود، منتها بحث اصلي اينجاست كه اگر پاي خارجيها به جودوي ايران باز شود، كادر فني دستخوش تغييرات ميشود يا نه؛ بحثي كه حاج يوسفزاده هم از ماندن يا رفتنش مطمئن نيست:«منتظريم مذاكرات اميني به نتيجه برسد. رئيس فدراسيون با يك مربي از ازبكستان و دو مربي از كرهشمالي مذاكره كرده و هر كدام كه زودتر جواب مثبت دهند به كادر فني اضافه ميشود. هر سه مربي رزومه خوبي دارند و هر كدام كه به ايران بيايند قطعا اختيار تام ميخواهند.» حال اين سؤال پيش ميآيد كه چرا فدراسيون با وضعيت فعلي به جاي آوردن مربيان تراز اول ژاپني ميخواهد هدايت تيم ملي را به مربيان درجه چندم آسيا بسپارد!تمامي اين گمانهها در شرايطي انجام ميشود كه فدراسيون سردرگم جودو است و شوراي فني هنوز تصميمي درخصوص بركناري يا عدم بركناري حاج يوسفزاده نگرفته!جدا از نتايج كسب شده در بازيهاي آسيايي و سقوط آزادي كه جودوكاران ايراني در پيش گرفتهاند، پنهان شدن فدراسيون و سرمربي پشت سر نامهاي بزرگ معضلي است كه اهالي جودو سخت به آن مبتلا هستند. هنوز خاطرمان هست كه رئيس فعلي فدراسيون در مجمع انتخاباتي چطور مانع از حضور آرش ميراسماعيلي شد، اما بحرانيتر شدن اوضاع و بالا رفتن صداي منتقدان اميني را مجبور كرد تا آشتيكنان هر چند اجباري به پا كند و آرش را به تيم ملي بازگرداند. مير اسماعيلي كه دوري دو ساله از تاتامي ديگر برايش قابل تحمل نبود به كمك تيم حاجيوسفزاده آمد. در گام اول هم نسبتاً موفق ظاهر شد و در تورنمنت قزاقستان مدال نقره كسب كرد و جودو را از چندين ماه بيمدالي نجات داد، همين مدال يك بار ديگر مربيان تيم ملي را در رؤيا فرو برد؛ رؤياي طلاي گوانگژو.ميراسماعيلي هم ناجي جودوي ايران نشد و با حذفش برق سه فاز از سر آنها كه منتظر طلاي وزن 66 كيلوگرم بودند، پراند، با اين حال آرش هم وعده دادن را از بزرگترها خوب ياد گرفته و قول مدال المپيك را ميدهد، اصلاً هم عين خيالش نيست كه سن و سالش بالا رفته: نبايد از من انتظارات زيادي داشت چرا كه من دو سال است از مسابقات دور بودم، منتها در شرايط فعلي از لحاظ آمادگي جسمانيام و در شرايط بدني از بقيه مليپوشان بهترم. شك نكنيد كه تا المپيك لندن ادامه ميدهم، يوسفزاده و اميني هم از تصميمم استقبال كردهاند، چرا كه جنگندگي من را در بازيهاي آسيايي ديدند. در گوانگژو هم روز من نبود وگرنه توانايي كسب مدال را داشتم، البته قصد توجيه شكستهايم را ندارم و باختم را گردن ميگيرم. خوشبختانه در رنكينگ جهاني هستم و هدفم كسب سهميه المپيك لندن است. در بازيهاي آسيايي 2002 پوسان هم ناكام بودم اما يك سال بعد مدال طلاي جهان را گرفتم.اميدوارم اين اتفاق دوباره برايم تكرار شود.به رغم اينكه كادر فني تيم ملي جودوي بزرگسالان اعتقادي به ناكامي در بازيهاي آسيايي ندارد، منتقد اول فدراسيون معتقد است استعفاي يوسفزاده تنها راه برون رفت از اين بحران است. محمد كيهان كه مدتهاست براي اميني و فدراسيون متبوعش شمشير را از رو بسته در گفتوگو با «جوان» ناكاميهاي اخير را حاصل بيتوجهي به بزرگان اين رشته ميداند:«من اگر جاي يوسفزاده بودم استعفا ميدادم و عذرخواهي ميكردم، اما اگر رئيس سازمان بودم از بزرگترهاي جودوي ايران ميخواستم تا تجارب خودشان را در اختيار تيم ملي قرار دهند. دو سال پيش جودوي ايران قهرمان آسيا بود اما حالا در بازيهاي آسيايي فقط در وزن آزاد به مدال ميرسيم. كيهان دو راه را پيش روي فدراسيون ميداند: «از سرمربي فعلي كه نااميد شدهايم، چند سال پيش هم كه مربي ژاپني آورديم مديريت آنقدر ضعيف بود كه نتوانستيم از فرصت استفاده كنيم. فدراسيون دو راه دارد تا بلكه بحران را پشت سر بگذاريم؛ اول آنكه تيم را طبق روال قبلي به تورنمنتها اعزام كنند و پروسه كسب سهميه المپيك را ادامه دهند كه قطعاً بينتيجه خواهد بود و دوم آنكه جودو را بازسازي كنند. به عقيده من جودو به زلزلهاي 9 ريشتري احتياج دارد تا به دور از ورزشكاراني كه تاريخ مصرفشان گذشته، تيم ملي را از نو بسازيم.»