کد خبر: 425408
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۸۹ - ۱۶:۱۰
بای بسم الله
هفته‌های خوبی بر ادبیات داستانی کشورمان نمی‌‌گذرد. اغراق هم نیست. فضایی که دیده می‌‌شود فضایی نیست که دردی از مخاطب علاقه‌مند به خواندن را دوا کند. جدال ها و دعواهای مدیریتی و تهدید و... چیزی نیست که دردی از مخاطب دوا کند. موضوعی است برای خودش که موضوع بحث این چند خط هم نیست.
بدون هر نوع حاشیه باید بگویم وقتی برآیند جریان‌های ادبی موجود در کشور برای مخاطب خود سقف و برگزیده نداشته باشد، به دست خود جای هر نوع اظهار نظر غیر کارشناسی و تفسیر و تأویل را باز می‌‌گذارد... می‌گویید خب بگذارد، چه می‌‌شود؟ مگر نه اینکه به قول بعضی جواب نادانان را جز با خاموشی نباید داد؟ می‌‌گویم خوب می‌‌شود همین که ما هر روز بیشتر و بیشتر جای اصل و فرع را در دعوت مخاطبمان به کتابخوانی از دست می‌‌دهیم.
چنین می‌شود که خلاقیت در نویسنده می‌‌میرد، احساس می‌‌کند هیچ جریان ادبی در کشور اساساً مبنای قضاوتش خلاقیت نیست، در می‌یابد برای اینکه نوشتنش برای او منفعتی داشته باشد باید بر مبنای سلیقه داوران بنویسد.
چنین می‌‌شود که نویسنده به جای هدایت ذهن و اندیشه مخاطب خود، در جایگاهی قرار می‌‌گیرد که باید روی موج خواست‌های جامعه خود حرکت کند و دیگر بالاتر از مخاطبانش به آنها نگاه نمی‌‌کند و با آنها حرف نمی‌‌زند، می‌‌شود جزئی از آنها و افق دیدیش هم همان افق دید.
چنین می‌‌شود که روشنفکر در این جامعه قائل می‌‌شود به جریان‌های مافیایی که برخی کتاب‌ها و نویسندگان را می‌‌بینند و به صفحات روزنامه ها و محافل ادبی می‌‌کشانند و برخی دیگر را با نقد مغرضانه از دوباره نوشتن منع می‌‌کند.
چنین می‌‌شود که نویسندگان خوش قریحه غیر پایتخت نشین که نمی‌‌توانند هفته‌ای چند ساعت در کتابفروشی‌های زیر پل کریمخان بگذرانند، احساس می‌‌کنند که دیده نمی‌‌شوند (که چندان هم غریب نیست) و می‌‌روند در لاک تنهایی خود و تازه اگر همت کردند تا به روش‌های معمول دیده شوند، معلوم نیست ظاهر و صورتشان بتواند کلام و متنشان را توجیه کند.
چنین می‌شود که یک کتاب از طبقه سوم یا پایین‌تر جریان داستان نویسی کشور تقدیر می‌‌شود و نویسنده تقدیر شده دیگر نیز می‌‌ماند از این تقدیر خوشحال باشد یا از معلق ماندن کتاب بعدیش میان انتشار و عدم انتشار ناراحت.
همه و همه اینها هزینه‌هایی است که در کنار خط و خط بازی‌هایی که بدون اغراق در چند سال اخیر فضای جوایز و جشنواره‌های ادبی خصوصی را در بر گرفته، می‌‌پردازیم و هنوز هم که هنوز است معلوم نیست برای به دست آوردن چه چیزی؟
نمی‌‌‌توان باور کرد که فرم‌های داوری بسیاری از جشنواره‌های ادبی کشور حد نصاب برتر نداشته باشد و مخاطبانی که در طول سال به گواه خودشان چندین و چند اثر ناب و لااقل خواندنی را از مقابل چشمانشان گذرانده‌اند از تریبون‌های رسمی با این گفته مواجه شوند که اساساً آن آثار شایسته خواندن و دیده شدن نیستند.
شده‌ایم معلم سختگیری که چوب به دست و عینک بر نوک دماغ منتظر بهانه‌ای است برای توبیخ شاگردانش و انگار هیچ عامل انگیزاننده‌ای جز سختگیری در میانه نیست.
خلاصه آنکه بارها و بارها گفتیم که معنی نبود اثر برگزیده‌ای که نماینده جریان ادبیات داستانی یک سال کشور باشد از سوی مدیریت فرهنگی کشور معنایی جز به امان خدا رها کردن ذهن و اندیشه مخاطبانی ندارد که با رصد این اتفاقات به دنبال رفع نیاز و خواسته درونی خود هستند که چیزی جز مطالعه رضایت‌بخش و اقناع کننده نیست؛ مخاطبانی که با تک پیشنهاد یک ستون کوچک روزنامه می‌‌توانند برای یک کتاب، یک جریان بسازند و حالا بزرگترین رویدادهای ادبی کشور خود را ناتوان از یک انتخاب می‌‌بینند.
اگر می‌‌پسندیم که اینگونه هزینه‌هایی باید پرداخته شود که هیچ، دیگر کلامی باقی نمی‌‌ماند و اگر هم نمی‌‌پذیریم کاش یکبار برای همیشه بگوییم دردمان چیست که چنین روالی را لاجرم می‌‌پذیریم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار