
فعالان جبهه دوم خرداد از سال 87 از مسئله امانتداری درباره آرا سخن میگفتند؛ حتی هاشمی رفسنجانی در همین ایام از ضرورت صیانت از آرا در نماز جمعه سخن میگوید.
برای واکاوی حوادث و فتنه پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری 88 برآنیم که ساختار، شاکله و اهداف مسببین این غائله که هزینههای گزاف مادی و معنوی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی در بر داشتهاند را مورد بررسی قرار دهیم. از همین رو پس از بررسی " شکلگیری و برخی مؤلفههای ایدئولوژی تجدیدنظرطلبان "، " راهبرد تبلیغاتی و گفتمان انتخاباتی میرحسین موسوی "، " گفتمان محمود احمدینژاد از انتخابات نهم تا دهم ریاستجمهوری "، "بررسی نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهوری با روش "تحلیل گفتمانی " و "شواهد آگاهی جبهه دوم خرداد از سلامت انتخابات " به فصل هفتم یعنی " شورش بر جمهوریت " میپردازیم:
تراوشات ذهنی سروش و بشیریه؛ جبهه حاکم بر ایدئولوژی جریان دوم خرداد
اکنون پرسش اساسی این است که اهداف و انگیزههای این جبهه از رفتارهای رادیکالیستی و هنجارشکن پس از انتخابات چه بود و به کدام نقطه چشم دوخته بود. بخش مهمی از این پرسش را در فصل نخست و در بازشناسی ایدئولوژی تجدیدنظرطلبان بیان کردیم. آن ایدئولوژی که برآیند و حاصل بیش از دو دهه فعالیت فکری نظریهپردازان این جبهه بود تا حد زیادی جهتهای جبهه را مشخص میکرد و رفتار سیاسی آنان را تعیین میکرد. البته در سال 88 برخی از آنها مانند سروش و بشیریه دیگر در ایران نبودند، اما وابستگان فکری آنان همچنان به شدت فعالیت داشتند و ایدئولوژی حاصل از تراوشات ذهنی آنان بر رفتار کلی جبهه دوم خرداد حاکم بود.
از این جهت، حتی اظهارات حجاریان و تاجیک که به یک موضوع اما از دو منظر متفاوت نظر داشت، بیش از همه ایدئولوژی این جبهه در آشوبآفرینیهای پس از انتخابات را مورد پرسش قرار میداد. حجاریان و تاجیک در اظهارات خود به نقد ایدئولوژی تجدیدنظرطلبانهای که منجر به آشوبهای پس از انتخابات بود، نظر داشتند. آنان ریشه آن آشوبها را در نظریات سکولاریستی غربی میدانستند که در طول دهههای گذشته به بافت جامعه جوان شهری تزریق شده بود.
گرچه به بنیانهای این ایدئولوژی در فصل نخست اشاره شد، اما در ادامه به چگونگیهای دیگر آن در سال 88 خواهیم پرداخت. در این باره نباید اشتباه کرد و گمان برد که تمام نیروهای جبهه دوم خرداد به یک اندازه به تمام مؤلفههای آن ایدئولوژی باور داشتهاند. در حوادث پس از انتخابات و آنچه که در جنبش سبز رخ داد چند مسئله را باید از یکدیگر تمیز داد: ایدئولوژی، رهبری، جرقه اولیه، رسانهها، پشتیبانان، تشکیلات، ائتلافهای صورت گرفته و رفتارشناسی پدیدآورندگان آن.
به عبارت دیگر، وقتی سخن از ایدئولوژی به میان میآید بیش از آن که به توده نظر داشته باشد به رهبران، رسانهها، پشتیبانان و هادیان تشکیلاتی که توده را بسیج میکنند و ائتلافها بر اساس آن صورت میگیرد، نظر دارد.
"تقلب " بهانهای برای به ثمر نشستن آتشهای گداخته ایدئولوژی فتنهگران
بسیج تودهای در این جنبش بیش از هر چیز بر روی "جرقه اولیه " که همان "ادعای تقلب " باشد، متمرکز بود. در واقع این جنبش تلاش داشت پس از روشن کردن جرقه ابتدایی، با حرارت آن، چراغ بیرمق ایدئولوژی خود را روشن سازد و اصولاً هدف از "ادعای تقلب " نیز همین بود. جبهه تجدیدنظرطلب که در روزهای پیش از انتخابات به تمرین بسیج تودهای سبز دست زده بود، پس از اعلام نتیجه انتخابات سعی کرد تا التهابات و هیجانات سیاسی حاصل از رقابتهای انتخاباتی فرونخفته است، آن را ابزاری برای دستیابی به اهداف ایدئولوژیک خود قرار دهد. لذا این جنبش با فتنهانگیزی به معنای واقعی کلمه و آمیزش میان بسیاری از امور درست و نادرست بر "مراد باطل " خود که به ظاهر ادعای "ابطال انتخابات " را پیگیری میکرد و در باطن به خواستهایی فراتر از آن میاندیشید، چشم دوخته بود.
جمعیتی که برای دفاع از طرفی که "مظلوم " معرفی شده بود در روز 25 خرداد در خیابان آزادی تجمع کرده بود، بر اساس معیارهای فرهنگ سیاسی خود که بیتفاوتی را سرزنش میکند و دفاع از مظلوم را ترغیب میکند، عمل کرد. همان فرهنگی که در سال 57 انقلاب اسلامی را به وجود آورد و سپس هم تقویت شد. اصولاً انقلاب اسلامی در افزایش آگاهی سیاسی ایرانیان و احساس مسئولیت آنان درباره تحولات سیاسی و اجتماعی ایرانیان نقش مهمی بر عهده داشت. در واقع، جبهه تجدیدنظرطلب با علم به این موضوع و اصرار مؤکد بر "ادعای تقلب " تلاش کرد از این احساس راستین و آمیخته شده با هیجانات و التهابات ایام انتخابات برای دستیابی به اهداف و منافع خود بهرهبرداری کند. در این زمینه از تشکیلات ستاد انتخاباتی نیز که در زمانهای دیگر امکان تشکیل آن به سادگی ممکن نیست برای بسیج تودهای استفاده کرد. آنان همچنین از انگیزههای تاریخی موسوی نیز در این باره استفاده کردند. در ادامه برای شناخت بیشتر از جزئیات این حوادث به رفتارشناسی رهبران و پدیدآورندگان آن میپردازیم.
چنان که پیشتر نیز دیدیم تبلیغات موسوی که از فروردین 1388 به طور جدی آغاز شده بود و در اردیبهشت اوج گرفت. با سفرهای تبلیغاتی او و به منظور انجام سخنرانیها ادامه یافت. در این سخنرانیها از بسیج نیرویی که توسط ستادهای انتخاباتی موسوی صورت میگرفت، بهرهبرداری شد و تلاش میشد همپای احمدینژاد مراسم سخنرانی موسوی شلوغ و پرجمعیت باشد، خواستهای که همواره فاصله زیادی تا واقعیت داشت.
"تخریب رقیب "، "مظلومنمایی " و "جذب نخبگان اجتماعی " سه راهبر ستاد موسوی
ستاد موسوی برای انتخابات دهم ریاست جمهوری از سه راهبرد کلان بهره برد: "تخریب رقیب "، "مظلومنمایی " و "جذب نخبگان اجتماعی ". پیگیری سیاستهایی مانند سیاهنمایی، تشکیل کمیته صیانت از آرا و درج اخبار متفاوتی از حمایت چهرههای فرهنگی و هنری از موسوی در ستاد موسوی مهم تلقی میشدند. زیرا به خوبی سه راهبرد یاد شده را عینیت میبخشیدند. 45 روز مانده به انتخابات کمیته مشترک کروبی و موسوی برای صیانت از آرا به طور جدی فعالیت خود را آغاز میکند و به جز فعالان جبهه دوم خرداد که از سال 87 از مسئله امانتداری درباره آرا سخن میگفتند، حتی هاشمی رفسنجانی در همین ایام از ضرورت صیانت از آرا در نماز جمعه سخن میگوید.(1)
نامههای سر بریده قطعهای از پازل فتنه
در واقع این روند که از چندین ماه قبل آغاز شده بود به تدریج افزونتر میشود تا چهار روز مانده به انتخابات که رئیس کمیته مذکور، محتشمیپور، طی نامهای به دبیر شورای نگهبان از احتمال بروز تخلفات گسترده ابراز نگرانی میکند. در سه روز مانده به انتخابات، نامه تحریکآمیز و تهدیدگونه هاشمی به رهبری منتشر میشود و زهرا رهنورد در همایش "شکوه اراده مردم " به وزارت کشور درباره هرگونه تقلب در انتخابات هشدار میدهد و برخی شرکتکنندگان شعار "اگر تقلب بشه ایران قیامت میشه " سر میدهند. دو روز مانده به انتخابات نیز رئیس کمیته صیانت از آرا، طی اطلاعیهای خطاب به مردم و درخواست برای جلوگیری از هرگونه تخلف در انتخابات نوشت: "ملت شریف ایران! حضور هوشیارانه شما در مراقبت از آرای سرنوشتسازتان و مقابله با هر نوع تخلف و تقلب احتمالی که خدای ناکرده میتواند بر پیروزی تأثیر بگذارد، ضروری و واجب است و نگاه تیزبین شما مردم آگاه، به یاری خداوند میتواند این احتمال را به صفر رسانده و از هرگونه تخلف پیشگیری کند... در خاتمه ضمن تشکر از گزارش دلسوزانه و دقیق شما مردم آگاه، پیروزیتان با انتخاب آقای میرحسین موسوی و نجات کشور از وضع کنونی را از خدای سبحان طلب میکنیم. " (2)
در 21 خرداد، ضمن آن که موسوی در بیانیهای به طرفداران خود اطمینان میدهد و مینویسد: "پیامهای بیشماری از سوی اقشار مختلف شما مبنی بر ابراز نگرانی نسبت به شیوه برگزاری انتخابات و سلامت آن واصل میشود، تمامی شما را به حسن ظن نسبت به برگزارکنندگان انتخابات دعوت میکنم. ناظران کمیته صیانت از آرای ستاد اینجانب با دقت کامل روند انتخابات را زیرنظر دارند و مستمر نتایج گزارش این کمیته را به اطلاع آنان خواهند رساند. " سایت کلمه بر اساس آنچه که "یافتههای نظرسنجی معتبر " میخواند، مینویسد میرحسین موسوی با کسب 59 درصد آرا پیروز مرحله نخست انتخابات است.(3)
البته علاوه بر پیگیری سیاست تشکیک در صحت انتخابات، عوامل دیگری نیز در باورپذیری این ادعا در بخشهایی از جامعه شهری مؤثر افتاد: ضعف رسانهای اصولگرایان، عدم جذب نخبگان اجتماعی توسط دولت و تمایل آنان به کاندیدای رقیب و همراهی رسانهای و تشکیلاتی نظام سلطه و دولتهای استعماری از موسوی که همگی در طبقات متوسط و بالای شهری نفوذ داشتند. به هر حال روش تشکیک در سلامت انتخابات در روز رأیگیری نیز ادامه یافت. محمد خاتمی در هنگام انداختن رأی خود به صندوق گفت: "همه شواهد امر حاکی است که مهندس موسوی انتخابات را برده است، اما من پیشگو نیستم. " عفت مرعشی، همسر هاشمی رفسنجانی، در هنگام انداختن رأی خود به صندوق بیان کرد: "من به میرحسین رأی دادم در صورتی که تقلب انجام نشود، مطمئن هستم که میرحسین رأی میآورد... اگر تقلب شود، به خیابانها بریزید. "به این موارد میتوان پیام تشکر میرحسین موسوی به مردم و اعلان برگزاری جشن پیروزی پیش از پایان رأیگیری و در عصر انتخابات را نیز افزود.(4)
سختی تحمل احمدینژاد برای جریان قدرتطلب
لذا با چنین رویکردی در پیش از انتخابات و زمان تبلیغات دور از انتظار نبود که میرحسین موسوی و جریان سیاسی حامی او در صورت رأی نیاوردن وی نتیجه انتخابات را نپذیرند و برای فرافکنی علل شکست و عدم پذیرش تعهد آن، سخن از تقلب به میان آورند.
در واقع برای جریان قدرتطلب تحمل احمدینژاد برای چهار سال دیگر سخت و غیرقابل باور بود. آنها چهار سال گذشته را به امید چنین روزی سپری کرده بودند تا برای نخستین بار در جمهوری اسلامی شخص رئیس جمهور برای بار دوم رأی نیاورد. اما انتخاب مجدد احمدینژاد و تصور ریاست هشت ساله او به معنای تعمیق اصلاحات ساختاری بود که گروههای ذینفوذ چندان رغبتی به آن نداشتند.
صف آرایی سه گانه برای مقابله با مردی از تبار عدالت
جبهه مخالف احمدینژاد در این انتخابات از سه طیف متفاوت و با سه هدف مختلف تشکیل یافته بود که زمینههای تاریخی آن گویای این اهداف است: گروه نخست کسانی بودند که تنها به حذف احمدینژاد و دولت وی نظر داشتند و فراتر از آن خواستهای نداشتند؛ گروه دوم نه تنها به حذف احمدینژاد همت داشت، بلکه پیگیر تحدید اقتدار رهبری نیز بود تا از بازی قدرتی که به راه انداخته بود از اقتدار معنوی و سیاسی ایشان بکاهد؛ اما گروه سوم که شامل جریان افراطی و سکولار میشد در پی فراهمسازی زمینههای تغییرات ساختاری در نظام جمهوری اسلامی یا به عبارت دیگر "تغییر رژیم " بود. در واقع آنان نه تنها با اقتدار رهبری و مصداق امروزی آن دشمنی میورزیدند، بلکه با اندیشه "ولایت فقیه " و حکومت دینی مشکل داشتند. سعید حجاریان که بعدها در اعترافات خود از این موضع عدول میکند به صراحت به این خواست جریان تجدیدنظرطلب اقرار میکند.
در واقع، برداشت جریان مذکور این بود که با روی کار آمدن دولت نهم به ریاست احمدینژاد اقتدار رهبر انقلاب فزونی گرفته است و از این جهت سقوط احمدینژاد به معنای تضعیف اقتدار ولی فقیه بود.
آنها با حمایت از موسوی به عنوان نامزدی که میتواند هر دو جبهه اصولگرا و اصلاحطلب را نمایندگی کند به طور ریاکارانهای در پی احیای طرح "دولت وحدت ملی " بودند. به عبارت دیگر، ایده گذشته این بار با موسوی محقق میشد تا قریب به اتفاق مخالفان احمدینژاد در هر دو جبهه نگاهی نیز به موفقیت موسوی در رقابت دهم ریاست جمهوری داشته باشند. اما از نگاه جریان تجدیدنظرطلب، موسوی به دلیل اختلاف تاریخی با رهبر انقلاب از مزیت دیگری نیز برخوردار بود، او حتی از انعطاف موردی خاتمی نیز بهرهای نداشت و از اینجهت لجوجانهتر میتوانست اهداف اپوزیسیون و تجدیدنظرطلبان را پیگیری کند.
فائزه هاشمی: موسوی از نگاه آنان میتوانست اقتدار رهبری را کاهش دهد
از نگاه آنان رهبر انقلاب تا پیش از 1384 از اقتدار لازم برخوردار نبود؛ چه در زمان ریاست جمهوری، چه در طول سالهای 68 تا 76 و چه در دوره حاکمیت جبهه دوم خرداد. در واقع جریان تندرو که مشاهده میکرد رابطه رئیسجمهور کنونی با رهبر انقلاب روابطی نزدیک است که اقتدار ولایت فقیه را در پی دارد در پی پایان چنین وضعیتی بود تا از اقتدار افزونتر رهبری بکاهد. این سخنان را فائزه هاشمی به صراحت بیان کرده است. موسوی از نگاه آنان میتوانست اقتدار رهبری را کاهش دهد و قدرت را در میان مدعیان سرشکن کند.(5)
به هر طریق، تمام این طیفها در گام نخست که همان سرنگونی دولت احمدینژاد باشد اتفاق نظر داشتند و همین هدف و منافع مشترک بود که موجب شد آنان در انتخابات موضع واحدی را اتخاذ کنند. آنها اختلافات دیگر خود را به فردای روزی که نامزد آنان بر کرسی ریاست جمهوری بنشیند واگذارده بودند. لذا باید این ائتلاف شکننده را که بازیگران بینالمللی متناسب با اهداف خود را برگزیده بود، به دلیل دشمن مشترکی چون احمدینژاد دانست. لذا پس از روشن شدن نتیجه انتخابات و شکست جریان "احمدینژاد نه "، اختلافنظرها در این جریان روشن شد.
جریانهای نزدیک به اصولگرا یا به صراحت نتیجه را پذیرفتند و به رئیسجمهور منتخب تبریک گفتند و یا ضمن پذیرش نتیجه سکوت کردند. اما دو طیف دیگر نیز در این جریان وجود داشت: برخی از افراد جبهه به اعتراضهای آرام معتقد بودند و گروهی نیز به رفتارهای خشونت آمیزتر.
شخصیتهای مطرح مانند خاتمی معتقد بودند اعتراضهای آرام، که در انقلابهای رنگی مشاهده شده، جواب بیشتری خواهد داد. با آن که در طرح یاد شده نیز قرار بود ده روز اول تجمعات آرام باشد، اما به هر طریق آشوبهای گستردهتر از دوشنبه 25 خرداد و در پایان تجمعی که خاتمی و موسوی و کروبی نیز در آن حضور داشتند آغاز شد که برخی تحلیلگران این را از علل مهم شکست طرح میدانند که نارضایتی عمومی شهروندان ایرانی و به ویژه تهرانی ساکن این مناطق را در پی داشت.
تجربه تدریجی رفتارهای مدنی در سده اخیر به ایرانیان آموخته است که قانونگرایی و آرامش در شرایط امروز جهانی شرط توسعه است و باید از رفتارهای رادیکال و خشونتآمیز از هر نوع آن دوری کرد. نتیجه چنین شرایطی در جبهه مذکور سردرگمی و اتخاذ تصمیمات پارادوکسیکال بود. دامن زدن به هیجانات جامعه، تأکید بر قانونگرایی، بیاهمیتی به قوانین مصرح جمهوری اسلامی، چه قانون اساسی و چه قوانین عادی، ادعای پیروی از خط امام و پیگیری سیاستهایی که خشنودی دولتهای غربی و اسرائیل را در پی داشت نمونههایی از این رفتارهای پارادوکسیکال بود. لذا در مجموع رفتارهایی که از سوی این جبهه پس از انتخابات سر زد نیز رفتارهایی بسیار متفاوت و گاه متعارض بود که در برخی ناشی از رفتارهای تجدیدنظرطلبانه و در برخی ناشی از سردرگمی بود.
ادامه دارد.....
پی نوشت:
1. روزنامه اعتماد ملی؛ 1388.2.7.
2. پایگاه اینترنتی کلمه، 1388.3.18 و 1388.3.20
3. پایگاه اینترنتی کلمه؛1388.3.21.
4. شبکه خبری برنا؛ 1388.3.22 و پایگاه اینترنتی کلمه؛ 1388.3.22.
5. "ادامه مصونیت سیاسی هتاکان... "؛ پایگاه اینترنتی جهان نیوز؛ 15 شهریور 1388.
منبع: کتاب شورش اشرافیت بر جمهوریت