کد خبر: 425246
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۸
از بوسان تا گوانگ ژو

امیر کوشا- بوسان را مقایسه کنید با گوانگ ژو؛ این کجا و آن کجا! بوسان برای دیدن یک طلا باید ساعت شماری که هیچ، روز شماری می‌کردیم. وقتی تکواندو طلا را برای ایران به ارمغان آورد، انگار فاتح آسیا شده بودیم. بوسان، نشانه‌ای بود از درجا زدن ورزش کشور و تکیه کردن به ستاره‌هایی که خودرو رشد می‌کردند، اما یک اتفاق، ورق را به سود کاروان ایران چرخاند. روزی که تیم امید قهرمان آسیا شد، تمام ناکامی‌های ورزش زیر سایه این شادمانی رفت. فوتبال جور تمامی ناکامی‌های ورزشی کاروان ایران را کشید. همان طور که حسین رضازاده و وزنه‌برداری هم همین چتر امنیتی را بر سر ورزش کشور افکندند.

حالا ورق برگشته. ورزش رشد کرده و فوتبال، فقط به واسطه مدیریت نابسامانی که سال‌هاست در ساختمان آن رخنه کرده، رشدی کاملاً نزولی را در پیش گرفته. قهرمانی بوسان با سومی دوحه عوض شد و حالا نشستن روی پله چهارم شکستی تحقیرآمیز تلقی نمی‌شود. لااقل از نگاه خود مسئولان فدراسیون فوتبال، این ناکامی آن قدر طبیعی هست که حتی نخواهند توضیحی برایش ارائه کنند. هرچند غم فوتبال میان شادمانی‌های کاروان ورزشی ایران رنگ باخت، اما نمی‌توان امیدوار بود در راه رسیدن به المپیک و یا جام ملت‌ها، سایه بانی یافت که برای رهایی از غم شکست فوتبال بار دیگر به زیر آن فرار کرد.

***
حرف‌های علی کفاشیان بعد از شکست تیم امید برابر کره‌جنوبی در گوانگ‌ژو قابل تأمل است، وقتی که یکی از همکاران مطبوعاتی ما در چین از کفاشیان در مورد دوومیدانی، رشته مورد علاقه رئیس فدراسیون سؤال می‌پرسد و رئیس که حالا پس از جدا شدن او از بدنه مدیریتی فدراسیون دوومیدانی و کمیته ملی المپیک، این رشته مثل سایر رشته‌ها کمی نفس کشیده و رنگ مدال را می‌بیند گفته: «من به بچه‌های دوومیدانی سر زدم و سعی کردم به آنها روحیه بدهم. از این که موفق شدند مقام بیاورند واقعاً خوشحالم. . . » و حالا باید پرسید آقای رئیس که چندان علاقه‌ای به قبول مسئولیت‌های خود در ناکامی تیم امید و پیشتر در تیم ملی نداشته و ندارد چگونه خود را سهیم در موفقیت دونده‌ها می‌داند؟

کفاشیان ما را به یاد دوره گذشته بازی‌های آسیایی می‌اندازد. مصاحبه‌ای که پیش از آغاز رقابت‌های شنا انجام داد و مدعی شد شانس مدال ایران در بازی‌ها وجود دارد، اما وقتی شناگران ایرانی در گروه‌های خود هفتم و هشتم شدند، ادعا کرد از اول هم نمی‌توانستیم برای شناگران شانسی قایل باشیم. یاد وعده اش می‌افتیم که برای رسیدن یک شناگر ایرانی به مرحله پایانی رقابت‌های شنا باید زمانی 12 ساله خرج کرد و البته 4 سال بعد، وقتی تمام وقت مرد همیشه مدیر کمیته المپیک و معاون سال‌های دور سازمان تربیت بدنی وقف فوتبال شده بود، شناگر ایرانی به مقام چهارم آسیا رسید. شاید کفاشیان حسرت بخورد که چرا سری به شناگرها نزده تا به آنها نیز روحیه‌ای بدهد و بعد خود را در این پیروزی هم سهیم بداند.

چهره بشاش کفاشیان، یادآور ادعای تاریخی دبیر اسبق کمیته ملی المپیک است. دبیری که در مواجهه با فدراسیون خودمحور دادکان و تیمی که دادکان به رنه سیموئز سپرده بود گفت: «مسئولیت تمام تیم‌های ورزشی که عازم بازی‌های المپیکی می‌شوند در ایران برعهده کمیته ملی المپیک است، به جز فدراسیون فوتبال! من معتقدم اگر از روز اول به جای فدراسیون کار تیم امید هم به ما سپرده می‌شد می‌توانستیم در بازی‌های قطر هم نتیجه‌ای ایده آل بگیریم!» همین مرد وقتی به فدراسیون آمد و دبیری را در کمیته از دست داد، تیم امید را در حوزه اختیارات خود دید! کدام ادعای کفاشیان را باور کنیم؟ به کدام یکی تکیه بزنیم و او را با کدام خط فکری بشناسیم؟ ثبات شخصیت و مدیریتش را باور کنیم یا نه؟ گفته‌های این مرد از دیروز تا امروز در تضاد است.

فوتبال شکست خورده و نمی‌توان توقع داشت مردانی که این تیم را بخت اول مقام و قهرمانی می‌دانستند (همان نایب رئیسانی که برای بدرقه تیم صبح و بعد از ظهر سخنرانی می‌کردند) در انظار عمومی پیدا شوند. فقط می‌توان امید داشت که کفاشیان بپذیرد در کنار سهیم شدن در پیروزی سایر رشته‌های ورزشی، جایی برای در آغوش کشیدن انگ شکست هم برای خود باقی بگذارد. . . توقع زیادی است؟

***
حالا تفکری خطرناک شکل گرفته. . . تفکری برخاسته از یک نگاه کوتاه بین و ساده اندیش!
این طرف در سازمان تربیت بدنی عزمی جزم شده برای ارتقای بودجه ورزش. دولت خود را مکلف دیده تا آموزش و پرورش را وادار به داشتن تعریف درستی از اجزای کلامی نام خود کند. هم آموزش و هم پرورش. . . مدارس تبدیل به پایگاه‌های استعدادیابی کشتی، شنا، فوتبال، دوومیدانی، والیبال، بسکتبال و تکواندو می‌شوند. سازمان بودجه تیم‌های مصرف کننده باشگاهی را به حداقل تنزل داده و مسیر برج کردن بودجه را به سوی خرج کردن تغییر داده است. اما ناکامی فدراسیون فوتبال برای سوء استفاده‌های تبلیغاتی و زیر سؤال رفتن برنامه بلند مدت ورزش کشور کفایت می‌کند.

حالا دبیر کمیته ملی المپیک در گفت و گو با خبرگزاری فارس می‌گوید: «این قدر به فوتبال بها ندهید. . . فکر ورزش‌های دیگر باشید!» البته می‌توانیم از بهرام افشارزاده بپرسیم که رشد چشمگیر کسب مدال طلا در بازی‌های آسیایی محصول چه اتفاقی بوده؟ آیا سازمان به صورت تمام و کمال تمامی وقت خود را صرف فوتبال کرده بود که حالا انتظار انتقال توجه و بودجه و فکر از فوتبال به سوی سایر ورزش‌ها را دارد؟ آیا نگرش متفاوت سازمان تربیت بدنی به رشته‌های آبی یکی از مهمترین عوامل افتخارات اخیر ورزشکاران ایران نبود؟

فدراسیون فوتبال، بهانه‌ای به دست همه می‌دهد. همه مردانی که سعی می‌کنند گوشه‌ای از پیروزی کاروان ورزشی را بکشند و به خود الصاق کنند، حالا رو در روی فوتبالی ایستاده‌اند که بیش از تمامی رشته‌ها نیازمند توجه و حتی دخالت و ورود سازمان است. فدراسیونی که نشان داد نه تنها نمی‌تواند ارزش استقلال کاری را بفهمد که حتی وقتی خود را در صاحب اختیارات لازم می‌بیند، سکون را جایگزین حرکت می‌کند. فوتبال نه تنها شادمانی ایران در بازی‌های آسیایی را دو چندان نکرد که حتی سنگی شد پیش پای تفکر سازمان برای ارتقای سایر ورزش‌ها! آیا نباید از این بابت به کفاشیان و هیئت رئیسه تبریک گفت؟ تبریکی برای آن چه برسر فوتبال آورده‌اند و اسباب هجمه‌ای نامتعارف را به سوی فوتبال فراهم کرده‌اند.

***
بار دیگر قیاس کنید بوسان که با 8 طلا روی پله دهم ایستادیم و گوانگ ژو که با 20 طلا رکوردها را شکستیم و چهارم شدیم. بوسان فوتبال همه را در رنگ و لعابی زیبا فرو برد و امروز بسیاری می‌کوشند موفقیت کاروان ورزشی را با عملکرد ضعیف فدراسیون فوتبال (فدراسیون مستقل و حالا به معنی واقعی خودمختار) پاک کنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار