
1- هرسال که به 16 آذر نزدیک میشویم صحبت از جنبش دانشجویی و نقش دانشجویان در جامعه بالا میگیرد. سیل درخواستها از افراد فعال دانشجویی میشود که برای این روز مصاحبه یا نظری ارائه دهند تا در رسانهها انعکاس یابد. اما سؤال مهم این است که 16 آذر چیست و چرا مهم است؟ آیا در تاریخ جریان دانشجویی 16 آذر مبدأ است یا روز و تاریخی دیگر؟
16 آذر به عنوان یکی از نمادهای ظلم ستیزی در تاریخ جریان دانشجویی حائز اهمیت است، اما باید دانست در تاریخ جریان دانشجویی ایران تنها 16 آذر نیست، بلکه روزهای به نسبت مهم تر از آن وجود دارد مانند آنچه در اوایل انقلاب رخ داد یعنی انقلاب دوم یا همان تسخیر لانه جاسوسی که برای جریان دانشجویی نقطه عطف مهمی بود یا آنچه که در سال 81 رخ داد و کمتر کسی از این حادثه اطلاع دارد یا آن را به یاد میآورد. در 6 آبان سال 81 مقام معظم رهبری پیامی را خطاب به جریان دانشجویی صادر فرمودند که در آن نابترین و اصیلترین آرمان انقلاب بیان شده است. ایشان جنبش دانشجویی را عهده دار پیگیری این آرمان دانستند و فرمودند: «امروز سرآغاز فهرست مسائل بلند کشور، مسئله عدالت است». جمله ای که حجت را بر جریان دانشجویی تمام کرد و میتوانست سرآغاز تحول در فضای رخوتگونه دانشجویی آن زمان باشد.
به مرور زمان شاهد آن بودیم که گفتمان عدالت و عدالتخواهی به صورت گفتمان غالب در فضای دانشجویی و نیز فضای جامعه درآمد. اما آیا ما به این روز مهم بهاندازه 16 آذر اهمیت میدهیم؟
2- نگاه تهدید محور، نگاهی بود که جریان عدالتخواهی سعی در مبارزه با آن داشته و دارد. اینکه تنها جریان دانشجویی به تهدیدهایی که امکان بروز دارد بها بدهد و از فرصتهایی که در پیش رو وجود دارد (و تهدیدی برای دشمنان است) غافل شود مشخصه اصلی این نوع نگاه است. دوری از همین نگاه تهدید محور بود که سبب شد حلقههای اولیه عدالتخواهی در سراسر کشور شکل بگیرد. زمانی که در دانشگاهها دعواهای زرگری میان چپ و راست غالب بود و برخی نمیتوانستند از این پارادایم دروغین و جعلی خود را رها سازند، عدهای با تمسک به بزرگترین فرصت که انقلاب اسلامی واندیشههای امام خمینی(ره) در اختیار آنان قرار داده بود، توانستند خود را از آن پارادیم جعلی دور کرده و حرفهایی جدید در فضای دانشجویی مطرح کنند. حرفهایی که برای آشنایان به آرمانها و اصول انقلاب اسلامیجدید نبود، اما برای نسل سومیهایی که انقلاب را درک نکرده بودند، حرفهایی جدید و بدیع بود. این فرصت همان اصل عدالت بود که دراندیشه حضرت
روح الله بارها و بارها بر آن تأکید شده بود.
3- دوری از کلیشههای ساخته شده برای جریان دانشجویی، حرکت به سمت درک و فهم مستقل از جریانات، اتصال به اصول و مبانی، توجه به آرمانها و دوری از مصلحت اندیشیها، جسارت داشتن در بیان و مطرح کردن آرمانها و. . . همه وهمه نیازهایی است که جریان دانشجویی باید به آن توجه کند. اتصال بدون واسطه به رهبری ( امام خمینی (ره) و امام خامنهای) و دریافت آن چیزهایی که ایشان از جریان دانشجویی مطالبه کردهاند و سعی در تحقق بخشیدن به آن، همان چیزی است که به وجود جریانات دانشجویی در جامعهولایی مشروعیت میدهد. شناخت جنگ فقر و غنا، سلطهگر و سلطهستیز و. . . از ابتداییترین نیازهای جریانات دانشجویی کشور است.
4- بیشک آنچه که جریان دانشجویی میتواند انجام دهد بسیار بیش از آن چیزی است که هم اینک انجام میدهد. اما رسیدن به آن حالت آرمانی نیازمند بازخوانی مبانی، اصول و روشهای حاکم بر جریان دانشجویی در حال حاضر است.
سست بودن پیوند فکری میان جریان دانشجویی و اندیشههای اسلام ناب مهمترین علت این نقیصه است که البته بعضی از مؤلفههای اجتماعی نیز تشدیدکننده آن میشود.
*دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی