
پريسا گربندي- پس از قبرهاي 20 ميليون توماني، اين بار تب تجمل گرايي به سنگهاي قبر كشيده شده و قيمت سنگ قبرها سر به 30 ميليون تومان گذاشته است.
به گزارش «جوان»، ديدن قبرهاي خالي كه دستان خاكيشان را براي در آغوش كشيدن نفرهاي بعدي و بعدي باز كردهاند وجود آدمي را ميلرزاند، اما چيزي كه از همه بيشتر توجه را جلب ميكند، دسته گلهايي به طول سه يا شايد چهارمتري است كه بر سر بعضي از قبرها چيدهاند. چند متر آن طرفتر روي خاكي خيس خورده شاخه گل داوودي زردرنگ پرپر شدهاي چشم را خيره ميكند. شاخه گلهاي منظم چيده شده گلايول و مريم سبدها و پرپر داوودي دست به دست هم ميدهند تا فكر آدمي را به سمت نبرد تجملات و سادگي پر دهند!
بحث مسكن در قبرستان هم حسابي داغ است!
قضيه دسته گلهاي چند متري چيست؟ هر كدام 4- 3 متر طول دارند. هر سبد را با وانت ميآورند و چند نفر با زحمت سبد را بلند كرده و سر قبر ميگذارند:«از طرف فلاني». بعد نوبت دستهگل بعدي و بعدي و بعدي است! با ديدن سبدهاي گل، ناخودآگاه اين فكر به ذهن ميآمد كه حتماً فرد مرحوم وضع مالي خيلي خوبي داشته يا فاميلها و آشناهايي ثروتمند دارد. شايد هم برنامه چشم و همچشمي، آبروداري و تجملگرايي در قبرستان هم برقرار است! يكي از اقوام مرحوم حرفهاي جالبي دارد؛ مثلاً اينكه اين قبر 40 سال پيش خريداري شده و حالا بازماندگان فقط براي تمديد و تجديد سند چند ميليون تومان هزينه پرداخت كردهاند و اگر ميخواستند امروز قبري در اين قطعه قديمي بخرند، قيمت بالاتر از اين صحبتها بود. جالب اينجاست در حين رفت و آمد بين قطعهها، با آگهي فروش فوري قبر مواجه شديم و فهميديم بحث دلالي مسكن و گراني خانه و اين حرفها در قبرستان هم حسابي داغ است.
دلمان براي اين همه پولي كه بابت تجملات و گلهايي كه تا چند ساعت يا حداكثر چند روز ديگر خشك و گنديده ميشدند، خرج شده بود حسابي ميسوخت و از آن مهمتر اينكه اگر صدها سبد از گرانترين گلها هم براي مرده ميآوردند، هيچ فرقي نداشت و قضيه فقط و فقط چشم و هم چشمي آغشته به احترام كاذب بود!
قطعهاي ساده و بيآلايش
به قطعههاي جديد رفتيم، بر سر يكي از قبرها جمعيتي اندك جمع بودند و دو شاخه گل داوودي روي خاك خيس خورده پرپر شده بود. زني برسر قبر ميگريست و ميگفت:«چرا من را با اين دو بچه تنها گذاشتي، من چگونه از پس اين همه مشكلات بر بيايم. » معلوم بود كه خانوادهاي هستند با مشكلات فراوان. از يكي از آقايان درمورد زندگي و مشكلات متوفي و خانوادهاش پرسيديم، گفت:«خدا بيامرز كارگري ساده بود، با درآمدي معمولي، مستأجر و زحمتكش، تنها و بيپشتوانه. آخر هم سكته كرد و مرد. اين هم از مراسم دفنش به اين سادگي و غريبي! براي همين مراسم ساده كلي بدهي بالا آوردهايم.» عجيب است كه اين اختلافات طبقاتي تا مرگ به دنبال آدم ميآيد! حتي در قبر هم از اين تفاوتها راحت نميشوي.
30 ميليون تومان براي سنگ قبر!
از محيط بهشت زهرا خارج شديم و سري به سنگ قبرفروشيها زديم. حرفهايي شنيدني براي گفتن داشتند. يكي از سنگ فروشان ميگفت: با توجه به اينكه بعضي از افراد، بضاعت خريد ارزانترين سنگ را هم ندارند، بعضي از خانوادهها قيمتهايي بسيار بالا براي سنگ قبر امواتشان ميپردازند و از آنجا كه قيمت سنگ قبر با توجه به زيبايي، دوام و جنس سنگ از 60 هزار تومان به بالا تعيين ميشود بعضي خانوادهها قبرهايي از جنس سنگهاي گرانقيمت برزيلي و مرمر كه در امامزادهها و حرمهاي متبركه استفاده ميشود، سفارش ميدهند كه استفاده از اين سنگها و نقش و نگارهاي ويژه روي آن قيمت قبر را بسيار بالا ميبرد. مدتي قبل خانوادهاي براي ميتشان سنگ قبري سفارش دادند كه برايشان 30 ميليون تومان هزينه برداشت. اين در حالي است كه خانوادههاي بسياري را ميشناسم كه هنوز نتوانستهاند سنگ قبر مخصوص بهشت زهرا را عوض كنند. 30 ميليون تومان براي يك سنگ قبر 60 سانتيمتري؟
كاهش تجملات مايه آبروريزي است؟!
هنگام برگشت از بهشت زهرا تمام لحظهها پي در پي در ذهن تداعي ميشد و سؤالاتي كه شايد هيچ وقت هيچكس نتواند به آنها پاسخ دهد از ذهن ميگذشت، اينكه اين دسته گلها چه كمكي به متوفي ميكند؟ آيا بهتر نيست به جاي هزينه اين سنگ قبرها و گلها براي شادي روح اموات خيرات بدهيم؟ (البته شايد از تجملاتمان كاسته و مايه آبروريزي شود!) اگر سنگ قبر 50 هزار تومان يا 35 ميليون تومان باشد چه تفاوتي براي شخص فوت شده دارد؟ تمام مدت فكرمان درگير اين بود كه با اين 30 ميليون آرزوي چند جوان براي ازدواج برآورده ميشود؟ يا چند سقف اجارهاي بالاي سر مستحقان قرار ميگيرد؟ راستي مردهپرستي به چه معناست؟