
محمد صادق زمانی- برخی تصمیمات به «بادی» بند هستند، بعضی دیگر به «گردباد» بندند و برخی هم به «سونامی.» سادهترش این است كه برخی تصمیمات با وزش یك باد عوض میشوند، برخی با گردباد تغییر میكنند و بعضی هم با وقوع سونامی سر به جاده تغییر و تبدیل میگذارند.
ماجرای تغییر پایتخت ایران یا دوپایتختی شدن كشور هم كه قصهای قدیمی و كهنه است و هر بار با اضطراری شدن هوای تهران بر سر زبانها میافتد جزء آن دسته از تصمیمات بادی است كه پس از وزش یك باد و رفع آلودگی هوا به همت نعمت باد، فراموش میشود و بر زمین میماند.
طی روزهای اخیر هم كه قصه تكراریتر آلودگی هوای تهران، «ابر تعطیلی» و «باد مصنوعی» و «مه زوج و فرد خودروها» و «خورشید كاهش ساعات كاری ادارات» را برای رفع آلودگی به تكاپو انداخته، آوای خوش دوپایتختی شدن كشور نیز از ساز مجلس طنینانداز شده است.
این بار، نائب رئیس كمیسیون اقتصادی مجلس به نمایندگی از سایر همكسوتان خود و برای آنكه شفاف شده باشد كه مجلس هم نسبت به آلودگی هوای تهران بیتفاوت نیست بار دیگر از طرح نمایندگان برای دوپایتختی شدن ایران خبر داده است. طبق گفتههای سید كاظم دلخوش، بر اساس این طرح كه بناست یكماه دیگر در مجلس بررسی شود، قرار است تهران پایتخت اقتصادی كشور باشد و شهری در نزدیكی تهران، پایتخت سیاسی شود. این طرح هرچند در ظاهر مطلوب به نظر میرسد، اما بطن آن بسیار انتقاد برانگیز است. مهمترین انتقادهای وارد به این طرح را شاید بتوان به صورت زیر برشمرد:
1- باد كه بوزد طرح را با خود میبرد: نمایندگان محترم مجلس بهتر از هر كسی میدانند كه طرح دوپایتختی شدن ایران یا تغییر پایتخت از تهران به یك شهر دیگر هر از چند گاهی و در بحبوحه آلودگی هوا مطرح میشود، اما پس از آن كه در نهایت، وزش باد سبب خروج آلودگی از هوای تهران میشود، این طرح نیز بر زمین بایكوت و مسكوت میماند. از این رو، منطق حكم میكند كه تصمیمات بادی را نباید جدی گرفت.
2- تفسیر معكوس از طرح رئیس جمهور: از ابتدای سال جاری دكتر احمدینژاد رئیس جمهور ایده ضرورت خروج 5 میلیون جمعیت را از تهران مطرح كرده و چندین بار آن را مورد تأكید قرار داده است. از سوی دیگر، بر اساس طرح دوپایتختی شدن ایران قرار است كه شهری در نزدیكی تهران پایتخت سیاسی كشور باشد و تهران پایتخت اقتصادی باقی بماند. منظور از پایتخت سیاسی این است كه نهادهای سیاسی و مدیران به خارج از تهران منتقل شوند كه جمعیت آنها اگر از 200 هزار نفر كمتر نباشد بیشتر نیست. با یك محاسبه ساده ریاضی میتوان نتیجه گرفت كه اگر 200 هزار را از 5 میلیون كسر كنیم رقم 4 میلیون و هشتصد هزار باقی میماند و این یعنی اینكه آب از آب تكان نمیخورد و كماكان جمعیت زیاد، آلودگی فلجكننده و ترافیك غیرقابل تحمل تهران پابرجاست. بنابراین، طرح دوپایتختی شدن كشور و اعطای لقب پایتخت سیاسی به شهری نزدیك تهران تفسیری معكوس از ایده خروج 5 میلیون نفری احمدینژاد است.
3- اقتصاد و سیاست یك روحاند در دو بدن: بر كسی پوشیده نیست كه سیاست و اقتصاد در هم تنیدهاند. به طور طبیعی، نهادهای سیاسی و اقتصادی همچنان ارتباطهای تنگاتنگی با هم دارند كه دوام و بقای آنها بسته به همین ارتباط دو سویه است. از این رو، تفكیك پایتخت به دو بخش سیاسی و اقتصادی به منزله اختلال در این رابطه و نابسامانی در امور است.
4- مدیران در سلامت، مابقی در مرارت: تعیین شهری در نزدیكی تهران به عنوان پایتخت سیاسی كه به احتمال زیاد جایی خوش آب و هوا و بیترافیك خواهد بود و مدیران و نمایندگان مجلس به آنجا عزیمت خواهند كرد به این معناست كه طراحان این ایده بیشتر به فكر سلامت و آسایش خود هستند تا شهروندان!
بنابراین ضمن احترام به همه كسانی كه طراح یا حامی این طرح هستند و با توجه به ایرادهایی كه به این طرح وارد است میتوان نتیجه گرفت كه به گفته مولانا:« این طرح، همانا مصداق گم كردن سوراخ دعاست.»