کد خبر: 424480
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۰۶:۵۵
گفت‌وگو با پیشکسوت بازنشسته با 50 سال سابقه معلمی
از بازنشستگان فرهنگی مشمول قانون ارتقا و از اجرای آئین نامه تشویق معلمان بازنشسته به ادامه همكاری گفته ایم و خوانده‌اید.‌اما این بار پای سفره 50 سال تجربه معلمی یكی از این خانواده بزرگ میهمان شدیم و او ساده و مهربان ما را پذیرفت. همین ساده و مهربان. و‌ای كاش منتظر بهانه نمی‌‌ماندیم و زودتر به این ضیافت كه بوی گچ و تخته و سیاه و دفتر و كتاب داشت‌ می‌‌آمدیم. در میان سروصدای مدرسه‌ای كه در همان نزدیكی بود و گویی موسیقی مورد علاقه آقای معلم، با او به گفت‌‌وگو نشستیم. او خودش را اینگونه معرفی‌ می‌‌كند: محمد غیاثی هستم و 50 سال سابقه تدریس دارم و تا یكی دو هفته پیش درس‌ می‌‌دادم.
گفت‌وگو از: طاهره صالح ابوالقاسمیدقیقا چه سالی به استخدام‌آموزش‌و ‌پرورش در‌آمدید؟سال 1340. زمانی که 24 ساله بودم و قبل از آن در زمان دانشجویی دو سال در یک مدرسه دیگر تدریس‌ می‌‌کردم.چند سال از سابقه‌تان را در دبیرستان مروی تهران تدریس کردید؟تمام 50 سال را. وقتی ابلاغم را برای مدرسه مروی گرفتم، خیلی خوشحال بودم. به خاطر اینکه این مدرسه، استخوان دار بود و دبیران بسیار خوبی داشت و من‌ می‌‌توانستم کنار آنها تجربه زیادی به دست بیاورم. شاگردان زرنگی داشت و من همیشه به تدریس در این مدرسه افتخار‌ می‌‌کنم. و من تمام این سال‌ها‌ با عشق در آن مدرسه کار کردم و از وقتی تعطیلی آن را اعلام کرده‌اند، واقعا زندگی برای من تمام شده است. ( و اینجا دیگر اشک مجالش نمی‌‌دهد). البته از سال 68 بیست سالی هم در دبیرستان فرزانگان تهران درس داده‌ام. با این حال تدریس در مدارس دیگر وقتی به دل من‌ می‌‌چسبید که در مدرسه مروی هم درس داشته باشم. ایام جنگ هم در تلویزیون تدریس‌ می‌‌کردم چون جمع کردن دانش‌اموزان در مدرسه خطر داشت.شما کدام دانشگاه و در چه رشته‌ای تحصیل کردید؟من لیسانسم را حدود 50 سال قبل از دانشگاه تهران در رشته ریاضی و‌امار گرفتم و در این سال‌ها‌ تمام شاخه‌‌های ریاضی را در دبیرستان درس داده‌ام. چه نظام قدیم که ریاضی و جبر بود و چه ریاضی نظام جدید.در دوران تدریستان چند شاگرد تربیت کردید؟آما دقیقش دستم نیست‌اما هر سال معمولا 6 تا کلاس ششم دبیرستان ریاضی داشتیم. با حدود 80 تا 100 دانش‌اموز در هر کلاس. من کلاس 119 نفری هم داشتم. یعنی به طور متوسط هر سال 480 دیپلمه داشتم.چه طور کلاس را با این جمعیت اداره‌ می‌‌کردید؟اغلب بچه‌هایی که در مروی درس‌ می‌‌خواندند دنبال درس خواندن بودند و کمتر بازیگوشی‌ می‌‌کردند. با این حال من هم همیشه حرمت درس و کلاس را حفظ‌ می‌‌کردم و با شاگردانم رفیق بودم.چه سالی بازنشسته شدید؟سال 1373 و بر خلاف میلم ابلاغ بازنشستگی‌ام‌ آمد ‌اما من از همان سال تاکنون در مدرسه مروی تدریس داشته‌ام. الان هم بعد از تعطیلی مدرسه مروی خیلی تمایل دارم بروم شهرهای کوچک و آنجا تدریس کنم. من همیشه به همسرم‌ می‌‌گویم اگر بگذارند بروم در روستاهای کوچک تدریس کنم، باز قدری برای من تسلی‌ می‌‌شود.برایتان سخت نیست بروید در یک روستای کوچک برای تدریس؟من تدریس را یک موهبت الهی‌ می‌‌دانم و حیفم‌ می‌‌آید که روزها در منزل نشسته باشم. من تمام زندگیم را با افتخار پای تدریس گذاشتم. ( در این میان به دور از چشم همسرش خاطره‌ای هم چاشنی صحبت هایش‌ می‌‌کند) شب عروسی‌ام ساعت 4 تا 7 مراسمی در تالاری گرفته بودیم. قبل از شروع مراسم سری به مروی زدم، دیدم هزار نفر از شاگردان متفرقه برای آزمون زبان‌امده‌اند مدرسه، از طرفی هیچ معلمی در مدرسه نبود غیر از یک ناظم که درمانده شده بود. من به همراه دو نفر دیگر از رفقایم ماندیم و از بچه ها‌امتحان گرفتیم. نتیجه هم این شد که 2 ساعت دیر به مجلس عروسی خودم رسیدم. نمی دانم این حرف‌ها‌ چقدر باور کردنی هستند. قبل از ازدواج اطراف میدان اعدام سابق سکونت داشتیم، یک شب آخر شهریور ساعت 1 شب بی خوابی زده بود به سرم،‌ می‌‌دانستم که رئیس مدرسه هم برای برنامه ریزی برای سال تحصیلی در مدرسه مانده است، همان موقع راهی مدرسه شدم و دیدم برای جابه جا کردن برنامه آن تعداد دبیر دچار مشکل شده‌اند و من برنامه یک روزم را همان جا جا به جا کردم و مشکل رفع شد. معلم باید همیشه در دسترس شاگرد باشد. باید معلم در مدرسه بماند ببیند شاگرد با او چه کاری دارد. نه اینکه خودش قبل از دانش‌اموز از مدرسه فرار کند،‌ از ترس اینکه مدرسه یا شاگرد با او کار داشته باشد. من همیشه اول سال شماره تلفنم را روی تخته‌می‌‌نوشتم که اگر شاگردان وقت و بی وقتی سوالی دارند، در دسترسشان باشم و گرنه اگر کسی سر کلاس به صرف اینکه از بچه‌ها‌ بزرگتر است مثل یک مبصر عمل کند که معلم نمی‌‌شود.معلمی از نظر شما چه تعریفی دارد؟اولا یک معلم باید به درسی که‌ می‌‌دهد عالم باشد و اعتقاد بالایی داشته باشد که شاگردانش‌امانت در دستش هستند. خودش به نام خدا سر کلاس برود. من هر سال اول مهر خدا رو شکر‌ می‌‌کردم که باز فرصت معلمی به من داده است. بچه‌ها‌ هم کم کم اعتقاد پیدا کرده بودند که باید با وضو سر کلاس حاضر شوند. یک معلم باید علاوه بر‌اموختن دانش بچه‌ها‌ را با دیانت بار بیاورد. یک مجموعه رفتاری به این شکل‌ می‌‌شود معلمی. معلم جایش را باید با پدر و مادر شاگردانش عوض کند. من همیشه فکر‌ می‌‌کردم که بچه‌‌های خودم از معلمشان چه انتظاری دارند؟ انتظار داریم معلم هر چه دارد با اخلاص در اختیار شاگردانش قرار دهد. هنوز شاگردان من با من در تماسند چه قدیمی‌ها‌ و چه دانش‌اموزان فعلی‌ام. سال تحصیلی جدید هم که مدرسه مروی تعطیل شد ما با دانش‌اموزانمان کلاس مان را در پارک شهر ادامه دادیم تا اینکه هوا سرد شد. معلم باید طوری باشد که خودش بفهمد که معلمی شغل انبیا است نه اینکه به او بگویند.از معلمی خسته نشده‌اید؟نه من از درخانه نشستن خسته شده‌ام. بچه‌‌های فامیل را‌ می‌‌آورم منزلم و به آنها درس‌ می‌‌دهم. التماسشان‌ می‌‌کنم که بیاند درس بخوانند. وقتی هم که به اینجا برسد خودم‌ می‌‌دانم که ارزش کارم پائین‌ می‌‌آید.آقای غیاثی به نظر شما اوضاع معیشتی معلمان بازنشسته چگونه است؟حقوق من حدود 600 هزار تومان در ماه است و من کسی نیستم که کار دیگر بکنم و با همین حقوق سر‌ می‌‌کنم‌اما بازنشسته‌ها‌ کارهای دوم و سوم دارند تا دخل و خرجشان را به هم برسانند. حتی اگر شده از روی ناچاری با ماشین خودشان کار کنند. در ایران مقام معلم آن طور که باید تکریم‌ می‌‌شود؟فقط در حرف. روز معلم آموزش‌و ‌پرورش یک نامه و کارت پستال‌ می‌‌فرستد و تبریک‌ می‌‌گوید‌اما این چیزها دل یک معلم واقعی را خوش نمی‌‌کند، علتش هم این است که هیچ کدام از این کارها از روی اعتقاد انجام نمی‌‌شود. تکریم که هیچ‌اما بوده زمانی که کسانی به ما بد و بیراه هم گفته‌اند‌اما ذره‌ای از عشق ما کم نشده است. بهترین و بدترین خاطره‌تان را از دوران معلمی‌‌تان برایمان بگویید.هر چه فکر‌ می‌‌کنم بدترین خاطره‌ای وجود نداشته است. شاید در دوران جوانی از بعضی از اتفاق‌ها‌ به عنوان خاطره بد یاد‌ می‌‌شود ولی آلان که فکر‌ می‌‌کنم 50 سال با بچه‌ها‌ بودن برای من فقط شیرینی داشته است. لطف بچه‌ها‌ بوده است. شیرین ترین خاطره‌ام هم مربوط به یکی از اولیای دانش‌اموزانم بود که به مدیر مدرسه فرزانگان گفته بود من‌ می‌‌خواهم با خرج خودم غیاثی را برای درمان چشمش به خارج بفرستم. من چقدر باید به خودم ببالم که این پدر چقدر من را عزیز شمرده که این را گفته من این‌ها‌ را لطف الهی‌ می‌‌دانم. هر چه بوده شیرینی بوده خاطره بدم تخلیه و تعطیلی مدرسه مروی است. من آن روز 4 جای دبیرستان و راهروی آن را بوسیدم و از مدرسه خارج شدم.کدام یک از مشاهیری که در مدرسه مروی تحصیل کرده‌اند شاگرد شما بوده‌اند؟خیلی‌ها‌ بودند‌اما من به اینکه یک وزیر یا وکیل شاگردم بوده افتخار نمی‌‌کنم. من به داشتن شاگردانی افتخار‌ می‌‌کنم که خدمت به خلق خدا‌ می‌‌کنند. نه کسانی که حق و ناحق‌ها‌ را‌ می‌‌بینند و از ترس پست و میزشان دم بر نمی‌‌آورند. آقای دکتر بطحایی رئیس سابق دانشگاه خواجه نصیر، دکتر صدر نژاد رئیس سابق دانشگاه شریف و محمد علی نجفی وزیر سابق‌ آموزش‌و ‌پرورش از جمله شاگردانم بوده‌اندکه به آنها افتخار می‌کنم.از بین وزرای‌آموزش‌و ‌پرورش بعد از انقلاب عملکرد کدام یک بالاترین نمره را از نظر شما‌ می‌‌گیرد؟شهیدرجایی. من با ایشان دوست بودم و شاهد بودم که بسیار خالص و باطن دار بود. من در یکی از مدارس خیابان سمنگان در قبل از انقلاب با ایشان همکار بودم. اسامی بهترین شاگردان دوران تدریستان یادتان هست؟آقایان فلاح و نجفیتوقعتان از‌آموزش‌و ‌پرورش کشور بعد از 50 سال خدمت چیست؟هیچ توقعی ندارم. نظام‌ آموزشی ما از ریشه دچار مشکل است و من فکر نمی‌‌کنم حالا حالا کاری از دست کسی برای اصلاحش بر بیاید. فکر‌هایی هم پشت‌آموزش‌و ‌پرورش کشور است،‌ متناسب با نیازهای واقعی کلاس و درس و دانش‌آموز و معلم نیست.اگر‌اموزش وپرورش بخواهد زحمات شما را جبران کند چه کاری‌ می‌‌تواند انجام دهد؟فکر نمی‌‌کنم مسئولین‌آموزش‌و ‌پرورش به این فکر‌ها‌ باشند. من از وزیر‌آموزش‌و ‌پرورش وقت ملاقات خواسته‌ام به من نداده است. نمی‌‌دانم شاید احساس‌ می‌‌کند با ملاقات با یک معلم شانش پائین‌ می‌‌آید. یا شان یک معلم در ملاقات با ایشان بالا‌ می‌‌رود. به هر حال تاکنون وقت ملاقات به من نداده است و حتی در طول مدتی که دبیرستان مروی یا دارالفنون که از نمادهای فرهنگی کشور هستند دچار مشکل شدند یک بار سری به این مدارس نزد.فرزندان خودتان هم شاگرد خودتان بودند؟در منزل فقطشده بود که شما از معلمشان گله داشته باشید و یا احساس کنید که کم کاری کرده؟یک بار من را به خاطر اینکه پسرم بزرگم با چند تا دیگر از هم شاگردی هایش سر کلاس خندیده بود به مدرسه صدا کردند. مدیر مدرسه به من گفته بود که یک تبانی نامقدس کرده‌اند. من به مدیر مدرسه گفتم، معلم باید تحمل این را داشته باشد. بچه‌ها‌ که پوشه نیستند که بی حرکت یک جا بگذاریدشان.‌ می‌‌خندند. حرف‌ می‌‌زنند، تکان‌ می‌‌خورند. ان هم در سن رشد. از نظر درسی هم گله نداشتیم چون خود و همسرم هم که ایشان هم معلم بودند جبران کسری‌‌های کلاسشان را‌ می‌‌کریدم.تفاوت معلمان جدید و قدیم در چیست؟معلمان قدیم اعتقاد داشتند به معلمی. به اینکه سر کلاس خوب کار کنند و کم نگذارند. معلمان جدید هم به چند دسته تقسیم‌ می‌‌شوند. گروهی متعهدند. گروهی به خاطر تأمین هزینه‌‌های زندگی شان مجبور‌ می‌‌شوند از این کلاس به آن کلاس بپرند. عده‌ای هم خوب درس‌ می‌‌دهند تا آوازه‌ای به هم بزنند و شاگردان بیشتری جلب کنند. گروهی هم بی تفاوتند‌ می‌‌گویند این شاگرد‌ می‌‌خواهد برود دانشگاه یا موفق شود من چرا حرص بخورم و جان بکنم؟ از طرفی در حال حاضر معلمانی سر کلاس‌ می‌‌روند که تخصصشان چیز دیگری است و فقط به خاطر اینکه معلمی درآمد ناچیز‌اما تضمین شده‌ای دارد‌ می‌‌آید به طرف کار در‌آموزش‌و ‌پرورش.‌اما من به همه آنها از هر گروه و دسته‌ای توصیه‌ می‌‌کنم تا فرصت خدمت دارند، قدر موقعیتشان را بدانند و به معلمی به چشم یک موهبت الهی نگاه ککند.در پایان اگر صحبتی مانده بفرمائید.من به خاطر تعطیلی مدرسه مروی بسیار ناراحتم. این مدرسه 100 تا شهیدبه اتقلاب داده است و هنوز پتانسیل انقلابی بودن و مجاهدت علمی و دینی را داشت. فردی مثل دکتر مدانلو که رئیس دانشگاه کالیفرنیای‌امریکا بود سال 1329 از مروی فارغ التحصیل شده و بعد که برای شرکت در یک کنفرانس به ایران‌امده بود در فاصله تنفس کنفرانس‌ آمده بود به مدرسه سر بزند، دیوار مدرسه را‌ می‌‌بوسید و‌ می‌‌گفت من هر چه دارم از این مدرسه دارم. چند تا مدرسه در کشور هستند که شاگردانش همچین ارتباطی با آن برقرار کرده‌اند؟ دکتر منافی وزیر سابق بهداشت و رئیس بیمارستان مهر همیشه به اینجا سر‌ می‌‌زد و نگران سرنوشت مدرسه بود. در پایان هم خوب است یادی از معلم دوران دبستان خودم بکنم مرحوم رحیمی که در دبستان ثریا طرف میدان اعدام سابق محمدیه فعلی معلم من بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار