
ماجرای سرقت از موزههای بزرگ دنیا با دزدی از موزههای ایران، تفاوتی فاحش دارد. در حالی که سارقان ناشی موزههای ایران، در هر دستبرد به خروج یک یا چند اثراز موزه قناعت میکنند و گاه از میان آثار ارزشمند متعدد، اثری با کمترین ارزش را همراه میبرند، دزدان موزههای اروپا و امریکا، با برنامهای از پیش طراحی شده، به سرقتهای میلیون دلاری دست میزنند.
دزدان حرفهای
سرقت نقاشیهای کلود مونه، آلفرد سیسلی و جان بروگل به ارزش یک میلیون دلار از موزه نیس، سرقت 220 قطعه آثار تاریخی به ارزش پنج میلیون دلار از موزه آرمیتاژ و دستبرد مسلحانه به موزه مونک اسلو برای سرقت تابلوی فریاد مونک در حضور صدها بازدید کننده، نمونهای از سرقتهای بزرگ است.با این وجود، سرقت 385 سکه طلا و شش قلمدان از بخش اسلامی موزه ملی، در میان سرقتهای هنری در ایران یک استثنا بود.
دستبرد به موزه آبگینه و سفالینه هم که به ناپدید شدن 21 قلم اشیای شیشهای و سفالی انجامید، داستانی مانند ماجراهای پلیسی دارد. طبق گزارشی که از سوی نیروی انتظامی در اختیار موزه آبگینه و سفالینه قرار گرفت، سارقان حدود ساعت 12 نیمه شب یازدهمین روز آذر ماه 1379، از در شرقی موزه که مخصوص عبور و مرور افراد خاص است، به موزه وارد شدند و پس از ضرب و شتم و بیهوش کردن نگهبان به تالارهای موزه رفتند و با شکستن ویترینها، 21 اثر تاریخی را به سرقت بردند. آنها تا ساعت شش و 45 دقیقه بامداد در موزه بودند و پس از خروج هیچ سرنخی از خود برجا نگذاشتند. تحقیقات پلیس درباره آنها تا کنون به نتیجه نرسیده است.
برو بیای دزدان
مجموعه تاریخی - فرهنگی سعدآباد و موزه ملی ایران، رکورد دار سرقت هستند، با این تفاوت که اشیای مسروقه موزه ملی کمتر پیدا شدهاند و اشیای موزه سعدآباد زود به خانه بازگشتهاند، البته به جز سه اثر استاد محمود فرشچیان. نمونه خوشنویسیهایی که در سال 1380 از موزه میرعماد، از موزههای مجموعه سعدآباد به سرقت رفت، 72 ساعت بعد به موزه بازگشت. شمشیرهای موزه ملل هم که سال 1378 ناپدید شده بودند، از کشور آذربایجان سردرآوردند و پس از پنج سال به سعدآباد بازگشتند. یک هفته از سرقت تابلوی شبهای مهتاب موزه هنرهای زیبای سعدآباد در اردیبهشت ماه 1382 نمیگذشت که مسئولان از نصب مجدد تابلو به دیوار موزه خبر دادند. در میان آثار به سرقت رفته از سعدآباد، تنها تابلوهای استاد محمود فرشچیان بخت و اقبال خوشی نداشتند. چیزی از تابستان 1385 نگذشته بود که خبر مفقود شدن چند اثر موزه فرشچیان انتشار یافت و تحقیقات مشخص کرد سرقت توسط یکی از خدمه موزه صورت گرفته است. متهم که یک روز پس از سرقت دستگیر شد، ادعا کرد آثار را پاره کرده و از بین برده است. به این ترتیب دادگاه هم حکم به رد مال داد و آثار به موزه بازنگشت. نکته قابل توجه در جریان این سرقت ادعای دوگانه مسئولان موزه و خالق آثار بود.
در حالی که مدیر موزه در گفتوگو با خبرگزاریها بر بیاهمیت خواندن آثار تأکید کرده و گفته بود آثار در انبار موزه نگهداری میشد و قابل نمایش نبود، محمود فرشچیان در گفتوگو با ایسنا گفت:«تابلوی گرفتار که در بخش طراحیهای موزه به نمایش درآمده بود، همراه با دو اثر طراحی که به هم چسبیده بود، به سرقت رفته است.»
مهرهای 3 هزار ساله در دستشویی
آخرین سرقت از موزه ملی، در یک نقطه با مفقود شدن آثار فرشچیان اشتراک دارد؛ دست داشتن یکی از خدمه موزه در سرقت. 25 دی ماه 1384، اولین خبر درباره مفقود شدن هشت مهر سه هزار ساله از موزه ملی، انتشار یافت. کارشناسان موزه در جریان بررسی ماهانه ویترینها، متوجه فقدان شش مهر کوچک متعلق به هزاره اول پیش از میلاد در یکی از ویترینها شده بودند. سارق بدون آسیب زدن به قفل ویترین، تعدادی از آثار را برداشته و باقی آثار را طوری جا به جا کرده بود که کسی متوجه فقدان آنها نشود.
تحقیقات، کارشناسان را به یکی از سرویسهای بهداشتی موزه کشاند. سارق 25 ساله که به مدت شش سال نظافتچی موزه بود، مخزن آب سیفون دستشویی را مکانی امن برای نگهداری شش مهر مفرغین لرستان و دو مهر نقره با نقش یک زن و نیمرخ یک مرد، یافته بود.
دزدان ناشی
قالیچه پهلوی، شهریور ماه 1383 در جریان جا به جایی تعدادی از فرشهای موزه، گم شد. مفقود شدن این اثر تا چند روز به مقامات قضایی اطلاع داده نشد زیرا مسئولان موزه فکر میکردند در جریان نقل و انتقال فرشها، این اثر به اشتباه به بخش دیگری از موزه رفته است. به هرحال این قالیچه که سال 1307 هجری قمری از پشم و نخ در راور کرمان بافته شده بود، در کنار جوی آب و زیر یک کیوسک واقع در ضلع جنوبی موزه فرش پیدا شد.
حمله به شهرستانها
دزدها تنها به سراغ موزههای پایتخت نمیآیند. چند سالی است که موزههای شهرستانها هم مورد توجه آنها قرار گرفته است. سرقت از موزه پارس شیراز مهم ترین نمونه بود. قرآن خطی که یکی از نمونههای کمیاب در دنیا به شمار میآمد، سال 1382 به سرقت رفت و تاکنون سرنخی از آن به دست نیامده است. نیمه اول سال 1385 موزه آشتیان و تفرش هم مورد دستبرد واقع شد که اطلاعات چندانی از نحوه وقوع و اموال مسروقه انتشار نیافت.
نیمه نخست تیرماه همان سال نیز سایت رسمی سازمان میراث فرهنگی خبری مبنی بر سرقت سه مدالیون از موزه مشروطه تبریز منتشر کرد که بلافاصله از سوی رضا عبادی، رئیس سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان شرقی تکذیب شد:«با بررسیها متوجه شدیم، چند سکه توسط کارشناسان موزه جابهجا شده است.»
این اظهار نظر درحالی صورت گرفت که خبر انتشار یافته در سایت این سازمان از دستگیری متهم و تحویل او به مراجع قضایی شعبه ششم آگاهی تبریز حکایت داشت. سرقت مجسمههای پارکهای تهران و کوبه در مسجد امام اصفهان نشان داد سرقتها همچنان ادامه دارند و بی توجهی مسئولان امر به حفاظت از آثار نیز همچنان باقی است. آثار باستانی هر کشور بیان کننده پیشینه تاریخی و تمدن آن کشور و سرزمین هستند، پس چرا در کشور ما کسی برای حفظ هویتمان تلاش نمیکند؟