کد خبر: 423986
تاریخ انتشار: ۰۶ آذر ۱۳۸۹ - ۱۷:۲۱
به گزارش خبرنگار «جوان» سال 85 زنی به نام لیدان به مأموران پلیس آگاهی شهرستان شهریار مراجعه کرد و مأموران را از گم شدن شوهرش (کریم) باخبر کرد.
مأموران پلیس آگاهی پس از طرح ادعای این زن تحقیقات گسترده‌ای را برای پیدا کردن نشانی‌ای از کریم آغاز کردند، اما گستره تحقیقات ویژه پلیسی هم نتیجه‌ای نداشت تا اینکه با دستگیری سارق جوانی پرده از راز یک جنایت هولناک کنار رفت.
چندی پیش حسین به اتهام سرقت به حبس محکوم شد، اما نیمه‌های شب با فریادهای دلخراش مأموران زندان را به کمک طلبید.
زمانی که مأموران زندان بر بالین او حاضر شدند حسین خطاب به آنان گفت که قصد دارد راز یک قتل را افشا کند.
حسین گفت: چندی پیش با زنی به نام لیدا آشنا شدم. ادامه آشنایی من با لیدا با ارتباط پنهانی ما دنبال شد تا اینکه قرار شد لیدا پس از جدایی از شوهرش (کریم) با من ازدواج کند. حسین گفت: در برابر خواسته لیدا درباره طلاق مقاومت کردم تا اینکه با طرح نقشه شیطانی قرار شد کریم را به قتل برسانیم.
حسین با چشم‌های اشکبار در ادامه به مأموران گفت: من تعدادی داروی خواب‌آور تهیه کردم و قرار شد لیدا داروها را به کریم بدهد و سپس او را پس از بیهوشی به قتل برسانیم، بنابراین پس از آنکه کریم داروها را خورد به خواب عمیقی فرو رفت و من او را خفه کردم. پس از آنکه از مرگ او اطمینان پیدا کردیم، جسدش را به همراه لیدا به بیابان‌های اطراف بردیم و به آتش کشیدیم.
متهم گفت: از زمانی که به زندان افتاده‌ام روح کریم مرا رها نمی‌کند و هر شب کابوس‌وار به خوابم می‌آید.
پس از اعتراف هولناک متهم، پرونده او با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد.
قاضی حسن تردست رئیس شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران زمان رسیدگی به پرونده متهم را مشخص کرد تا اینکه هفته گذشته زنگ تلفن قاضی حسن تردست از زندان رجایی‌شهر کرج به صدا درآمد.
مأموران زندان اعلام کرد که متهم بر اثر بیماری ایدز در زندان جان باخته است. با مرگ متهم پرونده سیاه او برای همیشه مختومه شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار