
سمانه مسلمی- عجب زیباست حج و عجب دلرباست گشتن به دور خانهای که کعبه دلها نام گرفته.از قدیمالایام همگان برای رسیدن به حجرالاسود روزشماری میکردند و پای پیاده یا سوار بر شتری این مسیر سخت را میپیمودند تا به وظیفه شرعی خود عمل کنند.
آن روزها افراد با دست خالی به خانه خدا میرسیدند و با دستی پر از معنویت و با اندکی سوغات به میهن باز میگشتند. ولی امروز نه از آن سفرهای طولانیمدت خبری هست و نه از زحمتهای بیشمار آن. به راحتی (البته بعد از انتظارهای چند ساله و داشتن شانس که در بین جمعیت چند میلیونی مشتاق انتخاب شوی برای پوشیدن لباس احرام ) سوار هواپیما میشوند و بعد از گذر ساعتی پا بر خاک جده میگذارند تا با اتوبوسی تمام مکانیزه کم کم رسم عاشقی را در سرزمین پیامبر بیاموزند.
اما امروز به مدد تکنولوژی حاجی شدن به معنای واقعی سخت شده چراکه دستهای پر مسافران خانه خدا هنگام بازگشت حکایت از بازارگردی آنها دارد تا اینکه اغلب وقت خود را صرف گردش به دور خانه حق کنند.
طلای 24 عیار مردمان سرزمین عرب برای بعضی از حجاج ایرانی چنان چشمگیر است که به راحتی نمیتوانند از آن بگذرند و دل به دریا برای خرید آن نزنند. همین است که هنگام اذان به جای یافتن برخی از هم میهنان در صفوف به هم پیوسته نماز باید سراغشان را از بازار طلا فروشان گرفت، بازاری که رو به تعطیلی گذاشته و تا پایان نماز پرنده نیز در آن پر نمیزند.
از بازار طلا فروشها که بگذریم خرید سوغات برای خویش و آشنا یکی دیگر از دستاوردهای سفر چند روزه حج است. زمان زیادی از وقت سفر صرف پیدا کردن جنسهایی میشود که «madi in china» روی آنها نقش بسته و یک آن فرد را به این خلأ میرساند که اینجا چین است یا عربستان. به هر حال این جنسهای بنجل چینی که برای مردم خودشان هم کارایی چندانی ندارد چنان مسافران ایرانی را مجذوب خود کرده که گویی هیچ گوشه دنیا نمیتوان این جنسها را پیدا کرد یا در همین بازار خودمان اصلاً ردی از آنها یافت نمیشود.
به هر حال در شرایط کنونی حج با بازارگردی عجین شده و زخم عمیقی را در بین زائران ایرانی ایجاد کرده است. هم ما و هم رسانههای دیگر به تقبیح این مهم هر ساله مطالبی را به نگارش در میآورند ولی کو گوش شنوایی که بخواهد روش خود را تغییر دهد و برنامهاش را برای عبادت صرف ببندد.
شاید باید قبل از انجام مناسک حج کلاسی آموزشی برای حجاج برگزار کرد و به آنها این حدیث اسلامی را آموخت که پیامبر اسلام به عنوان پدر معنوی ما مسلمانان از زائران حج طلب خرما و آب زمزم میکرد چراکه رنگ و بوی حرمین شریفین را داشت حال خودمان کلاهمان را قاضی کنیم آیا به این حدیث تا کنون توجه نمودهایم که امروز خرما و آب زمزم جایگاه خود را به لباس و طلا و هزار چیز و ناچیز بنجل چینی داده است.
توجه به این موضوع ضروری است تغییرات مشهود در مناسک حج موجب شده تا هزینه حجاج برای سفر به حج دو برابر شود و حاجی به جای پرداختن به آداب و مناسک حج و ادای مستحبات دغدغه خرید سوغاتی و سالن غذا خوری برای پذیرایی را داشته باشد. این در حالی است که مقام معظم رهبری در بیانات اخیر خود در جمع متولیان حج فرمودند: بهتر است حجاج ایرانی به جای هزینه سفرههای ولیمه و سوغاتهایگران قیمت به فکر آسیب دیدگان سیل پاکستان باشند و به آنان کمک کنند.
شاید آموختن روشهای درست کاروان داری یکی از همین موارد باشد که تا به امروز توجه چندانی به آن نشده چراکه وقتی رئیس کاروان به جای استفاده از لحظات بسیار کوتاه روحانی و معنوی در مکه و مدینه برای حضور زائر در بازارهای عربستان برنامهریزی میکند دیگر جایی برای فرهنگسازی نمیماند برنامهای که تا به امروز از سوی مسئولان سازمان حج و زیارت با کمتوجهی رو به رو گردیده است.
در پایان باید گفت بهتر است مدیران کاروانها و حتی خود زائران تنها نیمی از یک روز به خرید اختصاص دهند و از فضای به وجود آمده کمال استفاده را برای ارتقای جایگاه معنوی خود ببرند چراکه معلوم نیست سالی دگر باشند یا اینکه یکبار دیگر برات حج برایشان صادر شود و اجازه دیدن خانه حق را داشته باشند.