
سران پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) روز جمعه و شنبه در پرتغال گردهم آمدند تا به زعم خود استراتژی بلند مدت این پیمان را تدوین کنند. نشست لیسبون با حضور 28 کشور عضو ناتو و چند مهمان ویژه در شرایطی برگزار شد که روند تحولات ناتو به ویژه در سالهای اخیر نشان میدهد که این پیمان نه تنها توانایی رسیدن به اهداف تعیین شده برای سال 2020 را ندارد بلکه برای اجرای اهداف کنونی خویش نیز با چالشهای بسیاری مواجه است.
1- ناتو که زمانی به بهانه امنیت اروپا و امریکا در برابر شوروی سابق تأسیس شده پس از فروپاشی شوروی داعیهدار امنیت بینالملل شد و سرانجام با همین بهانه نیز پس از حوادث 11 سپتامبر در اولین مأموریت خارج از خانه در اشغال افغانستان مشارکت کرد اکنون پس از گذشت 9 سال از اشغال افغانستان ناتو نه تنها در اجرای اولین مأموریت خارج از اروپا به موفقیتی دست نیافته بلکه هر روز با چالشهای جدیدی مواجه شده است. ادعای اصلی ناتو برای جنگ افغانستان، تأمین امنیت اروپا بوده است اما روند تحولات نشان میدهد که به رغم میلیاردها دلار هزینه، ناتو نه تنها در این امر موفق نبوده بلکه به توسعه تروریسم و ناامنی در اروپا مبادرت ورزیده است. نکته مهم آنکه ناتو حتی در حفظ اتحاد خود نیز ناتوان بوده که اختلاف میان اعضا در اجرای طرحهای ناتو نمودی از این اختلافهاست.
2- ناتو در ابتدا با ادعای مقابله با شوروی تأسیس و با ادعای مقابله با روسیه به فعالیت خود ادامه داد. در دکترین راهبردی ناتو همچنین چین از چالشهای اصلی ناتو معرفی شد. در این میان ناتو خود را سازمانی نظامی میدانست که صرفاً در امور امنیتی فعالیت میکند. بررسی سیاستهای ناتو نشان میدهد که از یک سو سیاست ناتو برای تقابل با دشمنان سنتیاش با چالش مواجه شده و از سوی دیگر ناتو توانایی اجرای کامل اهداف نظامی خود را ندارد. بر این اساس ناتو دو اصل تعامل با دشمنان و رویکرد به جنگ فرهنگی و اقتصادی را در دستور کار قرار داده است. تأکید ناتو بر توسعه روابط با روسیه، چین و هند و تأکید بر لزوم ورود ناتو به عرصه جنگ فرهنگی و سایبری را میتوان در این چارچوب ارزیابی کرد. هر چند این تحرکات برگی از دکترین راهبردی ناتو برای آینده است اما صراحتاً میتوان آن را نتیجه شکست ناتو در اجرای سیاستهای نظامی و ناتوانی آن در اجرای اهدافش در برابر دشمنانش دانست که آن را به اتخاذ سیاستهای جدید سوق داده است.
3- یکی از اهداف ناتو را اجرای طرح سپر موشکی تشکیل میدهد. البته باید در نظر داشت که این طرح، طرحی امریکایی است که واشنگتن به دلیل ضعف اقتصادی و مخالفتهای جهانی مسئولیت آن را بر عهده ناتو قرار داده است. هرچند که ناتو به دنبال اجرای این طرح در اروپای شرقی و حتی ترکیه است و در نشست لیسبون نیز بر اجرای آن تأکید کردند اما در واقع ناتو توانایی اجرای این طرح را ندارد.
چون بسیاری از کشورهای اروپایی به دلیل بحران اقتصادی این طرح را مغایر با منافع خود میدانند. ثانیاً مردم اروپا این طرح را نوعی توطئه برای ادامه استیلای امریکا بر قاره اروپا ارزیابی میکنند.
روسیه نیز به رغم ادعای همکاری با ناتو در زمینه سپر موشکی عملاً آن را در چارچوب منافع خود ندانسته و به مخالفت با آن رو خواهد آورد. با توجه به این حقایق توافق ناتو در مورد سپر موشکی را باید توافقی صرفاً روی کاغذ دانست که اجرای آن با چالشهای گستردهای همراه است.
4- نکته مهم در قبال ناتو، مخالفت گسترده مردم با طرحهای این سازمان است. ناتو در حالی خود را ناجی مردم معرفی میکرد که اکنون افکار عمومی جهان حتی در اروپا و امریکا آن را مغایر با اهداف و حتی امنیت خود میدانند و خواستار پایان فعالیتهای جنگطلبانه ناتو هستند.
برگزاری تظاهرات در کشورهای اروپایی در زمان برگزاری نشست سران ناتو در پرتغال خود گواهی بر تنزل جایگاه مردمی ناتو است که هزینههای بسیاری برای آن به همراه دارد. در نهایت میتوان گفت که نشست ناتو در پرتغال در اصل نشست شکستخوردگان بوده هرچند که آنها در ظاهر از توافقاتی برای اجرای راهبردهای آینده در افغانستان و عرصه جهانی خبر دادهاند. این نشست بیش از آنکه جنبه عملی داشته باشد نشستی برای گرفتن عکسهای یادگاری بوده تا سرپوشی بر اختلافات داخلی و چالشهای گسترده ناتو در عرصه جهانی باشد.