
حزب جمهوريخواه امريكا با پيروزي در انتخابات كنگره ميتواند از يك سو سياستهاي مورد نظر خود را به دولت امريكا تحميل كرده و از سوي ديگر خود را براي انتخابات رياست جمهوري سال 2012 آماده كند. از طرفي، تأثير به قدرت رسيدن جمهوريخواهان بر روابط خارجي امريكا غيرقابل انكار است. در اين حال و با وجود بحثهاي مختلف پيرامون روابط خارجي تركيه نظير استقرار سامانه سپر دفاع موشكي و نيز اختلافات اين كشور با رژيم صهيونيستي، سعي كرديم گفتوگويي را در اين زمينه با يكي از كارشناسان تركيه داشته باشيم. در گفتوگوي ك وتاه زير، از خانم ديبا نيجار جوكسِل، كارشناس با سابقه مسائل تركيه و امريكا و تحليلگر ارشد سازمان ثبات سياسي اروپا (اياسآي)، تأثيرات قدرت كنگره جديد بر سياستهاي خارجي امريكا با تركيه را جويا شدهايم.
تغيير قدرت در كنگره از دموكراتها به جمهوريخواهان چه تأثيري در روابط خارجي امريكا در برابر تركيه خواهد داشت و اساساً نقش كنگره در روابط خارجي امريكا را نيز به طور خلاصه توضيح دهيد. تغيير در كنگره از دموكراتها به جمهوريخواهان، تأثيرات زيادي را بر روابط خارجي امريكا در پي دارد اما مسائل استراتژيك بنيادي ثابت خواهند ماند. از مسائلي كه كنگره ميتواند در آن اثر بگذارد ميتوان به حل مسئله قديمي كشتار ارامنه و ارتباط آن با تركيه اشاره كرد كه دقيقاً به توازن قدرت در كنگره بستگي دارد. اما با توجه به چرخش قدرت دركنگره، تغيير روي? سياسي در مسائل استراتژيكي مثل امنيت، انرژي، ايران، اسرائيل و روسيه را نميتوان انتظار داشت. اين موضوعات همچنان جزو مسائل مرتبط تركيه و امريكا هستند و فكر نميكنم كه تغيير قدرت در كنگره تأثيري در آنها داشته باشد.
آيا ميتوان گفت كه جمهوريخواهان نقشه يا برنامه خاصي براي فشار به تركيه در دوري جستن از كشورهاي شرقي وتمايل بيشتر به غرب دارند؟به نظر من تركيه (با توجه به گفتههاي مقامات اين كشور) بايد بين تمايلات غربي و روابط در حال گسترش خود با كشورهاي همسايه همزيستي ايجاد كند. اين مسئله تنها مربوط به خاورميانه نبوده و به كشورهاي اروپايي، آسيايي و بالكان نيز ارتباط دارد. اگرچه جمهوريخواهان با در دست گرفتن كنگره، ديد عمومي امريكا را نسبت به تركيه بدبينتر خواهند كرد، ولي گروهي از جمهوريخواهان نيز وجود دارند كه چنين تفكري ندارند. در مجموع و با توجه به تغييرات جديد در كنگره به نفع جمهوريخواهان، نگاه به تركيه به عنوان همپيمان شرقي خوب براي امريكا دچار تغيير خواهد شد.
نظر شما در مورد استقرار سپر دفاع موشكي ناتو در تركيه چيست؟ آيا ميتوان آن را نوعي اهرم فشار غرب بهخصوص جمهوريخواهان براي دور كردن تركيه از همسايگان شرقي و نزديك كردن آن به غرب محسوب كرد؟نه، در واقع اين موضوع مربوط به دستور كار ناتو بوده و به مسائل داخلي امريكا و جمهوريخواهان ارتباط زيادي ندارد. نگاه كشور تركيه نيز در مورد استقرار سامانه سپردفاع موشكي از سال گذشته متفاوتتر شده است؛ بهخصوص در رابطه با ايران و اينكه اين كشور نبايد موضوع اصلي سيستم دفاع موشكي باشد. چيزي كه به اهميت اين مسئله ميافزايد اين است كه تركيه در حال حاضر به راحتي نميتواند در اين مورد تصميمگيري كند. تركيه خواستار به تعويق انداختن تصميم خود است و به نظر ميرسد كه با اين كار ميخواهد تا جايي كه امكان دارد هر دو طرف قضيه (يعني ناتو و همسايگان تركيه به خصوص ايران) را راضي نگه دارد. ولي همانطور كه مشخص است در مورد مسئله مهمي چون تصميمگيري در مورد استقرار سپر موشكي نميتوان هر دو طرف را راضي نگه داشت؛ چون با اتخاذ هر تصميمي طرف ديگر متضرر خواهد شد. براي مثال ميتوان به بحث در مورد عبور خط لول? گاز آذربايجان يا روسيه از تركيه اشاره كرد كه چنين وضعي دارد، اما موضوع استقرار سامانه سپر دفاع موشكي بسيار حساستر است. در اين برهه زماني، سياست خارجي تركيه در معرض آزمايش و امتحاني بزرگ است .
به نظر شما تأثيركوتاه مدت تغيير در كنگره امريكا در روابط خارجي با تركيه چه خواهد بود؟به عقيده من، بزرگترين تغيير در روابط خارجي امريكا با تركيه در كوتاه مدت نسبت به سال قبل، موضعگيري كنگره در برابر مسئله كشتار ارامنه در جريان جنگ جهاني اول خواهد بود و اين چيزي است كه اصلاً نبايد آن را دست كم گرفت. تركيه به شدت درباره به رسميت شناختن اين كشتار به عنوان «نسلكشي» حساس است. اگر كنگره فاجعه تاريخي ارمنستان را نسلكشي بنامد، بايد منتظر اختلافات شديد در روابط تركيه و امريكا بمانيم.
نظر شما در مورد لابيهاي رژيم صهيونيستي با جمهوريخواهان و تأثير آن بر روابط خارجي امريكا با تركيه چيست؟لابيهاي يهودي در هر دو حزب دموكرات و جمهوريخواه امريكا داراي نفوذ بسيار هستند. براي اسرائيل فرقي ندارد كه با كدام حزب دست به لابي ميزند؛ آنها بسته به مسئله موجود و زمان آن تشخيص ميدهند كه با كدام حزب لابي كنند، اما بحث مهم فعلي اين است كه تمايل اسرائيل در حمايت و حفاظت از منافع تركيه به شدت كاهش يافته و ديگر نميتوان اين دو كشور را همپيمان ناميد و چنين احساسي ديگر وجود ندارد. نكته قابل ذكر اين است كه اسرائيل سرمايه و در واقع لابي خود را به نفع تركيه به كار نخواهد بست. براي پاسخ به سؤال شما بايد بگويم كه در حقيقت نيازي نيست تا اسرائيل عليه تركيه لابي منفي كند، همين كه به نفع تركيه لابي نكند توازن به هم خورده و بر روابط تركيه و واشنگتن تأثير بسيار زيادي خواهد گذاشت.