کد خبر: 423516
تاریخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۳۸۹ - ۱۵:۴۱
می‌‌گویند جامعه‌ای سالم است که ورزش در بین اعضای آن نهادینه شده باشد. نگاهی گذرا به کشورهایی چون چین، کره جنوبی و ژاپن و حتی هنگ‌کنگ و تایوان این نکته را می‌‌رساند که ورزش بخشی از زندگی شهروندان آن کشور‌ها را به خود اختصاص داده و به طور ریشه‌ای در لایه‌های مختلف جامعه و رده‌های سنی گوناگون نفوذ یافته است. پیر و جوان در ساعات ابتدایی روز در کنار یکدیگر قرار می‌‌گیرند و با ورزش‌های عمومی‌‌و انجام حرکت‌های تعادلی ورزشی همچون ووشو علاوه بر روزی پرنشاط، همبستگی اجتماعی را برای یکدیگر به ارمغان می‌‌آورند. شاید یکی از دلایل مهم کسب مدال‌های رنگارنگ و پرشمار در انواع رقابت‌های ورزشی توسط این کشورها را بتوان به این موضوع ربط داد. اما صبح‌های ایران بسیار متفاوت‌تر از آن چیزی است که کشورهای شرق آسیا هر روز تکرار می‌‌کنند. ورزش‌های صبحگاهی که حتی به صحنه‌ای جذاب برای توریست‌‌ها مبدل شده است. همه ما با کرختی ازجا برمی‌‌خیزیم و صورت شسته یا نشسته از خانه خارج می‌‌شویم تا تکرار مکررات هر روزه را ادامه دهیم و روزمرگی را به معنای واقعی تعبیر کنیم. وقتی بزرگان و میانسالان هیچ رمقی برای ورزش کردن ندارند و یا حتی بخشی از انرژی خود را برای فکر کردن به آن اختصاص نمی‌‌دهند دور از تصور نیست که جوان‌تر‌‌ها نیز هیچ گرایشی به ورزش نداشته باشند و تنها وقت خود را بعد از درس خواندن‌های سرسری ترجیح ‌‌دهند دل به تنقلاتی ببندندکه فربگی را برای آنها به همراه می‌‌آورد. حال با نوشتن همین چند خط ساده می‌‌توان به این نتیجه رسید که چرا امروز تا به این حد ورزش ما با رقیبانش در سطح آسیا فاصله دارد و بایدها و نبایدهای بسیاری پیش روی آن قد برافراشته است.نگاهی به جدول توزیع مدال‌های بازی‌های المپیک آسیایی که حکایت از درو کردن مدال‌های طلا توسط کشورهای چین و کره و ژاپن در کنار انگشت‌شمار مدال‌های طلای ایران دارد می‌‌تواند دلیلی بر این ادعا باشد.هر چند تاکنون‌ اندک مدال‌های به دست آمده برای ایران در قیاس با سه کشور اول آسیا در بازی‌های المپیک آسیایی، با افتخار به گردن‌آویز جوانان این مرز و بوم تبدیل شده ولی اگر کلاه خود را به دست محکمه عدل بسپاریم به این نتیجه خواهیم رسید که تعداد مدال‌های ما با کشورهای بالای جدول فاصله نجومی‌‌ دارد و برای رسیدن به گرد آمار آنها باید سالیان سال تلاش کرد و عرق جبین ریخت.عدم توجه به زیرساخت‌های ورزشی، نداشتن برنامه‌ای مناسب برای استعدادیابی و نبود زمینه‌های مناسب برای رشد کودکان در رشته‌های مختلف بخشی از دلایل اصلی در عدم توفیق ورزش کشور به حساب می‌‌آید که هر از گاهی از سوی کارشناسان مورد تأكید قرار می‌‌گیرد و بر اثر گذر زمان گرد فراموشی بر روی آنها می‌‌نشیند و منتظر می‌‌مانیم تا یک تورنمنت جدید از راه برسد و داغ ورزش تازه شود و کارشناسان به سخن آیند که ورزش ما پتانسیل دارد و ما هنوز راه استفاده آن را نمی‌‌دانیم.«مدرسه تیر و کمان برای پسران و دختران راه‌اندازی شد.» این خبری بود که چندی پیش بر روی خروجی خبرگزاری‌‌ها نقش بست و امیدها را برای ورزش قهرمانی پررنگ‌تر کرد و نشان داد که سازمان تربیت بدنی نگاه جدیدی را به مقوله ورزش اتخاذ نموده است.بعد از گذر سال‌‌ها به تازگی شاهد آغاز ورزش حرفه‌ای در کشور هستیم هر چند بسیاری از ورزش‌‌ها با خود لقب حرفه‌ای را به همراه می‌‌کشند و از حرفه‌ای بودن تنها نامش را دارند.توجه به پایه‌های ورزش که همان کودکان و نوجوانان هستند می‌‌تواند زمینه را برای ورود پرقدرت ایران در عرصه‌های ورزشی فراهم آورد در شرایطی که امروز کودکان و نوجوانان به جز زنگ ورزش هیچ جایگاه دیگری را برای پرورش استعدادها ندارند و نمی‌‌توانند خود را در این مسیر پیدا کنند. گفته‌های رئیس سازمان تربیت بدنی مبنی بر اینکه می‌‌بایست برای رشد و توسعه زیرساخت‌های ورزش، دیپلماسی داشت مؤید این موضوع است که تاکنون برای ورزش خود طرح و برنامه‌ای بلندمدت را لحاظ نكرده‌ایم و در برنامه‌های کوتاه‌مدتمان نیز برای کودکان و نوجوانان جایگاهی را تعریف نكرده و اصلاً آنها را ندیده‌ایم.باید به این نکته توجه داشت که ورزش در عرصه بین‌المللی می‌‌تواند بخش زیادی از مشکلات یک کشور را برطرف کند لذا بسیاری از کشورهای جهان با ضرورت‌های توجه به پیشرفت ورزشی با سرمایه‌گذاری پایه‌ای توانسته‌اند رتبه‌های برتر را از آن خود کنند که نمونه بارز آن کشور چین به حساب می‌‌آید که در مسابقات مختلف با حضور گسترده و مؤثر ورزشکارانش اغلب مدال‌‌ها را به نام خود سند می‌‌زند و در تمام رشته‌‌ها در دنیا حرفی برای گفتن دارد. این در حالی است که ما حتی در رشته‌ای چون کشتی که زمانی حرف اول و آخر را می‌‌زدیم امروز برای به دست آوردن مدال می‌‌بایست در صف انتظار بمانیم و یا اینکه تنها غفلت دیگر ورزشکاران ما را لایق گردن‌آویزهای رنگارنگ نماید. به هر حال ورزش ایران از همین امروز نیازمند توجه اساسی و پایه‌ای به ویژه به کودکان و نوجوانان به عنوان شاکله‌های اصلی ورزش است تا بتوان در آینده در بین رقبا سربلند کرد و یقین باید داشت اگر تدبیری مناسب در زمینه ورزش اتخاذ نگردد و تنها خود را به نوشتن همین سطور و جوابیه‌های سازمان تربیت بدنی دلخوش کنیم باز باید منتظر عدم توفیق ایران در مجامع ورزشی بود که این عدم کسب مقام، مجلس‌نشین‌‌ها و دولتی‌‌ها را به میدان بیاورد تا به دنبال چرایی ماجرا باشند و بعد از افتادن آبها از آسیاب باز روز از نو، روزی از نو. شاید بازی‌های گوانگژو درسی باشد برای ورزش ایران که این همه پول بی‌زبان را برای ورزشی همچون فوتبال که همیشه دهانش باز است صرف نشود که چیزی جز عدم راهیابی به جام جهانی، حذف از بازی‌های آسیایی، کسب مقام سوم در بازی‌های چهارجانبه و ... را نصیب کشور نخواهد کرد.اگر این سرمایه در ورزش‌هایی چون ووشو، تکواندو، والیبال، تیراندازی، شنا، ژیمناستیک و ... به صورت اصولی و از پایه‌ای صرف شود می‌توانیم بیش از گذشته شاهد برافراشته شدن پرچم ایران بر بام ورزش جهان باشیم. نباید فراموش کرد ورزش را باید از سنین کودکی پیش گرفت و برای آن برنامه‌ریزی کرد در غیر این صورت توقع نداشته باشیم که افق‌های ورزش روشن باشد و بتوان رقیبی سرسخت برای کشورهای دیگر و حتی آسیایی‌‌ها به حساب بیاییم.کاروان‌های عریض، مدال‌های كمهر بار که مسابقاتی در حد المپیک آسیایی و جهانی برگزار می‌‌‌شود شاهدیم که ورزشکاران و همراهان بسیاری در قالب کاروان ورزشی ایران عازم کشور مقصد می‌‌شوند؛ کاروانی که با خود هزاران بیم و امید را به همراه دارد و با وعده‌های بسیار از سوی مسئولین ورزشی به این مسابقات اعزام می‌‌شود. این کاروان‌‌ها که با هزار ناز و ادای فدراسیون‌‌ها که یک بار می‌‌گویند یک سری از ورزش‌های مدال‌آور را با خود به مسابقات نمی‌‌بریم و یا هزار چون و چرا برایشان می‌‌تراشند پا به میدان مسابقات گذاشته و بودجه‌های سرسام‌آور ( البته نسبت به ورزش ایران و آن هم صرفاً برای خوش‌گذرانی و هزینه‌های سفر) برای آن صرف شده تنها مدال‌هایی را به دست می‌‌آورند که می‌‌توان با شمارش انگشتان به پایان آنها نزدیک شد و افسوس خورد که چرا از این همه ورزشکار تنها تعدادی ‌اندک مدال‌آور شده‌اند و مابقی با دستان خالی به کشور بازگشته‌اند. شاید نگاهی گذرا به آنچه که در برخی از فدراسیون‌های ورزشی رخ می‌‌دهد بخشی از واقعیت ورزش ما را به نمایش بگذارد که در سایه سنگین آن نمی‌‌توان مقام‌های شایسته جهانی و آسیایی را به دست آورد. «پاداش برای خودم، برای خودت و برای خودش» نمونه آشنایی است که در یکی فدراسیون‌های عریض و طویل ورزشی رخ داد که مسئول فدراسیون چکی را برای تشویق خودش کشیده بود و تصویر آن در رسانه‌‌ها به معنای واقعی مؤید جریان‌های موجود در ورزش کشور است. حال کمی‌‌تفکر کافی است تا به این نکته پی برد در شرایطی که مسئولین ورزشی ارتقا و اعتلای جایگاه و سطح ورزش را در رده چندم قرار داده‌اند چیزی جز مدال‌های انگشت‌شمار از کاروان‌های چند ده نفره نمی‌‌توان توقع داشت.***ورزش قهرمانی نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و استفاده مناسب از پتانسیل‌های موجود است. اما ورزش قهرمانی در کشور ما چگونه تعبیر می‌‌شود و چگونه می‌‌توان بر روی آن نام قهرمانی گذاشت در حالی که تمام سرمایه‌های موجود در ورزش کشور به یک رشته خاص به نام فوتبال اختصاص یافته و هیچ بازخوردی جز حاشیه از آن به دست نمی‌‌آید در حالی که مابقی رشته‌‌ها با توجه به توانایی‌های فردی ورزشکاران جور این ورزش را کشیده و به دنبال مدال می‌‌گردند.در شرایطی که هیچ‌گونه حمایت مادی و معنوی از آنها صورت نمی‌‌گیرد. مسئولین ورزشی با صرف هزینه کمتری در این رشته‌‌ها منتظر می‌‌مانند اگر ورزشکاری با تلاش شبانه‌روزی مقامی ‌‌را در آسیا یا جهان کسب کرد در کنارش قرار بگیرند و با یک عکس یادگاری کار را به نام خود تمام کنند و این مثل را به واقعیت نزدیکتر کنند که «کار را که کرد، آن که تمام کرد.» در شرایط موجود چگونه می‌‌توان توقع داشت که ورزش کشور حداقل بر بام ورزش آسیا بایستد و با آمدن نام رقیب چهار ستون بدنش به لرزه درنیاید؟ عدم توازن در سرمایه‌گذاری سمی ‌‌است که امروز ورزش ما را با تهدید جدی رو‌به‌رو ساخته و بسیاری از استعدادها را در پس فراموشی رو به خاموشی برده. یقیناً باید تدبیری‌ اند‌یشید و ورزش کشور را از ریزش‌هایی که در خفا صورت می‌‌گیرد و هیچ مسئولی از آن آگاهی پیدا نمی‌‌کند در امان داشت.***ورزشی که اخلاق حرفه‌ای ندارد
فرانس بکن باوئر معروف به «قیصر» یکی از بزرگان فوتبال جهان به حساب می‌‌آید. همه فوتبالی‌‌ها اسم او را شنیده‌اند و در دنیای ورزش روی او حساب خاصی باز می‌‌کنند اما هیچ وقت این سؤال را از خود نپرسیدیم که چگونه این بازیکن سرشناس آلمانی به این جایگاه رسید و چگونه فوتبال آلمان را با نام او هویت‌یابی می‌‌کنند؟ اگر به زندگی‌نامه این فرد نگاهی داشته باشیم به این نکته خواهیم رسید که تمام اجزای زندگی بکن‌باوئر از طریق فدراسیون فوتبال آلمان دارای برنامه‌ای خاص بوده. این برنامه حتی در امور شخصی وی نیز رسوخ و رعایت اصول اخلاقی را برای او تدوین کرده بود. اما امروز در ورزش ایران چنین مهمی‌ ‌وجود ندارد به طوری که هر یک از بزرگان برای سهم‌خواهی بیشتر هر از گاهی با حاشیه‌سازی‌های فراوان خوراک جراید را فراهم می‌‌آورند و بعد از رسیدن به اهداف خود باز سکوت اختیار می‌‌کنند. این در حالی است که این دست اقدامات در دنیای حرفه‌ای جایگاهی ندارد و به عنوان بی‌اخلاقی‌های ورزشی از آنها یاد می‌‌شود.یقیناً ورزشکاران ما باید به این نکته توجه داشته باشند که اضمحلال اخلاقی چیزی جز سقوط را برای آنها به همراه نمی‌‌آورد. شاید بخشی از این موضوع را بتوان به عدم نظارت و تدبیر مناسب فدراسیون‌های ورزشی نسبت داد که تاکنون برای الگوسازی رفتاری در بین ورزشکاران هیچ اقدامی‌ ‌نکرده‌اند. اگر امروز ما شاهد بی‌اخلاقی در ورزشمان هستیم یقیناً بخش اعظم آن مربوط به کم‌کاری مسئولین ورزشی کشور است که تعریف خاصی از اخلاق برای ورزش در نظر نگرفته‌اند.*** یه «رونالدو» می‌خواستم!
در اكثر كشورهای دنیا، با سرمایه‌گذاری دولت‌ها افرادی الگو می‌شوند تا به نوجوانان و جوانانشان معرفی شوند. این افراد بیشتر در عرصه هنر و ورزش و علم و دانش هستند و كمتر می‌بینیم كه یك سیاستمدار الگوی جوانان یك كشور شده و رفتارهایش كپی‌برداری شود. شاید دانشمندان و علما بیشتر از نظر اخلاقی الگوی یك جامعه باشند اما هنرمندان و ورزشكاران الگوی رفتاری گروه‌ها را تشكیل می‌دهند. خواننده‌ها، بازیگران، بسكتبالیست‌ها، راننده‌ها و از همه بیشتر، فوتبالیست‌ها! در كشور ما هم فوتبال بیش از هر رشته دیگری مد نظر و توجه قرار دارد به طوری كه پخش اكثر مسابقات ورزشی، برنامه‌های ورزشی و همچنین نشریات ورزشی حول محور فوتبال می‌چرخد. بودجه‌ها و سرمایه‌ها نیز دو دستی تقدیم مستطیل سبز و دست‌اندركارانش می‌شود به این امید كه حداقل یك الگو ساخته و در جامعه قد علم كند، اما ...***بورس لوازم ورزشی فروشان در میدان منیریه است. جایی كه اكثر باشگاه‌‌ها، تیم‌ها و ورزشكاران برای تأمین و خرید لوازم مورد نیازشان به آنجا مراجعه می‌كنند.در جمع خریداران لباس‌های ورزشی گروه بزرگی را كودكان و نوجوانان تشكیل می‌دهند. آنان كه با انتخاب آرم، رنگ، شماره و نامی كه در پشت لباس درج شده، با زبان بی‌زبانی، باشگاه مورد نظر و الگوی خود را معرفی می‌كنند.- آقا! یه دروگبا بده!- شماره یك، كاسیاس می‌خوام!- چهار تا دیوید بكام!- بارسلونا، اون قرمز و سیاهش، مسی رو بده!جملات فوق، عین جملات بچه‌هایی است كه برای خرید لباس ورزشی آمده‌اند.چهار نوجوان وارد یك مغازه می‌شوند و بدون اینكه جمله اضافه‌ای بگویند نام بازیكن مورد علاقه‌شان را می‌برند و فروشنده به خوبی می‌داند كه چه رنگ و چه شماره‌ای را باید به آنها تحویل دهد. كافی است چند دقیقه‌ای تأمل كنید و به حرف‌هایشان گوش دهید.- یه «ژاوی آلونسو» بده!- «سایز شما نداریم. همه بزرگن.»- «روبینیو چی؟»- «داریم. بالاك و مالدینی هم هست.»- «رونالدو سفیدشو چی؟»- «نه! فقط قرمز هست...!»شاید در نگاه اول كمی خنده‌دار باشد اما باید تأسف خوردكه چطور الگوهای بچه‌هایمان در مستطیل‌های سبز خارجی‌ها جست‌وجو می‌شوند. حسین‌زاده یكی از فروشنده‌های لوازم ورزشی می‌گوید: «‌بعضاً یك تیم از بچه‌ها می‌آیند و همه به دنبال بازیكنان مورد نظرشان هستند. حالا فروشنده‌ها هم می‌دانند كه چه رنگ‌ها و شماره‌هایی و چه نام‌هایی بیشترین فروش را دارد. مثلاً الان بارسلونا و رئال مادرید و چلسی بیشترین طرفداران را دارند كه 95 درصد آنها را كودكان و نوجوانان تشكیل می‌دهند.»پسرك 7، 8 ساله‌ای به همراه پدرش وارد می‌شوند. پدر كه مشخص است از ورود و خروج به مغازه‌ها خسته شده رو به پسرش می‌گوید:‌ «بگو چی می‌خوای!»و پسرك با لبخند موذیانه‌ای می‌گوید: «‌دستكش‌های كاسیاس!» و فروشنده كه گویی این درخواست‌ها برایش عادی شده:«‌نداریم عزیزم!» اصلاً دستكش كاسیاس به دست تو وجود نداره اما بوفون هست!»- «ببینم! چه رنگیه؟»- «آبیه!»- « نه!‌كاسیاسو می‌خوام، زرده!»آهسته از مغازه خارج می‌شوم‌. با خودم می‌گویم 18 تیم در لیگ برتر داریم با آن همه «دبدبه و كبكبه» و در لیگ دسته یك هم دو گروه 14 تیمی و لیگ‌های استانی و تیم‌های محلی و... اما چرا یك بازیكن از بین این هزاران نمی‌تواند الگو باشد؟چرا با این همه سرمایه‌گذاری، حاصلی عاید جامعه نمی‌شود؟ به برنامه‌ها و نشریات ورزشی فكر می‌كنم كه جز پخش و چاپ حاشیه‌ها و زد و خوردها و بیانیه‌ها و توهین اهالی ورزش به یكدیگر موضوع دیگری را در این عرصه پیدا نمی‌كنند.آن وقت به بچه‌های بیچاره حق می‌دهم كه به دنبال «خورخه راموس»‌و «زین‌الدین زیدان» و «جان تری» و «اشلی كول»‌ و... باشند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار