پارسا یزدانی
کاروان ورزشی ایران در گوانگژو تا امروز فراتر از پیشبینیها ظاهر شد و روزهای آفتابی ورزش ایران در چین کام مردم ایران را شیرین کرد. ووشو، تکواندو، وزنهبرداری، کشتی، روئینگ، تیراندازی و دیگر رشتهها هر کدام به سهم خود در ارتقای جایگاه ایران در رنکینگ بازیها نقشآفرینی کردند، اما در این میان آنچه با دورههای گذشته مسابقات المپیک آسیایی متفاوت به نظر آمد نقش بسیار پررنگ بانوان قهرمان ایرانی در چین بود.
در 30 سال گذشت بهرغم تمام شایستگیهایی که بانوان ورزشکار ما داشتند به دلایل مختلف از جمله عدم اختصاص بودجه کافی به ورزش زنان، عدم امکان حضور زنان مسلمان ایرانی در بسیاری از رشتههای ورزشی، عدم توجه سازمان تربیت بدنی در ادوار گذشته به بدنه 50 درصدی جامعه که سهم عمدهای در پیشرفت کشور ایفا میکنند و عدم تمایل بسیاری از زنان ایرانی به حضور در عرصه ورزش همگانی و قهرمانی دست به دست هم داده بود تا کاروانهای ورزشی ایران در بازیهای آسیایی گذشته با مقدار کمی از بانوان در مسابقات حاضر شود.
در بازیهای 2010 حضور بیش از 84 ورزشکار زن ایرانی در روز افتتاحیه توجه بسیاری از کشورهای آسیایی را به خود جلب کرد. نکته مهم این بود که در رشتههای مختلف بانوان توانستند با لباس مصوب سازمان ورزشی ایران که امکان رقابت ورزشی با رعایت اصول کامل اسلامی یک زن مسلمان را فراهم میکرد در گوانگژو برای کسب مدال مبارزه کنند.
حتی در رشته کاراته که همواره برای حضور زنان مسلمان ایران کارشکنی صورت میگرفت سرانجام مسئولان فدراسیون ایران توانستند مجوز حضور با حجاب کامل را از فدراسیون آسیا دریافت کنند. در بعد مدالآوری هم بانوان ایرانی درخشش فوقالعادهای داشتند؛ کسب نخستین مدال طلای آسیایی بانوان، دریافت چهار مدال نقره در تیراندازی و تکواندو و دریافت شش مدال برنز برای نخستینبار رکورد 11 مدال آسیایی را به ثبت رساند. این در حالی است که پیش از این بسیاری از کارشناسان ورزشی اعزام بانوان ورزشکار به رقابتهای آسیایی و المپیک را هزینهبر و با کارآیی پایین در زمینه مدالآوری ارزیابی میکردند.
شایسته است مسئولان سازمان ورزش پس از بازگشت از گوانگژو با بررسی موشکافانه عملکرد رشتههایی که در بازیهای آسیایی خوش درخشیدند با تشکیل یک کارگروه ویژه به ورزش بانوان توجهی خاص کنند.
رشتههای رزمی، تیراندازی، قایقرانی، دوومیدانی کبدی سرآمد رشتههایی هستند که سازمان ورزش در صورت اختصاص بودجه بیشتر- با تأکید بر اینکه این بودجه در بخش بانوان هزینه شود- میتواند اثرات سرمایهگذاری و ثمرات آن را در ورزش قهرمانی بانوان ببیند.
واقعیت امر این است که جمعیت 50 درصدی بانوان حق مسلمی برای آنها ایجاد میکند که سران ورزش کشور با رویکرد تازهای به این قشر تأثیرگذار نگاه کنند. در دولت نهم ودهم توجه بسیار زیادی به ورزش همگانی و قهرمانی بانوان شد اما کسب 11 مدال باارزش از گوانگژو مسئولیت سنگینی بر دوش سازمان ورزش میگذارد.
در بعد تبلیغی هم ورزش عرصهای است که به راحتی میتوان فرهنگ یک زن مسلمان ایرانی که با رعایت حجاب کامل اسلامی در ورزش قهرمانی میدرخشد را به جوامع آسیایی و جهان نشان داد. شاید زمان آن رسیده باشد به جای هزینههای بیش از اندازه در فوتبال و رشتههایی که همیشه با ریخت و پاش زیاد به اهداف مورد نظر نمیرسند، بودجه ورزش را در جای بهتری سرمایهگذاری کنیم.