اینجا ایران است. یک تقویم پر از تعطیلات، پر از مناسبتهایی که به غیر از تعطیل بودن از احترام خاصی در بین مردم برخوردارند زیرا اصل و اساس ایمان و اعتقاد و باورهایشان را تشکیل میدهند. اعیادی مثل قربان، غدیر، فطر، مبعث و نوروز و روزهایی مثل میلاد امام رضا(ع)، نیمه شعبان و ... و شبهای قدر و ایامی چون تاسوعا، عاشورا، 28 صفر، 21 رمضان و ... و اضافه کنید به اینها 12 و 22 بهمن، 12فروردین، 14 و 15 خرداد و 29 اسفند و ... مناسبتهای تقویمی تاریخ ما هستند، تاریخی که به ما هویت میبخشد؛ پس باید برای تکتک این روزها ارزش خاصی قائل باشیم. صدا و سیما به عنوان اثربخشترین رسانه میتواند نقش بسیار موثری در حفظ و انتقال تاریخ ایران اسلامی این مرز و بوم به آیندگان داشته باشد.شاید هنوز اهمیت و جایگاه تلویزیون برای بسیاری از مدیرانش مشخص نشده زیرا از برنامههایی که در مناسبتهای خاص از این رسانه پخش میشوند چنین به نظر میرسد که گروهی از برنامهریزان و برنامهسازان فقط برای خالی نبودن عریضه و پرکردن ساعات چیزی میسازند یا با ضبط برنامههای خارجی این زحمت را نیز از دوش خود برمیدارند. کافی است یک بار منتقدانه برنامهها را به تماشا بنشینیم تا ببینیم چه پیامی در دل آنها نهفته است. بخصوص برنامههایی که در مناسبات و اعیاد پخش میشوند مثلاً برنامههای عید قربان که چند روز پیش بود و ... منتظر میمانیم تا عید غدیر برسد که چند روز آینده است. خوشیم به خوشی خارجیهاآنقدر میانبرنامههای شاد و خندهدار دیدهایم و ریسه رفتهایم که یکی باید بیاید ما را جمع و جور کند.دوربین مخفیها، بچههای بامزه و اتفاقاتشان، سیرکها با آن هنرمندان و حیوانات آموزشدیدهشان، ورزشها و حوادث پیشبینی نشده شان و خلاصه هزاران صحنه با مزه و خندهداری که برای خارجیها اتفاق افتاده و ما مجبوریم صدها بار آنها را ببینیم و از فرط بیبرنامگی تلویزیون در اعیاد و شادیهایمان بارها و بارها برای آن صحنهها لبخند بزنیم.این اواخر باب شده که صدا و سیما برای هر صحنه به اصطلاح خندهداری صدای دست زدن و خنده نیز پخش میکند! تحقیقات نشان داده چون مردم بیش از حد این کلیپها و میانبرنامهها را دیدهاند و برایشان عادی شده، دیگر حال خندیدن ندارند به همین دلیل مسئولان تلویزیون بر آن شدهاند تا با پخش صدای سوت و دست و خنده، به مخاطبان خود یادآوری کنند که «باید اینجا بخندی!»متأسفانه به علت عدم هماهنگی بین مدیران شبکههای تلویزیون در اکثر روزهای تعطیل و بخصوص جشنها و اعیاد مشاهده میشود که یک سری از این برنامههای مثلاً مفرح به صورت تکراری از شبکههای مختلف پخش میشوند و از آن تأسفبارتر اینکه بعضی صحنههای ورزشی یا تصادفات مسابقات موتورسواری و اتومبیلرانی که حوادث دلخراشی هستند نیز جزو لحظات خندهدار قالب شده و باید با دیدن آنها هم شاد شویم. جایی که چندین موتور با یکدیگر برخورد کرده و راکبانشان دهها متر پرتاب شده و به در و دیوار میخورند و بیهوش یا مرده به گوشهای میافتند، یا تصادف چند اتومبیل با هم و برخوردشان با تماشاگران و ...سیرکهای خارجیها هم جالبند. وقتی چادرها برافراشته میشوند و هر روز مردم دستهدسته برای داشتن لحظاتی دلنشین به آنجا میروند و خاطراتی فراموش نشدنی برای خودشان و تصاویری از کرگدن و فیل و بزغاله و اسب آبی در حال«معلق زدن» و «جفتک انداختن» برای ما ثبت میکنند. به هر حال ما انسانهای قانعی هستیم و با هر چیز و ناچیزی شاد میشویم و میخندیم. اگر اینها هم نباشند، «جوک» میگوییم و ساعتها لذتش را میبریم.کمدینهای خدا بیامرزهارولدلوید، جری لوئیس، نورمن ویزدام، لورل و هاردی، چارلی چاپلین و این اواخر مستربین آنقدر که در تلویزیون ما حضور دارند در کشورهای خودشان برایشان سر نمیشکنند. چارلیچاپلین و هارولد لوید با آن فیلمهای صامتشان که هر چند دقیقه یک بار یک نوشته روی تصویر تلویزیون نشان میدهد که آنها چه میگویند و نورمن و لورل و هاردی با آن فیلمهای سیاه و سفیدشان و بقیه کمدینها بخش اعظمی از شادیهای ما در اعیاد و مناسبتهای ویژهمان را تشکیل میدهند. بیشتر اعیاد ما ایرانیها، اعیاد اسلامی است، عید فطر، قربان، غدیر، مبعث، نیمه شعبان و ... اما چرا سالهای سال است که دلمان را به هنرنمایی غربیها آن هم هنرمندان و بازیگرانی که متعلق به دهها سال قبل هستند، خوش کردهایم؟با عناوین مختلف «طنزپرداران»، «کمدی کلاسیک» و ... در تمام شبکهها باید کمدیهایی را دید که اگر اغراق نباشد، خود کمدین اگر زنده باشد فراموش کرده که در صحنههای در حال پخش مکرر چه اتفاقی رخ خواهد داد اما مخاطب و تماشاگر ایرانی نه تمام فیلم بلکه لحظه به لحظه آن را از بر است زیرا مطمئناً اگر نگوییم هر 48 ساعت بلکه حداکثر هر 72 ساعت یکبار آثار تمام کمدینها را به اجبار مرور میکند. از زحماتی که در صدا و سیما کشیده میشود، چنین به نظر میرسد که برای پخش مکرر این فیلمهای کمدی برنامهریزی شده زیرا جدیداً آثار لورل و هاردی با استفاده از تکنولوژی رنگی شدهاند و حداقل یک تنوع برای مخاطب ایجاد شده اما ترس بیننده از این است که اگر مسئولان سیما این فیلمهای رنگی شده را «نو» به حساب بیاورند، چند صدبار دیگر باید آنها را ببینیم...!مخاطبان ناراضیخانم ضیاپور که خود را کارمند معرفی میکند، میگوید: «در همه مناسبتهای ما و بخصوص آنها که تعطیلی هستند یک اتفاق مهم رخ داده است. مهم از آن جهت که باید روی آنها تأمل کرد و برای حفظ و انتقالشان به آیندگان کوشید. از عیدها بگیرید تا شادیها و عزاداریها، اما از برنامههای تلویزیون چنین استنباط میشود که متولیان امر نمیدانند چه هدفی را باید دنبال کنند. مثلاً در همین عید قربان که چند روز پیش بود، چه برنامههایی از تلویزیون پخش شد؟ در کدام برنامهها به مسئله قربانی و فلسفه آن پرداخته شد؟ باید برنامههایی ساخته شود که متناسب با سن گروههای مختلف جامعه باشد و در هر کدام از آنها با زبانهای مختلف و متناسب با معلومات مخاطب به تشریح مسئله بپردازند. مثلاً برای کودکان و نوجوانان کارتونهایی با موضوع عید قربان یا فیلمهای انیمیشنی و برای جوانان و بزرگسالان نیز بسته به ذائقه شان برنامه بسازند اما همه اینها در یک موضوع که همان مناسبت است، مشترک باشند.» آقای عسگری شهروند دیگری با اشاره به اینکه با ندیدن برنامههای تلویزیون چیزی را از دست نمیدهید، میگوید: «وقتی بازیهای جام جهانی در حال برگزاری بود چندین استودیو مخصوص این کار آماده شده بود و از جوانان و کارشناسان دعوت میشد تا با حضور در آنجا علاوه بر تماشای بازیها، ساعتها در مورد آن صحبت کنند و به تشریح و آنالیز مسابقات بپردازند و این کارها در شرایطی صورت میگرفت که این برنامهها حتی یک ریال به نفع ما و جوانان و فوتبالمان و فدراسیون و هیچ چیز و هیچ کس دیگر نبود. اما در اتفاقات و مناسبتهای خودمان چه چیز میبینیم؟ در بهترین حالت، فیلمهای سینمایی دهه 60 و اوایل70 را پخش میکنند و بدون توجه به نیازهای جامعه و از همه مهمتر بالا بردن سطح آگاهی بچهها نسبت به آن اتفاق، صبح را شب میکنیم. آیا مسئولان صدا و سیما و برنامهسازان میتوانند بگویند مشخصاً برای هر مناسبت چه کارهای جدید تولیدی دارند؟»مینو دانشآموز سال دوم راهنمایی در مقابل این سؤال که در عید قربان کدام برنامه نظرت را جلب کرد، میگوید: «در اکثر روزهای تعطیل برنامه فیتیله را تماشا میکنم اما آنقدر برایم مهم نیست که به خاطر آن به سراغ تلویزیون بروم، چون هر موقع از روز که تلویزیون را روشن کنید، یا خاله نرگس است، یا فیتیله و عمو قناد، یا هزار خاله و عمو و دایی دیگر که بچههای زیر 5 سال را دور خودشان جمع کردهاند و ساعتها برای بزرگترها برنامه اجرا میکنند!»مگر تقویم نداریم؟خوشبختانه تمام مناسبتها در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ثبت هستند و کافی است برنامهریزان محترم یک بار سررسیدهایشان را ورق بزنند و ببینند تا هر مراسم چقدر فرصت دارند و چه کارهایی باید انجام بدهند.متأسفانه این بیبرنامگیها فقط به اعیاد و شادیها ختم نمیشود بلکه در ایام عزاداری نیز صدا و سیما با قطع اکثر برنامههای روزمرهاش، تصاویر و دکورهای تاریک و سیاه را با میزگردهای مختلف آنقدر پخش میکند تا مخاطب به خوبی بداند که این میزگردها نیز از سر ناچاری برپا شدهاند و حتماً هیچ برنامه خارجی دیگری وجود نداشته یا حداقل متناسب با این روزها و عزاداریهای ما برنامهای نداشتهاند وگرنه حتماً آنها را در اولویت قرار میدادند.چند سالی است که میبینیم برای عید نوروز و ماه مبارک رمضان به برنامهسازان سفارشهایی داده میشود تا برنامههایی متناسب با این ایام ساخته شود اما هرگز برای مناسبتهای دیگر کاری صورت نمیگیرد. بیشک تلویزیون به عنوان پرمخاطبترین رسانه میتواند نقش موثری در شکلگیری افکار و شخصیت افراد داشته باشد. به عقیده اکثر کارشناسان برنامههایی که به صورت میزگرد یا صحبتهای دو نفر که پشت یک میز انجام میشود هرگز نمیتواند مخاطب عام را به خود جذب کند. در بیشتر ایام عزاداری اینگونه برنامهها نه تنها حرفی برای مردم ندارند بلکه اکثر شهروندان نیز رغبتی برای تماشای آنها از خودشان نمیدهند.دوربینها در سطح شهرخیلی هم نباید بیانصافی کرد و گفت که هیچ برنامهای برای مناسبتها ساخته نمیشود. در اکثر اعیاد چند دوربین ناپرهیزی کرده و به سطح شهر میروند و آنقدر از چراغانی خیابانها و میوه و شیرینیفروشیها فیلمبرداری میکنند که تا یک سال خیالشان راحت بوده و در هر تعطیلی بخشی از آن را پخش میکنند. هنوز بر کسی مشخص نشده که چرا در اکثر اعیاد، تلویزیون این قدر تصویر میوه و شیرینی و شکلات پخش میکند! آیا با این کار به مخاطبان میفهماند که باید به خرید بروند یا قصد خوشحال کردن مردم و شیرین کردن کامشان را دارد؟هر چقدر «بابا برقی» فریاد برآورد که «هرگز نشه فراموش، لامپ اضافه خاموش» اما گوشی شنوا در سیما یافت نشد که بداند پخش تصاویر چراغانی کوچه و خیابانها آن هم با صدها لامپ و مهتابی اصلاً شادیبخش نیست، حالا شاید هدفمند کردن یارانهها به مردم آموزش بدهد که میشود بدون اسراف هم شاد بود و برنامهسازان محترم نیز به همان میوه و شیرینی اکتفا کنند و بیش از این ما را مشعوف نکنند!سیما زیر ذرهبینغلامرضا مقدم جامعهشناس میگوید: «در تمام دنیا قبل از ساختن یک برنامه ابتدا نیازسنجی میشود تا بدانند مخاطب منتظر چه برنامهای است. متأسفانه در ایران هنوز برای ساختن برنامه جهت مناسبتها و ایام خاص هیچ برنامهریزی و نیازسنجیای صورت نگرفته است. شما توجه کنید وقتی به روز تعطیل یا عید یا هر اتفاق شاد دیگری میرسیم در اکثر شبکهها تعدادی از بازیگران سینما و تلویزیون را دعوت میکنند و مجری باز هم بدون یک برنامه از پیش تعیین شده شروع به حرف زدن میکند و از بازیها و فیلمهای در حال پخش و در حال ساخت بازیگران میپرسد. این برنامهها، خود در حالی ساخته میشوند که به جرات میتوان گفت هیچ کدام از بازیگران عرصه تلویزیون و سینما هماکنون یک هنرمند با قابلیتهای بالا نیستند، حتی آنها را نمیتوان به عنوان یک الگو به جامعه معرفی کرد.»این کارشناس مسائل اجتماعی با تأکید بر اینکه فرصتها به سرعت در حال سوختن و از بین رفتن است ادامه میدهد: «در عصری که رسانهها حرف اول را میزنند و قدرتهای بزرگ به این نتیجه رسیدهاند که با جنگ نرم و تضعیف فرهنگ هر کشور به راحتی میتوانند سلطه خود را بر آن جوامع تحمیل کنند، ما نشستهایم و ساعتها برنامههای خود را به فیلمهای از رده خارج خارجیها اختصاص میدهیم. باید تأسف خورد که هنوز سفارشدهندگان برنامههای تلویزیون نمیدانند چه میخواهند و به همین دلیل مسابقات بیسروته، آموزش آشپزی و دعوت از پزشکان و کارشناسان و صاحب نظرانی که آنقدر بیکارند که هر روز از 8 صبح تا 4 بعدازظهر در جعبه شیشهای مینشینند و حرف میزنند، برنامههای اصلی سیما را تشکیل میدهند.» مقدم معتقد است باید پیام هر مناسبت در قالبهای مختلف و به نرمی به مخاطب منتقل شود تا تأثیرگذاری آن به بالاترین حد برسد.به هر حال تا چند روز آینده عید غدیر خم و پس از آن ایام محرم و تاسوعا و عاشورای حسینی و دهها مناسبت دیگر در راه است. اگر بخواهیم باز هم مثل گذشته پیش برویم باید در اعیاد منتظر کمدیهای هارولدلوید و جری لوئیس و نورمن و ... باشیم و در ایام عزاداریها نیز میزگردهایی که هنوز نمیدانند مخاطبانشان چه کسانی هستند و برای کدام رده سنی پخش میشوند و ...صدا و سیما به عنوان پرمخاطبترین و تأثیرگذارترین رسانه نمیتواند با بیتوجهی به نیازهای جامعه به راحتی از کنار خواستههای نسلها بگذرد زیرا بخش اعظمی از آموزشها در دنیای نوین برعهده رسانههاست که در رأس آنها تلویزیون قرار دارد. اگر مسئولان سیما در حین پخش و پایان هر سریال به سراغ مردم میروند و فقط قدردانی و تشکر آنها را به خاطر ساخت چنین سریالهای بیمحتوایی! بارها و بارها پخش میکنند، آیا بهتر نیست یک بار هم در یک نظرسنجی میزان رضایت آنها از برنامههای روزهای تعطیل که اکثر افراد در خانه هستند را جویا شوند؟