
افراد بزرگواری که در سالهای اول انقلاب در مقام صدور حکم برای مفسدین فیالارض بودند و بین فرزند خویش با دیگران هیچ تفاوتی قائل نشدند، چقدر در دلها عزیز و محبوب گشته و به نظام اسلامی اعتبار بخشیدند. اکنون چه شده است که عدهای برای قانون و عدالت اسلامی در مورد خود و خانواده خود استثنا قائل میگردند.
حضرت آیتالله جنتی در خطبههای نماز جمعه تهران در تاریخ (21/8/89) فرمودند: «برخی با گذاشتن پیششرط برای محاکمه فردی که هم اکنون در خارج از کشور است، به دنبال تبرئه یا صدور حکمی مختصر برای او هستند.»
از مجموع قرائن میتوان برداشت کرد که فرد موردنظر خطیب محترم جمعه، مهدی هاشمی باشد.
مهدی هاشمی به دنبال حوادث پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری از کشور خارج و تاکنون بازنگشته است. به طور قطع اگر او از کشور خارج نشده بود، به دلیل نقشی که در حوادث و اغتشاشات پس از انتخابات داشت، حتماً در فهرست کسانی قرار میگرفت که بازداشت و محاکمه شدند. پس از خروج او از کشور، اینگونه عنوان شد که برای انجام مأموریت از سوی دانشگاه آزاد به اروپا رفته و به زودی به کشور باز میگردد. اما وقتی چنین نشده گمانههای مطرح در مورد نقش ایشان در حوادث پس از انتخابات را تقویت کرد.
طی ماههای اخیر در رسانههای عمومی، سایتها و وبلاگهای اینترنتی، مسائل بسیاری در مورد مهدی هاشمی مطرح شده و در افکار عمومی سؤالات گوناگونی نسبت به وی شکل گرفته است. سؤالاتی از این قبیل که اگر او دارای این همه موارد اتهامی از جاسوسی گرفته تا فساد اقتصادی و سیاسی است، چرا در گذشته دستگاه قضائی و دیگر دستگاههای ذی ربط با وی طبق قانون برخورد نکردهاند؟ به هر حال چه درست و چه نادرست، اکنون افکار عمومی قضاوت خوبی نسبت به نامبرده ندارد.
آنچه افکار عمومی را در قضاوت خویش به یقین میرساند، صدور حکم احضار و نهایتاً حکم جلب از سوی دستگاه قضائی برای وی و بیتوجهی وی و خانوادهاش نسبت به این احکام است.
اینگونه برداشت میشود که اکنون بیتوجهی بیش از این به حکم دادگاه و عدم بازگشت به کشور، برای جریانی که مهدی هاشمی به آن تعلق نسبی و سیاسی دارد، دارای خسارت جبران ناپذیر باشد. از طرف دیگر، بازگشت وی به ایران هم اگر منجر به محاکمه جدی و بر مبنای قانون و در چارچوب عدالت باشد، خساراتی سنگینتر برای او و جریان مذکور دارد. بر همین اساس است که تلاش میشود بازگشت او با شرط و شروط و در نهایت تشکیل یک دادگاه فرمایشی با حکم تبرئه یا حکمی شبیه تبرئه از اتهامات بسیار سنگین انجام گیرد.
کسانی که چنین مسیری را در پیش گرفته اند، باید به این نکته توجه داشته باشند که نظام سیاسی مستقر در ایران، نظام دینی و اسلامی با محوریت ولایت فقیه است. این نظام یکی از شعارهای اساسی و محوریاش، عدالت و اجرای قانون به طور یکسان برای همگان است. مردم از کسانی که خود در شکلگیری این نظام نقش داشته و در تبیین عدالت سخنها گفتهاند، انتظار دارند، در پیادهسازی آن حتی اگر بر ضررشان هم باشد، جدی باشند.
به نظر میرسد در این قبیل موارد اعمال قانون و اجرای عدالت خواست عموم مردم است که اگر اعمال شود، اعتبار نظام را افزایش میدهد و اگر نادیده گرفته شود، به اعتبار نظام اسلامی در نزد مردم لطمه وارد شده و مسئولانی که در این خصوص سهلانگاری کنند در پیشگاه خداوند هیچ جوابی نخواهند داشت. بنابراین، انتظار عمومی از دستگاه قضائی کشور، جدیت و قاطعیت برای اعمال قانون و اجرای عدالت در خصوص این پرونده و پروندههای مشابه است و متولیان قضا بدانند که در آزمونی سخت در محضر خدا و خلق خدا قرار گرفتهاند.