
سال 1990 بود. در آن هنگام در یک کشور خارجی مشغول تحصیل بودم. اولین بار با فضای مجازی آشنا شدم.
درست یادم است اولین آدرس ایمیل خود را در آن سالها در یکی از دامنههایی که چنین امکاناتی را فراهم میکرد ساختم.نه از یاهو خبری بود و نه از گوگل و نه از این همه رنگ و لعاب در فضای مجازی.
به خاطرمان هم خطور نمیکرد در فرمهای مربوطه، اطلاعاتی غیر واقعی از آنچه خود ما بودیم در آنجا ثبت کنیم. روزگارانی گذشت. اکنون زمانه طوری شده که به خاطر اندکی از آدمها خطور میکند تا اطلاعات صحیح خود را ثبت کنند. آیا معنای نزدیک کلمه «فضای مجازی» یعنی فضایی خارج از حقیقت اینگونه باید شکل بگیرد. آیا اینترنتی که در سالهای دور متولد شده بود و اکنون در عالم فراگیر شده چنین رسالتی را به عهده دارد؟ هنوز بر این اعتقادم که باید در فضای مجازی تقوی پیشه کنیم. شاید اگر فیض حضور مرحوم آقا میرزا جواد ملکی تبریزی اعلی مقامه را و درکشان را در این دوران داشتیم و رساله جلیل لقاء الله خود را در این روزگار به زیور طبع میآراستند بخشی را نیز به تقوی در محیط سایبر میپرداختند.
دوستان عزیز! اینترنت نیامده که تمام خطوط اخلاقی ما را به چالش بگیرد هر فضایی برای خود مقدس است به شرطها و شروطها، هنوز هم دیر نشده بیایید در یک گام دیگر تقوا را در این فضای مجازی پیشه کنیم. البته پر واضح است که نامگذاری این محیط به نام فضای مجازی این نبوده که تمام خطوط قرمز اخلاقی در آن را دور بزنیم، جای دور زدن جای دیگر است. صبح نزدیک است و ما هنوز اندر خم کوچههای تنیده شده عاری از حقیقت خود گرفتاریم. در آخر یک تذکر به دوستان عزیزی که در این فضا حضور دارند و گاهی به چت رومها و شبکههای اجتماعی سری میزنند دارم که آیین قلندری در دلبران این فضا از دست رفته، چشم و گوش خود را درست باز کنید، جنایتکاران برون و درون که تمام ارزشهای اخلاقی جامعه را هدف گرفتند در کمین شما هستند. دل به دریای دروغین نزنید، شنا کنید همانقدر که یاد گرفتهاید، غریق نجاتی واقعی در این فضا وجود ندارد.