
عمده تحقیقات وی در حوزه عرفان و فلسفه اسلامی است. نامبرده تألیفات زیادی در حوزه تخصصی فلسفه و عرفان اسلامی دارد؛ آنچه در ادامه میآید ماحصل گفتوگویی کوتاه با این استاد دانشگاه است.
آقای دکتر برای سؤال اول علل و انگیزههای عرفان گرایی کاذب و تصوف درجامعه ما چیست؟این سؤال، یک سؤال جدی است در حال حاضر در همه جوانب جامعه احساس میشود که مردم به این مسائل توجه دارند و از سوی دیگر مراکزی که اینگونه خدمات را به مردم ارائه میدهند، زیاد شده و پذیرای مردم هستند. اگر بخواهیم بدون تعارف صحبت کنیم یکی از علل اینگونه امور، رفتار نادرست چندین ساله مسئولان فرهنگی کشور است. برخی بدون توجه به آرای فقهی رهبران دینی روی بعد معنوی آنها فضای تبلیغاتی بدون برنامه ریزی آغاز کردند که نتیجه آن بازشدن فضا برای مدعیان کاذب عرفان بود که به خوبی از این فضای ایجاد شده برای رسیدن به اهداف خود استفاده نمودند، همین جو باعث قوت عوامفریبان و دروغگویان گردید. در این موضوع دقت نشد که یک رهبر دینی یک انسان فقیه و متشرع است و از بعد معنوی در طول حیات پربرکت خود برای دکانداری و عرضه در بازار دین فروشان استفاده نکردهاست.در حالی که در حال حاضر هر کس و ناکسی از عرفان دم میزند. یکی دیگر از عوامل، قلم زنی بدون حساب و کتاب عدهای از محققان حوزه علوم دینی در ستایش عرفان است.
یعنی شما به طور مشخص مخالف این نوع تبلیغ عرفان هستید؟بنده عمرم را در این راه گذاشتهام و تألیفات بسیاری در این خصوص دارم و از عرفان هم بدم نمیآید بلکه آنچه از آن ناراحت هستم بیبندوباریهایی است که به نام عرفان انجام میگیرد.
فکر میکنید مقصر این بیبندوباریها کیست؟در مرحله اول ما دانشگاهیان و حوزویان هستیم که در این خصوص کتاب نوشتیم و این امر را ترویج کردیم و اینگونه آدمها را بزرگ جلوه دادیم. زمینههایی نیز از قدیم در بطن جامعه وجود داشته است. بهرغم تاخت و تاز در اوایل انقلاب به این گونه فرقهها ما رفتهرفته زمینه را برای رشد و نمو آنها آماده کردیم. در همین راستا جریانهای سیاسی خارجی نیز با مشاهده این مسیر و برآورد این قضیه که این مسیر به سود آنها میباشد در اشاعه آن فعالیت کردند.از جهت دیگر عدهای افراد که قصد خود نمایی داشتند، مشاهده کردند که این مسیر بهترین راه برای رسیدن به آقایی است! با خواندن چند شعر از مولانا و حافظ و دم زدن از سیروسلوک چند نفری را جذب کرده و ادعای آقایی میکنند.
گسترش رشته عرفان در دانشگاهها نیز در این خصوص نقش داشته است؟بله، وقتی رشتهای به نام عرفان اسلامی در دانشگاه ایجاد شد عدهای از اساتید برای اینکه بتوانند حقالتدریس بگیرند شروع به تدریس عرفان کردند ولی این اساتید به صورتی تدریس عرفان کردند که گویی خود این مسیر را رفته و اهل سیر و سلوک هستند. به نظر بنده بعضی از واحدهای درسی در این خصوص بیحساب و کتاب است و ضروری نیست. از جهتی کتب درسی نیز بیشتر زمینه ترویجی دارد تا آموزشی.
جدای از بحث مروجان، مشتریان چرا به این امور روی میآورند؟جامعهای که دچار بینظمی معنوی شود، عوام جامعه قضا و قدری میشوند، مردم احساس میکنند که خلأهای خود را باید در کلاسهای معنوی پرکنند. عدهای گرفتار و بیکار نیز در جامعه به این امر امید میبندند و با یافتن اینگونه معنویتهای کاذب، صاحب زندگی و رفاه میشوند، عدهای نیز از سر راز جویی به دنبال این امور میروند.
زمینههای شکلگیری دکانداری معنوی چیست؟فضای عرفان از اول فضای سوء استفاده و دروغپردازی بوده است. از بدو پیدایش اگر یک نفر راست گفته، هزار نفر دروغ گفتهاند. مولوی میگوید:از هزاران تن یکی زین صوفیاندباقیان در دولت او میزیند الان جامعه به شدت آسیب پذیر میباشد و در مرحله اول ما مقصر هستیم.
راهکار چیست؟ما دانشگاهیان، حوزویان به علاوه نهادهای فرهنگی باید دست به دست هم داده و فکری برای این موضوع کنیم، فکری هماهنگ و برنامهریزی شده. از سوی دیگر نیز باید از پراکنده کاری پرهیز کنیم باید یک تدبیر منسجم اندیشیده شود.