
تشکیلات بهائیت از ابتدا تا کنون به منظور تربیت نسلهای خود و آموزش عقاید و مناسک باطل بهایی به نحوی ریشهدار و پایهای، تلاش زیادی را صرف طراحی و اجرای برنامههای دقیق و منظم آموزشی برای کودکان و نوجوانان خویش کرده است.
این برنامهها با هدف آموزش و درونی سازی یاوههای مسلک بهایی در ضمیر ناخودآگاه کودکان، از سن سه سالگی و با ورود اجباری کودکان خانوادههای بهایی به مهد کودکهای خاص این فرقه، طراحی و اجرا میشوند.
در تشکیلات بهائیت، آموزش کودکان از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و برای آنکه افراد از کودکی با آموزههای بهایی آشنا شده و متوجه تفاوتهای خود و مسلمانان شوند و از طرفی پذیرای بیچون و چرای این عقاید و مناسک گردند، سلسله آموزشهایی خاص با اهداف، زمانبندی، نحوه اجرا و. . . توسط تشکیلات طرحریزی شده که از مهدکودک تا جلسات و محافل خانگی را در بر میگیرد. این برنامههای آموزشی، در قالب جزوات درسی مربیان و والدین، دستهبندی شده و بدین ترتیب همه کودکان و نوجوانان در جامعه بهایی تحت آموزشهای (اجباری ) یکسانی قرار میگیرند و زمین پاک ذهن آنها از کودکی با بذرهای عقاید و مناسک باطل آیین بهایی کشت میشود تا این نهالها در بزرگسالی تبدیل به درختانی با تنههایی نفوذناپذیر در برابر هر گونه عقاید مخالف و چه بسا درست شوند؛ افرادی متعصب که حاضر نیستند کوچکترین نگاه و تحقیقی پیرامون به اصطلاح، دیانت خود عمل آورده و تنها تسلیم بیچون و چرای دستورات محفل اعظم هستند. این همان غایت نهایی تشکیلات بهائیت است؛ تربیت فرزندانی مطیع امر.
پس از دوران نوجوانی نیز هر فرد با معرفی به محفل، حائز مسئولیتی خاص میشود که تا پایان عمر عهده دار آن است، بنابراین سایه تشکیلات، همواره بر سر فرد بهایی و اعمال او حضور دارد.
نگاهی به برنامههای آموزشی کودکان بهایی در مهد کودکها کاملاً گویای مطالب فوق و سرمایهگذاری بهائیان روی کودکان به عنوان مبلغان و فعالان آینده است. در یکی از چارتهای درسی این مهدها که با عنوان «گلشن» شناخته میشوند، اهداف آموزشی خطاب به والدین چنین بیان شده است:
کلاسهای گلشن توحید با محوریت «فضائل و کمالات عالم انسانی» سعی برآن دارد که تربیت جسمانی و انسانی کودکان را متوازن با تربیت روحانی آنان انجام دهد. بر این اساس در برنامه این کلاسها در هر واحد درسی یک فضیلت اخلاقی به عنوان محور در نظر گرفته شده و بقیه مفاهیم و فعالیتهای کلاس تا حد ممکن مرتبط با آن فضیلت قرار داده شده تا با ایجاد ارتباط و انسجام میان مفاهیم گوناگون، یادگیری و تمرین و اتصاف به فضیلت برای کودک آسانتر صورت گیرد.
باور ما بر آن است که محیط خانه فرصتی بسیار گرانبها برای یادآوری، تمرین، تکرار و استقرار فضائل در نهاد کودکان میباشد لذا به پیوست برخی از آثار مبارکه درباره ادب، حکایاتی چند از حیات مبارکه حضرت عبدالبهاء و حضرت ولی امرا... و توصیهها و پیشنهاداتی جهت تمرین آموختههای کلاس، تقدیم شما عزیزان میشود. یقین داریم که با همکاری و همراهی والدین عزیز، کلاسهای گلشن توحید سریع تر به اهداف متعالی خود واصل خواهد شد.»
این طرحها که در زمینههای مختلف از ادب و اخلاق و دین گرفته تا آموزش نظافت و بهداشت شخصی و برای سنین مختلف سازماندهی شدهاند، به صورت موازی و یکسان اجرا شده و بدین ترتیب کودکان آموزشهای یکسانی میبینند. در این آموزشها، همه اهداف آموزشی با تعالیم بهایی آمیخته شده و سعی بر آن است تا با بهرهگیری از ابزارهای جذاب و زیبا کودکان را به این آموزهها جذب کنند. برای هر مسئلهای، نصی خاص یا داستان و روایتی ویژه در نظر گرفته شده که برای آموزش، در اختیار مربیان قرار داده شده و در ضمن نحوه آموزش نیز مو به مو به آنها توضیح داده شده است.
در تشکیلات بهائیت زنان مربیان مهدها هستند و اساساً از وظایف و مسئولیتهایی که با ورود دختران به دوره جوانی به آنها سپرده میشود، همین مربیگری و آموزش به کودکان در مهدهاست. در این میان آن دسته از افرادی که وظایف خود را به نحو مؤثرتری به انجام رسانند، مورد تشویق محفل قرار گرفته و مأمور تبلیغ مخفیانه و پنهانی در جامعه مسلمانان و کودکان مسلمان میشوند. پدیدهای که اخیراً نیز شاهد بروز آن بودهایم و نگرانیهای زیادی را برای مسئولان و والدین ایجاد کرده است.
بنابراین میتوان گفت در تشکیلات بهائیت، فرد از همان عنفوان کودکی تحت تسلط، آموزش و محافظت کامل قرار میگیرد تا مبادا جرأت تخطی از آیین و یا نگاهی موشکافانه و شکاکانه به تعالیم بهایی در او راه یابد. این است دلیل این همه تعصب و بیمنطقی پیروان فرقه بهایی. تعصبیکورکورانه که هر فرد مسلمان در مواجهه با آن متعجب میشود که چرا تنها یک لحظه به ریشههای شکلگیری فرقه بهائیت نمیاندیشند و یا مجال تحقیق به خود نمیدهند تا حقیقت امر برایشان آشکار شود.
برنامهریزی تشکیلات بهائیت و اجرای هدفمند آن در سراسر عمر افراد بهایی، مانعی بزرگ و سدی عظیم دربرابر آنها ایجاد کرده است. مانعی که تنها برخی از افراد به خود جرأت شکستن آن را میدهند. به راستی اگر بهائیت آیینی راستین و حقیقی است چرا تحقیق در آن را مجاز نمیشمارد و هر نوع فعالیتی در این زمینه را منع کرده و افراد متخطی را طرد میکند؟