
یکی از معمولترین روشهایی که بنا به فهم بعضی از افراد به عنوان تز روشنفکری و دگراندیشی باب شده انتقاد پراکنده و شدید از فعالیتهای دولت و روند اجرایی و عمرانی کشوراست. یعنی طبق تز این افراد اگر خواسته باشید خودتان را کارشناس مسائل سیاسی و اجتماعی در جامعه مطرح کنید، انتقاد از دولت و روند اجرایی کشور مهمترین اصل در مطرح کردن خودتان میتواند باشد.
در واقع در این روش با طرح یکی از مشکلات اقتصادی یا اجتماعی یا حتی سیاسی روز جامعه و همراه کردن تحلیل و تفسیر خبری کوچه و بازاری و اضافه کردن برخی شایعات و ابهامات همراه با دروغ به این مسئله و عنوان آن در مجموعههای مختلف از قبیل جمع دوستان، همکاران یا یک جمع خودمانی دانشجویی میتوانید در مدت زمان کوتاهی عنوان روشنفکر و نواندیش سیاسی و اجتماعی را برای خود دست و پا کنید و در خصوص مسائل داخلی و خارجی تحلیل و اظهار نظر نمایید.
این داستان تا این جا ادامه ندارد و اگر خواسته باشید با عنوان و رتبه بالاتر فعالیت کنید، تنها کافی است که با طرح مسائلی در خصوص وضعیت آزادی در ایران و عدم برخورداری از حقوق بشر دلخواه یا اینکه در محرومیت سیاسی و فشارهای. . . قرار گرفتهاید، عناوین و مصداقهای بالاتری از جمله فعال سیاسی و مبارز آزادیخواه را دریافت کنید و به عنوان یک نخبه و نظریه پرداز منتقد، تحلیلهای درهم و کوچه بازاری خود را در سطح رسانههای بینالمللی و جهانی دنبال نمایید.
در واقع این داستان تا زمانی که در این سوی مرز و در ایران دنبال شود، فعالیت سیاسی و روشنفکرانه قابل ارزیابی است و به محض حضور در آن سوی مرز و در کنار فعالان سیاسی لس آنجلس و لندن نشین در راستای فعالیتهای سیاسی آزادیخواهانه قابل بررسی است.
این واقعیت تنها گوشهای از جریانی است که با دروغ پردازی و فرافکنیهای موهوم از سوی اشخاص به اصطلاح کارشناس و نظریهپرداز از داخل و خارج در راستای القای ناکارآمدی نظام اسلامیو دولتمردان ایرانی در حال پیگیری است. جریانی که بعضاً در داخل کشور نیز از سوی بعضی از افراد، جاهلانه یا خائنانه دنبال میشود، واقعیتی که عمق کج فهمی و عناد دشمنان انقلاب اسلامی را نشان میدهد. این نافهمی و بیخردی تا جایی ادامه دارد که در یکی از برنامههای شبکههای به اصطلاح آزادیخواه و مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران بحث رسیدگی به زندانی سیاسیای به نام «شیرفرهاد» که به علت فعالیت سیاسی در «برره» بازداشت شده مطرح میشود و این موضوع تا چند روز به عنوان گفتوگوی تحلیلی- خبری در آن رسانه دنبال میشود.
این مسئله این حقیقت را مشخص میسازد که تحلیلگران و نظریهپردازانی با این قبیل هویت که نه از سطح سواد تحصیلی بالایی برخوردار هستند و نه از فهم و درک سیاسی و اجتماعی به عنوان کارشناسان و تحلیلگران شبکههای به اصطلاح مستقل آزادیخواه و ملیگرا مطرح شدهاند. این در حالی است که همه این دستگاههای تبلیغاتی در راستای پروژه ایران ستیزانه غرب به عنوان بوق رسانههای استکباری به ویژه امریکا فعال هستند و گواه این ادعا نیز ثبت مصاحبه با جنایتکاران تروریستی همانند عبدالمالک ریگی و دیگر وطنفروشان داخلی و خارجی در کارنامه اجرایی آنهاست. در واقع این ادعای ایران دوستی و صلحطلبی جریانات ضد انقلاب دروغی همانند سیاستهای تحلیلی و خبری آنها بوده که در راستای جنگ نرم علیه ایران اسلامیدنبال میشود.
این رسانهها با برگزاری نشستهای سیاسی و اقتصادی به تحلیل و بررسی روند اجرایی کشور پرداخته و با واژگون نمایی و دروغپردازیهای شبهآلود به اجرای سناریوهای طراحی شده در اتاق فکر لابیهای صهیونیستی میپردازند. بر همین اساس نسبت به تحلیلخبرها و حتی پیشبینیهای سیاسی و اجتماعی آنها زیاد توجه نکنید چرا که بنا به تشخیص و پیش بینی خبری و تحلیلی این کارشناسان، سالها پیش و در اوایل جنگ تحمیلی انقلاب اسلامی ایران، باید دچار شکست و نابودی میشد.