
در چند سال اخیر بر خلاف توهم و خوابهای آشفته دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامیایران شاهد شکسته شدن چندباره نصابها بودهایم و این نصابشکنیها نشان از حرکت صریح و استوار انقلاب اسلامیو همراهی با عمق وجود مردم بوده است.
انتخابات ریاست جمهوری دهم از بارزترین آنها و راهپیمایی 22 بهمن، روز قدس، نماز عید فطر و... هر کدام جلوهای از این حضور بینظیر مردم در عرصه حکومت و دلبستگی ایشان به اسلام و انقلاب است و وحدت و همدلی و همراهی این امت بینظیر در تاریخ اسلام را به عرصه نمایش گذارده است. اما آخرین نمونه و شاید زیباترین آنها بیعت دوباره و مجدد اهالی شهر قم با رهبر فرزانه انقلاب بود که با شور و شوق فراوان همچون پروانهای گرد شمع میگشتند و وصال خود را در فنای در او میدیدند. اما چه فلسفه و نظریهای میتواند این حرکت با شکوه را توجیه و تفسیر کند و اصولاً کدامیک از علوم روز توانایی تحلیل این پدیده را دارند؟ چه شده که با هجمه 30 ساله نظام استکبار و پروژههای استراتژیستهای ضد دین، اسلام و انقلاب و جنگ بیسابقه فرهنگی بر این نظام و این کشور هر روز به مراتب بیشتر از قبل شاهد ایستادگی مردم در مقابل این طغیانگریها هستیم؟
چه شده است که حوزههای علمیه و طلاب که در جنگ نرم جزو نقاط اصلی هدف دشمن بودهاند همچنان خود را پیرو و دنباله روی آقا و مولای خود میدانند و روز به روز دلبستگی آنها به امام خود افزوده میشود؟ اگر نبود صراط مستقیم دین الهی و آیات کتاب بزرگ آسمانی «قرآن کریم» و روایات اولوالامر ما هم امروز حیران و بهتزده به آن مینگریستیم و درمانده از هضم این واقعه بودیم. غدیری که به بیان امیرخانی غدیر قم نامیده شد یک تحلیل بیشتر ندارد و آن پیوند عمیق و ناگسستنی و واقعی میان امت و امامت است؛ پیوندی که از جنس سایر پیوندها نیست، بنابراین نمیتوان با همان شیوه این پیوند را مطالعه کرد. پیوند میان امت و امامت پیوندی عمیق و ریشهدار است. همچون سایر پیوندها سطحی و ظاهری نیست لذا شکستن این پیوند محال است همین هم موجب میشود که بعد از گذشت 30 سال دلبستگی به امام بیشتر شده و دلها به او گره خورده است.
پیوند میان امام وامت پیوندی توهمی و خیالی نیست بلکه پیوندی واقعی است که ما به ازای خارجی آن دل هر مومن به آرمانهای انقلاب را روشن میکند و خاری بر چشم دشمنان آنان است. میزان در واقعی و خیالی بودن، استمرار و پایدار بودن است و اینکه شیعه از روز اول همراه امام خود بوده و امروز نیز در کنار نایب بر حق امام خویش ایستاده است نشان از واقعی بودن این پیوند دارد. در واقع امت، امام را ریسمان محکم الهی میشمرد که با چنگ زدن به آن، فتح قله سعادت و فلاح و رستگاری برای او سهل و آسان میشود.
نکتهای که در این بین جالب به نظر میرسد نقش خواص در این پیوند است. خواص اصولاً نقش واسط را در این بین ایفا میکنند و واسطی میان امام و امت هستند، اما زمانی که خواص بصیرت خود را از دست دهند و در این میدان درست بازی نکنند امام وامت خواص را به کنار زده و خود به طور مستقیم با هم ارتباط برقرار میکنند. از بارزترین نمونه این رویداد، انتخابات دهم ریاست جمهوری بود که برخی خواص که درست ایفای وظیفه نکردند از رودخانه پر خروش و رونده امت همراه امام خود کنار زده شده و تا اصلاح خود به این جرگه باز نگشتند.
اگر ما اعتقاد به این داریم که فلسفه نظام آفرینش تکامل انسان و تقرب به ذات اقدس اله است و اگر باور داریم که جهت تحقق این امر، او مقتدا، پیشوا و راهنما فرستاده و اگر به این امر معتقدیم که در غیاب امام، نزدیکترین فرد به او رهبر و راهبر است بنابراین حرکت مردم قم برای ما به سهولت قابل هضم است. همان کسی که رحمت را بر نفس خود واجب کرده «کتب علی نفس الرحمه» امروز رحمت خود را بر این امت ارزانی داشته که بتوانند پشت سر پیشوای خود با قدرت و استقامت این انقلاب را پیش ببرند و مکر مکاران را به خود بازگردانند و هر گونه مانع را از سر راه خود بردارند و با سرعت و شدت به راه خود ادامه دهند.
اما در گذر از این پیچ حساس و سرنوشتساز تاریخ اسلام هنوز موانع صعبالعبور و سختی در پیش است ولی جزو مسائل قطعی است که این امت و این امام با این ویژگیها این موانع را نیز با قدرت و صلابت پشت سر خواهند گذاشت و اگر بخواهیم برای این امر استدلالی بیاوریم به کلام پر نور مولای متقیان امیرالمومنین(ع) متوسل میشویم که فرمودند: «آنگاه که مردم حق رهبری را ادا کنند و رهبر حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت یابد و راههای دین پدیدار و نشانههای عدالت برقرار و سنت پیامبر پایدار گردد، پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حکومت امیدوار و دشمن در آرزوهایش مأیوس میگردد.»