
باراک اوباما، رئیسجمهور امریکا که پس از ناکامی در انتخابات میاندورهای کنگره در امریکا و از دست دادن اکثریت نمایندگان همسو با خویش اردک لنگ لقب گرفته، یکی از طولانیترین سفرهای خارجی خود را به منطقه آسیا انجام داده که گفته میشود گرانترین سفر نیز بوده و روزانه 200 میلیون دلار هزینههای تشریفاتی و امنیتی دربردارد.
اهداف اصلی چنین سفری که به اتفاق هیئت پنج هزار نفری انجام شده و هواپیمای فوقمدرن وی را چهل هواپیمای دیگر امریکایی با سرنشینانی از مقامات بلندپایه سیاسی و تجار همراهی میکنند، جبران ناکامیهای داخلی حل بحران اقتصادی و مشکلات ناشی از آن میباشد، که به امید بستن قراردادهای بزرگ از هند تا ژاپن برنامهریزی شده است. اما گویی که بخت رو به افول اوباما دراین سفر خارجی بهتر از انتخابات داخلی امریکا نبوده و این هیمنه و یال و کوپال امپراتوریگونه وی نهتنها سودی نبخشیده و جذابیتی برای هندیها نداشته بلکه با تظاهرات گسترده مردم هند و شعار «اوباما به خانهات برگرد» مواجه شده است، بهطوری که ادامه این سفر به کشورهای اندونزی، کرهجنوبی و ژاپن، تحتالشعاع این استقبال سرد و ابراز تنفر مردم از اوباما قرار گرفته و بازتاب این اعتراضات مردمی روی نخبگان و کارگزاران سیاسی، نتایج این سفر پرهزینه را در ابهام جدی قرار داده است.
حال آنکه تجدیدنظر در مناسبات بین هند و امریکا، پس از فروپاشی شوروی و حرکت امریکا به سمت لغو تحریمهای تسلیحاتی و حتی همراهی و کمک در عرصه فناوری هستهای به هندیها، این انتظار را پدید آورده بود که امریکاییها آنقدر برای هندیها جذاب باشند که در مواجهه با چین در آینده و دسترسی به بازار رو به رشد و پررونق هندوستان برای سرمایهداری امریکایی بتواند موازنه جدیدی رقم بزند، حتی برخی کارشناسان اختصاص چهار روز از این سفر 10 روزه و اردوکشی پنج هزار نفری به هند را برای کشورهای مسلمان منطقه یعنی ایران، پاکستان و افغانستان نیز دارای پیامد و پیام دانسته و از احتمال تغییر موازنه منطقهای علیه این کشورها سخن میگفتند که میتوانست جبران پیامدهای استقبال گسترده مردمی از احمدینژاد در لبنان را بکند، اما این اعتراضات گسترده مردمی آب سردی بر تمام اهداف و انتظارات این سفر ریخت و نشان داد که دیگر دوران بازی با افکار عمومی و فریب آن با هیمنه مادی سپری شده و آنچه نزد مردم اعتبار و جذابیت تولید میکند تواضع و صداقت است. این همان پاشنه آشیل رئیس جمهور امریکا است که با شعار تغییر و تظاهر به آمادگی برای گوش دادن به حرف دیگران و تصحیح رفتار تکبرآمیز و مغرورانه بوش کوچک، نظر دیگران را به خود جلب کرد، اما اینک به همان راه استکباری نو محافظهکاران برگشته است که البته بخش جدایی ناپذیر هویت و سیاست امریکایی است. بازتاب چنین سیاست و هویتی نزد ملتها هم طبیعی است که نفرت، انزجار و واگرایی باشد که امروز در چهره مردم هندوستان تجلی یافته و پس از این در کره و اندونزی هم تکرار خواهد شد.
حال وقایع این سفر و نتایج آن نشان میدهد که اوباما تنها در داخل امریکا اردک لنگ به حساب نمیآید، بلکه در خارج از کشور نیز اردک لنگی است که نمیتوان با تشریفات سنگین و پرهزینه و همراه کردن سیاه لشکری پنج هزار نفری او را برای تأمین منافع امریکا گریم کرد و طاووس نشان داد. امروزه بهجای این سیاه بازیها، امریکاییها باید به دنبال تصحیح سیاستهای استعماری و استکباری خویش باشند و بیداری و آگاهی ملتها را باور کنند و به آن احترام بگذارند. این صحنهها نشان داد که نمیتوان قدرت نرم متکی به فریب و معطوف به اهداف سلطهجویانه را جایگزین قدرت سخت کرد و ترکیب غیر منطقی آنها نیز تولید قدرت هوشمند نمیکند. این تظاهرات اعتراضآمیز در حالی انجام شده است که نیروی هوایی و دریایی هند برای این سفر به آمادهباش درآمده و علاوه بر پلیس هندوستان، سه هزار نیروی امنیتی ویژه امریکا نیز حضور دارند و محدودهای از هندوستان تبدیل به پادگان نظامی شده است. اما این اقدامات فقط هزینهها را افزایش داده و مردم را از اوباما دورتر میسازد. راستی میتوان این سفر را با سفر آقای احمدینژاد به لبنان مقایسه کرد؟