
وقتی سطح تنفر فوران میکند، انصاف به گوشهای میخزد و اخلاق سه طلاقه میشود و منفیگرایی مطلق، جایگزین تقوی و انصاف به بند کشیده میشود.
به جملات زیر توجه بفرمایید: «مردمی که در بیروت از احمدینژاد استقبال میکردند، از ایران برده شده بودند» (میرحسین موسوی). «مردمی که روز 9 دی در خیابان انقلاب و میدان انقلاب تجمع کرده بودند را از شهرستانها به تهران آورده بودند» (موسوی).
«روز 22 بهمن، مردم را از جاهای دیگر به تهران آورده بودند» (موسوی). علاوه بر جملات مذکور در حوادث پس از انتخابات به شدت شایعه و جنگ روانی به راه انداخته شد افرادی که با هرج و مرج در خیابانهای تهران مقابله میکردند از لبنان به ایران آورده شده بودند، بنابراین از نگاه موسوی نه تنها در انتخابات تقلب شده است بلکه آوردن مردم در خیابانهای بیروت و تهران نیز براساس تقلب بوده است. حقیقتاً این قضاوت بر چه اساسی صورت میگیرد؟
سادهاندیشان و سادهدلان نیز میفهمند که چگونه ممکن است دهها هزار نفر از ایران به بیروت بروند؟ چطور ممکن است دهها هزار نفر از مردم ایران عازم بیروت شوند و یکی از آنان براساس میل موسوی مصاحبهای نکند و سخن و ادعای ایشان را تأیید نکند و هیچ کس نبیند که این افراد چگونه و کی عازم بیروت شدند و از کدام مسیر هوایی یا زمینی بازگشتند.
این دهها هزار نفر در کدام هتل یا مهمانسرای بیروت از خواب و خوراک برخوردار شدند؟ به نظر میرسد، سست منطقی فقط در مسئله انتخابات به سراغ سران فتنه نیامد بلکه در این سفر نیز عین همان سخنان موهوم گونه طرح شد و عدهای را به خنده وا داشت.
در حالی که مخالفان نظام جمهوری اسلامی در لبنان (جریان 14 مارس) نیز از سفر احمدینژاد استقبال کردند و نصرالله آن را سفر نماینده انقلاب اسلامی خواند، نفسهای آلوده چگونه به منافع ملی نگاه کردند؟ آیا شخص احمدینژاد خار چشم آنان است یا جایگاه انقلاب اسلامی در لبنان؟
مردمی که به استقبال نماینده انقلاب اسلامی آمده بودند اهل همان سرزمینی هستند که روز قدس سال گذشته از تجدیدنظر طلبان ایرانی «نه لبنان» را شنیدند. قضاوت موسوی درباره اعزام افرادی از ایران به لبنان،نشان دهنده ناباوری وی به جایگاه انقلاب اسلامی در لبنان است. وی امروز فهمیده است که شعار «نه لبنان» یک استراتژی کودکانه و بیاساس بوده است و پیام مردم لبنان نفی آن شعار بود. مردم لبنان ثابت کردند که مودت آنان و انقلاب اسلامی دو طرفه است و امام کار خود را کرده است.
از مدعیان اخلاقمداری این توقع است که لااقل آزاد مرد باشند. منافع ملی را فدای اغراض سیاسی نکنند. اگر از سفر رئیس جمهور و استقبال مردمی از وی عصبانی هستید، حداقل از فهم و درک خود و قضاوت مردم نسبت به سخنانتان دفاع کنید.
آنچه در لبنان اتفاق افتاد پاسخ به شعار «نه غزه و نه لبنان» بود، ترجمه سخن مردم بیروت و بنت جبیل این جمله بود: «هم غزه، هم لبنان،پاینده باد ایران».