
حبیب ترکاشوند-هرچند از سفر تاریخی رهبر معظم انقلاب به شهر قم چند روزی است که میگذرد اما بازخوردها و بازتاب این سفر در رسانهها و محافل داخلی و خارجی تا مدتها سوژه تحلیل و بررسی خواهد بود. اهمیت این سفر از چند بعد قابل بررسی است. دلایلی که سفر قم را پر اهمیت ساخت
اول اینکه قم به عنوان نقطه ثقل و خاستگاه انقلاب نقشی بسیار مهم در حوادث جامعه ایران، شیعه و جهان داشته و بالطبع تحولات آن، چه برای دوستداران و چه دشمنان انقلاب از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است و از آنجا که نقطه آغازین انقلاب از قم بوده، مطمئنترین روش براندازی این است که از همین شهر آغاز شده و آنتیتز انقلاب در همین مکان ساخته شود. دوم اینکه بزرگترین حوزه علمیه شیعه و حتی جهان اسلام و همچنین اکثریت مراجع و علمای تراز اول شیعه در این شهر سکنی دارند و نوع مواجهه روحانیت و حوزه با رهبری نظام میتوانست منبع تحلیل و بازکاوی میزان نفوذ انقلاب و حاکمیت آن در مرکز نشر دین باشد. سومین موضوع فتنه سال 88 و القای رسانههای معاند مبنی بر فاصلهگیری حوزه و مرجعیت از نظام و رهبری بود که حتی اگر اندکی از این شایعه به حقیقت میپیوست، میتوانستند نتیجه بگیرند که جنگ نرمشان علیه انقلاب در حال ثمر دادن است. چهارم اینکه، آخرین سفر رسمی رهبر فرزانه انقلاب برخلاف مشهد مقدس که ایشان هر سال نوروز را مهمان این شهر هستند، سال 79 یعنی دقیقاً یک دهه قبل صورت گرفته بود و میزان استقبال میتوانست اوجگیری یا تنزل گفتمان انقلاب و نفوذ رهبر آن را نشان دهد تا منشأ تحلیل و نقشههای بعدی باشد. رسانههای معاند و طرفدار فتنه با درک این شرایط به محض شنیدن خبر این سفر، حاشیهپردازی برای آن را در اولویت خود قرار دادند و تمامی برنامههای دیگرشان به حاشیه رفت. «قهر مراجع و کوچ آنها از قم» و «لغو سفر رهبری به قم بهدلیل عدم استقبال مراجع و علما» قطرهای از شانتاژهایی بود که رسانههای فتنه برای زیر سؤال بردن این سفر انجام میدادند. همه تحلیلها نقش بر آب شد
با طلوع خورشید 27 مهر و آغاز سفر ولی فقیه زمان به قم استقبال مردم به گونهای بود که نه تنها دشمنان و رسانههای فتنه که حتی دوستداران انقلاب را متحیر ساخت. چنان جمعیتی در خیابانهای شهر قم تجمع کرده بودند که در تاریخ قم سابقهای نداشت. علمای بزرگی که هر شب به دیدار رهبری میآمدند، تارهای عنکبوتی بافته شده فتنه را نقش بر آب کردند. حضور آیات عظامی چون شبیری زنجانی، صافی گلپایگانی، مکارم، نوری همدانی، جوادی آملی و سبحانی موضوعی بود که جریان فتنه نتوانستند خشم خود را از آن مخفی دارند و فحاشی اخیر سایت کروبی به آیتالله شبیری زنجانی را باید در این راستا ارزیابی کرد. از تغییر تاکتیک تا یأس کامل
با مشاهده این استقبال تاریخی جریان فتنه پس از سردرگمی اولیه و سکوت نسبت به آن سعی کرد با حاشیهسازی برای این سفر آن را مخدوش سازد. آنها برای حاشیهسازی از هر دروغ و نیرنگی فروگذار نکردند. همه این حاشیهها نتوانست کوچکترین تأثیری در رویکرد مردم داشته باشد، به گونهای که یأس کامل بر عوامل داخلی و خارجی فتنه مستولی شد. اینکه چرا این افراد در تحلیل قضایا راه به ناکجا آباد بردند، از عدم شناخت این پیروان «اسلام منهای روحانیت» و «سکولارهای نقاب دین زده» نسبت به جایگاه روحانیت در درون بافت جامعه شیعی و سازو کارهای فقهی نشأت میگیرد چیزی که شمسالواعظین چندی پیش در چرایی به بنبست رسیدن اصلاحات بیان کرد و نفهمیدن عمق نفوذ اسلام سنتی در جامعه ایرانی توسط اصلاحطلبان را عامل این بنبست دانسته بود. تحلیلهای غلط اتاق فکر فتنه حتی شخصی مانند اکبر گنجی را نیز به واکنش کشاند تا این افراد را تمسخر کند و اینگونه موضع بگیرد که «مگر حوزههای علمیه سرنوشتی جدای از جمهوری اسلامی دارند که رسانههای سبز در اینباره دروغ سازی میکنند؟»رویگردانی فتنهگران از تشیع به اهلسنت
پس از آنکه جریان فتنه و رسانههای این جریان نتوانستند بهرهبرداری لازم را از سفر قم داشته باشند و تقابل شیعی را در مرکز تشیع القا کنند با چرخشی 180 درجهای، نگاه خود را معطوف اهل سنت ساختند تا با ایجاد «تقابل شیعی – سنی» و «تحریک احساسات مذهبی» اقلیت اهل تسنن بتوانند در جامعه متحد ایرانی انشقاق ایجاد کنند. روز 12 آبان سایت جرس متعلق به مهاجرانی نماینده و ابوذر موسوی در خارج از کشور طی مصاحبه تفصیلی با مولوی عبدالحمید از مولویهای اهل تسنن زاهدان به بهانه دستگیری دو تن از منتسبانش سعی کرد با القای سؤالات خاص به این تقابل مذهبی دامن بزند و ناکامی خود در قم را بدین گونه جبران سازد. فردای آن روز یعنی 13 آبان شخص مهاجرانی دست به قلم برده و طی یادداشتی به تجلیل از عبدالحمید پرداخته و او را «شاخص ترین عالم دینی اهلسنت» نام نهاده است. وی در این یاداشت روی مسائلی مانور داده که رسانههای وهابی علیه ایران اسلامی بهکار میبرند. اما امثال مهاجرانی ظاهراً فراموش کردهاند که در سفر سال گذشته رهبر انقلاب به استان کردستان که اهل سنت اکثریت آن را تشکیل میدهند، استقبال بینظیر از ایشان همگان را مبهوت ساخت. فراموش کردهاند که شهید ماموستا شیخالاسلامها تنها جرمشان دفاع از نظام جمهوری اسلامی و رهبری آن بود. فراموش کردهاند که در سفر اخیر رئیس جمهور ایران به لبنان چگونه تمامی طوایف از جمله اهل سنت و علمای آنان به استقبال از نماینده انقلاب اسلامی آمدند. عنقریب است که ببینیم این تیر جدید جریان فتنه نیز به سنگ خورده و به سوی آنان کمانه خواهد کرد.