کد خبر: 420332
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۰
در ادامه واکاوی حوادث و فتنه پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری 88، ملزم بر آنیم که ساختار، شاکله و اهداف مسببین این غائله که هزینه‌های گزاف مادی و معنوی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی در بر داشته‌اند را مورد بررسی قرار دهیم. از همین رو پس از بررسی " شکل‌گیری و برخی مؤلفه‌های ایدئولوژی تجدیدنظرطلبان " و "راهبردهای سیاسی تجدیدنظرطلبان و زمینه‌های تولید خشونت "و فرایند دست‌یابی به نامزد انتخاباتی در جبهه تجدیدنظرطلب " به فصل سوم بعنی " راهبرد تبلیغاتی و گفتمان انتخاباتی میرحسین موسوی " می‌پردازیم:

موسوی در کنج عزلت رسانه‌ها و تجمعات

هر چه می‌گذشت و موسوی از کنج عزلت بیشتر به سوی رسانه‌ها و تجمعات پرتاب می‌شد، بیشتر به سوی هیجانات سیاسی سوق می‌یافت. حضور موسوی در دانشگاه شهید چمران و احساسات تند دانشجویان متمایل به جبهه اصلاحات که همراه با شعارهایی در حمایت از موسوی بود، احساسات همسویی را به موسوی منتقل ساخت. موسوی در این جمع خود را مخالف قانون نظارت استصوابی دانست، اما گفت چون هنوز قانون است به آن پایبندم. در عین حال اگر اکثریت مردم چیز دیگری بخواهند، هر قانونی نیز از راه قانونی قابلیت تغییر دارد و تغییر آن باید به همین صورت باشد.(1)

موسوی در این فضا، حتی به موضوعات ژورنالیستی و سیاست‌زده نیز استناد می‌کند. به طور مثال به مباحث درآمد واریزی مورد اختلافی بین دیوان محاسبات و وزارت نفت اشاره می‌کند. این موضوع که مشخص بود با انگیزه‌های سیاسی به آن دامن زده می‌شود و پرسش شائبه‌برانگیز "یک میلیارد دلار کجا رفت؟ " را دامن می‌زد. پس از انتخابات به سادگی حل و فصل شد و محل اختلافی آن رفع شد. اما در ایام انتخابات جریان رقیب احمدی‌‌نژاد بسیار بر روی آن تبلیغات می‌کرد. در چنین فضایی موسوی نیز در آبادان کنایه‌ای به این مسئله زد. او گفت: "نفت و درآمدهای آن متعلق به همه ملت ماست و همه مردم باید از معاملات مختلف آن و میزان درآمد واریزی به صندوق بیت‌المال به طور شفاف مطلع باشند.

باید بدانند پول‌هایی که به این صندوق واریز نشده به کجا رفته است. این بحث من نیست، بلکه تقاضای مجلس و دیوان محاسبات است که باید روشن شود، اما بدانید که این گریز از قانون می‌تواند کشور را با بن‌بست‌های بزرگی روبه‌رو کند. هر نوع قانون‌گریزی، ما را با مشکلات بزرگی مواجه می‌کند و در نهایت می‌توانم بگویم احساس خطری که در مورد قانون‌گریزی دولت داشتم، مرا مجاب کرد که به عرصه انتخابات ریاست جمهوری بیایم. معتقدم گریز از قانون در طول زمان یک دولت خدمت‌گزار را به یک دولت انتظامی تبدیل می‌کند. " (2)

موسوی که حتی در اواخر فروردین نیز از عدم استقبال مورد انتظار جوانان به سوی خود ناراضی به نظر می‌رسید در اظهارنظری گفت: "درحال حاضر هم در حال گسترش ارتباط خود با جوان‌ها هستم. " وی معتقد بود: "اقبالی که در ستاد به جوان‌ها می‌شود، روز به روز در حال افزایش است. بحث هر شهروند یک ستاد که مطرح کرده بودیم، موجب شده که در حال حاضر شاید نزدیک به هفتصد وبلاگ توسط جوانها اداره شود و به صورت خودجوش عمل کنند، این جوانان در چارچوب همین انتخابات فعالیت می‌کنند. زیرا ما نه روزنامه داریم و نه صدا و سیما که عکس ما را در حال نماز بیندازد و برای همین باید به همین سرمایه‌ها و کسانی که دلشان می‌سوزد که چرا وضع کشور به این شکل است، متکی شویم. "(3)

فشار موسوی بر صدا و سیما برای آغاز تبلیغات زودهنگام

از این تاریخ به بعد موسوی که با انتظارات برآورده نشده خود درباره استقبال عمومی مواجه می‌شود، فشارهای خود و حامیانش را بر صدا و سیما افزایش می‌‌دهد تا آنها نیز به صورت غیرقانونی تبلیغات انتخاباتی را زودهنگام آغاز کنند و بر شعله تنور انتخابات بدمند. موسوی که پیش‌تر شکی نداشت که جامعه پس از شکستن سکوت بیست ساله او، تمام‌قد به حمایت از وی برخواهد خاست. لذا از اینکه می‌دید تب بالای ستاد انتخاباتی، به جامعه منتقل نشده است، این موضوع را توطئه‌ای از جانب نهادهای رسمی و از جمله مدیران صدا و سیما معرفی کرد. در واقع این فشار بر صدا و سیما، بر اساس آن نظریه‌ای بود که اعتقاد داشت هر چه میزان مشارکت عمومی بالا برود و آرای خاموش در انتخابات بیشتر شرکت کند، امکان موفقیت رقبای احمدی‌‌نژاد نیز بیشتر خواهد بود. با این مفروض، موسوی علاقه‌ داشت رسانه ملی به سود این جریان در ورود به تبلیغات انتخاباتی تعجیل غیرقانونی کند تا درصد و ضریب موفقیت وی بالا رود. لذا در نخستین همایش سراسری سخنرانان حامی موسوی اظهار داشت "اگر چه برای انجام تکلیف و وظیفه به میدان آمده‌ام، اما معتقدم به هر نسبتی که میزان آرا از حدود 24 میلیون نفر بالاتر برود، امکان کسب نتیجه بیشتر خواهد بود. به نفع ماست که مردم هر چه بیشتر در انتخابات شرکت کنند و شاید علت سردی رسانه‌های رسمی کشور نسبت به انتخابات نیز همین مسئله باشد، گرچه اعتقاد باطنی دارم که حتی اگر همه شرکت کنند ولی باز هم رأی نیاورم، باز آن تصمیم به صلاح مملکت است. " (4)

تقلای موسوی برای القای شبهات در ذهن جوانان

هر چه زمان بیشتر می‌گذشت از تأکیدات موسوی بر "مستضعفان " و "اسلام ناب محمدی " کاسته می‌شد و بر مفاهیم "جوانان " و "زنان " و "دانشجویان " و "آزادی " و "دمکراسی " و "حقوق بشر " و "کرامت انسانی " افزوده می‌شد. پرداختن به استقرار گیت‌های امنیتی در برخی دانشگاه‌ها، مسئله دانشجویان ستاره‌دار و آزادی زنان، از موضوعات ثابتی بود که موسوی دیگر در اغلب سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های خود به آنها اشاره می‌کرد. البته از سوی دیگر او هنوز از مفهوم عدالت دست نکشیده بود، اما به طور تلویحی به مخاطب القا می‌کرد که رقیب او به صورت عوام‌فریبانه و ریاکارانه از این مفهوم بهره برده است. موسوی معتقد بود ایدئولوژی مانع جذب سرمایه‌گذاری نیست و نباید جرم پایین بودن میزان سرمایه‌گذاری خارجی در ایران را به پای اسلامی بودن نظام گذاشت. ریشه این مسئله ضعف مدیریت است. او خود را چنین توصیف می‌کند: "من صریح هستم و از عقاید خود رد نمی‌شوم و این یکی از ویژگی‌های من است. " موسوی که سیاست خارجی دولت نهم را ماجراجویی می‌خواند، آن را به مسئله‌ای داخلی و راهبردی برای رأی آوری در انتخابات تقلیل داد. او گفت: "مشکل امروز بر سر این اصل نیست که می‌خواهیم پای‌بند منافع ملی باشیم، بلکه بر سر این است که گاهی حادثه‌جویی، ماجراجویی و حرکت‌هایی که می‌تواند مصرف داخلی و رأی‌آوری داشته باشد، به کار می‌گیریم و این مشکلاتی را به وجود می‌آورد. " (5)

حمله چند باره برای دولت

موسوی در دیدار با اهالی فرهنگ و هنر در 31 فروردین از "دولت فرهنگی و فرهنگ غیردولتی " سخن گفت. دولت فرهنگی کنایه‌ای به دولت نهم بود که غیرفرهنگی معرفی می‌شد و "فرهنگ غیردولتی " هم به عدم مداخله دولت در امور فرهنگی و حذف ممیزی اشاره داشت. موسوی با تأکید بر اینکه در فضای آزاد و چند صدایی است که هنرمند می‌تواند احساس آزادی کند و رشد داشته باشد، گفت: "باید از فضایی بترسیم که محدود و آمرانه و اثرگذار بر خلاقیت هنرمندان باشد. بنابراین بهترین کارهای هنری در کشور ما کارهای بدون دستور و برخاسته از نیازهای عمیق فکری و فرهنگی است و در این راستا دولت فرهنگی می‌تواند به هنرمندان نشان دهد که آنها را به عنوان یک فرصت تلقی می‌کند. اگر اینگونه باشد نقش دولت در زیرساخت‌ها برجسته خواهد بود و در کنار آن، فرهنگ غیردولتی در راستای اهداف درازمدت ایجاد می‌شود و بهترین کمک را چنین فرهنگی به چنین دولتی می‌کند و نقش فرهنگ اینجا از سیاست پررنگ‌تر می‌شود. " در همین راستا موسوی مدعی می‌شود که در زمان مسئولیت وی در نخست‌وزیری سینما با سانسور مواجه نبوده است و کارگردانان چنین مشکلی نداشته‌اند. (6)

وقتی سفر موسوی به استان گلستان همزمان می‌شود با ماجرای دوربان دو، که در آن به رئیس‌جمهور ایران از سوی چند صهیونیست بی‌احترامی می‌شود، موسوی در روز نخست اردیبهشت در جمع برخی دانشجویان گرگانی به آن اشاره می‌کند و می‌گوید: "بحث دو وجه دارد یکی حادثه تأسف‌انگیزی است که برای رئیس‌جمهور به عنوان نماد ملت و کشور ما اتفاق افتاده است که هر انسانی را آزرده و ناراحت می‌کند و ما نسبت به این مسئله معترض هستیم. اما منظر دیگر واقعاً‌ باید گله‌مند بود از مشاوران رئیس‌جمهور که این مشورت را به ایشان نمی‌دهند که باید منتظر چه صحنه‌هایی باشد و چرا چنین پیش‌بینی‌هایی نمی‌شود تا موجب وهن نظام جمهوری اسلامی و مردم نشود. نمی‌توانیم صرف گفتن کلمات حماسی، تبعاتِ بخش بعدی را بپوشانیم. تکرار این مسائل، حیثیت ما و حیثیت جمهوری اسلامی و ایرانیان خارج از کشور را مورد تهدید قرار می‌دهد. این مسائل نباید تکرار شود. پس دستگاه دیپلماسی کشور با این عظمت برای چه تأسیس شده است؟ فکر می‌کنم اشکالی وجود دارد. (7)

موسوی که می‌دانست برای دستیابی به موفقیت در انتخابات نیاز شدیدی برای تبلیغات در استان‌ها و شهرستان‌های دور از مرکز دارد، علاوه بر راه انداختن "نهضت سخنرانی " توسط جبهه دوم خرداد، خود نیز به طور جدی به سفرهای استانی می‌پرداخت. او بلافاصله از گلستان به مشهد می‌رود و در جمع دانشجویان سخنرانی می‌‌کند. او برای انجام سخنرانی‌ها اغلب در میان دانشجویان و در محیط دانشگاه آزاد حاضر می‌شد. موسوی در این تجمعات و از اواخر فروردین، دیگر صلاح می‌دید از آزادی سخن بگوید و از نهضت آزادی حمایت کند. به این معنا که آن را به نوعی به رسمیت بشناسد. گویی مشاوران وی راه وصال دولت را از این طریق به او شناسانده بودند. طریقی که با رویکرد "مطالبه محور " اپوزیسیون در این انتخابات انطباق داشت. او در جمع دانشجویان گرگان پرسشِ درباره نوع رفتار با نهضت آزادی را به این سو کشاند که آنان انسانهای دیندار و اهل نماز و زکات هستند و کافر نیستند.

این پاسخ که به طور ضمنی تلاش می‌کند در ذهن مخاطب القا کند گویی رقبای موسوی، نهضت آزادی را کافر می‌پندارند، زمانی به طور عمیق فهم می‌شود که پاسخ وی را به پرسش یکی از دانشجویان در دانشگاه فردوسی مشهد مقایسه کنیم. دانشجویی در جلسه سخنرانی دانشگاه مشهد از موسوی پرسیده بود: "شما ده‌ها نقد به دولت نهم وارد کردید، آیا این دولت نقطه قوت ندارد؟ " موسوی در پاسخ گفت: "رسانه ملی هر لحظه در حال تبلیغات برای دولت نهم است. عده‌ای همواره می‌گویند که موسوی بیست سال سکوت کرده است، ولی نمی‌گویند که در شورای انقلاب، شورای عالی دفاع و مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور داشته است. چطور است که رسانه‌های ملی و دولتی در خدمت یک تکان دادن جزئی دست یک مدیر هستند اما به سراغ آدمی با این مسئولیت‌ها نمی‌روند. چرا در این مدت یک رسانه در دست دولت و حکومت هیچ مصاحبه‌ای با من نکرد؟ پس به من حق بدهید که در این پنجاه روز بیشتر به فکر بیان دیدگاه‌های خود باشم تا تعریف دیگران. بنده با توجه به این همه تبلیغات رادیو و تلویزیونی که از خدمات بی‌شائبه دولت می‌شود، حیف می‌دانم که وقت خود را در این باره تلف کنم. " (8)

موسوی: برای دستیابی به موفقیت تنها باید انتقاد کرد

این عبارت نشان می‌دهد موسوی و استراتژیست‌های دوم خردادی معتقد بودند برای دستیابی به موفقیت تنها باید انتقاد کرد و نباید ذره‌ای از راهبرد "احمدی‌‌نژادستیزی " عدول کرد. تلقی این بود که موفقیت زمانی به دست می‌آید که تنها معایب و نقاط ضعف گفته شود و در برابر پدیده‌های مثبت دولت نهم یا اصولاً باید منکر شد و یا سکوت و توجیه کرد. اما فراتر از این مطلب، انتظار غیرقانونی موسوی از رسانه ملی این بود که آن سازمان هم همین رویه را اتخاذ کند: انکار و سکوت. به نظر آنان اگر رسانه‌های دولتی این راهبرد غیرقانونی را انجام می‌دادند کارکرد درستی داشتند.

واکنش رسانه‌ها نسبت به سخنان بی‌پایه و اساس موسوی

اما این ادعا که موسوی بیست سال سکوت نداشته، بلکه رسانه‌ها سراغ وی نرفته‌اند، نمی‌تواند ادعای قابل اعتنایی باشد. زیرا حتی اگر فرض بگیریم که در طول بیست سال رسانه ملی هیچ‌گاه سراغ وی نرفته است که این مطلب نیز نمی‌تواند به سادگی قابل پذیرش باشد، نکته اینجاست که موسوی با هیچ رسانه‌ای حتی رسانه‌های جبهه دوم خرداد نیز مصاحبه‌ای نداشته است. در ضمن وقتی موسوی این عبارت را به کار برد که وی سکوت نداشته بلکه رسانه‌ها سراغ وی نرفته‌اند، سردبیر برخی رسانه‌ها به این ادعای او واکنش نشان دادند. در این میان وحید جلیلی سردبیر نشریه‌های "سوره " و "راه " نامه‌نگاری‌های این نشریات را با موسوی، که با عدم همراهی و موافقت وی مواجه شده بود، به چاپ می‌رساند. بر مبنای این مکاتبات در تاریخ‌های 26 شهریور 84، 9 مهر 84 و 21 اسفند 87 درخواست مصاحبه از سوی موسوی مطرح شده که وی به هیچ‌یک از این نامه‌ها پاسخ مثبت نداده بود. این در حالی بود که موسوی بارها در ایام تبلیغات ادعا کرده بود: در طول مدت این چند سال رسانه‌هایی که حتی همین امروز هم از نشان دادن برنامه کوچکی از من طفره می‌روند حتی یک بار هم به سراغ من نیامدند. شما به من می‌گویید که در این سالها سکوت کردم ولی من به هیچ‌وجه سکوت نکردم بلکه در معرض محرومیت از فضای رسانه‌ای بودم. (9)

موسوی در دانشگاه فردوسی مشهد به وضوح از گفتمان پیشین خود و دغدغه‌هایی که در پاییز و زمستان 87 مطرح کرده بود فاصله می‌گیرد و به موضوعاتی می‌پردازد که مسئله‌های ژورنالیستی دوم خردادی بود. موضوعاتی که به دلیل مبنایی نبودن یا شایعه بودن تاریخ مصرف گذرایی داشت. بسیاری از این مطالب نیز جنبه شعاری داشت و اصولاً از حوزه اختیارات و وظایف رئیس قوه مجریه به دور بود. در واقع موسوی چه می‌خواست و چه نمی‌خواست خود را در جریان و موجی انداخته بود که او را با خود می‌برد. دقیقاً این موسوی نبود که هدایت آن جریان را بر عهده داشت، بلکه بر عکس او به طور منفعلانه، خود در مسیر این جریان قرار گرفته بود. جریانی که ابعاد دیگری از آن را که با موج‌آفرینی‌های بازیگران بین‌المللی پیوند داشت، در آینده مورد بررسی قرار خواهیم داد.
موسوی با دغدغه‌هایی از جنس خود وارد شد، اما در ادامه با موضوعات دیگری مواجه شد که وی را مجبور کرد هر روز به نفع آنها گامی از گفتمان خویش بازپس نشیند و به سوی آنچه که از بیرون او را احاطه کرده بود، برود. محیط بسته‌ای که جبهه دوم خرداد برای او ساخته بود و به تدریج موجب شد موسوی آن را به عنوان همه واقعیت‌های کشور بپذیرد. در این وضعیت او جمعیت فراوان اطراف خود را در محل‌های سخنرانی می‌دید، اما جمعیت چند برابری بیش از آن را در اطراف احمدی‌نژاد نمی‌دید. مطلبی که احمدی‌‌نژاد در مناظره سیزده خرداد به آن اشاره کرد و خطاب به موسوی گفت: "چرا شما فکر می‌کنید که فقط افرادِ اطراف شما مردم هستند؟ "
به این ترتیب موضوعات مورد بحث را نیز عملاً تشویق‌کنندگان و فضای پیرامون موسوی تعیین می‌کرد؛ نه خود او.
موسوی در دانشگاه فردوسی در پاسخ به پرسش دانشجویی که پرسید نظر شما درباره دستگیری دانشجویان چیست، گفت: "من با بازداشت افراد به جرم عقیده و اعتقاد و بیان مخالفم. با بازداشت‌های سیاسی نیز مخالفم و این کار را مخالف منافع کشور می‌دانم و این یک اصل است؛ چه در فضای دانشگاه که فضای گفت و گو و چند صدایی است و افکار باید بدون ترس جاری وساری شود و چه در فضای جامعه. اندیشة فاقد آزادی سودی ندارد. تشکل‌های سیاسی باید جان بگیرند و جریان‌هایی نیرومند بسازند و من موافق قدرت یافتن تشکل‌های سیاسی که قطعاً بخشی از آنها بر نیروی دانشجویی تکیه دارند هستم. دانشجو چه می‌خواهد جز آزادی؟ و چه نعمتی بالاتر از آزادی؟ ما انقلاب کردیم که آزاد شویم. چرا باید به دلیل اظهارنظر، نگاه امنیتی پیدا کنیم که تعدادی از جوانان ما اینک در زندان باشند. "

در طی این فرایند استحاله گفتمانی، موسوی به رد نظرات استصوابی نیز می‌پردازد. او می‌گوید: "نظارت استصوابی در ابتدای انقلاب مطرح نبود و ما انتخابات‌های موفقی را نیز برگزار کردیم. این مسئله در شرایطی مطرح شد و با وجود آن که عده زیادی مخالف آن بودند از لحاظ قانونی تصویب شد و همان زمان من در مجمع تشخیص مصلحت نظام صریحاً اعلام کردم که به این مسئله اعتقادی ندارم. اما باید دانست که یکی از اولین قدم‌هایی که باید برای تحقق آزادی برداریم اجرای قانون حتی در صوری‌ترین شکل آن است و در گام بعدی باید به سمت اصلاح قانون برویم. اما از آنجایی که نظارت استصوابی با روح قانون اساسی سازگار نیست، بهتر است مردم را آزاد بگذاریم و در این راه کوشش کنیم. دولت باید از تمام ساز وکارها استفاده کند تا این موضوع به وجدان عمومی تبدیل شود و صرف مخالفت کردن، کافی نیست. ما باید با حرکت در چهارچوب قانون اساسی این موضوع را در جامعه جا بیندازیم که نظارت استصوابی هزینه دارد، به نفع کشور نیست و مخالف یک رقابت انتخاباتی است. "

خودداری از پاسخ‌گویی به دانشجویان

موسوی در این دیدار از تلاش برای برگزیدن وزیر زن سخن می‌گوید و درباره موضوع "آقازاده‌ها " به طور محافظه‌کارانه پاسخ می‌دهد: "به نظر من آقازاده‌ها در فضای شفاف بودجه‌ای شکل نمی‌گیرند؛ بلکه در فضایی شکل می‌گیرند که رقم هنگفتی از بودجه مملکت گم شود. آقازاده‌ها وقتی بودجه‌ها شفاف است چک می‌گیرند یا وقتی شفاف نیست. " (10)

چگونگی شکل‌گیری شعارهای موسوی

نکته قابل توجهی که در این نشست رخ می‌دهد، سر دادن شعار سازماندهی‌شده "مرگ بر دیکتاتور " در کنار "درود بر خاتمی " از سوی برخی حضار است. در واقع این موضوع نشان از آن داشت که اتخاذ این شعار که بعد از انتخابات بسیار مورد تأکید قرار گرفت، اصولاً پیشاپیش طراحی شده بود و ربطی به مسائل مربوط به ادعای "تقلب " نداشت. اگر به شعارهای مطرح شده در برنامه‌های انتخاباتی موسوی در سفر استانی به خراسان رضوی بنگریم، درمی‌یابیم که این شعارهای حاشیه‌ای به تدریج از حاشیه به متن می‌آیند و گفتمان موسوی را متأثر می‌سازند. از آن جمله می‌توان به شعارهای زیر اشاره کرد: "صل علی محمد بوی صداقت آمد "؛ "دانشجوی سیاسی آزاد باید گردد "؛ "آزادی اندیشه "، "مرگ بر طالبان، چه کابل، چه تهران "؛ "دانشجو، کارگر، معلم، اتحاد اتحاد "؛ "مرگ بر دیکتاتور "؛ "وزیر زن، نفی استبداد، انتخابات آزاد، حکومت مردمی "؛ "بوی نفت و سفره‌های خالی "؛ "سهام عدالت نمی‌خواهیم ". (11)

موسوی در استان کرمانشاه ضمن آن که سیاست‌های دولت نهم را با دادن پول توجیبی و صدقه دادن مقایسه کرد، گفت: "در شرایطی که نرخ بی‌کاری در استان کرمانشاه نزدیک به سی درصد است و در دیگر استان‌ها نیز وضعیت مشابه داریم، بحث از عدالت اجتماعی بی‌معناست. به نظر من قدم اول ثبات در سیاست‌ها، احیای تولید و فربه و بزرگ کردن طبقه میانی جامعه است و دولت باید بتواند با استفاده از همه ظرفیت‌های مستعد کشور به قشرهای مستضعف کمک کند. هر مسئولی که تصور کند بدون ثبات و توازن در سیاست‌ها می‌تواند عدالت برقرار و فقر را ریشه‌کن کند، دیدگاه غیرعلمی و غیرواقعی دارد. تنها راه توزیع عادلانه ثروت عقلانیت است و در غیر این صورت کشور را با اقتصاد صدقه‌ای اداره خواهیم کرد. " موسوی همچنین با استقبال از حمایت هاشمی رفسنجانی از او گفت: "آقای هاشمی رفسنجانی از یاران امام و رهبری است و علاوه بر داشتن شخصیتی برجسته و مسئولیت‌های متعدد در کشور در سی سال گذشته و پیش از آن کارهای بسیاری برای کشور انجام دادند، ممکن است کسی با ایشان اختلاف‌نظر داشته باشد، اما بی‌شک هر کس در مسیر تغییر وضعیت کنونی از ما حمایت کند، استقبال می‌کنیم. "

موسوی که دیگر در تحولات جدید، گفتمان ضداستعماری خود را فراموش کرده بود، درباره مسائل بین‌المللی به مثابه کسی که گناه دزد را مورد تغافل قرار دهد و تنها به سرزنش مالباخته بپردازد مشکلات ایران در برخی موضوعات بین‌المللی را یکسره متوجه سیاست‌های دولت نهم دانست. او گفت: "متأسفانه در سه سال گذشته در سیاست خارجی و روابط با کشورها سر و صداهای بسیار داشته‌ایم که هزینه‌های زیادی را به ما تحمیل کردند اما عقلانیت در آن کم دیده می‌شود. سئوال اینجاست که چرا ما قادر نیستیم با همه جهان روابط و تعاملات درست داشته باشیم. همه مخالفند که در یک مجمع جهانی به مقام مسئول جمهوری اسلامی توهین شود، ولی در عین حال سئوال اینجاست که آیا لازم است رفتار ما، نوع صحبت کردن و همچنین سیاست‌های ما به گونه‌ای باشد که به جمهوری اسلامی اهانت شود؟ "

بی‌تفاوتی دربرابر اهانت غرب به ایران اسلامی

موسوی که ترجیح می‌داد اهانت‌های دولت‌های غربی به جمهوری اسلامی را پس از یازده سپتامبر 2001 و به ویژه در مسئله هسته‌ای که به تعطیلی بیش از دو سال فعالیت‌های علمی ایران در این زمینه انجامید نادیده بگیرد و حتی موفقیت‌های سیاست خارجی دولت نهم پیشرفت‌های هسته‌ای را به خاتمی نسبت دهد، تنها سیاست‌های دولت نهم را عامل چالش‌های سیاست خارجی ایران معرفی کند. در این جهت، اصولاً "نظام سلطه " موضوعیت خود را در گفتمان موسوی از دست می‌دهد و رقابت برای کسب منافع ملی نیز به "ماجراجویی " تفسیر می‌شود. به عبارت دیگر، موسوی نیز همانند دولت‌های غربی که خود را "همه جهان " می‌دانند و در بیانیه‌های خود خواست خود را خواست جهانی عنوان می‌کنند، دولت‌های وابسته به نظام سلطه را "همه جهان " معرفی می‌کند. (12)

موسوی در کرمانشاه همچنین تمرین می‌کند که چگونه گفتمان "عدالت، اصلاحات " را برای جامعه جا بیندازد. لذا تأکید می‌کند که قانون‌مندی، عدالت و آزادی راه پیشرفت است و راه دیگری وجود ندارد. فقط با آزادی اندیشه می‌توان رشد کرد. جلوگیری از نشر کتاب‌ها به ضرر ماست و آزادی اندیشه‌ به نفع کشور است. آمار ریزش چاپگران در کشور بالاست و این به نفع ما نیست. بر عکس آزادی فکر و اندیشه و کتاب، و انتشار آنها می‌تواند به شکوفایی کمک کند. وی همچنین در همان روز، یعنی هشتم اردیبهشت، پیامی را به مناسبت دهمین سالگرد تشکیل شورای اسلامی شهر و روستا صادر می‌کند و ضمن آن که احیای آن را به خاتمی نسبت می‌دهد، می‌نویسد: "متأسفانه در دوران اخیر عده‌ای تفکری را نمایندگی می‌کنند که اعتقادی به استقلال و قدرت تصمیم‌گیری شوراها ندارد. این تفکر، شوراها را رقیب دولت تلقی می‌کند و از ساختارها و ابزارهای دولتی برای تضعیف و محدودسازی اختیارات شوراها بهره می‌گیرد. در حالی که این نگاه قیم‌مآبانه نسبتی با روح قانون اساسی و آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی ندارد. " به هر طریق، او که یکی از آثار مهم شوراها را "تمرکززدایی " می‌داند، یکی از اولویت‌های خود در دولت بعدی را تقویت شوراها معرفی می‌کند. (13)

برگزاری همایش موج سوم در نهم اردیبهشت، آغاز جدیدی در برنامه تبلیغاتی ستاد موسوی بود. در این همایش موسوی بعد از سخنان خاتمی به اتفاق همسر خود، زهرا رهنورد به روی صحنه رفت و در کنار خاتمی به نشان اتحاد دستان یکدیگر را گرفتند و شال سبزی که پیش‌تر از سوی برگزارکنندگان مراسم تهیه شده بود به عنوان "دو سید اصلاحات " بر دوش آنان انداخته شد. در واقع از این روز به بعد تأکید بر نماد سبز به تدریج در ستاد موسوی پاگرفت. در این همایش موسوی که دیگر به تشویق‌های هیجان‌زده حلقه طرفدارانش خو گرفته بود، به عباراتی هیجان‌آفرین روی می‌آورد. او در این همایش می‌گوید: "کافی نیست که فقط دولت امنیت داشته باشد. انسان‌ها نیز باید امنیت داشته باشند. باید همه اقشار کشور ما دارای امنیت باشند و وقتی به آینده نگاه می‌کنند احساس آرامش کنند. "

در فضای هیجان‌زده ربط منطقی جملات گوینده موضوعیت ندارد، آنچه که اهمیت دارد دمیدن بر شوری است که مخاطب آن را می‌طلبد. لذا وقتی که در سخنرانی موسوی هنوز اشاره‌ای به آزادی نشده بود و به همین دلیل حاضران فریاد زدند "آزادی " موسوی پاسخ داد به این نکته هم در صحبتهایم می‌رسم. او ادامه داد: "رهایی از نیاز " مسئله بسیار مهمی است. آن کسی که در جبر این نیازها یعنی نان، سفره و امکانات اسیر است، فراغت ندارد که راجع به آزادی فکر کند و آن کس که به آزادی فکر نمی‌کند نمی‌تواند در شرایط دشوار امروزی طرحی برای رهایی از نیاز ملت داشته باشد. امنیتی که متعلق به مردم است مهم‌تر از امنیت دولت است. گمان نکنیم وقتی تشنجی را نه از سر دلسوزی برای منافع ملی بلکه بدون سبب در جهان ایجاد می‌کنیم باعث آرامش خیال مردم می‌شویم. اینگونه نیست بلکه وحشت درمردم ما رسوخ می‌کند. جوانان ما به دنبال گردش آزاد اطلاعات هستند. مردم ما و جوانان ما از مسکن، اشتغال و آینده‌شان نگرانی دارند و در عین حال نمی‌خواهند از ابراز عقیده ترس داشته باشند، بلکه می‌خواهند به آنها اعتماد شود. جوانان ما انتخاباتی را می‌خواهند که در آن بیم تقلب و دستکاری وجود نداشته باشد، انتخاباتی که رسانه‌های محدود کشور در اختیار یک فرد یا جناح نباشد، انتخاباتی که در آن سرمایه‌های مردم، منافع محدود کشور در خدمت خریدن آرای مردم قرار نگیرد. " (14)

سکوت عامدانه درباره اقدامات دولت‌های هاشمی و خاتمی

در واقع آنچه که گفتمان موسوی را با چالش جدید و تردید جدی مواجه می‌ساخت و درباره داوری‌ها، ناعادلانه بودن را تداعی می‌کرد، سکوت در برابر ضعف‌های 24 سال گذشته و افراط در انتقاد به دولت نهم بود که معنایی جز تخریب و سیاه‌نمایی نمی‌یافت. به طور نمونه در میان جامعه‌شناسان و اقتصاددانان ایرانی یکی از باورهایی که اکثریت آن را می‌پذیرند این است که الگوهای رفتاری و ارزشی پس از انقلاب از اواخر دهه شصت و به ویژه در طول دهه هفتاد دگرگون شد و اصولاً منتقدان دولت‌های گذشته بیش از هر چیز بر روی این نقد تأکید داشتند،‌ اما موسوی به طور وارونه تلاش می‌کرد سودازدگی جامعه ایرانی را به دولت نهم نسبت دهد؛ دولتی که خود با طرح همین موضوع توانست در انتخابات سال 84 به پیروزی برسد. موسوی در جمع مردم ورامین می‌گوید: "در زمان جنگ فضا به گونه‌ای بود که کسی برای تزویر، خدمت نمی‌کرد، سیاست‌های دولت شفاف بود، قانون دولت هم در خدمت آنها بود اما مشکل از آنجا پیدا شد که فضای ارزشی به فضای سوداگرانه انتقال یافت و دولتی که هم‌اکنون در صحنه است،‌ سهم زیادی را در این فضای سوداگرانه داشته است. ما با تکیه بر عزت مردم پیروز شده‌ایم و تکیه بر همین روحیه باعث شد تا در دفاع مقدس نیز پیروز شویم. باید این موارد مورد پاسداری قرار گیرند. نباید به خاطر مصالح حزبی، ارزش‌ها را خرید و فروش کنیم واین سرمایه‌ها را برای حفظ قدرت هزینه کنیم. " از سوی دیگر، موسوی در گفتمان جدید خود به سمت پوپولیسم گراییده بود و بارها از مسئله‌ای چون "پرتقال اسرائیلی " سخن می‌گفت و دولت را عامل واردات پرتقال اسرائیلی معرفی می‌کرد.(15) عملی که روزهای بعد معلوم شد از سوی بنک‌داری سودجو سر زده است.
اگر به گفتمان موسوی به دقت بنگریم، می‌یابیم که وی از گفتمانی سه‌گانه بهره می‌برد. به این معنا که وی به سه طریق کلی اعتقاد دارد؛ یکی را طریق افراطی می‌نامد، دیگری را طریق تفریطی می‌خواند و راه سوم که خود را به آن متعلق می‌داند، طریق میانه‌روانه می‌داند؛ طریقی که آن را "اسلام ناب محمدی " می‌نامد. ذهن موسوی به این تقسیم‌بندی سه‌گانه عادت کرده است و تمام کسانی را که با آنها اختلاف ارزشی و اعتقادی دارد در این دو جهت افراطی و تفریطی تقسیم می‌کند. لذا استفاده فراوان او از واژه "تحجر " برای از میدان به در کردن رقیب انتخاباتی مسئله‌ای است که اصولاً در گفتمان او ریشه دارد. اما موسوی در روزهای انتخابات این فضای سه‌گانه را به مرزی دوگانه تقسیم کرد. مرز "اسلام ناب محمدی " که خود را نماینده آن می‌دانست و جبهه تحجر که احمدی‌نژاد را نماد آن برمی‌شمرد. دیگر، جریان سکولاریستی و جبهه غرب‌مدار که موسوی سالها آنان را نیز از خط مستقیم "اسلام ناب محمدی " دور می‌دانست مورد تعرض او قرار نمی‌گرفت. علت عمده اینجا بود که در این انتخابات این جبهه تمام‌قد به حمایت از جبهه دوم خرداد و به ویژه شخص او برخاسته بود. موسوی دیگر لزومی نمی‌دید که از سه‌گانه پیشین خود بهره ببرد و جبهه سومی را در میان غرب‌زدگان و متحجران معرفی کند. در آرایش سیاسی جدید و موردنظر او تنها دو جبهه وجود داشت، جبهه‌ای که وی نماینده اصلی آن بود و خود را مدافع "اسلام ناب محمدی "، "ارزش‌های انقلاب " و "گفتمان امام خمینی " می‌دانست و جبهه‌ای که عامل تمام ویرانی‌ها و خرابی‌ها و تباهی‌ها معرفی می‌شد.

اعتراف تلویحی موسوی به موفقیت دولت‌ نهم

البته موسوی دور از هیاهوی انتخابات و تب تبلیغات و هیجانات سخنرانی‌ها، در دولت نهم "حسن‌های زیادی " را مشاهده می‌کرد که به دلیل راهبرد تبلیغاتی طراحی شده در جبهه دوم خرداد صلاح می‌دید چیزی درباره آنها نگوید. موسوی در مصاحبه با خبرگزاری مهر در 12 اردیبهشت درباره نقد بر عملکرد دولت نهم می‌گوید: "در جواب این سئوال شما نکته کلی‌تری می‌گویم که از قبل و پیش از آن که کاندیدای ریاست جمهوری بشوم به آن اعتقاد داشته‌ام. ضمن این که این مسئله به دولت نهم بازنمی‌گردد. بر این باورم هر دولتی که می‌آید مسئولیت‌هایی دارد، تصمیماتی می‌گیرد و حوزه اقتداری دارد. تا زمانی که یک دولت بر سر کار است و به وظایف خود عمل می‌کند، دولتهای بعدی اگر با دولت قبل موافق یا مخالف باشند مجبورند تعهدات دولت سابق را انجام دهند... در قدم اول دولت فعلی هر کاری کرده و هر وعده‌ای داده باشد، دولت بعدی که بر سر کار می‌آید باید به این وعده‌ها عمل کند. در دولت فعلی هم کارهایی نظیر سفرهای استانی، به کارگیری سیاست "رو در رو با مردم "، شعارهای عدالت‌محور و امثال اینها انجام شده است... معلوم است که من در دولت آقای احمدی‌نژاد حسن‌های زیادی می‌بینم. چرا نبینم؟ اما این حسن‌ها دائماً در طول شبانه‌روز از طریق صدا و سیما اعلام می‌شود در حالی که من فقط کمتر از دو ماه فرصت دارم نقدهای خود را بگویم. ... من سفرهای استانی را ادامه می‌دهم اما با شکل و ساختار جدید و متفاوت. به صراحت می‌گویم من مردم را دنبال ماشین نمی‌دوانم، در مورد سهام عدالت هم چون وعده دولت است نمی‌توان از آن عقب‌نشینی کرد و این سهام در دست مردم باقی خواهد ماند ولی تکمیل خواهد شد و پایه‌‌های محکم‌تری برای ادامه این پروژه طراحی خواهم کرد. بر این باورم در مورد موضوعاتی نظیر بنزین، اصلاح یارانه‌ها و سهمیه‌بندی در اصل مسئله هیچ تردیدی نیست. ولی بحث اجرای دفعی این مسئله تحت عنوان "لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها " می‌تواند شوک‌آفرین باشد و قشرهای مستضعف را تحت فشار قرار داده و مشکلات را بیشتر کند. به همین دلیل در این زمینه من تابع یک برنامه تدریجی و ملایم چند ساله هستم... هیچ تردیدی در ادامه دادن این طرح ندارم اما می‌توان مسکن مهر را با طرح‌های دیگری نظیر مشارکت یا تعاونی‌ها تکمیل کرد. " (16)

فکر نمی‌کنم مناظره تلویزیونی راه‌حل مناسبی باشد

موسوی در این مصاحبه درباره مناظره با احمدی‌نژاد می‌گوید "فکر نمی‌کنم مناظره تلویزیونی راه‌حل مناسبی باشد و خیلی به فضای جامعه برای تدبر کمک نمی‌کند. این بدین معنی نیست که از مناظره گریزان باشم بلکه همین مصاحبه‌ها و اظهارنظرها هم نوعی مناظره است. "
اما موسوی چند روز بعد در استان مازندران با اشاره به شاخص‌های موردنظر خویش در سیاست، اقتصاد و فرهنگ گفت: "این شاخص‌ها، دورنماها را تیره کرده و امیدها را کم‌فروغ کرده است. " موسوی همچنین با اشاره به سیاست‌های دولت نهم گفت: "ظاهر این رفتارها، البته مدرن است، اما در حقیقت اگر به معیارها و نحوه تصمیم‌گیری در این سالها رجوع کنیم، خواهیم دید که به نظر می‌آید مربوط به دوران قاجار است... ما پای‌بندی دولت برای اطاعت از ولی فقیه را در جدا کردن سازمان حج علی‌رغم دستور رهبری دیدیم. حرف از اطاعت از ولایت فقیه ساده است، ولی اجرای آن خیلی ساده نیست. " (17)

موسوی در سفر خویش به کرمان، ضمن تکرار مطالب گذشته خویش تورم کشور را 25 درصد عنوان کرد و گفت: "تورم 25 درصدی یعنی مالیاتی که به اغنیا و فقرا بدون رضایت آنان می‌بندند و این تورم همیشه به ضرر قشر مستضعف است چون برکت افزایش حقوق را از بین می‌برد و با این تورم هیچ رفاهی امکان‌پذیر نیست. " موسوی در ادامه سخنان اغراق‌آمیز و تبلیغاتی خود علیه دولت احمدی‌نژاد افزود "اگر همین روند ادامه یابد همه مردم ایران تحت پوشش کمیته امداد قرار خواهند گرفت "؛ "دولت باید به جای اینکه به فکر مدیریت جهانی باشد مسائل کشور را حل کند و من با حمایت از اقتصاد ملی و تولید، مشکلات را رفع خواهم کرد. " (18)

موسوی در دانشگاه شهید باهنر کرمان با اشاره به حمایت غرب از گروهک‌های تروریستی مانند منافقین، گفت: "آنها هنوز از منافقین حمایت می‌کنند و امروز اگر منافقین مظلوم‌نمایی می‌کنند به خاطر این است که ضعیف هستند و اگر قوی شوند همان آش و همان کاسه خواهد بود. " موسوی درباره نوع حضور خود در انتخابات گفت: "من مستقل به میدان آمده‌ام و از همه احزاب و‌ گروه‌ها استفاده می‌کنم و حساسیتی نسبت به مشارکت، مجاهدین یا دیگران ندارم. من دستم را به سوی طیف‌های کارگزاران، مشارکت و حتی بسیج دراز کرده‌ام و تا هنگامی که آنها قانون اساسی را قبول داشته باشند و ساختارشکنی نکنند از آنها استفاده می‌کنم. من جزء علاقه‌مندان به بسیج هستم. ما این احساس را داریم که اگر صندوق رأی را به بسیج بسپاریم مثل ناموس و دین خود از آن محافظت می‌کند. " (19)

موسوی که 17 اردیبهشت در جمع اعضای مجمع روحانیون مبارز در حسینیه شماره 2 جماران سخن می‌گفت، با اشاره به اینکه همواره از مقام ولایت فقیه دفاع کرده و خواهد کرد، اظهار داشت هم‌اکنون نیز بهترین رابطه را با رهبر معظم انقلاب دارم. وی معتقد بود دولت آینده باید مدافع روحیه احترام به ارزشهای انقلاب، روحانیت و اسلام باشد. (20)

موسوی همچنین در دانشگاه آزاد اراک رویکرد اصول‌گرایی با ویژگی اصلاح‌طلبی را یک راهبرد برای خود دانست و گفت: بنده از این شعاری که رهبر معظم انقلاب داده‌اند، دست برنمی‌دارم. ما باید با اصلاح‌طلبی از سویی و اصول‌گرایی از دیگر سو همه گروه‌ها را برای تفاهم قانع کنیم. (21)

در روزهای انتخابات، خبرگزاری مهر که رسانه‌ای عمومی و به اعتباری دولتی به شمار می‌آمد و در نحوه اطلاع‌رسانی خود از موسوی حمایت می‌کرد، تلاش داشت بخش‌هایی از مطالب موسوی را منعکس سازد که از او چهره‌ای اصولگرا ترسیم کند. این خبرگزاری نمادهای اصولگرایانه سخنان موسوی را نسبت به مطالب دیگر برجسته‌تر می‌ساخت. گرچه موسوی بر ارزش‌های انقلاب اسلامی و موضوع ولایت فقیه تأکید داشت، اما رسانه‌هایی از جنس خبرگزاری مهر بیشتر به این نمادها توجه داشتند. به طور نمونه خبرگزاری مهر در گزارشی از سفر موسوی به شیراز می‌نویسد: "موسوی بعد از اقامه نماز مغرب وعشا در مسجد قبای شیراز در جمع نمازگزاران این مسجد گفت: باید بتوانیم آن فضا را احیا کنیم و اگر بتوانیم ذره‌ای از آن ارزشها را زنده کنیم، وحدت ملی اجرا می‌شود، جوان‌ها جذب می‌شوند و میان ملت اعتماد ایجاد می‌شود. " (22) "در دهه اول انقلاب حضرت امام(ره) یک صفت را به دولت نسبت دادند که صفت دولت خدمت‌گزار بود. اگر انتخاب شوم دوباره این صفت را برای دولت انتخاب خواهم کرد. دولت باید بدون منت به مردم خدمت کند و خدمات خویش را به عنوان حق مردم و نه صدقه به مردم ارائه کند. "(23)

موسوی در نهایت، یک روز پس از ثبت‌نام احمدی‌‌نژاد، در ستاد وزارت کشور حاضر شد و برای نامزدی انتخابات نام‌نویسی کرد. وی در سخنانی که در این محل با خبرنگاران داشت سخنان خود را چنین آغاز کرد:
من میرحسین موسوی فرزند کوچک انقلاب اسلامی به صحنه آمده‌ام چون روندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی موجود را نگران‌کننده یافتم. آمده‌ام تا کرامت انسان‌ها را پاس بدارم. آمده‌ام تا از حق مردم دفاع کنم و حامی گردش آزادانه و شفاف اطلاعات برای مردم، این ولی‌نعمتان دولتها باشم. آمده‌ام تا با در دستور کار قرار دادن فرمان هشت‌ماده‌ای امام(ره) آن را از نو چراغی تابنده در مسیر تحقق حقوق شهروندی و حفظ حریم خصوصی قرار دهم. آمده‌ام تا وسیله‌ای باشم برای بازگرداندن اقتدار، عزت و هویت ایرانی. آمده‌ام تا با تنش‌زدایی و تعامل سازنده روابط بهتری میان کشورمان ایران و جهان برقرار کنم، تا فضا را برای توسعه کشور بگشایم و احترام به ایرانیان را در جهان تأمین کنم... آمده‌ام تا راهی و همراهی باشم برای رفتن به سوی ایرانی مستقل، آباد، آزاد، پیشرفته و سربلند. آمده‌ام، در حالی که راهی ساده و یک شبه برای مشکلات اقتصادی کشور و مردم نمی‌شناسم و معضلات امروز را ناشی از چاره‌جویی‌های شتابزده، یک شبه و یک دفعه می‌بینم. آمده‌ام تا ساختار آسیب‌خورده اداره کشور را از طریق احیای دستگاه برنامه‌ریزی و مدیریت و استقرار شوراهایی که نماد خرد جمعی مردم ما بوده‌اند و تعطیل شدند، ترمیم کنم... آمده‌ام تا حامی مستضعفین باشم؛ آنانی که فشار تورم قامتشان را خم کرده و سیاست‌های نادرست اقتصادی عزتشان را نشانه رفته است. آمده‌ام تا اشتغال را دغدغه هر روزه دولت قرار دهم. آمده‌ام تا با گسترش بیمه‌های همگانی قدمی در جهت آزادی اقشار مردم از فقر و رهایی آنها از نیاز بردارم... شرایطی که امروزه در آن به سر می‌بریم، بی‌تردید بهترین نیست. در وضعیتی هستیم که شایسته و شأن ملت و مردم نیست. ... آن چه امروز می‌بینیم، آن چیزی نیست که می‌خواستیم، آن چیزی نیست که می‌تواند باشد... آمده‌ام تا با تشکیل دولتی فرهنگی مدافع فرهنگ غیردولتی و غیردستوری باشم و میان دولت و گروه‌های مرجع هنرمندان و روشنفکران، دانشگاهیان، روحانیان و تمامی نخبگان رابطه‌ای دوستانه و خلاق در جهت اهداف و آرمان‌های کشور برقرار کنم و آمده‌ام تا با الهام از شهیدان در خدمت اعتلای میهن اسلامی باشم.(24)

ادعاهایی درباه استعفا در بزنگاه‌های حساس

از نکات تازه‌تری که موسوی در دانشگاه گیلان به آن پرداخت، مسئله استعفای وی در دوران نخست‌وزیری بود. او در پاسخ یکی از دانشجویان درباره دلیل استعفای خود گفت: "من تنها یک بار استعفا دادم و این استعفا زمانی صورت گرفت که احساس کردم، نمی‌توانم به وظایف قانونی خود عمل کنم. امام(ره) این استعفا را قبول نکردند و آن اطلاعیه مشهور را دادند. بعد از آن بلافاصله من خدمت امام(ره) رسیدم و با ایشان صحبت کردم و بعد از آن استعفا، ‌ایشان تا آخر حیات پربرکتشان از دولت حمایت کردند. " موسوی وقتی با تکرار این پرسش از سوی دانشجوی دیگری که از سخنان کلی‌گویانه وی اقناع نشده بود مواجه می‌شود، چنین واکنش نشان می‌دهد که "امیدوارم جوابی که به این سئوال داده‌ام برای دوستان کافی باشد و امیدوارم دوستانی که با هم ارتباط دارند، دیگر این سئوال را نپرسند. زیرا مجبور خواهم شد ابعاد دیگری از این استعفا را بشکافم که به نفع این دوستان نخواهد بود. " موسوی که در برابر پرسش فوق به راه‌کار برچسب‌زنی متوسل می‌شود، در برابر سئوال دیگری که پرسیده بود، مگر در دولت شما نبود که در دانشگاه‌ها دیوار کشیدند و دختر و پسرها را از هم جدا کردند؟ پاسخ می‌دهد: "در دوران من گروه‌‌های چپ و راست بودند؛ یک عده از گروه‌های راست که با دولت خوب نبودند برای جدا کردن خانم‌ها و آقایان در یکی از دانشگاه‌ها دیوار کشیدند که این خبر در همان روزهای اول به گوش حضرت امام(ره) رسید وامام(ره) با پرخاش دستور دادند که این دیوار را برچینند. متأسفانه شما با این سئوال می‌خواهید این مسئله را به پای من بریزید؛ نه! من مخالف این مسئله بودم. " (25)

نکته قابل تأمل درباره رفتار موسوی در برابر پرسش‌های دانشجویان، بهره‌گیری از سیاست برچسب‌زنی بود. او وقتی با پرسش‌های دانشجویان وابسته به گفتمان اصولگرایی مواجه می‌شد، به رغم شعارهایی مبنی بر پذیرش نقد و شفاف‌سازی، پرسش دانشجویان را پرسش‌هایی طراحی شده از سوی جریان‌های سیاسی تلقی می‌کرد. او وقتی در دانشگاه آزاد یزد نیز با پرسشی درباره نهضت آزادی و نحوه تعامل موسوی با آنها مواجه می‌شود، می‌گوید: "هر کجا می‌رویم این سئوال را از من می‌پرسند و من هم توضیح می‌دهم. هر چه بیشتر از من بپرسید، من بیشتر توضیح می‌دهم و این به ضرر کسانی است که سئوال می‌کنند. " در واقع موسوی حتی در دورانی که از قدرت پیاده بود نیز از موضع بالا و اقتدارگرایانه سخن می‌گفت. روحیه‌ای که بعید بود به راحتی شکست را بپذیرد و در برابر آرای عمومی خضوع نشان دهد.

میرحسین موسوی: کار قوه قضاییه این است که وقتی جرمی اتفاق می‌افتد با مجرم برخورد کند

وی همچنین در ادامه برچسب‌زنی‌های خود و با روحیه‌ای محافظه‌کارانه در برابر مبارزه با فساد اقتصادی اظهار می‌کند: "بزرگ‌‌ترین کار قوه قضاییه این است که وقتی جرمی اتفاق می‌افتد با مجرم برخورد کند و این یعنی بقیه مردم مبرا هستند. هر روز لکه‌ای به دیگران چسباندن و هر روز شعار مبارزه با فساد دادن و افراد را ترساندن بدون این که بتوانیم فاسد را نشان بدهیم، این تجاوز به حقوق مردم است. " وی که برخی گروه‌های فشار سیاسی را "مردم " می‌نامید، ادامه داد: "جزو لوایحی که به دنبال آن خواهم بود این است که محدودیتی برای قدرت تهمت‌زنی دولت به اقشار مختلف مردم ایجاد کنم. دیگر از قانون‌گریزی خسته شده‌ایم. ما از ضدیت با پیشرفت و توسعه خسته شده‌ایم. "

اهانت و فریب با شگرد مظلوم‌نمایی

موسوی در یزد به طور صریح "دروغگو " خواندن رقیب را آغاز می‌کند و با استفاده از این برچسب دیگر زحمت ارائه سند و داشتن گفتمانی با ویژگیهای علمی و استدلالی را از خود کم کرد. در واقع کار ویژه برچسب زنی آن است که فرد دیگر برای ادعاهای خود استدلال ارائه نمی‌دهد و با نفی دیگری تلاش می‌کند خود را اثبات کند. لذا او به مخاطبان خود در یزد می‌گوید: "از اول زندگی این اعتقاد را داشتم که کسی یا نباید قول بدهد یا باید به آن عمل کند. اگر حافظه جمعی مردم را در نظر نگیریم باز باید متوجه باشیم که خدایی هست و این بدترین معامله با خداست که بخواهیم به بندگانش دروغ بگوییم. " (26)

میرحسین موسوی که استفاده از سیاست "مظلوم‌نمایی " را از ابتدا در گفتمان خود گنجانده بود و تلاش می‌کرد وانمود کند تمام نهادهای کشور در پی تبلیغ رقیب انتخاباتی او هستند به نامه‌نگاری‌های متفاوتی نیز روی آورد. این تجربه که در سال 76 جواب داده بود و منجر به انتخاب فردی شد که جامعه وی را در آن زمان "مظلوم " تلقی می‌کرد، استراتژیست‌های دوم خردادی را برای استفاده مجدد از آن مشتاق می‌ساخت. در واقع یکی از دلایل ترساندن جامعه از احتمال وقوع تقلب در انتخابات، بهره‌گیری از سیاست مظلوم‌نمایی بود. مطابق این سیاست در سال 76 شایع شد که "بنویسید خاتمی " و "بخوانید ناطق نوری ". تجربه تاریخی معاصر ایران نشان داده است که فرهنگ سیاسی ایران مدافع "مظلومان " بوده است و همین موضوع زمینه را برای بهره‌برداری سیاست‌مداران از این فرهنگ سیاسی با راهبرد "مظلوم‌نمایی " فراهم کرده است. گذشته از نامه مشترکی که موسوی و کروبی خطاب به آیت‌الله جنتی می‌نویسند و در آن به انتخاب ناظران و مجریانی که بیش از یک دهه مشغول برگزاری انتخابات هستند هشدار می‌‌دهند،(27) موسوی همچنین در مطالبه‌ای فراقانونی و در نامه‌ای که به سران قوای مقننه و قضائیه می‌نویسد به اینکه چرا این رسانه تبلیغات را زودهنگام آغاز نکرده است، اعتراض می‌کند. وی در نامه خود می‌نویسد: "مع‌الاسف تاکنون نحوه اطلاع‌رسانی رسانه ملی چه به لحاظ کمیت و چه به لحاظ کیفیت، حتی نسبت به دوره‌های قبل تنزلی آشکار داشته و در نتیجه این شائبه را در اذهان عموم به وجود آورده که گویی قرار نیست انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری صحنه برابری و جدی رقابت نامزدها باشد. نقض مکرر و آشکار بی‌طرفی از سوی بخش‌های خبری خاص و نیز کم‌مایه بودن برنامه‌هایی که باید با هدف دعوت به مشارکت حداکثری در انتخابات مردم تهیه و ارائه شود به طور اساسی با ایده انتخاب آزادانه، آگاهانه و مسئولانه یک یک شهروندان در تعارض است. " (28) در این نامه که در 29 اردیبهشت صادر شد همچنین ادعا شده بود که صاحب‌نظران سیاسی از عدم استقبال مطلوب عمومی ناخرسندند و به دنبال ایجاد فشار به جامعه از طریق رسانه‌ها می‌گردند.

آغازی برای هیاهوی تبلیغاتی

به هر طریق برنامه‌های تبلیغاتی نامزدهای انتخابات از روز اول خرداد آغاز می‌شود که همزمان با آن برنامه‌های تبلیغاتی صدا وسیما نیز شدت می‌یابد و نامزدهای انتخاباتی فرصت حضور در رسانه ملی را برای دفاع از برنامه‌های خود می‌یابند. مطابق قرعه‌کشی، موسوی برنامه تبلیغاتی خود را از ساعت 21:45 دقیقه جمعه یکم خرداد آغاز کرد. در واقع موسوی در این برنامه‌ها سخن جدیدی نداشت و هر چه داشت را از دو ماه پیش گفته بود. ولی این بار فرصت می‌یافت تا همان مطالب را در رسانه‌ای فراگیر و در فرصت زمانی مناسب با مردم در میان بگذارد. روشن است که عموم جامعه مانند اصحاب سیاست دلبسته سیاست نیستند و تنها در روزهای پایانی منتهی به روز انتخابات به طور جدی به مقوله انتخاب شخص موردنظر خویش می‌اندیشند. لذا از آغاز خرداد به سرعت تب انتخاباتی جامعه بالا رفت و با نزدیک‌تر شدن به روز انتخابات، شدت گرفت. بر همین اساس تقاضا برای مشارکت در انتخابات افزوده می‌شد و به همین دلیل به میزان طرفداران دو نامزد اصلی نیز افزوده می‌شد. اما این موضوع برای جبهه مخالفان احمد‌ی‌نژاد از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بود، زیرا باور آنها این بود که هر چه میزان مشارکت افزایش یابد، احتمال شکست احمدی‌‌نژاد بیشتر است. زیرا با ریزش آرایی که برای او متصور بود، از این نگاه احمدی‌نژاد تنها می‌توانست چیزی کمتر از هفده میلیون انتخابات پیشین به دست آورد. به این ترتیب در یک انتخابات دو قطبی که مشارکت بالای سی میلیون باشد، در گام اول می‌توان به مرحله دوم رسید و در گام بعد او را شکست داد. لذا برخی نیروهای سیاسی که در گذشته چندان دغدغه‌ای درباره مشارکت سیاسی و عمومی نداشتند، شرکت نکردن در انتخابات را به نفع هیچ‌کس نمی‌دانستند. (29)

اما همایش دوم خرداد که در ورزشگاه آزادی برگزار شد به طور مشخص این مطلب را نشان داد که تبلیغات موسوی تاکنون توانسته بخش خاصی از جامعه را به سوی خود جلب کند. این همایش که با هیجانات سیاسی شدید و پوشش سبز همراه بود، مشارکت گروه‌هایی را در پی داشت که جزو طبقات متوسط به بالای شهری بودند. گفتمان موسوی گرچه توانسته بود جمعی از خواص را به سوی خود جلب کند، اما ضعف گذشته جبهه دوم خرداد را در برقراری رابطه با توده نشان داد. همایش دوم خرداد نشان داد که موسوی برخلاف تلاش چندین ماه گذشته در جذب جبهه اصول‌گرا با شکست مواجه شده است و گفتمان او نتوانسته بدنه اجتماعی گفتمان اصول‌گرایی را به سوی او معطوف کند. همایش دوم خرداد مطالبه‌ای دیگر از سیاست را به تصویر می‌کشید، مطالبه‌ای که مطابقتی با گفتمان اصول‌گرایی نداشت. در این همایش حتی برخی چهره‌های فرهنگی کشور با بداخلاقی و تندروی و توهین‌های صریح به احمدی‌نژاد نشان دادند که هنوز جامعه ایران از دون‌مایگی کسانی رنج می‌برد که رسالت تربیت جامعه را بر عهده دارند، اما هنوز خود تربیت‌ناشده‌اند.

ناسزاهایی که در این جمع از سوی به اصطلاح نخبگان جامعه به رئیس‌جمهور وقت اعطا شد، جرایمی بود که دستگاه قضایی هیچ‌گاه آنان را پیگیری نکرد و این فرصت را به جبهه تجدیدنظرطلب داد تا در ادامه فعالیت‌های خود جسورانه‌تر روزهای بعدی را سپری کند. نکته قابل توجه و پارادوکسیکال اینجا بود که هر چه توهین‌ها علیه احمدی‌نژاد بیشتر می‌شد مسئولان ستاد تبلیغاتی موسوی ادعا می‌کردند "ناقوس شکست تخریب‌کنندگان مهندس موسوی به صدا درآمده است. " (30) معلوم نبود از میان تمام توهین‌هایی نظیر "کوتوله "، "حقیر "، "دیکتاتور "، "دروغگو "، "متحجر " و... که به وفور و ضمن شعار اخلاق‌گرایی نثار احمدی‌نژاد می‌شد، کدام یک به موسوی نسبت داده شده بود. به هر طریق، از روز دوم خرداد به بعد موسوی تکلیف خود را روشن‌تر می‌دید و مخاطبان خود را بیشتر می‌شناخت. موسوی دیگر به این واقعیت پی می‌برد که دوره گفتمان ژانوسی رو به پایان است و روزهای شفافیت نزدیک می‌شود. اما هیچ‌کدام از پدیده‌های انتخابات دهم ریاست جمهوری به مانند مناظره سیزده خرداد نتوانست بافت گفتمان دوچهره موسوی را در هم شکند. به این مطلب در آینده بیشتر خواهیم پرداخت.

نتیجه

موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری از گفتمان پارادوکسیکال "عدالت، اصلاحات " بهره برد و جبهه سیاسی همراه او نیز راهبرد تبلیغاتی "احمدی‌نژادستیزی " را برگزید. از نقطه آغاز فعالیت‌های انتخاباتی موسوی تا روزهای نزدیک به 22 خرداد از استدلال‌ها و عقلانیت گفتمان یادشده کاسته می‌شد و بر مؤلفه‌های هیجانی و احساساتی آن افزوده می‌شد. با گذر زمان موسوی بیش از گذشته به اسارت ایدئولوژی تجدیدنظرطلبان درمی‌آمد و به روش رادیکالیستی نزدیک‌تر می‌شد. این جبهه سیاسی از شعار اخلاق بهره می‌برد اما از کمترین پای‌بندی به آن برخوردار بود. توهین به احمدی‌نژاد به روش‌های مختلف موضوعی طبیعی تلقی می‌شد و این باور اجتماعی در میان آنان وجود داشت که تنها راه دست‌یابی به ریاست دولت دهم، تخریب احمدی‌نژاد و بحرانی نشان دادن وضعیت کنونی است. لذا ستاد موسوی به لحاظ کیفی و کمی بیشتر نیروی مادی و ذهنی خود را برای دگرگونه‌سازی از چهره احمدی‌نژاد و سیاست‌های او به کار برد و کمتر به برنامه‌های آتی خود پرداخت. تلاش این جبهه ایجاد فضای دوقطبی بود؛ بین ارزش‌های مثبت که موسوی آن را نمایندگی می‌کرد و ارزش‌های منفی که احمدی‌نژاد نماینده آن معرفی می‌شد. افراط ستاد موسوی در "احمدی‌نژادستیزی " که موجب شد دولت‌های پیش از او تطهیر شوند و عملاً احمدی‌نژاد عامل تمام مشکلات کشور معرفی شود، باورپذیری تبلیغات انتخاباتی موسوی را کاهش داد و "تز " احمدی‌نژادستیزی در مجموع "آنتی‌تز " خود را آفرید.

ادامه دارد.....

پی نوشت:
1. "اگر به تخلفات رسیدگی نشود چیزی از کشور باقی نمی‌ماند "؛ 26 فروردین 1388؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ کد مطلب 6340.
2. "میرحسین در جمع مردم آبادان؛ گریز از قانون یک دولت خدمتگزار را به دولت انتظامی تبدیل می‌کند "؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ 28 فروردین 1388؛ کد مطلب 7011.
3. "واردات بی‌رویه، صنعت و کشاورزی را زمین‌گیر می‌‌کند "؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ شنبه 29 فروردین 1388؛ کد مطلب 6466.
4. کوته‌نگری، فساد اداری، خرید رأی و سکوت رسانه‌های رسمی "؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ یکشنبه 30 فروردین 1388، کد مطلب: 6483.
5. "بسیاری از حرف‌ها را فرو خوردم و دم نزدم "؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ دوشنبه 31 فروردین 1388؛ کد مطلب: 6498.
6. "باور من "دولت فرهنگی و فرهنگ غیردولتی "؛ دوشنبه 31 فروردین 1388؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ کد مطلب: 6528.
7. "امام فرمودند نباید اسباب وهن نظام را فراهم کنیم "؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ سه‌شنبه 1 اردیبهشت 1388؛ کد مطلب: 6561.
8. "انتقاد شدید موسوی به بازداشت‌های سیاسی و ماجراجویی در سیاست خارجی برای مصرف داخلی "؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388؛ کد مطلب: 6664.
9. "سه بار برای مصاحبه با موسوی تلاش کردیم، گفت با تشکر معذورم "؛ پایگاه اینترنتی رجانیوز؛ خرداد 1388.
10. "انتقاد شدید موسوی به بازداشت‌های سیاسی و ماجراجویی در سیاست خارجی برای مصرف داخلی "؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388؛ کد مطلب: 6664.
11. "موسوی تشریح کرد: تبعات حضور مدیرانی بی‌علاقه به سرنوشت ملی؛ پایگاه اینترنتی کلمه، پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388؛ کد مطلب: 6686.
12. "میرحسین موسوی در کرمانشاه: مردم سرنوشت خود را با پول تو جیبی و صدقه عوض نمی‌کنند "؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ سه‌شنبه 8 اردیبهشت 1388؛ کد مطلب: 7280.
13. "برنامه‌ مهندس موسوی برای تمرکززدایی و تفویض اختیارات بیشتر شوراها "؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ سه‌شنبه 8 اردیبهشت 1388؛ کد مطلب 7282.
14. "خاتمی و موسوی در همایش موج سوم "؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388؛ کد مطلب 7386.
15. "سخنرانی میرحسین موسوی در ورامین؛ دولت دفاع مقدس سوداگر نبود؛ پایگاه اینترنتی کلمه؛ جمعه 11 اردیبهشت 1388؛ کد مطلب 7482.
16. "موسوی در گفتگو با مهر: برنده انتخابات دومرحله‌ای هستم/ دولتم به قانون و رهبری وفادار خواهد بود "؛ خبرگزاری مهر، 1388.2.12
17. "موسوی: پای‌بندی دولت به اطاعت از ولی فقیه را در جدا کردن سازمان حج دیدیم "؛ پایگاه اینترنتی قلم؛ 1388.2.14.
18. "میرحسین موسوی: وزیر چند صد میلیارد تومانی نخواهم داشت "؛ پایگاه اینترنتی بامداد؛ 1388.2.16؛ کد خبر: 2077.
19. "موسوی در جمع دانشجویان کرمان: با ساختارشکنان مرزبندی دارم/ دست همکاری به سمت بسیج دراز می‌کنم "؛ خبرگزاری مهر؛ 1388.2.16.
20. "موسوی در جمع روحانیان: همواره مدافع ولایت فقیه هستم "؛ 1388.2.17؛ خبرگزاری مهر؛ 1388.2.17.
21. "میرحسین موسوی: از راهبرد اصول‌گرایی اصلاح‌طلبانه رهبر انقلاب دست برنمی‌دارم "؛ خبرگزاری مهر؛ 1388.2.20.
22. "موسوی در شیراز: مسیر آتی انقلاب باید از مسیر اول انقلاب عبور کند "؛ خبرگزاری مهر؛ 1388.2.22.
23. "میرحسین موسوی: "دولت خدمتگزار " را احیا می‌کنم "؛ خبرگزاری مهر؛ 1388.2.22.
24. "میرحسین: آمده‌ام ایرانی شایسته ایرانی بسازم "؛ روزنامه اعتماد؛ یکشنبه 20 اردیبهشت 1388؛ ش 1947، ص 1.
25. موسوی: از دلایل استعفایم نپرسید! به نفعتان نیست! "؛ پایگاه اینترنتی قلم، 1388.2.27.
26. وعده‌هایی می‌دهم که بتوانم به آن عمل کنم "؛ روزنامه مردم‌سالاری؛ 1388.2.29، ش 2076، ص 1.
27. "کروبی و موسوی در نامه مشترک به جنتی "؛ روزنامه اعتماد؛ دوشنبه 14 اردیبهشت 1388، ش 1942، ص 1.
28. "اعتراض میرحسین به صدا و سیما "؛ روزنامه مردم‌سالاری؛ 1388.2.30؛ ش 2077.
29. "هاشمی رفسنجانی تأکید کرد: شرکت نکردن در انتخابات به نفع هیچ‌کس نیست "؛ روزنامه مردم‌سالاری؛ 2/3/1388؛ ش 2079.
30. بنگرید به تیتر یک روزنامه مردم‌سالاری: "ناقوس شکست تخریب‌کنندگان مهندس موسوی به صدا درآمده است "؛ روزنامه مردم‌سالاری؛ 1388.3.13؛ ش 2088.
منبع: کتاب شورش اشرافیت بر جمهوریت
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار