
سالها قبل (اوایل دهه 90)، آنگاه که جوزف نای نظریهپرداز معروف امریکایی با طرح موضوع «قدرت نرم» به دولتمردان امریکایی توصیه کرد تا به جای بهرهگیری از قدرت نظامی، از قدرت نرم برای تغییر نظامهای سیاسی استفاده کنند، کمتر کسی تصور میکرد این راهبرد که بعداً به وسیله او و دیگر نظریهپردازان غربی تدوین و نهادینه شد، به الگویی قابل توجه برای تغییر نظامهای سیاسی تبدیل شود.
این الگو که در جریان انقلابهای رنگین در کشورهای اروپای شرقی و جمهوریهای جداشده از شوروی سابق عملیاتی شد، طی سالهای اخیر همواره به عنوان الگویی عملیاتی از سوی طیفی از فعالان سیاسی کشور مورد توجه و حتی در تحولات گذشته ابعادی از آن به اجرا درآمده بود، اما حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، نظام سلطه و عوامل داخلی را در بهرهگیری از این الگو برای مقابله نهایی با نظام اسلامی مصمم ساخت که تحولات چند ماهه بعد از انتخابات نتیجه اجرای این راهبردها بود، اما به دلیل تفاوت بنیادین نظام جمهوری اسلامی با سایر کشورهایی که این الگو در مورد آنها به اجرا درآمد، سبب شد که پس از اوج اولیه آشوبها که وزیر خارجه امریکا شتابزده بر آن عنوان «انقلاب توییتری» نهاد، به مرور شعلههای آن رو به خاموشی نهاده و همین امر سبب شد که نظام سلطه برای دامن زدن مجدد به آشوبها و تزلزل نظام اسلامی به تهدید اتمی متوسل شده و حتی با تحریم فلجکننده اقتصادی ایران کوشید که شکستهای آن عرصه را جبران کند.
فارغ از ظرفیتها و توانمندیهای نظام اسلامی، جوزف نای نظریهپرداز این عرصه، ماه گذشته در اجلاس شورای فرهنگی انگلیس با نهی استفاده از قدرت نظامی برای تغییر نظام جمهوری اسلامی گفت: من با هرگونه استفاده نابجای غرب از قدرت سخت علیه ایران مخالفم. اگر غرب از قدرت سخت علیه حکومت ایران استفاده کند، نسل جوان ایرانی را از مسیر کنونی منحرف ساخته و به سمت حکومت میکشاند.
من بر این باورم که اگر تغییرات فرهنگی و اجتماعی مطلوب در ایران اتفاق بیفتد در نهایت این رژیم تغییر خواهد کرد، بنابراین اگر مرتکب اشتباه شویم و با اقدامات سخت خود این نسل جوان را به واکنشی علیه حمله نظامی غرب واداریم، در واقع آنها را به آغوش رژیم بازگرداندهایم و مانع تحقق منافع بلندمدت غرب(تغییر نظام اسلامی) خواهیم شد.
اعتراف آشکار دیگر سران سلطه برای تغییر نظام ایران در کنار سخنان جوزف نای بیانگر این حقیقت است که دشمن در براندازی نظام اسلامی جدی است، اگرچه عدهای هنوز آن را باور ندارند.
در زمینه علت شکست سنگین غرب در تغییر نظام جمهوری اسلامی همچون عرصههای سخت و نیمهسخت، اگرچه مؤلفههای زیادی را میتوان برشمرد، اما بدون تردید روشنگریهای مقام معظم رهبری در تبیین درست صحنه و مدیریت نحوه مقابله با آن نقش اساسی در شکست سناریوی جنگ نرم داشت و این نکتهای بود که به ویژه در جریان سفر مقام معظم رهبری به قم بیش از همه مورد تأکید و توجه بود.
مقام معظم رهبری در سخنرانیهای خود در این سفر با تبیین برنامه بلندمدت غرب در مواجهه با نظام اسلامی، عرصههای جنگ نرم، اسلامستیزی و تخریب مبانی بنیادین نظام اسلامی را مهمترین عرصه قلمداد و یادآور شدند که آنها از طریق شبههافکنی و شایعهسازی، ایجاد تزلزل در ایمان مردم بهخصوص نسل جوان از طریق اشاعه بیبند و باری، اباحیگری، ترویج عرفانهای کاذب و... تضعیف وفاداری مردم به نظام را هدف گرفته و جدا کردن جوانان از نظام را دنبال میکنند.
توصیههای راهبردی مقام معظم رهبری برای مقابله با این عرصه سبب شد که رسانههای خبری این سفر را «تیر خلاصی به دشمنان داخلی و خارجی نظام»، «احیای اسلام سیاسی» و «شرق جدید» قلمداد و یکی از اهداف آن را «پایان دادن به فعالیتهای جریان فتنه داخلی در کشور» و «زمینهسازی محاکمه سران فتنه» تلقی کنند.
اما در نقطه مقابل رسانههای سلطه ناکام در نادیده انگاشتن آثار گرانقدر این سفر راهبرد تبلیغی خود را در تشکیک در وجود پدیدهای به نام «جنگ نرم» معطوف کردند. رادیو فردا وابسته به سازمان سیا که طی یک سال گذشته به عنوان یکی از رسانههای اصلی دشمن در جنگ نرم عمل کرده و نقش عمدهای در شبههافکنیها و دامنزدن به آشوبها داشته و دارد، در مطلبی تحلیلی به شبههافکنی در مورد این واژه پرداخته و مدعی شده است که همه شواهد نشان میدهد گفتمان جنگ نرم یا تهاجم فرهنگی یا توطئه فرهنگی در ایران امروز بیش از هرچیز کارکرد توجیهی و تبلیغی در رابطه با سیاستها و برنامههای فرهنگی دارد که سمتوسوی آن تربیت نسل جوانی همسو و مطیع را در برابر خود قرار داده است.
گردانندگان این رسانه وابسته به نظام سلطه که همچون دیگر دروغپردازان دچار فراموشی شدهاند، با مروری بر خبرپراکنیهای خود طی یک سال گذشته میتوانند شواهد بسیار زیادی را بیابند که در پی تحرکات عوامل داخلی فتنه، بهزعم خود فروپاشی زودهنگام نظام جمهوری اسلامی را به مخاطبان وعده داده بودند.