
امین خرمی - بیشک ساخت اثری مانند ملک سلیمان(ع) براساس قرآن کریم و مطابق با آخرین تکنولوژیهای سینمای امروز جهان یکی از نیازها و دغدغههای سینمای ایران بود که با همت شهریار بحران، کارگردان صاحب کسب و خوشذوق سینمای ایران و مجتبی فرآورده، تهیهکننده این اثر که در طول سابقهکاری خود نشان داده الویتکار فرهنگی در معنای مطلق آن را در سرلوحه کار خود دارد، پس از پنج سال کار بیوقفه و سخت به بار نشست و این روزها بر پرده سینمای کشور در حال اکران است اما انتظار و مفاهیمی که از یک اثر قرآنی مدنظر مخاطب است چیزی فراتر از سایر داستانهای آثار سینمایی کشور است. ریتم و ضرباهنگ تند این اثر برای مخاطب ایران اگرچه جذاب وتأثیرگذار بوده اما طرح بحث مفاهیمی در دل اثر که با اندیشهگری مخاطب ارتباط مستقیم دارد از یک سرو و عادت نداشتن مخاطب به دریافت این حجم از اطلاعات از سوی دیگر به یکی از مباحث چالش برانگیز این اثر در ارتباط با مخاطب تبدیل شده است. بر همین اساس در پی حضور عوامل فیلم ملک سلیمان(ع) پیرو دعوت گروه فرهنگی روزنامه «جوان» این مسئله به عنوان محور بحث با کارگردان و تهیهکننده این اثر مطرح شد که مشروح آن از خاطر شما میگذرد.تلاش برای تأثیرگذاری ماندگار
بحرانی در پاسخ به این سؤال که ریتم تند فیلمنامه باعث شده فرهنگسازی که قرار است به وسیله این فیلم انجام شود به شکل مطلوبی صورت نگیرد، آیا تعمدی دراین ضرباهنگ تند بوده که مجال اندیشیدن به مفاهیم مطرح شده را در طول تماشای اثر به مخاطب نمیدهد، گفت:«این حرف کاملاً درست است اما فراموش نکنیم که از یک فیلمنامه 170 صفحهای به یک فیلمنامه 50 صفحهای رسیدیم، چرا این کار را انجام دادیم؟ چون منطقی است که برای مطرح کردن مباحث کلان فرهنگی در یک فیلم سینمایی باز هم زمان کم خواهیم آورد، پس باید به بهترین راه فکر میکردیم. پس احساس کردیم بهترین راه این است که مفاهیم مدنظرمان را وارد داستان کنیم و آن دادههای اطلاعاتی را در لایههای داستان نهادینه سازیم، تماشاگر هم لازم است این صحنهها را ببیند و آنها را در جان و روان خود تنهنشین کند و با تأمل و اندیشیدن به آنها به رفتار درست و شکل صحیح زیستن در زندگی خود و چالشهایی که در آن با آنها مواجه میشود، پی ببرد. نباید فراموش کنیم که اگر بتوانیم رفتار و فرهنگ درست را با زبان تصویر وارد داستان کنیم اثر آن خیلی بیشتر از بهرهگیری از محاوره و گفتوگو است. بر همین اساس ما تا آنجایی که میتوانستیم از محاورات در طول ایر اثر کاستیم. به عنوان مثال مفاهیمی مثل عالم اخبه، شیاطین و چرایی طلب ملک به وسیله سلیمان نبی(ع) میتوانست در محاوره نیز مطرح شود اما من با توجه به رسانه خودم یعنی مدیوم سینما سعی کردم با تصویر این مفاهیم را به مخاطبانم منتقل کنم.»
کارگردان ملک سلیمان نبی(ع) با اشاره به اینکه مفهوم ملک با تمام ابعاد و گستردگی آن از طریق دیالوگ تنها یک بار گرفته میشود و مابقی آن در طول فیلم از طریق تصویر به مخاطب منتقل میشود، تصریح کرد:«شاید برای برخی از مخاطبان سینمای ایران که عادت به دوباره و چنندباره شنیدن دارند این مسئله سخت باشد و حتی مجبور باشند فیلم را بیشتر از یکبار ببینند اما در اعتقاد به فرق عادت، تغییر اذئقهشکنی داریم باید رد راستای حرفهای خود به جنبه عملی کردن آنها نیز بپردازیم.
بر همین اساس است که اعتقاد دارم انتقال مفاهیم به زبان تصویر بسیار بهتر از بازگو کردن آنها از طریق دیالوگهای تکراری و چندباره است. این مسئله علاوه بر تغییر ذائقه باعث بالا رفتن قدرت فیلم میشود و نکته آخر هم اینکه کدام را در این فیلم ما به عمد کم کردیم چرا که اعتقادمان بر این است که القای مستقیم دارای اثرات محدود و زودگذر است.»تأکید بر لحن مو خبر قرآنکریم
فرآورده نیز در پاسخ به یان مطلب در مراتب کسب صلاحیت اهدای معجرات الهی به وسیله پروردگا به حضرت سلیمان(ع) در پی گذر از آزمایشهای پروردگار نیز به تهنشین شدن و درک مخاطب دارد اما این مراحل در شتاب فیلم و جلوههای هبری آن برای تمام مخاطبان به هضم و جذب نمیرسد تا خود را برای رخدادی دیگر آماده کند، میگوید:«در ارتباط با بهرهگرفتن از جلوههای بصری لازم است به این نکته اشاره کنیم که خبر در سه مرحله مرئی شدن اخبه و شیاطین در «زبولون»، تسخیر باد و تسخیر اجنه در انتهای فیلم ما اثری از حضور جلوههای بصری به صورت شاخص نداریم. پس اینگونه نبوده که ما جلوههای ویژه ایجاد کرده باشیم که از دیالوگها کم کنیم نه! سراسر فیلم لبریز از جلوههای هبری است که تماشاگر قادر به تشخیص آنها نیست، کلیت و تمامیت بحث جلوههای ویژه در اختیار مفهوم فیلم قرار گرفتند.»
این تهیهکننده همچنین در پاسخ به این سؤال که یکی از نقاط جذاب فیلم روایت داستان حضرت سلیمان(ع) با زبان امروزی و توجه به ویژگیهای برجسته معنوی ما مانند بحث تقوا ولایتپذیری است که البته این مفاهیم به وسیله مخاطب دریافت میشود اما چرا مفاهیم دیگری هم هستند که درگیرودار جنگها و درگیریهای فیلم برای مخاطب باز نمیشوند در یک جمله کوتاه و با رضایت بیان میکند: اشکالی ندارد! همین برای ما کافی است.» و ادامه میدهد:«ما از قرآن اگر گرفتهایم و اتفاقاً حرف من این است که شما پیام اصلی این فیلم را گرفتهاید. شما گفتید بحث ولایتپذیری را دریافت کردید اما مفاهیمی هم بودند که در لابهلای جنگها و درگیریها به صورت کامل به درک آنها نائل نشدید! برای همین گفتم همین که گرفتید درست است. مخاطب باید حرف کلان را از فیلم بگیرد و برای کشف لایههای پنهان آن دوباره به فیلم مراجعه کند. نگرش قرآنی اینگونه است. قرآن کریم در تمام مواردی که به طرح مسئلهای میپردازد اصطلاحاً یک گل درشت دارد که مفهوم اصلی آن آیه، سوره یا واقعه است. ما با تحقیقات خود در قرآن به چارچوب واحد و اصلی رسیدیم و حال در این چارچوب قرآنی به تخیل پرداختیم.
یعنی تخیل ما، تخیل رها نبوده. وقتی ما در این چارچوب به تخیل میپردازید، پیرامون شما را چه مسائلی دربرگرفته است؟ مسلم است که مجموعهای از مبانی معارف سنگین که خواهناخواه سایه آن بر همان اندیشه و تخیل ما افراشته و قابل حس و لمس است. البته تمام گفتههای من تأیید درست یا اشتباه رفتار کردن ما نیست اما وقتی کدام ما این است که الگوی قصهگویی ما، الگوی قرآن است طبعاً این اتفاق در آن میافتد.» بحرانی نیز در ادامه این بحث با مطرح کردن این نکته که ریتم موجز موجود در قرآن از خود این کتاب آسمانی وارد فیلم ما شده است، خاطرنشان میکند:«خود قرآن بسیار موجز است و حتی در داستانها فقط نقاط کلیدی را مطرح میکند و با همان نقاط اوج مطرح شده خواننده را به پند و یا عبرتی که مدنظر قرآن است هدایت میکند. کارکرد فیلم باید زنده و هادی مخاطب باشد درست مانند رودخانهای پرشتاب که اگر از آن جا ببمانیم در حقیقتنفس حرکت و لذت را از دست دادهایم.»ملک سلیمان(ع)، تلنگری بسیار خوب
در ادامه این بحث این مسئله مطرح شد که قرآن کریم در سورههای مکی خود که در زمان اوج آغاز بعثت بر حضرت رسول(ص) نازل میشد دارای ریتم تند، آیههای کوتاه و نهایت ایجاز است اما سورههای مدنی دارای آیههای بلند، رتیم روان قرائت و تمام قصههای قرآنی از جمله داستان حضرت سلیمان(ع) دراین سورهها قرار دارند، غرض از طرح این بحث پرسیدن این سؤال بود که ریتم این فیلم تندتر از اتفاقات رخ داده است آیا این نکته را قبول دارید؟
امین زندگانی، بازیگر نقش حضرت سلیمان در مقام پاسخگویی به این سؤال برآمد و گفت:«باید به تفاوت ریتم داستانی در تیم بصری فیلم با دقت بیشتری نگریسته شود. چرا که معتقدم تعداد زیاد پلانها- نماهای فیلمبرداری شده- که خود به عنوان یکی از نقاط قوت این فیلم به شمار میرود این سوءتفاهم را در ذهن عادت داده شده مخاطب سینمای امروز ایران که نهایتاً به یک نمای باز، نمای بسته و یک نما از دید قهرمان- P.O.V- بسنده میکند، ایجاد میکند که ریتم داستان تند است.
در حالی که اگر داستان یک خطی فیلم را براساس پرسش شما و سورههای مدنی بخوانیم، این احساس که ریتم آن تند است به ذهن متبادر نمیشود. داستان ساده فیلم این است که اتفاقی در ملکی افتاده که البته اول فیلم تمام آن لو میرود و بنا می شود که در راستای آن اتفاقات، حوادی صورت گیرد تا سپری در برابر هجوم دشمن ایجاد شود. اما ریتم هبری شاید باعث به وجود آمدن سؤالاتی در زمینه ریتم تند کل فیلم بشود. اگر اعتقاد داشته باشیم که صنعت سینما، صنعت رؤیاسازی است و روایا از همان خواب انسان سرچشمه گرفته ما در طول یک خواب درگیر حوادثی پیچیدهای میشویم که فرصت اندیشیدن نداریم و پرسشها درست زمانی به وجود میآید که ما از خواب بیدار شدهایم و با ردیف کردن سؤالات به دنبال یافتن پاسخها برمیآییم.اتفاقات فیلم ملک سلیمان نیز درست مثل خواب بر پرده سینما از نظر ما میگذرد و ما پس از پایان فیلم در فاصله رسیدن تا منزل یا در منزل باید به پاسخ پرسشهایمان بیندیشیم.»
فرآورده نیز در ادامه این گفتهها با تأکید بر این اصل که اساساً فضای فتنه، فضای فکر و تحلیل نیست یادآور شد:«جبلالله برای همین مواقع است. فضای این فیلم فضای فتنه شیاطین و اجنه برای ایجاد و خلل در کار پیامبر خداست. پس برای ساخت درست چنین فضایی نباید مجالی برای اندیشیدن شاهد این مسئله (مخاطب) بماند. فکر کردن به انتهای این فضا برمیگردد که مخاطب پیجوی جبهه حق شود و به آن ملحق گردد اما با تمام این تفاسیر گرفتههای شما را در ارتباط با از دست رفتن برخی از مفاهم برای تعدادی از تماشاگران میپذیریم. طبق آمارهای ما اگر مخاطبان فیلم این اثر را بیش از یک بار دیدهاند و این اثر دارای چنین پتانسیلی است که مخاطب را دوباره به سینمای بکشاند. وقتی در جامعه ما این سطحینگری و سادهانگاری اینگونه توزیع شده به نظر میآید که این اتفاق سنگین مانند ملک سلیمان نبی(ع) تلنگر بسیار خوبی است که دارد به جامعه میزند.»