کد خبر: 417996
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۳۸۹ - ۱۷:۳۶
گپ و گفتی با جوان بسیجی نخبه کشور
زهرا چیذری - شاید پیش خود تصور کنید که ابوعلی سینا یک پدیده تکرارنشدنی است و دیگر هیچکس نمی‌تواند مانند او باشد، اما با نگاهی به جوانان فعال در عرصه‌های علم و دانش کشورمان می‌بینیم که حتی ابوعلی سینا هم تکرار شدنی است. شاهین زوارقی ملکی متولد سال 1365 در شهرستان ملکان یکی از همین ابوعلی سیناهای ثانی کشورمان است. دکتر و در‌یش رئیس سازمان جهانی ایفیا (IFIA) در سال 2008 در هنگام اعطای جایزه جهانی آرکا این دانشمند جوان ایرانی را با لقب ابوعلی سینای ثانی مورد خطاب قرار داد و از آن زمان بود که وی این لقب را به خود گرفت. شاهین زوارقی جوانی پرشور و بانشاط است. جوانی که قله‌های موفقیت را با دو یار دیرینه یعنی عصاهایی که همیشه همراه اوست، طی کرده است. شاهین از دوپا دارای معلولیت است، اما برای پریدن و رسیدن دو بال کافی است. بالی از تلاش و بالی از توکل که این دانشمند جوان به هر دو بال مجهز است. وی فارغ‌التحصیل رشته صنایع غذایی و دانشجوی رشته داروسازی است. کارآفرین نمونه، پژوهشگر، دانشجوی نمونه و بسیاری از افتخارات دیگر پرونده این جوان ایرانی را بسیار درخشان کرده است. به سراغ ابوعلی سینای ثانی کشورمان رفته‌ایم تا او را از زبان خودش بشناسیم.شما یکی از جوانان بسیار فعال کشورمان هستید. در حال حاضر چه فعالیت‌هایی را انجام می‌دهید؟در حال حاضر با یکی از دانشگاه‌های تبریز ‌ پژوهشگر همکاری دارم و عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی تبریز هستم. همچنین مشاور فناوری شهرداری تبریز، معاونت
علمی- پژوهشی گروه تخصصی اختراعات سازمانی استان آذربایجان‌شرقی و ریاست انجمن نخبگان و مخترعان استان از دیگر فعالیت‌های من است و آخرین مورد از کارهایم مدیریت کمیته گیاهان دارویی جهاد دانشگاهی آذربایجان‌شرقی است.شما از ناحیه پا دارای معلولیت هستید، آیا این مشکل به طور مادرزادی با شما همراه بود یا بعدها دچار مصدومیت شدید؟من تا 12 سالگی سالم بودم و مشکلی نداشتم، اما در 12 سالگی بر اثر حادثه‌ای که در فوتبال برایم اتفاق افتاد ساق پایم شکست به گونه‌ای که پایم را جراحی کردند. مدت کوتاهی پس از این حادثه دوباره دچار شکستگی شدم و تا زمانی که دیپلم گرفتم 12-10 بار پای من دچار آسیب شد. به گونه‌ای که در دوره دانشگاه بر اثر کوچک‌ترین ضربه دچار شکستگی استخوان می‌شدم. در آخرین جراحی حدود هفت سانتیمتر‌ از استخوان پاهایم را برداشتند و در حال حاضر با دو عصا راه می‌روم.شما ثابت کرده‌اید که توانایی انسان به توانایی جسمی‌اش خلاصه نمی‌شود. تعریف شما از توانایی چیست؟من سعی کردم تا شعار معلولیت محدودیت نیست را در زندگی خودم پیاده کنم. در واقع به نظر من دو چیز برای انسان مهم است. یکی سالم بودن ذهن و دوم سالم بودن رفتار. اگر این دو نکته را داشته باشید می‌توانید با وجود معلولیت به بسیاری از موفقیت‌ها دست پیدا کنید و حتی کاندیدای ریاست‌جمهوری شوید.خیلی از جوان‌های ما از محدودیت‌ها و کمبود امکانات گلایه دارند. آیا این کمبود امکانات برای شما وجود نداشت؟شعار من این بوده «امکانات کم و تلاش زیاد». با این شعار دیگر هیچ بهانه‌ای برای کمبود امکانات یا عدم حمایت و نداشتن پول برایم وجود نداشت و همیشه قبل از آغاز هر پروژه‌ای امکاناتم را بررسی می‌کنم و به دوستان و همکارانم هم توصیه می‌کنم که از همان ابتدای امر به دنبال گرفتن کمک برای کارهای پژوهشی‌تان نباشید. کار را شروع کنید و جلو ببرید تا سرمنشأ اصلی کارتان را پیدا کنید آن وقت می‌بینید که موفق می‌شوید.شنیده‌ام که به شما لقب ابوعلی‌سینای ثانی داده‌اند. این لقب از سوی چه کسی به شما داده شد؟در سال 2008 در فستیوالی که در کشور کرواسی برگزار شد من توانستم جایزه جهانی آرکا را دریافت کنم. این جایزه به اقدامات بهداشتی و بشردوستانه و در راستای سلامت جامعه تعلق می‌گیرد. در هنگام دریافت جایزه دکتر ودریش، رئیس سازمان جهانی ایفیا IFIA در پشت تریبون با بیان ابوعلی سیناهای ثانی مرا برای دریافت جایزه صدا زد.آیا این لقب را قبول دارید؟نه، من کیلومترها با ابوعلی سینا فاصله دارم. دکتر ودریش می‌خواست مرا تشویق کند که این حرف را زد.اکستازی اسلامی نام دارویی گیاهی است که شما درست کرده‌اید. این دارو چیست؟در سال 82 این دارو را درست کردم. این دارو از یکسری ترکیبات گیاهی بومی آذربایجان‌شرقی و اطراف سبلان به دست آمده که برای جلوگیری از انسداد عروق قلبی کاربرد دارد و به صورت نوشیدنی تهیه می‌شود. قرار است از آن در تهیه لبنیات شادی‌آور استفاده شود که تا آخر سال به بازار می‌آید و در سال 84 در جشنواره امیرکبیر رتبه اول را به دست آورد.دلیل اینکه کارآفرین نمونه شدید چه بود و در چه زمینه‌ای کارآفرینی داشتید؟من مدیرعامل مؤسسه تحقیقاتی و مطالعاتی گیاهان دارویی هرب هستم. در این مؤسسه 114 پژوهشگر از کل کشور فعالیت می‌کنند. کار ما تولیدی نیست بلکه در کنار یکدیگر تحقیقات می‌کنیم و در جشنواره‌ها و همایش‌‌ها شرکت می‌کنیم و در نهایت هر چیزی که برنده شویم بین 114 نفر تقسیم می‌شود. حتی اگر کسی یک ربع سکه هم برنده شده باشد بین 114 نفر تقسیم می‌شود و هیچکس چشمداشت و توقعی ندارد. این اقدام ما از سوی وزارت کار به‌عنوان طرح برتر شناخته شد.شما در بسیج نیز فعالیت دارید. از چه زمانی و با چه انگیزه‌ای بسیجی شدید؟از سال 81 وارد بسیج شدم. شاید بعضی از دانشجوها برای استفاده از یکسری تسهیلات وارد بسیج شوند. اما من عملاً نیازی به این تسهیلات نداشتم و انگیزه من از ورود به بسیج این بود که بسیجی بودن یک تعلق خاطر و وابستگی به کشورم ایجاد می‌کند و به‌عنوان یک فردی که از نظر علمی می‌تواند در موفقیت کشورش کمی تأثیرگذار باشد، خودم را موظف دانستم زیر سایه این کلمه بزرگ یعنی بسیج بروم.هیچوقت برای شما پیش نیامد که در طول انجام کارها و پروژه‌هایت خسته یا ناامید شوی‌؟اگرچه ناامیدی مال شیطان است اما بشر جایز‌‌‌الخطاست. برای من هم پیش آمده که طرحی به ثمر نرسد یا با وجود تلاش زیاد موفق نباشم اما مادرم همیشه به من کمک می‌کرد تا ناامیدی را کنار بزنم و دوباره به چرخه فعالیت برگردم.آیا پیش آمد که از معلولیت خودت ناراحت باشی و بگویی چرا این اتفاق باید برای من می‌افتاد؟دوبار برایم پیش آمد که از وضعیتم خسته شدم. یکبار که برای تأیید یکسری مدارک به تهران آمدم و برای انجام کار به جاهای مختلف ارجاع داده می‌شدم و بسیار خسته شده بودم. یکبار هم حدود چهار ماه پیش بود که از عصاهایم خسته شدم اما هر دو بار از این ناامیدی خودم پشیمان شدم و ضرر این ناامیدی را دیدم. من به این نتیجه رسیده‌ام که حکمت خدا بر این بوده که من اینگونه باشم. خداوند دوست داشتن مرا به شیوه‌ای دیگر به من نشان داد. شاید اگر من سالم بودم نمی‌توانستم چندان موفق باشم و صلاح من در این بوده است.تعریف شما از موفقیت چیست؟ما همه در زندگی یک هدف را پیگیری می‌کنیم که رسیدن به این هدف موفقیت است و این هدف از حدود 11-10 سالگی برای من شکل گرفت و پدر و مادرم هم برای موفقیت مرا همراهی کردند.کار پژوهشی را از چه زمانی شروع کردید و انگیزه شما برای شروع چه بود؟از 13 سالگی و همزمان با شکستن پاهایم اولین کار پژوهشی‌ام را آغاز کردم. در اثر شکستگی پایم حدود سه، چهار ماه خانه‌نشین بودم. یک روز به همراه پسرخاله‌ام در باغ نشسته بودم، مرحوم پروفسور جمشیدی به دنبال انواعی از گیاهان دارویی بود که تصادفاً گذرش به باغ ما افتاد و وقتی مرا دید از درون کتابچه‌ای عکس یک گیاه را به من نشان داد و گفت اگر بتوانی این را پیدا کنی من به تو جایزه می‌دهم. من و پسرخاله‌ام یک هفته باغ را گشتیم و سرانجام آن گیاه را پیدا کردیم. از آن به بعد پروفسور جمشیدی هر ماه برای من کتاب‌ها و مجله‌های مربوط به گیاهان دارویی می‌فرستاد به طوری که در 14-13 سالگی نام علمی بسیاری از گیاهان را می‌دانستم. اولین پژوهش من نیز پمادی برای رفع گرفتگی عضلات پا بود. مشکلی که خودم با آن مواجه شدم و در جشنواره خوارزمی مقام آورد. در واقع حادثه‌ای که برای من رخ داد محرکی شد برای موفقیتم.تا به حال چه موفقیت‌هایی در سطح ملی و فراملی داشته‌اید؟من تا به حال 23 مدال جهانی، 10 طلا، پنج نقره و پنج برنز داشته‌ام. دانشجوی نمونه کشوری در سال 84، رتبه اول جشنواره ممتازین و مخترعین بسیجی در سال 85، رتبه دوم جشنواره مخترع مبتکرین بسیجی سال 86، کارآفرین نمونه کشوری در سال 85 و 86، جایزه جهانی SLL از فنلاند به‌عنوان پژوهشگر نمونه مسابقات در رشته گیاهان دارویی در سال 2007، دریافت جایزه جهانی آرکا مسابقات جهانی کرواسی به‌عنوان پژوهشگر برتر 2008 در رشته گیاهان دارویی، جوان نمونه کشوری در سال 88 و 89 و مخترع برتر رشته محیط‌زیست مسابقات جهانی روسیه از جمله موفقیت‌های من است که همه مدال‌هایم را به آستان قدس رضوی اهدا کردم.با این همه افتخارآفرینی چقدر از شما حمایت شده است؟من آنقدر سربلند هستم که با افتخار بگویم حتی یک میلیون تومان بدون تلاش از کسی نگرفته‌ام. وقتی یک ورزشکار به المپیک یا مسابقات جهانی می‌رود، مبلغ زیادی به‌عنوان پاداش یا جایزه به او می‌دهند، اما برای افرادی که کار پژوهش انجام می‌دهند، با وجود سودبخشی برای کشور و جامعه هیچ حمایتی صورت نمی‌گیرد. برای ما یک خسته نباشید کافی است. اما همین یک کلمه هم از سوی برخی از مسئولان به ما گفته نمی‌شود.چه توصیه‌ای به همسن و سال‌های خودت داری؟ناامید نشوند و روی هدفشان پافشاری کنند. حتی اگر یک فردی دمپایی‌فروشی در کنار خیابان را هم با صبر و تلاش و علاقه انجام دهد، مطمئن باشید بعد از مدتی ثروتمندترین فرد کشور می‌شود.از نظر شما ثروتمندی یعنی چه؟من بارها این سؤال را از خودم پرسیدم. من ثروت را در لبخند مادرم می‌دانم و اینکه او از من راضی باشد و بگوید خدا به همراهت.به نظر شما اگر یک جوانی به اندازه شاهین زوارقی باهوش نباشد نمی‌تواند موفق شود؟خداوند استعداد و توانایی را برای همه به طور یکسان قرار داده، حافظه من و شما و نیوتن همه 500 گیگابایت است ولی هر کدام از ما از یک مقداری از این توانایی استفاده می‌کنیم این بستگی به خود افراد دارد. همه یکسانند و می‌توانند با برنامه‌ریزی به آن چیزی که می‌خواهند برسند و موفقیت فقط پیشرفت در علم نیست می‌توانید در هر کاری موفق باشید.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار