کد خبر: 417932
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۳۸۹ - ۱۵:۱۶
گفت و گو با یک بانوی نیکوکار
آزاده غلامیفعالیتتان را در انجام کارهای خیر چطور شروع کردید؟کار خیر را با درخواست کمک یکی از آشنایان آغاز کرده‌ام. همه بنده‌های خدا مورد امتحان الهی قرار می‌‌گیرند؛ چه آنان که نیازمندند و چه آنان که کمک می‌‌کنند. چند سال پیش خانه پدرشوهرم زندگی می‌‌کردم، الان چند سالی است که به این خانه آمده‌ایم. از وقتی به این جا آمدیم، توانستم کارهای خیرم را گسترش دهم. از وقتی این کار را شروع کردم، لطف خدا شامل حالم شد. پول کمک‌هایی که به دیگران می‌‌کنید را از کجا تهیه می‌‌کنید؟خانم‌هایی بودند که کمک‌هایشان را از صدقه گرفته تا خیرات و نذر به من می‌‌دادند تا در راه خیر و کمک به دیگران استفاده کنم. گاه صدقات کم است و کسی که صدقه‌ها را می‌‌دهد، از این بابت احساس ناراحتی می‌‌کند و من به او می‌‌گویم که همین صدقات کم وقتی جمع می‌‌شوند، مشکلات بزرگی را از پیش پای بندگان خدا برمی‌دارند. بعضی اوقات هم کمک‌ها بیمه امام زمان (عج) است. چون این بیمه را هم برای سادات و هم برای عامه مردم می‌‌توانیم مصرف کنیم. خیرات و فطریه ماه رمضان و ارزاقی که خیران برای ارزاق نیازمندان در ماه رمضان می‌‌دهند هم بخش دیگری از کمک‌هایمان است. معمولا در ماه رمضان کمک‌ها بیشتر می‌‌شود که همه اینها از لطف خداست.پول‌هایی که جمع می‌‌شود صرف چه کارهایی می‌‌شود؟گاهی ممکن است کسی نیاز به درمان داشته باشد. گاهی قسط یا کرایه خانه یک نفر عقب افتاده است، گاهی هم کسی نیازمند جهیزیه برای دخترش است. تا آنجا که از دستمان بر بیاید به آنان کمک می‌‌کنیم. البته همه این کمک‌ها از لطف خداست. گاهی مواردی نیاز به کمک دارند و به ما رو می‌‌اندازند و ما از این که دستمان خالی است شرمنده آنها می‌‌شویم. گاهی هم آنقدر خدا لطف می‌‌کند که علاوه بر این که مشکل یک نفر حل می‌‌شود، یک مبلغی هم اضافه می‌‌آید که برای کمک به موردهای بعدی کنار می‌‌گذاریم. گاهی سیسمونی برای خانواده‌هایی که نیازمند و آبرودار هستند فراهم می‌‌کنیم و در انجام این کارها از کمک دوستان، اقوام و آشنایان کمک می‌‌گیریم.گاهی افراد قرض الحسنه می‌‌خواهند تا بعد برگردانند. برای همین گاهی از یکی از مراکز برایشان وام می‌‌گیریم. اگر هم کسی نداشته باشد و پول لازم داشته باشد، از صدقات با این شرط که سادات نباشد بهشان وام می‌‌دهیم. هر موردی که پیش بیاید و بتوانیم کمک کنیم، مضایقه نمی‌کنیم. الان دقیقاً چند سال است که به این کار مشغولید؟حدود 20 سال می‌‌شود. کمک‌ها اول خیلی مختصر بود، ولی به لطف خدا کم کم گسترش پیدا کرد. از این که به دیگران کمک می‌‌کنید چه حسی دارید؟خیلی خوشحال می‌‌شوم، ولی بیشتر از اینها، از اینکه خدا بهم چنین آبرویی داده است که وقتی به دیگران رو می‌‌اندازم تا به یک فردی کمک کنند و آنها حرفم را می‌‌خرند و رویم را زمین نمی‌اندازند، تا آبروی نیازمندان حفظ شود غرق سپاس از خدا می‌‌شوم. حتی وقتی می‌‌خواهم که مدرکی به آنها بدهم ازشان پول گرفته‌ام، قبول نمی‌کنند و می‌‌گویند خاطرمان جمع است و می‌‌دانیم که پولی را که به شما داده‌ایم در راهش مصرف می‌‌کنید. آنها که روی می‌‌اندازند، دلشان را نمی‌شکنم و می‌‌گویم سعیمان را می‌‌کنیم. گاهی جور می‌‌شود و گاهی هم جور نمی‌شود.یادتان هست اولین موردی که کمک کردید به چه کسی بود و چه کمکی کردید؟یکی از دوستانم بود. می‌‌خواست برای دخترش جهیزیه تهیه کند. یک کمد برایش تهیه کردیم و جهیزیه و باقی وسایل هم برایش جمع شد. از اینکه گاهی نمی‌توانید به دیگران کمک کنید چه حالی پیدا می‌‌کنید؟گاهی که چنین وضعی پیش می‌‌آید و به هر دری می‌‌زنم و نمی‌توانم کمک جمع کنم، خیلی ناراحت می‌‌شوم. به خدا می‌‌گویم که اگر خیرش را پیش میاری، پولش را هم برسان تا من شرمنده این بنده‌هایت نشوم. همه کمک‌هایتان برای تهیه جهیزیه و مداوا خرج می‌‌شود یا مصارف دیگری هم دارید؟نه، گاهی افراد پول می‌‌دهند تا گوسفند بکشیم و گوشتش را که نذر یا صدقه است در بین نیازمندان تقسیم کنیم. وقتی یک سهم به این خانواده‌ها می‌‌دهیم، آنقدر خوشحال می‌‌شوند، انگار که به آنها طلا داده ایم! یا وقتی مشکل مالی دارند و پول به دستشان می‌‌رسانیم، خیلی خوشحال می‌‌شوند که به طبع ما هم خوشحال می‌‌شویم.هر ماه گوسفند قربانی می‌‌کنید یا اینکه گاه به گاه این اتفاق می‌‌افتد؟گاهی ممکن است در یک ماه سه تا گوسفند قربانی شود و گاهی هم هیچ گوسفندی قربانی نمی‌شود. ترتیب خاصی ندارد.خاطره‌ای یادتان هست برایمان تعریف کنید؟خانمی بود که او را می‌‌شناختیم. دستش تنگ بود و دندان نداشت. می‌‌خواست دندان بکارد. هزینه گذاشتن یک سری دندان را برایش فراهم کردیم. بعدها برایم تعریف کرد که یک روز با پسر و دخترش غذا می‌‌خورده است و زیر لب دعا می‌‌کرده. دخترش از او علت این کار را می‌‌پرسد. او می‌‌گوید که مدت‌ها بود آرزو داشتم با غذایم تربچه بخورم! امروز آن را خوردم. وقتی این خاطره را برایم تعریف کرد، حالم تغییر کرد و در دلم گفتم که برخی از بندگان خدا چه خواسته‌های بزرگی دارند، که برای ما کوچک به نظر می‌‌آید.یک خانم باردار هم بود که کرج زندگی می‌‌کرد و نیاز به سیسمونی داشت. وقتی سیسمونی را به دستش رساندیم، اشک توی چشمانش جمع شد. آن موقع بود که احساس سبکی و شکرگزاری کردم که توانسته‌ام یک نفر را خوشحال و مشکلش را حل کنم. این طور وقت‌ها از کسی که پول یا کمک دریافت می‌‌کند، خوشحالتر می‌‌شوم. معمولاً در یک ماه چقدر کمک جمع می‌‌شود؟ یکی از بستگانم هست که ماهی 50 تا 180 هزار تومان صدقات برای کمک می‌‌دهد و من روی کمک این خانم خیلی حساب می‌‌کنم. حتی یک بار از جمع این صدقات وام یک میلیون تومانی به کسی که احتیاج داشت دادم. میزان پولی که جمع می‌‌شود، بستگی به کمک، خیرات و صدقاتی دارد که به من می‌‌دهند. نسبت به پولی که دستتان می‌‌رسد چه حسی دارید؟ از این پول برای کار خاصی خرج می‌‌کنید یا برای همه کمک‌هایی که افراد نیازمند به شما روی می‌‌آورند استفاده می‌‌کنید؟ نه. من در قبال این پول مسئولم. با اجازه کسی که پول را داده است برای مصارف دیگر خرج می‌‌کنم، وگرنه در همان راهی که گفته‌اند. اگر هم پولی اضافه بیاید باز هم اجازه می‌‌گیرم که در چه موردی خرج کنم.نیازمندان را چطور شناسایی می‌‌کنید؟گاهی آشناها معرفی می‌‌کنند . من تحقیق می‌‌کنیم و اگر درست بود، کمکشان می‌‌کنیم. الان هشت خانواده را تحت پوشش این طور کمک‌ها داریم.وجدانم راحت می‌‌شود که می‌‌توانم کمک کنم. انگار کمک به خود من شده است و خوشحال می‌‌شوم. کمک‌ها را لطف خدا می‌‌دانم. اگر خدا نخواهد پول جور نمی‌شود. همیشه شاکرم. این افراد با امیدی می‌‌آیند. از خدا می‌‌خواهم شرمنده نشوم. کاش روزی برسد که هیچ محتاجی در این دنیا از مسلمان و مسیحی و ... نباشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار