
از خودم خجالت میکشم که چرا این همه سال آغوشهای باز و با محبت را از خودم دریغ کردم.
آرشاک غوکاسیان، دوبلور پیشکسوت که پس از بازگشت دوبارهاش به ایران فعالیت دوبله را آغاز کرده، گفت: حدود سه ماه پیش به کشور بازگشتم و امیدوارم که برای همیشه بمانم. البته گاهی به خاطر فرزندانم باید برگردم اما در کل آمدهام که بمانم، البته اگر موفق شوم.
وی یادآور شد:بار اولی که بهمن ماه گذشته به ایران آمدم و حدود 20 روز در ایران بودم استقبال بسیار خوب بود. برای اولین بار در برج میلاد با آقای مسعودشاهی و شمقدری آشنا شدم و وقتی خبرنگاری از من سؤال کرد که چه احساسی داری، گفتم: شرمندگی. گفتم از خودم خجالت میکشم که چرا 26، 27 سال این آغوشهای باز و با محبت را از خودم دریغ کردم.
در ادامه این هنرمند ارمنی با اشاره به میلاد امام رضا(ع) به ذکر خاطرهای پرداخت و عنوان کرد: قبل از انقلاب امام رضا(ع) من را طلبید و به مشهد رفتم. مرحوم آذردانشی میگفت:«من 19 سال است که میخواهم به مشهد بروم اما امامرضا(ع) من را نمیطلبد اما توچگونه قصد رفتن به بومهن را داشتی و سر از مشهد درآوردی؟» به هر صورت من از آن زمان یک دینی داشتم که ادا نکرده بودم. این بار وقتی میخواستم بیایم به بحرالعلومی گفتم به شرطی میآیم که من را به مشهد ببری. البته وقتی بنیاد فارابی این موضوع را فهمید خجالتم داد و در مشهد مهمان آنها بودیم و نذرم که آن موقع دو هزار تومان بود را به معادل امروزی آن یعنی 300 دلار پرداخت کردم.
وی درباره ارادت خود به امام رضا(ع) افزود: وقتی وارد حرم امام رضا(ع) شدم و این سعادت نصیب من شد دیدم که آن همه آدم معتقد، آنجا هستند. مگر میشود اینها بدون هیچ باوری آنجا باشند؟ حتماً باور داشتهاند که از کودک خردسال گرفته تا پیرمرد 90 ساله ایستادهاند و التماس دعا میگویند. اگر چیزی واقعیت نداشته باشد این همه سال دوام نمیآورد. من به ایشان معتقد هستم و اصلاً که هستم که معتقد نباشم؟
آرشاک غوکاسیان در آثاری چون «داییجان ناپلئون»، «محمد رسولالله»(عمار)، «برادر خورشید، خواهر ماه»، «دارا و ندار»(پیترا شراوز) و «خانواده دانتون»(جانوی) نقش گفته است.