یکی از شعارهای جنجالی آویگدور لیبرمن، وزیر امور خارجه صهیونیستها در زمان مبارزات انتخاباتی تقدیم پیشنویس قانونی در مورد «حق شهروندی و وفاداری به کشور» به کنست، مجلس صهیونیستی بود و به نظر میرسد که اکنون دولت صهیونیستی این وعده او را محقق ساخته است. این دولت لایحهای را به تصویب رسانده که بنابر آن متقاضیان دریافت تابعیت از صهیونیستها باید به «دموکراتیک و یهودی» بودن حاکمیت آنان سوگند وفاداری یاد کنند. اگر چه این لایحه وعده لیبرمن را محقق ساخته، اما گویا خواست اکثریت کابینه نیز بوده چرا که از مجموع 30 عضو کابینه صهیونیستی 22 نفر به آن رأی مثبت دادند و فقط هشت نفر با آن مخالفت کردند. این امر نشان میدهد که لایحه مذبور خواست اکثریت این کابینه است و در این بین، مخالفت تعداد اندکی از کابینه و اعتراضهای آنان بیشتر نمایش و صحنهسازی برای خالی نبودن عریضه است تا مخالفتی جدی و مؤثر. قرار است تا این لایحه برای تصویب به کنست فرستاده شود تا در صورت رأی نمایندگان کنیسه به اجرا درآید، اما هم حمایت اکثریت کابینه صهیونیستی و هم هماهنگ بودن این لایحه با سیاستهای راهبردی صهیونیستها حاکی از آن است که چندان مشکلی بر سر راه تصویب این لایحه در کنست وجود نخواهد داشت و باید بهرغم مخالفتها و اعتراضات نمایشی اقلیتی از نمایندگان، انتظار تصویب آن را در کنست داشت.
آنچه در این لایحه بیش از هر چیز جلب توجه میکند توصیف حاکمیت صهیونیستها به «دموکراتیک و یهودی» بودن است. این یک نمونه آشکار از تناقضگویی است چرا که ادعای حاکمیتی به دموکراتیک بودن چگونه و با کدام معیار میتواند منحصر در یهودی بودن باشد، به خصوص در کشوری که حداقل یکپنجم آن شهروندان غیریهودی هستند. روشن است که الزام و اجبار این تعداد شهروند به سوگند وفاداری به حاکمیت یهودی درست بر خلاف معیارهای دموکراتیک با هر تعریف ممکنی از دموکراسی است. در واقع تصویب و اجرای چنین لایحهای مصداق آشکار نژادپرستی است که سکنه بومی و اصلی کشوری را مجبور به ایراد سوگند وفاداری به حاکمیتی میکند که با هویت آنان تناقض دارد که در نتیجه آن، مجبور خواهند شد به هویت دینی و تاریخی خود پشت کرده و هویتی تحمیلی را از سوی حاکمیتیهودی بپذیرند و در غیر این صورت هیچ راهی جز جلای وطن و آوارگی نخواهند داشت. در واقع، هدف اصلی این لایحه نیز در همین نکته است و باید گفت که طراحان آن نه محدود و در سطح افراد جنجالی و پوپولیستی چون لیبرمن هستند و نه آنکه اهدافی در حد پیروزی در یک انتخابات و ورود به کابینه را دارند، بلکه در اصل به دنبال ترسیم آیندهای خاص از منطقه هستند.
برای انداختن نگاهی کوتاه به آینده مورد نظر طراحان این لایحه باید در وهله نخست توجه داشت که کابینه صهیونیستی هنگامی این لایحه را تصویب میکند که مذاکرات مستقیم در کمتر از یک ماه به بنبست کامل خود رسیده است. برخی تصور میکنند که نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی با تصویب این لایحه قصد دادن امتیاز به راستگرایان عضو کابینه دارد تا بتواند با تأمین نظر آنان در این مورد، موافقتشان را برای تمدید توقف عملیات ساختمانی تا چند ماه آینده به دست آورد. این راهی است که نتانیاهو به وسیله آن میتواند مدعی شود خواهان ادامه مذاکره است و شرط طرف مذاکرهکننده فلسطینی را تأمین کرده و به توقف شهرکسازیها ادامه داده و شاید هم مسئولان حکومت خودگردان به این معامله نتانیاهو تن دهند و حتی از آن استقبال کنند تا آنکه بتوانند در مذاکرات دنبالهدار در پی رؤیاهای خود باشند. کاملاًپیداست که معامله نتانیاهو با راستگرایان کابینه جز ظاهرسازی چیز دیگری نیست و فقط برای این طراحی شده تا آنکه از مسئولیت خود در شکست مذاکرات کم کنند و به عبارت دیگر توپ را به زمین دولت خودگردان بیندازند اما در حقیقت، خواست و هدف اصلی صهیونیستها در جریان این دور از مذاکرات چیزی است که با همین لایحه نیز به دست میآید.
نتانیاهو وقتی که در دوم سپتامبر راهی واشنگتن شد تا بعد از دو سال وقفه مذاکرات مستقیم خود را با محمود عباس از سر بگیرد،فقط یک هدف در سر داشت و آن شناسایی دولت یهود از سوی طرف فلسطینی بود که از همان ابتدای امر نیز آشکارا مطرح کرد. منظور نتانیاهو از طرح این هدف آنچنان واضح است که حتی کسی چون نبیل شعث، عضو ارشد تشکیلات خودگردان نیز متوجه آن شده زیرا آن را به زیان تمام مسلمانان و مسیحیان در سرزمینهای اشغالی میداند. به نظر میرسد که نبیل شعث و حتی بسیاری از مسئولان تشکیلات خودگردان چندان متوجه پیامد واقعی چنین هدفی نشدهاند زیرا فقط محدود به زیان مسلمانان و مسیحیان نیست، بلکه برای حذف کامل آنان از سرزمینهای اشغالی طراحی شده است. اعراب ساکن در سرزمینهای اشغالی یکپنجم شهروندان این سرزمینها را تشکیل میدهند و رشد جمعیت آنان از سال 1952 تا 2007، 9 برابر یهودیان بوده است. این جمعیت با چنین رشدی اصلیترین دغدغه و نگرانی داخلی صهیونیستهای حاکم است و آنان با انواع طرحهای مختلف سعی به حل آن داشتند که تاکنون موفق نشدهاند و انواع تبعیضها و فشارها نیز موجب نشده تا فلسطینیان ساکن سرزمینهای اشغالی سرزمین خود را ترک کنند. اینک برای حکام صهیونیست فرصتی پیش آمده یا از طریق مذاکرات مستقیم یا از طریق تصویب این لایحه زمینه اخراج آنان را فراهم کنند تا دولت یهود را در سرزمین کاملاً یهودی به وجود آورند و رؤیای بنیانگذاران حاکمیت صهیونیستی را به اجرا درآورند.