تهران، خيابان انقلاب، نزديك ميدان انقلاب، اينجا بازار فرهنگ و كتاب ايران است جايي كه اكثر مغازهها و فروشگاههايش به جاي فروش مانتو، شلوار جين، تيشرت و كفش يا ساندويچ، هات داگ و پيتزا به كار خريد و فروش كتاب مشغولند و از اين راه درخت فرهنگ جامعه را زنده نگه ميدارند. « روبهروي دانشگاه تهران » آدرسي است كه وقتي دنبال كتابي خاص هستي و نميتواني بيابي براي يافتنش تورا به آنجا هدايت ميكنند، دانشگاهي كه علاوه بر جايگاه علمي، يادآور بسياري از وقايع ايران معاصر ميباشد و سردر زيبايش نماد آموزش عالي در كشور است. محوطهاي كه فاصله بين خيابانهاي فلسطين تا كارگر را تشكيل ميدهد، در خيلي از چيزها با ساير نقاط فرق دارد، حتي عابران پياده هم با عابران خيابانهاي ديگر متفاوت هستند، هر كس به نوعي نشاني از يك طرز فكر را به دوش ميكشد. مدل لباس ،آرايشهاي متفاوت موي سر، ريش و سبيل ، نوع فريم عينك و لوازم شخصي همراه، هركس به طريقي ميخواهد احساس تمايز از بقيه را القا كند. تمايز به خاطر نشان دادن متفكر بودن، كتابخوان بودن و صاحبنظر بودن. جواب اين سوال كه ما چرا براي نشان دادن فرهنگ بالايمان يا به قول معروف روشنفكر بودن بايد متفاوت از ساير اقشار باشيم را شايد هيچ كدام از اين آدمهاي متمايز الشكل ندادند. البته مرحوم جلال آل احمد در كتاب «غربزدگي » به اين موضوع به طور مفصل پرداخته و فعلاً قصد نداريم به دنبال چرايي مد لباسها باشيم. به همين خاطر نگاه را از عابران رنگ وارنگ به سوي ويترين مغازههاي به اصطلاح فرهنگي ميچرخانيم همانهايي كه قرار است درخت فرهنگ جامعه را زنده نگه داشته و هر روز بارورتر از پيشش كنند. انواع و اقسام كتاب در قطعهاي مختلف وزيري، رحلي، خشتي، پالتويي، جيبي و غيره. با جلدهاي زيبا شوميز، گالينگور و چند نوع ديگر. بازار مكاره طرح و عكس و نوع قلم (فونت) ،شعبده چشمگير گرافيست ها، صفحهآراييهاي موزون همه و همه آدمي را براي توقف و نظاره طولاني مدت فرا ميخوانند.در بين صدها و شايد هم هزاران نوع تبليغ براي موسسات كنكور از كارداني تا دكتري، كتابهاي كمك درسي، حل المسائل، تستهاي كنكور از سال فلان تا سال بهمان، نمونه سوال امتحاني، مهندسي معكوس سؤالات كنكور به روش آقاي مهندس ... بدون كنكور وارد دانشگاه شويد، MBA ، كلاس اوليها از هم اكنون ثبت نام كنيد براي شما برنامه ويژهاي داريم برنامهريزي براي كنكور، همايش بزرگ و رايگان آمادگي والدين براي ورود بچهها به دانشگاه و تمامي موسسات بزرگ و كوچك آموزشي. نگاه را به سوي كتاب هايي به غير از اين موضوعات معطوف كنيم. كتابهايي كه مانند كمك درسيها عمر خواندنشان محدود به حداكثر يك سال پيش از كنكور نيست، براي تمام فصول يا حتي تمام اعصار نوشته ميشوند. بعد از كمي دقت روي كتابها اسامي نويسندگان به چشم ميخورد. البته قبل از اين پوسترهاي نويسندگان به ظاهر روشنفكر دراندازههاي مختلف بر در و ديوار مغازهها ديده ميشوند برخي پوسترها سياه سفيد و تعدادي رنگي، تنوع عكسها زياد است، از صحنههاي فيلمهاي چارلي چاپلين به خصوص فيلم« پسر بچه» گرفته تا چگوارا با آن عكس منحصر به فرد مشهورش، ماركز، پائلوكوئيلو،كارل ماركس حتي عكس هيتلر هم پيدا ميشود. ايرانيها هم هستند فروغ فرخزاد، صادق هدايت، شاملو، جمالزاده، مصدق و شريعتي همه در فيگورهايي كه حالت تفكر صاحب عكس را نشان ميدهند. عناوين كتب هم بيشتر شامل اسامي همان آدمهاي پوستري است. البته بساط كتابفروشهاي دورهگرد كه در فاصلههاي چند متري از هم، كتاب هايشان را در گوشهاي از پياده رو چيدهاند وضمن راهنمايي بعضي علاقهمندان، با اطمينان از كمياب و ناياب بودن كتابهايشان صحبت ميكنند و آدمي را به ديدن مجموعهشان مجاب ميكنند كه به طور كلي شامل تاليفات اينگونه نويسندگان است. كتابهايي كه به دليل عدم اجازه وزارت ارشاد براي چاپ توسط موسسات انتشاراتي معتبر توسط چاپخانههاي زير زميني و با چاپ افست تهيه شده و متاسفانه فروش خوبي هم دارند. اما مگر فقط اينها متفكر بودهاند؟ يعني در كشور ما با چند هزار سال سابقه فرهنگ و تمدن همين تعداد آدم صاحبانديشه وجود داشته ؟ حداقل تاريخ معاصر كشومان كه چيزي به غير از اين ميگويد. اما چرا از بين چندين و چند دانشمند، روشنفكر و حتي سياستمدار ايراني، بايد پوستر اين اشخاص فروخته شود؟ چرا هركس كه به نوعي افكارش از نظر عقلي، سياسي و از همه آنها مهمتر اعتقادات دينياش با اصول مورد قبول جامعه اسلامي در تعارض است اينجا پوستر شده و كتابش در انواع چاپ به فروش ميرسد؟ با افتخار هم فروخته ميشود، حتي تعدادي از اين اشخاص به ظاهر نويسنده از نظر اخلاقي هم مشكلات فراواني داشته و داراي انحرافات جنسي بودهاند. اما در بين قشر تحصيلكرده جامعه به گونهاي جا انداختهاند كه اگر اين كتابها را نخواني بيسواد و بي فرهنگ هستي، اگر نويسندگانشان را قبول نداشته باشي كه اصلا خشك مغزي و نبايد داخل آدم حساب شوي، اين حرفها را ميتوان از نگاههاي پرافاده و صحبتهاي همان آدمهاي غريب الشكل فهميد، همانها كه ادعاي روشنفكري دارند، وقتي با سربلندي و افتخار ميگويند من تمام آثار فلاني را خوانده و به آن مباهات ميكنم، فارغ از پشتوانه فكري و بصيرت لازم، بدون اطلاع از اينكه نويسنده آن كتابها به خدا اعتقاد نداشته و در تمامي نوشتههايش به آن اذعان داشته. اسامي كتابهاي يكي از دستفروشان بساط كرده بسيار جالب به نظر ميرسد، رمانهايي از نويسندگان بد نام، عرفانهاي وارداتي با القائات شيطاني ،كتاب ترانه خوانندگاني كه وزارت ارشاد به آنها لوس آنجلسي ميگويد. مجموعه كامل كتابهاي صادق هدايت، ديوان ايرج ميرزا، دايي جان ناپلئون، ديوان فروغ فرخزاد حتي نوشتههاي دكتر شريعتي كه بيشتر شبيه جزوات دانشگاهي تكثير شده نيز به چشم ميخورد، همچنين در ميان كتابها عناويني با مضمون سحر و جادو و طريقه باطل كردن آنها هم هست.يك نفر پوستري روي زمين گذاشته و در دستش چند حلقه CD دارد. روي آن پوستر كذايي ليستي از كتاب هايي كه متنشان در CD ها موجود است، به ترتيب موضوع نوشته شده. تقريبا مشابه همان دستفروش قبلي كه كتاب چاپي ميفروخت. اما چند چيزجلب توجه ميكند، كتابهاي نويسندگان كمونيست و ماركسيست كه توسط سايتهاي متعلق به اين جريانات منحط توليد شده و سعي در ترويج و زنده كردن موج مرده ادبيات كارگري و تفكرات سوسياليستي در جامعه اسلامي دارند. كتابهاي نويسندگاني مانند گل سرخي، صمد بهرنگي، احسان طبري و كيانوري كه در بحبوحه انقلاب اسلامي سال 57 به صورت زيراكس و چاپهاي بيكيفيت در دسترس مردم قرار ميگرفتند، اما پس از آن با روشنگري پيرامون انديشههاي منحرف و وابسته آن گروهها، كتبشان هم جمعآوري شدند. كتابهاي احمد كسروي هم هست، كسي كه كمر به محو دين از جامعه ايراني بسته بود و تفكرات ضد اسلامياش در زمان خود مباحث زيادي را در پيداشت. وقتي به ليست كتابهاي ديني موجود در CD نگاه كنيم اينگونه نوشته اسلام، اهل تسنن، مسيحيت، يهوديت، سرودههاي زرتشت و ساير اديان. اين كه اهل تسنن را به گونهاي زيركانه جدا نوشته و در كتب اسلامي نياورده جاي سؤال دارد ولي ساير اديان ديگر چيست؟ طبق قانون اساسي ايران اديان رسمي اسلام، مسيحيت، يهوديت و زرتشتي است يعني همان اديان الهي ؛ به غير از آنها هر چيزي كه اسم دين و مذهب يدك بكشد چيزي جز دروغ، خرافه، فساد و كفر نيست. نوشتن«ساير اديان» يعني تهيه كننده، تكثير كننده و فروشنده اين لوحهاي فشرده به چيزهايي غير از اديان ابراهيمي اعتقاد دارند. همان اديان و پيامبران ساختگي، فرقههاي ضاله، افكار منحرف كه سعي در ضربه زدن به باورهاي ديني يك ملت دارند و مصداق روشن يك جنگ تمام عيار هستند. اما در كجا؟ در قلب تهران، روبهروي جايي كه هر هفته نماز پرشكوه جمعه در آن برگزار ميشود و قرار است صداي انقلاب اسلامي هر هفته از تريبون آن به گوش جهانيان برسد. بدون دردسر يا ترس از پيگرد ميفروشند. به راحتي آب خوردن. دردسر چاپ افست هم ندارند.فرمت اكثر كتابها PDF بوده و CD ها به راحتي كپي و تكثير ميشوند، حتي سريعتر از تكثير سلولهاي سرطاني در بدن. به راحتي هم ميكشند اما مثل سرطان به سراغ بدن آدمها نميروند، بلكه سراغ فكر و انديشه رفته در آنجا تخم شك، ترديد، كژي و انحراف ميكارند. وقتي فكري مسموم شد در ارتباط با ديگران اين مسموميت را انتقال ميدهد. نهادها، سازمانها، مسئولان، مديران و هر كس كه دغدغه دين و فرهنگ داشته و براي آينده انقلاب اسلامي نگران است نبايد از كنار اين موضوع به راحتي عبور كند. سهل انگاري، تساهل و تسامح در اين خصوص ارمغاني جز تباهي براي جامعه جوان ايران ندارد. لطفاً جدي بگيريد.