کد خبر: 414978
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۸۹ - ۱۸:۰۶
بسيج به روايت مهندس حسن بيادي
اگر موافق باشيد از همان ابتدا شروع کنيم تا ببينيم چطور يک جوان جنوب‌شهري روي کارت عضويت بسيج خود تاريخ آذرماه 58 را مي‌‌بيند. يعني اولين روزهاي تشکيل بسيج به فرمان حضرت امام خميني(ره).اول مهرماه سال 1335 در خانواده‌اي مذهبي و متوسط در شهرري به دنيا آمدم. پدرم با وجود اينکه نظامي بود، گرايشات مذهبي داشت و به همين خاطر من از سنين خردسالي به مسائل مذهبي علاقه‌مند شدم و به عنوان نمونه از شش سالگي تا 16 سالگي در مسجد تازه تأسيس حضرت امام جعفر صادق(ع) مکبري مي‌‌كردم. همزمان در کلاس‌هاي قرائت قرآن و اخلاق و احكام زير نظر حاج آقا شهسواري امام جماعت محترم مسجد نيز شرکت مي‌‌کردم و با چنين گرايشاتي رفته رفته انگيزه مخالفت با رژيم در من شکل گرفت و باعث شد تا هنگام تحصيل در دبيرستان ستارخان به جرم فعاليت سياسي اخراج شوم.ماجراي اين اخراج چه بود و اصولاً گرايشات مذهبي را در مخالفت با رژيم طاغوت به چه ميزان تأثيرگذار مي‌‌دانيد؟علاوه بر شرکت در مباحث سياسي دبير رياضي‌مان آقاي زادمجيد، ماجراي اخراجم به خاطرحرفي بود که به چند نفر از دوستانم در مورد كشيدن تصوير رضا شاه ملعون زده بودم. آن زمان محاکمه گلسرخي جو بدي را عليه رژيم به راه انداخته بود و وقتي من ديدم چند نفر از بچه‌ها مي‌‌خواهند عکس رضا شاه را در روزنامه ديواري‌شان بزنند، گفتم «مگر آدم قحط است که عکس او را مي‌‌گذاريد.» بعد از چند روز هم که يک نفر عکس رضا شاه را با خودکار خط خطي کرد، مسئولان مدرسه گمان کردند کار من است و ناظم مدرسه با نيت کاستن از خشم مدير ساواكي و عضو حزب رستاخيز، مرا پيش او حسابي تنبيه کرد. خدا بيامرزدش ناظممان را که همان روز در بيرون از مدرسه علت شدت عملش را به من گفت و حتي عذرخواهي کرد. به هرحال از مدرسه اخراج شدم و چون نمي‌‌خواستم والدينم از موضوع چيزي بفهمند به صورت متفرقه و شبانه به درسم ادامه دادم و ديپلم رياضي را اخذ کردم. اما در مورد بخش دوم سؤالتان بايد بگويم عموماً بچه‌هايي که با مساجد و روحانيان آگاه در ارتباط بودند نسبت به رژيم نظر مخالف داشتند. اين موضوع که رژيم طاغوت وابستگي زيادي به آمريکا داشت نيز باعث شده بود تا اغلب جوانان نسبت به اين وابستگي واکنشي منفي نشان بدهند و رفته رفته اين مسائل آنها را به مخالفت با رژيم مي‌‌کشاند. به طور کلي دوستي وقرابت با يک عالم رباني باعث مي‌‌شد تا جوانان مذهبي جذب مسائل حاشيه‌اي و فساد نشوند و توجه خود را به توسعه فرهنگ دينداري و رفع مشکلات کشور و نجات جامعه از بي‌بندوباري معطوف کنند.با اشاره‌اي که به گرايشات فکري و سياسي کرديد، برسيم به دوران انقلاب، آن زمان چه مي‌‌کرديد؟در واقع بعد از پيرزوي انقلاب روند مبارزاتي‌ام را ادامه دادم. همان طور که در اکثر تظاهرات‌ها فعاليت زيادي داشتم، پس از پيروزي انقلاب نيز در جهت حفظ امنيت براي رونق نهادهاي تازه تأسيسي مثل سپاه و کميته با آنها همکاري مي‌‌کردم. البته چون در آن زمان در هليکوپتر سازي مشغول بودم بيشتر به خاطر شناختي که از من وجود داشت در جذب و معرفي دوستان معتمد به سپاه و کميته ايفاي نقش مي‌‌کردم. به نوعي با چند نفر از دوستان نقشي گزينشي داشتيم و در نبود سازگاري مشخص و منظم، هر کس سعي مي‌‌کرد به نوبه خود در بسط و جا افتادن انقلاب کمک کند. آن روزها شور و حال خاص خود را داشت و کشور هنوز دستخوش ناامني‌هايي بود که بايد نيروهاي انقلابي خود در جهت دفع آنها تلاش مي‌‌کردند. يادم مي‌‌آيد من و چند نفر از دوستان براي راه افتادن کارها نه تنها حقوقي نمي‌‌گرفتيم حتي از جيب خودمان نيز خرج مي‌‌کرديم.قضيه فعاليت‌تان در تشکيل هسته بسيج چيست؟ از فعاليت‌تان در اين نيروي مردمي بگوييد.همان طور که مي‌‌دانيد حضرت امام(ره) فرمان تشکيل بسيج را در 5 آذر سال 58 صادر کردند و ما هم که ‌ گوش به فرمان ايشان بوديم، بلافاصله امرشان را اطاعت کرديم و در منطقه غرب تهران نسبت به راه اندازي ستادهاي جذب نيرو براي بسيج فعاليت کرديم. دوستي داشتم به نام داوود صوفي که به همراه ايشان پايگاه بسيجي را راه‌اندازي کرديم و علاوه بر آن در راه‌اندازي و رونق ستاد ناحيه دو که بعدها به پايگاه مقداد تغيير نام داد، نقش داشتيم. در اوايل انقلاب منافقين و گروه‌هاي چپ تبليغات زيادي براي عضو‌گيري به راه انداخته بودند و براي اينکه جوانان به دام اين گروه‌ها نيفتند در جذب افراد در بسيج فعاليت‌هاي گسترده‌اي را انجام مي‌‌داديم.پس مي‌‌توان از شما به عنوان يک بسيجي با تاريخ عضويت 5 آذر 58 نام‌ برد؟بله البته، همان طور که عرض کردم چون ما خودمان را درگير فعاليت‌هاي انقلابي کرده بوديم، گوش به فرمان امام (ره) و مقتدايمان بوديم تا اوامر او را به سرعت لبيک بگوييم. مثلاً وقتي امام دستور تشکيل شوراها را داد، من و همان دوستم داوود صوفي در تشکيل شوراها در منطقه غرب تهران نيز اولين قدم‌ها را برداشتيم اگرچه در آن زمان به دلايل گوناگون ادامه نيافت. در مورد بسيج هم همين اتفاق افتاد و مي‌‌توانم بگويم بنده در 5 آذر 58 نه تنها بسيجي بودم بلکه در گزينش نيروهاي جديد براي اين نيرو و همچنين بسط و گسترش آن فعاليت مي‌‌کردم.ورودتان به عرصه دفاع مقدس نيز از طريق بسيج بود؟قبل از آغاز جنگ در غائله کردستان به همراه پنج نفر از دوستانم سوار يک پيکان شديم و خودمان را به کامياران رسانيدم. آن زمان هنوز اعزام نيرو به مناطق درگيري نظم چنداني نداشت و نيروهاي فعال به شخصه براي ورود به عرصه مبارزه اقدام مي‌‌کردند. جنگ هم که آغاز شد در اول مهرماه 1359بسيجي وار و به صورت خودجوش به منطقه رفتيم. درست يک ماه بعد هم در دهلاويه براي اولين بار از ناحيه پا مجروح شدم و در نبود هيچ وسيله‌اي به کمک دوستانم چندين کيلومتر را با پاي مجروح طي کردم تا خودم را به شهر سوسنگرد كه يك روز بعد اشغال گرديد، برسانم و بعد از گذشتن از رودخانه خروشان و به ظاهر آرام كرخه در شهر اهواز در بيمارستاني صحرايي بستري شدم.مي‌‌دانيم که شما مصدوميت شيميايي هم داريد، چه مدتي در جبهه‌ها حضور داشتيد و چند بار مجروح شديد؟ بد‌نيست خاطره‌اي هم از دوران دفاع مقدس بگوييد.من هميشه براي گفتن مدت زمان حضورم در جبهه ابا داشته ام. چرا که فقط يکسال در جبهه‌ها حضور داشتم و اين مدت در مقابل 8 سال دفاع مقدس از کشور براي امثال من خجالت آور است. اگر چه يکي از دلايل اين موضوع که شايد توجيه خوبي هم نباشد شغل بنده بود که در يک سازمان نظامي در حال خدمت بودم. بنابراين به غير از مجروحيت در دهلاويه يک بار ديگر نيز در سال 66 در ماهوت عراق دچار مصدوميت تركش خمپاره از ناحيه كتف راست و موج گرفتگي و آلودگي شيميايي شدم. در مورد خاطره بايد بگويم سراسر دوران جنگ خاطره بود. يادم مي‌‌آيد وقتي که غائله کردستان شروع شد و به اتفاق دوستان به منطقه اعزام شديم، بدون اجازه شرکت هليکوپتر سازي به منطقه رفته بودم که در بازگشت تا مرحله اخراج نيز پيش رفتم و در نهايت قرار شد آن مدت را برايم مرخصي رد کنند. در روزهاي آغازين مهرماه 1359 يعني چند روز بعد از آغاز جنگ با ستاد جنگ‌هاي نامنظم شهيد دكتر چمران آشنا شدم که يکي از شيرين ترين خاطراتم رقم خورد. در ستاد به همراه پنج نفر از همكارانم در هليكوپترسازي به مدت يك هفته آموزش تخريب ديديم و خيلي زود چنان وارد شديم که نيروهاي تازه وارد را هم آموزش مي‌‌داديم و در عمليات تخريب شركت مي‌كرديم که بنده در مواقع لزوم به بيان بعضي از احكام الهي مخصوصاً احكام نماز و كارهاي فرهنگي هم مي‌پرداختم.به عنوان يک رزمنده چه مقطعي از جنگ را سخت‌ترين دوران آن مي‌‌دانيد؟براي رزمندگان و بسيجيان جان برکف آن زماني سخت بود که امام قطعنامه 598 را در کمال مظلوميت پذيرفتند و قبول آن را به نوشيدن جام زهر تعبير کردند. گرچه مردان خدا همچون امام(ره) همه کارهاي شان قربت الي الله است و اعتقاد دارم با چنين نيتي آن جام زهر تبديل به عسل شد و حاصل آن عزت و افتخار براي نظام اسلامي‌مان است که اکنون شاهد آن هستيم. مشاهده وضعيت كنوني كشور عراق و مقايسه آن با جمهوري اسلامي هم دليلي بر اين مدعا واين حركت الهي و تصميم ارزنده امام (ره) و ياران با وفايش است که به عنوان يك سند ارزنده و با افتخار در تاريخ ثبت و به يادگار باقي خواهد ماند.نقش بسيج در دفاع مقدس بر کسي پوشيده نيست، ادامه اين تفکر را در دوران بعد از جنگ چه طور ارزيابي مي‌‌کنيد؟تفکر بسيجي يک تفکر الهي است. تفکري که براي همه دوران‌ها و مقاطع گوناگون کاربرد جدي و ارزنده داشته و خواهد داشت، بنابراين حضور مخلصانه بسيج در زمينه‌هاي مختلف نظامي، اقتصادي، فرهنگي، علمي و اجتماعي توانسته توان سازمان هاي ذيربط را ارتقا دهد. در بحث مديريت شهري هم به عنوان کسي که در اين حوزه به مدت 8‌سال است كه مشغول خدمت هستم، عرض مي‌‌کنم ورود اين تفکر مي‌‌تواند باعث جهت دهي مثبت به فعاليت‌هاي مديريت شهري بشود. همچنان كه سعي بنده و همه همكارانم اين بوده تا اين تفکر را در کارهايمان مد نظر داشته باشيم.به عنوان يک بسيجي پيشکسوت چه تعريفي را براي يک بسيجي داريد؟بسيجي يعني مجموعه‌اي از خوبي‌ها که در يک فرد جمع مي‌‌شود و حاصل و نتيجه آن فداکاري و ايثار و شهادت طلبي او در راه خدا مي‌‌شود که اين امر الهي مي‌‌تواند در زمينه‌هاي مختلف جلوه‌گر شود. در اصل تفکر بسيجي نشأت گرفته از حرکت تاريخي امام حسين‌(ع) و ياران با وفايش است. چرا که حرکت سيدالشهدا(ع) براي همه دوران‌ها و براي همه آزاديخواهان و متفکرين دنيا کاربرد دارد. يک حرکت ظلم ستيز و ضد استکباري براي توسعه فرهنگ امر به معروف و نهي از منکر و نشر دين و آيين رسول گرامي اسلام(ص)، يعني حرکتي در جهت توسعه و حمايت از همه زيبايي‌هاي اخلاقي و اجتماعي و فرهنگي و سياسي و دوري از همه زشتي‌ها و بدي‌ها. پيروي عاقلانه وعارفانه از اين مکتب الهي ضامن همه سعادت‌ها و خوشبختي‌هاست و نزديکترين راه براي رسيدن به خدا.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار