کد خبر: 414520
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۲
در حاشيه فتنه‌انگيزي اخير علي محمد دستغيب
گسترش و نفوذ تشيع در ميان توده‌هاي مردم طي 13 قرن گذشته به‌رغم كارشكني‌ها و ظلم جباران و خناسان در هر عصري و با اينكه به‌جز دوران كوتاه چهار سال و نيمه حكومت اميرمؤمنان، هميشه از صدارت و حاكميت بر عامه مسلمين به دور بوده، بيش از هر چيزي مرهون ارشاد و روشنگري عالمان رباني، آگاه، زمان‌شناس و دلسوز امت است كه با ايثار جان و مال و آبروي خويش و مقابله با هر روش ممكن در مقابل انحرافات پيش پاي دين توانستند جوهر ناب مكتب جعفري را براي آيندگان حفظ كنند. راز نفوذ مكتب شيعه با تمامي دشمني‌هابا اينكه مكتب شيعه در مقايسه با مذهب اهل تسنن از عده و عده كمتري برخوردار بوده اما با تجهيز خود به دو بال شهادت و انتظار كه يكي را از عاشورائيان سال 61 هجري و ديگري را از مكتب سبز مهدوي به عاريت گرفته، توانست در هر جا كه صدايش رسيد با خلوص نيت و منطق قوي دل‌ها را به سوي خود كشانده و نهضتي عظيم را برپا كند كه نمونه كامل آن را در قرن اخير شاهديم كه سيدي از تبار حسين يك تنه در مقابل سمبل استكبار زمانه ايستاد و با موج مردمي حاميانش توانست اولين حكومت ديني و شيعي را پس از 13 قرن برپا دارد. در اين بين كم نبودند افرادي كه در لباس‌هاي گوناگون و با ترفندهاي مختلف سعي داشتند جلوي اين نهضت عظيم را گرفته يا آن را به ناكجا آبادي كه حاصلش جز جهل و تباهي نيست، رهنمون سازند. مقابله‌كنندگان بايد از جنس خود نهضت باشنداز آنجا كه ريشه و صبغه اين نهضت ديني و خاستگاه آن از حوزه علميه نشأت گرفته بود، قاعدتاً مقابله‌كنندگان با اصل يا فروعات آن نيز بايد از همين جنس باشند تا بتوانند با تأثيرگذاري بر مردم افكار توده‌ها را به سوي خود جلب كنند. از اين رو هر روز و روزگاري با باز كردن دكاني براي خود، مردم ناآگاه اما ساده‌دل را با القائات گوناگون وسوسه كرده و با تحريك احساسات ديني آنان، سعي داشتند جمعيت بيشتري دور خود جمع كرده تا محوريت نهضت اصيل را كمرنگ سازند. راه‌هاي سه‌گانه براي مقابلهترفندهايي كه جريان خودمحور كه جز به هواي نفساني خويش به چيز ديگري نمي‌انديشند، براي مقابله با نهضت در نظر گرفته و مي‌گيرند با توجه به مقتضيات زماني و مكاني متفاوت است. به صورتي كه تا قبل از مطرح شدن نهضت امام خميني بيشتر مدعيان كاذب ارتباط با قطب عالم هستي ميانه‌داري مي‌كردند. اين عده با ديدن درد و رنج مردم و سوء‌استفاده از انتظار توده‌ها براي ظهور منجي، مرحله به مرحله ابتدا خود را واسطه مردميان با حضرت و در مراحل بعد خود را منجي معرفي مي‌كردند حتي اگر شرايط اجازه مي‌داد از آنجا كه ادعاي منجي سختي‌هاي خاص خود را داشت و مردم كمابيش با خصوصيات وي ناآشنا بودند به يكباره مدعي نبوت نيز مي‌شدند. نمونه معروف اين افراد را مي‌توان علي محمد باب و ميرزا حسينعلي نوري معروف به بهاءالله نام برد كه با بهره‌گيري از اعتقادات و باورهاي پاك مردم و سوار شدن بر موج احساسات آنان توانستند چند صباحي را در عرصه دين خودنمايي كنند اما هر كدام به طريقي رسوا شدند و از صحنه به‌‌در رفتند. هر چند با تبليغات صهيونيسم براي بهاء هنوز عده‌اي هستند كه به دين جعلي اين فرد گرايش دارند و جالب اينكه خود را مسلمان و شيعه نيز مي‌نامند. راه دومي كه اين دكانداران دين‌فروش اتخاذ كردند، توسل به رواياتي است كه خود معنا و مفهوم آن را درك نكرده يا اينكه به‌رغم دانش نسبت به آن علم مخالفت با نهضت اسلامي را برداشتند. آنان با مطرح كردن اين روايت كه هر پرچمي كه قبل از ظهور برافراشته شود پرچم ضلالت است، سعي كردند مردم را از نهضت زمينه‌ساز ظهور به رهبري امام بترسانند و پس از آنكه انقلاب نيز به پيروزي رسيد از هر كاري براي شكست دادن اين نهضت فروگذار نكردند، از منحرف كردن عوام و خواص تا همكاري با توطئه‌گران و كودتاچيان و ترور خادمان و تئوريسين‌هاي اين نهضت. گروهك فرقان، جريان حجتيه و امثال محمدكاظم شريعتمداري نمونه‌هايي از اين دست هستند كه خون به دل رهبر نهضت كردند اما يك به يك رسوا شده و دستشان براي مردم رو شد. راه سومي كه اين گونه افراد براي رويارويي با نهضت اتخاذ كردند، گريزان كردن مردم از اسلام سياسي و القاي يك دين بي‌مغز و محتوا به سبك مسيحيت قرون وسطي است كه در آن فقط يكسري اوراد و اذكار انحرافي جاي دين را گرفته و در آن از سعادت جامعه و كشور خبري نيست. نقاب‌هايي كه براي فريب استفاده مي‌شودافراد فوق به‌رغم تفاوت‌هايي كه در تاكتيك خود دارند در برخي امور اشتراك‌نظر دارند كه يكي از نقاط اشتراك تقدس‌مآبي و چهره روحانيت ديني به خود گرفتن است، چرا كه مي‌دانند در صورتي كه با تراژدي سكولاريسم يا لائيسيته به صورت آشكار به نبرد با نهضت و مذهب بيايند در جامعه دين باور ايران جايگاهي نخواهند داشت. نسب‌سازي و انتساب به بزرگان مورد احترام مردم نقطه ديگري است كه اين عده براي راهبرد خود به‌كار مي‌گيرند و با اين طرح حتي كارهايي را كه به نظر مردم چندان وجاهتي ندارد، درست جلوه مي‌كنند. چند سال پيش شخصي به نام كاظميني بروجردي كه حتي توان خواندن درست آيات قرآن را نداشت مدعي ارتباط و واسطه فيض شد و خود را از نسب امام هفتم و نوه آيت‌‌الله بروجردي ناميد كه با همين نقاب‌ها عده‌اي را دور خود جمع كرد. وي كه مدعي پرچمداري اسلام غير سياسي بود از دولت‌هاي مستكبر براي ياري خود و شكست حكومت اسلامي در بي‌بي‌سي ياري طلبيد. سوء‌استفاده از جايگاه شهيد محراباز نمونه‌هاي ديگر اين سوء استفاده مي‌توان به شخصي تحت عنوان علي محمد دستغيب اشاره كرد كه ارادت مردم فارس به شهيد محراب آيت‌‌الله دستغيب باعث شده وي از اين امر سوء‌استفاده كرده و به‌رغم اينكه برادر تني آن شهيد هنوز زنده و از مدافعان نظام اسلامي است، با استفاده از شرايط بعد از انتخابات خود را مطرح كرده و بر باورهاي مردم نسبت به نظام چنگ بزند. بازيگران اصلي فتنه نيز با مشاهده وضعيت وي به يكباره نگاه خود را متوجه او كرده و به مرجع‌سازي روي آوردند. غافل از اينكه ارادت مردم به شهيداني چون دستغيب در طول ارادت آنان به نظام و امام شهيدان است و هر شخصي با حفظ اين اصول مي‌تواند خود را مطرح سازد. امثال اين شخص بايد بدانند كه اين دكان‌داري‌ها چند روزي بيشتر نمي‌تواند دوام داشته باشد و همانگونه كه مردم از اسلاف چنين اشخاصي روي‌برگرداندند از آنان نيز فاصله خواهند گرفت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار