29 شهریور زمانی که خبرنگاران نخستین جلسه رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی پایتخت را ترک کردند، دریافتند فرمانده جدید با برنامههای جدید به میز ریاست تکیه زده است.
آمدن سردار رحیمی که با نواخته شدن زنگ مدارس همزمان شده بود، یک بار ترافیکی سنگین را در پایتخت نوید میداد. سردار رحیمی اما این بار بر فراز آسمان تهران نظارهگر پیچیدگیهایی در باره ترافیک بود.
او همان جا یک عکس یادگاری گرفت. شهروندانی که سوم مهرماه راهی خیابانها شدند حضور نمادین نیروهای پلیس را دریافتند.
آنان در حالی که مزین به حمایل بودند، تلاش مضاعفی را در خیابانهای پایتخت برای روان شدن غول ترافیک به کار گرفتند.
کسی جز پلیس به درستی نمیداند روزانه چند مأمور پلیس در سطح تهران برای گشودن گرههای این کلاف تلاش میکند. همگان شاهدیم که تخلف از مقررات راهنمایی و رانندگی بخشی از وظایف برخی شهروندان شده است. تخلفهایی که بیش از هر چیز حقوق سایر شهروندان را پایمال کرده و به معضلات شهری معضل دیگری اضافه خواهد کرد. بنابراین بخشی از هزینه انسانی،سلامت و ... پلیس صرف هشدار به رانندگانی میشود که به هر صورت گواهی حضور در این گره ترافیکی را یافتهاند.
شاید کسی به درستی نداند پلیس چه هزینهای را در این بخش صرف میکند.
اما اگر شهروندان به مقررات پایبند باشند، مأموران پلیس بیشتر برای رفع معضلات پایتخت تلاش خواهند کرد.
نکته دیگر که شایسته است بدان اشاره شود درگیری سیستم نیروهای پلیس با ترافیک است. این بخش از تصویر ذهنی ما است که از پلیس انتظار داریم برای تردد در خیابانها با دشواری کمتری مواجه باشیم به این بخش از تصویر ذهنیمان بیشتر توجه میکنیم بخشی دیگر از این تصویر ذهنی مربوط به بهشتنشینان پایتخت است. میدانید که بهشت یک طرفه است و معمولاً بار ترافیکی روانی دارد. شاید اگر بهشتنشینان پایتخت نیز با دشواری مضاعفی مواجه بودند، خیابانهای پایتخت هم بار کشش ترافیک را داشت. بخشی از این ذهنیتها متوجه کسانی است که همواره از زیر بار ترافیک شانه خالی کردهاند و همواره توپ را در میدان پلیس انداختهاند و پلیس همواره در مواجهه با این گزینهها، ناگهان گزینه آخر را برگزیده است؛ برخورد.