
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشور روسیه سعی کرده در قامت یک بازیگر مستقل بینالمللی و به عنوان قدرت منطقهای، نقش مهمی در تحولات جهانی به ویژه در مناطق اروپای شرقی، آسیای مرکزی، قفقاز و خاورمیانه ایفا کند. این روند طی سالهای گذشته با توجه به رشد سریع اقتصادی و بازسازی وجهه بینالمللی روسیه در دوران زمامداری «ولادیمیر پوتین» تشدید شده است. به نحوی که روسیه تلاش میکند ضمن گسترش روابط با اتحادیه اروپا و ایالات متحده امریکا و همچنین ایفای نقش مؤثرتر در معادلات جهانی، از نظر استراتژیکی نیز مستقل عمل کند. بر این اساس طی سالهای گذشته، سیاست خارجی روسیه نمایانگر استفاده از ابزار گوناگون جهت دستیابی به اهداف و مقاصد مسکو بوده است. در واقع سیاست خارجی روسیه بر اساس عملگرایی، کار آمدی اقتصادی و اولویت اهداف ملی پایهگذاری شده است و رهبران کرملین بارها به ضرورت استفاده از منابع و روشهای گوناگون قدرت جهت دستیابی به مقاصد خود اشاره کردهاند.
در این بین از زمانی که دیمیتری مدودف تحت حمایت ولادیمیر پوتین به مقام ریاست جمهوری روسیه رسید، مباحث مختلفی در خصوص سیاست خارجی این کشور مطرح شد که تاکنون نیز ادامه یافته است. اگر چه تغییرات صورت گرفته در کرملین و جابهجایی در مناصب کلیدی روسیه به نحوی بود که در وهله نخست نمیشد دگرگونی محسوسی را در عرصههای سیاسی این کشور انتظار داشت، با این حال گذر زمان نشان داد که مدودف نسبت به پوتین از نرمش بیشتری در سیاست خارجی برخوردار است و سعی میکند از خود جلوه یک انسان دموکراتیک و لیبرالتر را به نمایش بگذارد. از این رو وی سعی کرده بر خلاف پوتین بیشتر به سمت غرب حرکت کرده و به واسطه کشورهایی همچون چین، ایران و هند، بیش از پیش غرب را به مماشات وادارد و از هراس کشورهای غربی در خصوص نزدیکی مسکو با شرق، نهایت بهره را ببرد.
بر این اساس «تحکیم چند قطبی بودن» یکی از مهمترین محورهای سیاست خارجی روسیه در دوران مدودف محسوب میشود. مطابق با این اصل، در حالی که روسیه میتواند جایگاه ابرقدرت جهانی را بر اساس اصول جدید به دست آورد، بنابراین باید سیاست خارجی خود را صرفا «عملگرایانه» تنظیم کند و در جهت حل مسائل مربوط به «مدرنیزهسازی» کشور به اجرا درآورد. در واقع روسها ضمن آنکه تمایل دارند به احیای جایگاه ابرقدرت جهانی روسیه در جهان دست یابند، در عین حال معتقدند این جایگاه دارای مرزبندی عمیقی با قواعد حاکم بر اتحاد جماهیر شوروی است. بر این اساس رهبران روسیه بر خلاف رهبران اتحاد کمونیستی که به تسلیحات به عنوان مهمترین وجه ابرقدرتی خود می نگریستند، تلاش میکنند توجه خود را بر مقوله «رفاه ملی» متمرکزسازند.
علاوه بر این روسیه سعی دارد توجه خاصی به مسائل بینالمللی و به خصوصسازمانها و نهادهای بینالمللی نیز نشان دهد تا از این طریق کرملین را پایبند به اصول و قواعد بینالمللی معرفی کند. در این راستا روسها تلاش میکنند به تحکیم مواضعسازمان ملل متحد مبادرت ورزند. زیرا سازمان ملل متحد را مکانیزمی جهان شمول برای قاعدهمند کردن روابط کشورها میدانند.
ظاهرا روسها در راستای تحکیم جهان چند قطبی سعی دارند برای حل معضلات و مشکلات جهانی و شرکت در امور مهم مانند بررسی برنامه هستهای ایران و کره شمالی و همچنین اوضاع افغانستان، به ایفای نقش بپردازند. به همین سبب نیز عمدتاً از ضرورت اقدامی مشترک برای ایجاد ثبات جهانی سخن به میان میآورند. همچنین روسها در نگاه اروپایی خود سعی دارند ضمن انتقاد از عملکرد ناتو، عملاً اتحادیه اروپا را متوجه کنند که امنیت اروپا بدون روسیه تأمین و تضمین نخواهد شد. در این راستا در زمینه امنیتی، در حال حاضر تلاشهای اصلی روسیه بر پیمان تأمین امنیت اروپا متمرکز شده است.