کد خبر: 412394
تاریخ انتشار: ۳۰ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۷:۲۴
واکاوی نقاط ضعف و قوت سریال ملکوت در گفت‌و‌گوی «جوان» با محسن شایان‌فر
نقش تلویزیون در شب‌های ماه رمضان این روزها بر هیچ کس پوشیده نیست. ‌در سال‌های اخیر سوژه‌های ماورائی هم بازار گرمی داشته‌اند. ‌سریال ملکوت که از شبکه دو پخش شد جزو این نمونه‌هاست.‌محسن شایان‌فر، تهیه‌کننده این سریال متولد دی ماه 1340 است و فعالیت خود را از سال 53 با بازیگری در تئاتر استانی آغاز کرده، ‌او از سال 63 به کار روزنامه نگاری پرداخته و در کنار آن به تهیه و تولید فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی همچون «دزدان مادربزرگ»، ‌«خانه به خانه» و «هنگامه» مشغول بوده است. ‌در کارنامه کاری او، ‌دستیاری کارگردان سریال «سربداران» نیز ثبت شده است. ‌اما همه می‌دانیم که سریال‌های مناسبتی با زمان کم، ‌ضعف زیاد فیلمنامه و... ‌ساخته می‌شوند. ‌برای واکاوی این سریال به سراغ وی رفته و به گفت‌وگو نشسته‌ایم.‌ فیلمنامه اولیه ملکوت در یک کارگاه فیلمنامه‌نویسی نوشته شده و بعد به دست آقای معتمدی بازنویسی شده و دست آخر برای ساخت، ‌توسط آقای افخمی و نادر وحید جمع بندی شده است. ‌همکاری این تعداد نویسنده حکایت دوآشپز و آش شور یا بی‌نمک نیست؟ایده فیلمنامه اولیه به نام «زندگی در شیفت دوم» در کلاس فیلمنامه‌نویسی آقای معتمدی طرح و دو سال پیش به عنوان یک پروژه درسی نوشته شده بود. ‌پرداخت نهایی این اثر هم توسط ایشان صورت گرفته بود، ‌علاوه بر اینکه کار بسیار حرفه‌ای و برجسته‌ای از آب در آمده و در سیما فیلم هم برای ساخت تصویب شده بود. ‌اما از دو سال پیش تا حالا آثار زیادی شبیه این فیلمنامه ساخته شده بود. ‌پس ما باید هم فیلمنامه را روزآمد می‌کردیم و هم امکانات اجرایی را متناسب با توانایی‌های فیلمنامه تأمین‌ یا فیلمنامه را در حد توانایی‌های خود بازنویسی می‌کردیم. ‌آقای معتمدی به علت تدریس در دانشگاه و آماده سازی یک پروژه سینمایی نتوانست با ما همکاری کند و تمامی حقوق فیلمنامه را واگذار کرد. ‌‌ در سال‌های اخیر کارهای ماورائی زیادی در تلویزیون و سینما ساخته شده است. ‌فیلمنامه اولیه شما چگونه بود؟اغلب، ‌فیلمنامه بر اساس زمانه نوشته می‌شود. ‌فیلمنامه اولیه بر مبنای حرکت یک آمبولانس نعش‌کش بود که در بیشتر کارهای دو سال اخیر از این ایده استفاده شده و نمونه بارز آن «دموکراسی در روز روشن» است که تازگی‌ها در سینما اکران شده است. ‌ما فیلمنامه را برای بازنویسی به پیمان عباسی دادیم اما ایشان با خواندن فیلمنامه از ادامه همکاری با ما سر باز زد. ‌‌ گویا پیمان عباسی و محمدرضا شریفی‌نیا قرار بوده است در یک کار دیگر با همین سوژه کار کنند؟بله و این شائبه برای آقای عباسی پیش آمده بود که طرح این فیلمنامه توسط شریفی‌نیا مطرح شده باشد. ‌در صورتی که شریفی‌نیا آخرین عضو دعوت شده به گروه ملکوت بوده است. ‌زمانی که در مورد فیلمنامه صحبت کردیم و وارد لایه‌های زیرین آن شدیم این سوء‌تفاهم حل شد اما عباسی هم بزرگ‌ترین مشکل را همسان بودن این فیلمنامه با آثار زیادی که در سال‌های اخیر دیده شده‌‌اند می‌دانست و از پذیرش همکاری سر باز زد. من به شرط بازنویسی کلی این طرح را در سیما فیلم تصویب کردم و با کمک علیرضا افخمی و نویسنده‌ای که ایشان معرفی کردند به نام نادر وحید قرار شد که کل فیلمنامه را عوض کنیم. ‌پس همه مواردی که در این سال‌ها در کارهای دیگر دیده بودیم را از فیلمنامه حذف کردیم. ‌در قدم بعدی فیلمنامه رگه‌های زیادی از طنز داشت که فضای داستان را به سمت مفرح بودن می‌برد که خودش کار را بسیار مشکل می‌کرد، ‌زیرا کارهای معناگرا و ماورائی حرکت روی لبه تیغ است، ‌چون باورهای مردم را نشانه می‌رود. ‌با توجه به توان جلوه‌های ویژه‌ای که داشتیم سعی کردیم فیلمنامه‌ای در حد توان تکنیکی سینمای ایران بنویسیم. ‌‌ طی این سال‌ها فرهنگ اسلامی و مسائل دینی شناختی از مسائل ماورائی برای مردم ایجاد کرده است، ‌دنیای ماورائی که در این فیلم دیدیم از دید چه کسی بود؟ چشمه معنویات در کشور ما بسیار جوشان و وسیع است، ‌ما هم دلمان نیامد که به اندازه وسعمان از آن برداشت نکنیم. ‌شاید این‌ها همه از دید حاج فتاح است. ‌ما هم بدعتی بر نوع آن دنیا نداریم. ‌همه ما در یک بستر فرهنگی اسلامی در ایران پرورش یافته‌ایم و هرچه هم می‌دانیم از عالمان دین است. ‌قطعاً نه وحی به ما شده است و نه چیز دیگری!خود ما هم به این فکر می‌کنیم که اگر 20 درصد از این مسائل جدی باشد که هست، چه بلایی سر ما می‌آید؛ ‌با این همه اشتباه و غفلت! خیلی وقت‌ها در زمان فیلمنامه‌خوانی، ‌اعضای گروه از خوف، ‌ادامه کار را رها می‌کردند. ‌آیا واقعاً کار خیر بی‌ریایی کرده‌ایم که در آخرت به دردمان بخورد! اگر همین یک سؤال را در بیننده ایجاد کند ملکوت و تیم تولیدکننده آن به هدفشان رسیده‌اند. ‌دنیای ما درگیر سیاست‌بازی و زندگی یکنواخت ماشینی شده است. ‌بخش عمده‌ای از ما دچار فراموشی شده‌ایم. ‌بسیاری از ما خدا را زمانی که در قبرستان هستیم و اسامی روی سنگ قبرها را می‌خوانیم به یاد می‌آوریم. ‌این همه بی‌‌رحمی، ‌دورویی، ‌ریا و ... ‌همه به خاطر فراموشی یاد خداست. ‌ با توجه به پرونده کاری 30ساله شما در سینما، ‌می‌دانم که می‌توانستید یک سریال شاد در مورد عروسی بسازید و 30 شب هم کشش بدهید. ‌چرا به دنبال یک سوژه بحث بر‌انگیز رفتید؟واقعیت این است که سن و سال در انتخاب گزینه‌های کاری مؤثر است. ‌من دوره‌ای که کار مفرح بسازم یا در پی جذب پول باشم را گذرانده‌ام. ‌30 سال کارم تهیه‌کنندگی سینماست. ‌در این دو یا سه سالی که جذب تلویزیون شده‌ام توفیقی نصیبم شد که با مخاطب میلیونی درگیر باشم پس برای خود فرصتی قرار دادم که در رابطه با درونیاتم و اخلاقیات اجتماعی کار کنم. ‌دیگر به دنبال سرگرم کردن صرف مخاطب نیستم، ‌دوستان توانایی هستند که این کار را به بهترین شکل ممکن انجام می‌دهند ‌اما زمان برای من محدود است. ‌در 20 سالگی اولین فیلمم را تهیه کرده‌ام. ‌فیلم «مقاومت» که در خلیج فارس و دهنه فاو، ‌با سرمایه شخصی ساخته شد، ‌در زمانی که سینمایی وجود نداشت و کوچکترین امکانات را باید با گریه و زاری به دست می‌آوردید. ‌من همه دوره‌ها را تجربه کرده‌ام. ‌کوله بار تجربیات 30 ساله‌ام را برای صدا وسیما آورده‌ام. ‌نه به جهت صدا وسیما یا درآمد خودم نه، ‌تنها به خاطر مردمی که 30 سال برای آنها کار کرده‌ام. ‌دیگر من را بیننده سه میلیونی سینما ارضا نمی‌کند. ‌امروز با آثاری که می‌سازم 40 میلیون نفر را در یک جا قلبشان را گره می‌زنم. ‌حتی اگر منفعت اقتصادی نداشته باشد برایم راضی‌کننده است. ‌بنابراین کارهایی که در این دو یا سه سال ساخته‌ام اغلب اخلاق گراست. ‌‌ کار قبلی شما، «‌خسته‌‌دلان» که با سیروس الوند همکاری کرده بودید هم از این مضامین برخوردار بود اما به جای 28 قسمت یکباره در قسمت 14 پایان یافت! این کم‌لطفی‌ها داستان دارد. ‌قبل از «خسته دلان» سریال «سایه تنهایی» را ساختم که در رابطه با بیمارستان و برخورد دکترها با بیماران ساخته شد. ‌متأسفانه در بدترین زمان ممکن به نمایش درآمد و تقریباً دیده نشد، ‌اما امسال که در شبکه جام‌جم به نمایش درآمده جزو محبوب‌ترین برنامه‌های این شبکه شناخته شده است. ‌دومین کار «خسته دلان» بود که با سیروس الوند ساخته شد، ‌کار واقعاً پر از آمیزه‌های اخلاقی با ساختار منسجم سینمایی بود. ‌آن کار در دو فاز 14 قسمتی برنامه‌ریزی شده بود که با پایان فاز اول، ‌یکباره در جابه جایی مدیریتی به فراموشی سپرده شد. ‌ شاکله اصلی «خسته‌دلان» هم مسائل دینی بود؟شاکله اصلی آن هم آمیزه‌های دینی بود. ‌در آغاز قرار بود هر قسمت با روایت یک حدیث شروع شود که من و الوند روی این موضوع توافق کردیم که به جای پیام‌رسانی اینگونه، ‌مضمون روایت را در هر داستان در لایه‌های پنهان جاسازی کنیم تا مخاطب ضمن لذت بردن از این کشف پی به راز روایت هم ببرد. ‌ چرا یکباره پخش آن متوقف شد؟ شما چه آسیب‌هایی دیدید؟متأسفانه آن سریال دستخوش تغییرات مدیریتی شد. ‌اول که من وارد تلویزیون شده بودم به این امید بودم که همه اهداف مشخص است و همچون سینما تصمیم‌های یک شبه گرفته نمی‌شود اما شاهد بودم که با یک جابه‌جایی مدیریتی یکباره مدیر جدید تشخیص داد که ساخت «خسته‌دلان» اولویت کاری وی نیست و چون محصول مدیر قبلی بوده پس خود او باید پاسخگو باشد!من نزدیک به 200 میلیون ضرر مالی و دوسال زمانم را از دست دادم به جرأت می‌توانم این ادعا را داشته باشم که اگر در آن سال یک فیلم ساده در سینما با 300 میلیون می‌ساختم می‌توانستم تا پنج‌برابر از آن سود کنم اما تا به حال یک نفر از من دلجویی نکرده است چه برسد به اینکه ضرر من را جبران کنند. ‌زمانی که به من سفارشی داده می‌شود سعی می‌کنم تا بهترین تیم‌ها را در کنار هم جمع کنم. ‌ اما زمانیکه با عدم حمایت روبه‌رو می‌شوم به مرز افسردگی می‌رسم. ‌خوشبختانه بعد از «خسته‌دلان» سریال ملکوت را به من سفارش دادند و من هم خود را درگیر این پروژه کردم. ‌‌ قسمت شیطان‌پرستان «‌خسته‌دلان» بسیار مورد توجه قرار گرفت؛ ‌فکر می‌کردید اصلاً پخش شود؟قسمت شیطان پرستان در «خسته‌دلان»بسیار مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. ‌فرقه ضاله‌ای که در کنار ما در حال قدرت گرفتن است. ‌شاید هم رفتن به سمت آن یک خط قرمز بود. ‌ما حتی منتظر بودیم که کلاً پخش نشود. ‌با روشنگری مسئولان پخش شد و افسوس خوردم که چرا ‌3یا 4 قسمت آن را کار نکردم. ‌‌ «هنگامه» هم مورد استقبال قرار گرفت. ‌گویا بعد از نمایش در شبکه الکوثر از شما تقدیر هم شده است؟«هنگامه» یک سریال ساده در گروه خانواده با حضور 100 بازیگر سینما در مورد موضوع طلاق بود. ‌داستان از این قرار بود که یک خانم جوان که در حال طی مراحل طلاق بود، ‌در اثنای یک تحقیق با افراد دیگری آشنا می‌شد که آنها هم به نوعی با موضوع طلاق روبه‌رو بودند و در این راه کاستی‌ها و ضعف‌های خود را می‌شناخت. ‌برایم بسیار جالب بود که بعد از چهار سال این سریال در حوزه خلیج فارس و شبکه الکوثر دوبله، ‌پخش و با استقبال بی‌نظیری روبه‌رو شده بود. ‌آنها من را دعوت کردند و کلی به ما لطف داشتند. ‌من با این تشویق‌ها ذوق‌زده نمی‌شوم چون به دنبال ساخت یک مجموعه از کارهای اخلاق‌گرا هستم. ‌‌ ملکوت از چه زمانی شروع شد؟شروع کار از اسفند پارسال بود. ‌شبکه یک با آقای فتحی کارش را شروع کرده بود. ‌در تعطیلات عید همزمان مدیر گروه فیلم و سریال و دیگر کارشناسان، ‌سیناپس را خواندند و تصمیم گرفته شد که از اول اردیبهشت با آقای افخمی و مشاورت مذهبی آقای میرمیران نشستی برای بازنویسی داشته باشیم که منجر به دگرنویسی کامل فیلمنامه شد. ‌ما دو قسمت از فیلمنامه کامل داشتیم که هشتم خرداد ناگزیر وارد مرحله تولید شدیم. شبکه 2 همزمان با سفارش ملکوت به شما، ‌یک سریال دیگر هم در دست ساخت داشت؟شبکه با اینکه به ما امیدواری می‌داد اما با توجه به زمان کمی که ما برای تولید داشتیم یک سریال دیگر را نیز وارد مرحله تولید کرده بود. ‌ما به اغلب بازیگران که تلفن می‌زدیم آنها می‌گفتند یک کار دیگر هم از این شبکه ما را دعوت کرده است و ما می‌گفتیم آنها مال قبل از اذان هستند و ملکوت بعد از اذان! ‌کمتر کسی فکر می‌کرد که ملکوت به پخش برسد. ‌حتی آقای افخمی می‌گفت اگر هشت‌ماه پیش این کار را آغاز می‌کردید باز هم عقب بودید! ‌ حجم استفاده از جلوه‌های ویژه در ملکوت بسیار زیاد است و انصافاً هم خوب از آب درآمد. ‌با توجه به زمان کم چگونه این بخش را با کارگردانی هماهنگ کردید؟بزرگترین دغدغه ما از اول، ‌جلوه‌های ویژه بود. ‌یکی از دوستانی که خیلی هم سرشناس بود به ما معرفی شد. ‌ایشان همان روز اول گفت کاش شش ماه پیش ما را دعوت می‌کردید. ‌خیلی سعی کردیم با صحبت آنها را ترغیب کنیم. ‌تست‌هایی زدند و ما کار را شروع کرده بودیم، ‌چند نمونه هم ساختند که با نگاه کارگردان ما سازگار نبود. ‌باور کنید یک هفته قبل از پخش اولین قسمت آهنج گفت من با اینها ارتباط برقرار نمی‌کنم و ما مجبور شدیم یک گروه دیگر وارد کار کنیم که متشکل از 30 نفر بودند. ‌زمان کشته‌مان را با تعداد نیروها پر کردیم که انصافاً همین جا از آقای امامی و گروهشان که واقعاً به داد ما رسیدند تشکر می‌کنم. دقیقاً پنج روز مانده به پخش اولین قسمت ما، ‌آنها وارد کار شدند، ‌البته ضعف‌های زیادی در کار است اما با توجه به زمانی که این گروه در اختیار داشتند نتیجه مطلوبی را رقم زدند. ‌تصویربرداری و پخش ما تقریباً به صورت روزانه بود و این موضوع به طور قطع آسیب‌هایی در کار داشت اما آنقدر نبود که به کلیت کار صدمه بزند. ‌‌ گویا شما فرصتی برای رج زدن نداشتید و گاهی چند لوکیشن در یک روز جا به جا می‌کردید؟چون متن کامل را نداشتیم به واسطه رج فیلمنامه‌ای تصویربرداری می‌کردیم. ‌یعنی یک لوکیشن را فیلمبرداری می‌کردیم و می‌رفتیم به لوکیشن بعدی. ‌گاهی در روز 3یا 4 لوکیشن را عوض می‌کردیم. ‌جمع کردن یک گروه 60 نفره و جابه‌جایی آنها موقع افطار در ترافیک واقعاً یک موج و انرژی است که خود خدا آن را ردیف می‌کند. ‌ مخالفت‌هایی هم با این سریال صورت گرفته است؛‌پاسخ شما چیست؟من مطمئنم اگر آهنج یک سال یا شش‌ماه زودتر این کار را شروع کرده بود نتیجه بسیار با نسخه ملکوت امروز متفاوت بود. ‌اما بیشترین اختلاف نظری که از سوی مخالفان این کار می‌بینیم بیشتر مربوط به دو یا سه نفر از بازیگران ماست که به خاطر دیدگاه‌های سیاسی‌شان مورد نقد قرار گرفته‌اند که اغلب مخالفان به بهانه ملکوت این نقدها را متوجه این افراد کرده‌اند. هر کس 30 سال در یک صنفی فعالیت کند با توجه به تجربه‌ای که به دست آورده تبدیل به رئیسی، ‌سخنگویی چیزی می‌شود. ‌من هم با اتکا به این تجربه‌ها می‌دانم که مردم آثار هنری را می‌شناسند. ‌ملکوت در رابطه با یک باغبانی و ازدواج پسر و دختر پای شومینه نیست. ‌خبر داریم که از خانه‌های مردم تا بیت علمای حوزه قم این سریال را دیدند و خوشبختانه تا کنون کسی اعتراضی به این سریال نداشته است و در شهرهای مذهبی بسیار مورد استقبال قرار گرفته است. ‌این کار یک سریال خنثی و بی‌اثر نیست. ‌چقدر سخنرانی در مورد حق‌الناس می‌تواند این گونه تن مردم را بلرزاند که یک اثر نمایشی به نمایش می‌گذارد! ‌ جلب حضور این تعداد از بازیگران سینما آن هم در زمانی که همه در حال بازی در سریال‌های دیگر هستند باید کار سختی بوده باشد. واقعیت امر این است که من قبل از اینکه تهیه‌کننده سینما باشم. ‌بازیگر تئاتر بوده‌ام. ‌اساسا برای بازیگری حرمت قائل هستم و همیشه موجودیت بازیگر پرتوان را نه چشم‌وگوش عمل کرده بلکه در توانایی بازیگر می‌دانم. ‌بزرگان سینما می‌گویند ‌ارزش فیلمنامه 50 تا 60 درصد و کارگردانی 40 درصد زحمت دارد. ‌اگر فیلمنامه 10 درصد باشد 90 درصد کارگردانی در این کشور کار محالی است. در جامعه‌هایی همچون ما که قهرمان‌ها و پهلوان‌ها همیشه در تصویر زنده شده‌اند، ‌این نگاه را به وجود آورده که برنامه‌ای که بازیگر نداشته باشد کار ضعیفی است. ‌اولین نقطه جذب یک برنامه نمایشی، ‌ویترین بازیگر است، ‌بعد به سراغ پیام داستان می‌روند. ‌امکان دارد از اول متن خوبی داشته باشیم و بدانیم چه می‌گوییم اما اینکه چه کسی چه حرفی را می‌زند بسیار مهم است، ‌برای بیننده‌ای که همه فراغتش را پای تلویزیون می‌گذراند. ‌البته ما سعی کرده‌ایم از بازیگرانی استفاده کنیم که روزمره دیده نشوند. ‌چون گاهی یک نفر در سه مجموعه بازی می‌کند. ‌خانم افشار‌زاده دو یا سه سال، ‌یکبار یک مجموعه را بازی می‌کند. ‌خانم متخصص گزیده کار می‌کند و در ملکوت هم در قواره خوبی ظاهر شدند. ‌‌ در ملکوت هم بازیگران را با نقش‌های تکراری می‌بینیم، ‌چینش بازیگران ناخودآگاه ما را به یاد «به کجا چنین شتابان» ساخته ‌ابوالقاسم طالبی می‌اندازد. متأسفانه سریال زیبای آقای طالبی را ندیدم و چون همه دعوت‌ها را خودم با همگرایی کارگردان و شریفی‌نیا به عنوان یک بازیگر صاحبنظر داشتم سعی کردم تا این موضوع نباشد. ‌البته رضا رویگری را به خاطر کاراکتری که در یکی از سریال‌های عید دیده و تا حد زیادی نپسندیده بودم و می‌دانستم که هنوز آن نقش در ذهن مردم هست تردید داشتم. ‌به نظرم خیلی سعی کرده بود شبیه فتحعلی اویسی باشد. ‌از آن کار فقط مرجانه گلچین دعوت شد که ایشان هم چون قصه را تا انتها نمی‌دانست نیامد. ‌نقش سرمست را به شریفی نیا پیشنهاد دادم چون این نقش منفی، ‌شیرینی‌هایی لازم داشت که مخاطب را همراه کند. ‌البته از آغاز نقش سرمست را برای آقای فلاحی‌پور در نظر گرفته بودم که وقتی سبک و سنگین کردم دیدم فقط رویگری است که می‌تواند از پس این نقش بر بیاید. ‌ایشان هم آنقدر به من لطف داشتند که بدون خواندن فیلمنامه تا آخر، ‌قبول کردند. ‌این لطف اغلب بازیگران بود، ‌آقای احمد نجفی نقش وکیلی را بازی کرد که فقط در قسمت دوم حضور داشت و کسی نمی‌دانست که تا آخر خواهد بود یا نه!خیلی از بچه‌ها به لطف آمدند و اگر می‌خواستند با یک مجموعه غیر آشنا کار کنند تا 20 قسمت از داستان را نمی‌خواندند قبول نمی‌کردند. ‌از سوی دیگر من هم باید اینها را در متن با یک موازات حرکت می‌دادم. ‌‌ آیا پاسخ به این لطف شما را در بخش فیلمنامه با فشار جبران روبه‌رو نمی‌کرد؟نه. ‌سیناپسی که داشتیم مقیاس و معیار را به دست می‌داد. ‌‌ بحثی در فیلمنامه بود که تنها کارهای بی‌ریا پذیرفته می‌شود، ‌حسن کار خیر بازگو کردن و ترغیب دیگران به کار خیر بیشتر است. ‌دو نماد را در ملکوت می‌بینیم، ‌شخصیت سرمست که چشم تنگ دنیاست با همان حرص و ولع دنیا پرستی و در مقابل حاج فتاح که کمتر اشتباه کرده و برای آنها هم جایی گذاشته است. ‌وقتی می‌رویم به میزان عدالت، ‌خیلی چیزها برای ما پسندیده است‌ که از دید خداوند گونه‌ای دیگر است. ‌اینکه ما می‌گوییم این کار را با ریا کرده است پس محاسبه نشود و آن نگفته‌هایش حساب شود در آغاز داستان بود. البته که باید کار خیر گفته شود تا دیگران هم جذب این اعمال شوند. ‌کسی که مدرسه می‌سازد بگوید تا دیگران هم به این کار شویق شوند. ‌ما هم از یک جاهایی این موضوع را تلطیف کردیم که دامنه بخشش الهی را کوچک نکنیم. ‌فرشته به عنوان نماد این مهربانی‌ها همواره در کنار حاج فتاح است. ‌ جریان ‌این معامله، ‌خرج یک کار خوب برای رفتن به برزخ چیست؟این نشان دهنده این است که کار خوب تو در جایی ثبت می‌شود، ‌پس کوچکترین اعمال را نباید دست کم گرفت. ‌اگر در جایی دستی از یک مظلوم می‌گیریم خدا آن را می‌بیند و در جایی که فکرش را نخواهیم کرد به دادمان خواهد رسید. ‌‌ آهنج را چگونه انتخاب کردید؟یک زمینه آشنایی داشتیم. ‌کارهایش را دیده بودم و دوست داشتم. ‌این کار کسی را می‌طلبید که ساختار سینمایی را بشناسد، ‌با سرعت کار کند و اعتقادات دینی هم داشته باشد. ‌‌ حرف پایانی؟خود من در این سریال بارها دلم لرزید. ‌باید مرگ را خیلی نزدیک ببینیم مثل پلک چشم. ‌در شب‌های ماه رمضان موقع افطار غمی وجود انسان را فرا می‌گیرد. ‌وقتی می‌بینم که همین روزها ارتباطم با مردم قطع می‌شود، ‌دلم می‌گیرد. ‌مردم شریفی داریم، ‌خیلی حق شناس هستند. ‌امیدوارم توانسته باشم به وظیفه‌ام عمل کنم. ‌
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار