کد خبر: 412004
تاریخ انتشار: ۲۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۹:۳۰
از فیلمنامه نویسی تا کارگردانی در گفت‌وگوی «جوان» با محسن دامادی، کارگردان فیلم‌ یک‌اشتباه کوچولو
فضای سینمای ایران پرشده است از فیلم‌های کمدی اما «یک اشتباه کوچولو» که این روزها بر سردر سینماهای تهران و شهرستان‌هاست تمام سعی خود را برآن داشته است که در ژانر کمدی اثری سالم را به مخاطب عرضه کند حالا آنکه موفق شده یا نه سؤالی است که ما از محسن دامادی کارگردان این فیلم پرسیده‌ایم و شما مخاطبان هم باید در این مورد قضاوت کنید. دامادی با اینکه تجربه چند تله‌فیلم را داشته‌ و این فیلم اولین تجربه او در عرصه سینما محسوب می‌شود اما در عرصه فیلمنامه نویسی فرد خوشنامی بوده و سعی داشته در کارگردانی هم از حیثیت خودش دفاع کند‌.«یک اشتباه کوچولو» اولین تجربه سینمایی شما محسوب می‌شود شما پیش از این در کارنامه هنری‌تان تجربه ساخت پنج اثر ویدئو رسانه‌ای را داشتید این اتفاق یعنی پله‌پله طی کردن را در کارنامه‌تان به فال نیک می‌گیرید یا نه!؟مطمئناً به‌فال نیک می‌گیرم، من همیشه به این مسئله معتقدم که برای رسیدن به یک جایگاه مراتب را باید پله‌پله طی کرد چون شما وقتی یک مسیر را به‌شکل رتبه‌بندی یا همان پله‌پله طی می‌کنید باتمام مراحل رشد آشنا می‌شوید. من خوشحالم قبل از آنکه پشت دوربین 35قرار بگیرم تجربه کار با دوربین ویدئویی را داشتم.شما برای سوژه اولین اثر سینمایی‌تان به‌سراغ یک سوژه نسبتاً تکراری رفتید. طی سال‌ها بارها و بارها چگونگی عوض‌شدن دو نفر دستمایه ساخت یک اثر آن هم بیشتر در ژانر کمدی شده است اما شما سعی کردید پرداخت متفاوتی نسبت به سوژه فیلمتان داشته باشید نترسیدید که از جانب منتقدان به تکرارگویی متهم شوید؟من خودم جزو افرادی هستم که همیشه منتقد آثاری هستم که از سوژه تکراری برخوردار هستند منتها می‌توان از یک سوژه به‌ظاهر تکراری برداشت‌های کاملاً متفاوت داشت شاید. درظاهر وقتی کسی بشنود که سوژه فیلم ما جابه‌جا شدن دو فرد با هم است این حس به سراغ او بیاید که قصه فیلم ما هم تکراری است اما نیامدیم مانند دیگر آثار که از این نوع قصه بهره بردند دو فردی را که صرفاً به لحاظ چهره شبیه هم هستند جایگاهشان را عوض کنیم ما جایگاه دونفر را که اتفاقاً اصلاً به‌لحاظ ظاهری شبیه هم نیستند عوض کردیم و بعد هم ...فیلم شما را اگر بخواهیم در دسته‌بندی قرار بدهیم در ژانر کمدی اجتماعی قرار می‌گیرد، زمانی که این فیلم را می‌ساختید قصد داشتید که یک اثر کمدی بسازید یا صرفاً می‌خواستید طنز موقعیت را در کارتان لحاظ کنید؟شرایط این روزهای سینمای کمدی به‌گونه‌ای است که تاحد زیادی درحق آن اجحاف شده است مثلاً منتقدان این ژانر را خودشان دسته‌بندی کردند و در دسته‌های سخیف، مبتذل، روحوضی و... قرار دادند شاید این نوع نگاه باعث شود که ژانر کمدی ما بیشتر عقب نگه داشته باشد افراد صاحب سبک از ترس اینکه در این دسته‌بندی‌ها قرار بگیرند اصلاً قید کار در ژانر کمدی را بزنند درحالی که کارهای کمدی نیاز اجتماع است و مردم احتیاج به خندیدن دارند. یعنی شما معتقدید منتقدان بیش از اندازه انگشت اتهامشان را به‌سمت این فیلم‌ها نشانه گرفته در این مورد مغرضانه برخورد می‌کنند؟نمی‌خواهم بگویم مغرضانه برخورد می‌کنند یا نه، می‌گویم این دسته‌بندی درست نیست؛ بالاخره یک عده‌ای دارند برای مردم کار می‌سازند و درنهایت هم این مردم و سینماها هستند که تصمیم می‌گیرند و تعیین می‌کنند چه فیلمی خوب است و ارزش تماشا دارد و چه فیلمی نه... ما نباید یک جا بنشینیم دائم بگوییم نروید. فیلم‌های این ژانر را تماشا نکنید بد است، مبتذل است و... یعنی دائم سیاه‌نمایی کنیم، مردم می‌روند و با وجود همه تبلیغ‌ها یک فیلم را تماشا می‌کنند و آن وقت است که تصمیم می‌گیرند؛ به‌نظر من درست نیست اینطور‌قضاوت کردن‌ها...دفاعیاتتان حسابی جانانه بود ولی باید پذیرفت بعضی از فیلم‌هایی که در این ژانر ساخته می‌شود گاهی حتی آن‌طرف‌تر از کلمه سخیف می‌روند و واقعاً آثار ضعیفی هستند، به‌نظر شما روی این فیلم که شاید اعتبار ژانر طنز را هم زیر سؤال می‌برد و سطح این فیلم‌ها را نازل می‌کند باید چه اسمی گذاشت؟باید به سؤال شما به‌ دوگونه پاسخ بدهم در وهله اول اینکه وقتی تنوع در اثری زیاد باشد حق انتخاب مردم بالا می‌رود و از بین تولیدات مختلف که منجر به ایجاد رقابت می‌شود بالاخره بهترین انتخاب می‌شود به همین خاطر ما نباید از این هراس به دلمان راه بدهیم که کار خوب دیده نمی‌شود، از طرف دیگر من هیچ‌وقت این ادعا را ندارم که تمام فیلم‌هایی که در این ژانر تولید می‌شود آثار خوبی است اصلاً اینطور نیست سطح برخی از کارها نازل است به‌همین خاطر بهتر است در این شرایط به جای کلمات سخیف و مبتذل که برازنده آثار هنری و فرهنگی نیست از جمله آثار از سطح کیفی خوبی برخوردار نیستند استفاده کنیم...حرف‌ تو حرف پیش آمد از سؤال اصلی‌مان جا ماندیم اینکه بالاخره شما جواب ندادید که فیلمتان را در ژانر کمدی دسته‌بندی می‌کنید یا ...همانطور که بحث کردیم شرایط موجود آدم را برای دسته بندی دچار تردید می‌کند اما در کل باید بگویم من سعی داشتم یک اثر کمدی اجتماعی را بسازم که در عین حال که هدفش خنداندن مردم است اما نیتش آن نیست که بخواهد مردم را به هر قیمتی بخنداند به همین خاطر کاراکترهایم دست به کارهای عجیب و غریب نمی‌زنند. سعی شده در فیلم اگر موقعیت کمدی هم رخ می‌دهد کاملاً رئال باشد و مردم آن را باور کنند نه آنکه حس کنند برای به زور خنداندن آنها ساعت‌ها برنامه‌ریزی شده است. در هر حال من به خوش ساخت بودن فیلمم بیش از هر چیز دیگری اهمیت دادم و روی آن تأکید داشتم که امیدوارم به نیتم هم نزدیک‌شده باشم.یکی از نقش‌های محوری شما را محمدرضا شریفی‌نیا ایفا کرده است. در اکثر فیلم‌ها و سریال‌ها هم رایج است که وقتی ایشان در اثری حضور دارند بار انتخاب بازیگر را هم برعهده دارند، در فیلم شما شرایط به چه شکل بود، بازیگران با نظر شما انتخاب شدند یا میل محمدرضا شریفی‌نیا...!؟محمدرضا شریفی‌نیا از بدو نگارش فیلمنامه جزو کاراکترهایی بود که در نظرم بود وقتی هم به جمع ما اضافه شد و راجع به کار اکترهای دیگر با هم صحبت کردیم من لیستی از بازیگرانی را که مد نظرم بود مطرح کردم و با هم رایزنی کردیم اما پیگیری هماهنگی بازیگرها برای بازی در این فیلم با ایشان بود. در نهایت او با بازیگران صحبت و آنها را برای بازی در این فیلم دعوت کرد.آن چیزی که در محافل منتقدین به نیکی در مورد فیلم شما شنیده می‌شد، استفاده متفاوت از بازیگران در نقش‌هایشان بود، با اینکه هر چهار بازیگر اصلی فیلمتان از بازیگران پرکار محسوب می‌شوند اما نقش‌هایی از این دست را کمتر بازی کرده بودند.بله و این جزو نقاط مثبت فیلممان محسوب می‌شود. خوشحالم که شریفی‌نیا، امین حیایی، مریلا زارعی و شیلا خداداد - به قول شما با اینکه هر چهار نفر بازیگران پرکاری بودند - اما نقش‌های مشابه به آنچه در «یک اشتباه کوچولو» از آنها دیدیم را تاکنون یا بازی نکرده بودند یا حداقل آن را کم و به شکل دیگری ایفا کرده بودند. بازیگران در این فیلم و ایفای نقش‌هایشان به ایده‌آل ذهنی من بسیار نزدیک بودند و تقریباً آنچه من از آنها خواسته بودم را ایفا کردند.اگر نگاهی به تاریخ تولید این فیلم بیندازیم می‌بینیم که این اثر در سال 86 تولید شده است؛ چرا اینقدر پروسه اکران این فیلم طولانی شد در حالی که در چند سال اخیر ثابت شده فیلم‌ها اگر بین تاریخ ساخت و اکران آن فاصله بیفتد از توفیق احتمالیشان کاسته می‌شود؟ما هم به این قضیه واقف بودیم اما طولانی شدن زمان اکران این فیلم دلایل مختلفی داشت؛ اول اینکه به دلیل شرایطی که داشتیم کمی در تدوین فیلم دچار وسواس شدیم و به همین خاطر پروسه تدوین کمی طولانی شد بعدهم اینکه این فیلم چند سرمایه‌گذار داشت و بین شرکا هم مدتی اختلاف ایجاد شد که کار اکران را کمی به تعویق انداخت و بعد هم که ما منتظر شرایط مناسبی برای اکران بودیم که تا این زمان به طول انجامید.حالا از شرایط اکران راضی هستید و فکر می‌‌کنید فیلم بتواند مخاطبان را به سالن‌های سینما بکشاند؟ تا به امروز که اوضاع به گفته سینمادارها هم بروقف مراد بوده است و از این به بعد هم ما نسبت به فروش فیلم خوشبین هستیم و فکر می‌کنیم فیلم با توجه به قابلیت‌هایی که به لحاظ ساخت، داستان و بازی دارد قابلیت پرفروش شدن را داشته باشد. در هر حال مردم به سینما می‌آیند که از تماشای یک فیلم لذت ببرند و با خانواده تفریح کنند و تصورم براین است که «یک اشتباه کوچولو» این امکان را برای تفریح به مردم می‌دهد.بعضی از اهالی سینما معتقدند که اکران سینمای ایران در اختیار مافیاست و آنها هستند که از پیش تعیین می‌‌کنند که چه فیلمی پرفروش شود و چه فیلمی نه و این طوری است که بعضی از آثار فاخر حسابی متضرر می‌شوند و به فروش پایینی دست پیدا می‌کنند.من با این قضیه به این شکل موافق نیستم و نمی‌توانم بگویم مافیا در اکران سینمای ایران وجود دارد بالاخره سینما‌دارها به فکر برگشت سرمایه خودشان هستند و به همین خاطر طبیعی است که به سمت فیلم‌های گیشه‌ای بروند و آنها را به عنوان سرگروه انتخاب کنند و خب شاید این مسأله این شائبه را ایجاد کند که در اکران فیلم‌های سینمایی در ایران مافیا وجود دارد.پس به نظر شما برگشت سرمایه و دغدغه‌های مالی باعث می‌شود که سینما‌دارها و به تبع آن تهیه‌کننده‌ها به سمت ساخت فیلم‌های تجاری بروند، ولی فکر نمی‌کنید همین مسئله باعث می‌شود که ناخودآگاه سینمای ایران به سمت فیلم‌‌های گیشه‌ای سوق پیدا کند؟ما نمی‌توانیم این قضیه را انکار کنیم که سینما دیگر تبدیل به صنعت شده است و طبیعی است افرادی که در این عرصه سرمایه‌گذاری می‌کنند به فکر بازگشت سرمایه‌‌شان هستند، بگذارید برای اینکه به سؤالتان پاسخ دقیق‌تری بدهم کمی راجع به فضای قبل صحبت کنم. سریال‌های کمدی آن هم از نوع روتینش همواره مورد استقبال مردم قرار می‌گرفتند و همین مسئله باعث می‌شود که بازیگران این آثار در میان مردم به محبوبیت زیادی دست پیدا کنند و تهیه‌کننده‌های سینما هم بر آن شدند که از وجود این بازیگرها در فیلم‌های سینمایی استفاده کنند تا بلکه از این طریق بتوانند مردم را به سالن‌های سینما بکشانند. معمولاً این بازیگرها طلب دستمزدهای بالایی هم می‌کنند و تهیه کننده که سقف بودجه معینی را برای کارش در نظر می‌گیرد بیشترین بودجه را برای دستمزد بازیگران در نظر می‌گیرد و برای صرفه‌جویی از دیگر هزینه‌های ساخت فیلم می‌کاهد و شاید به این خاطر سطح کیفی کارها نزول پیدا کند در هر حال من فکر می‌کنم این اتفاقات در سینما علت‌‌های مرتبط به هم دارد. شما در فیلمتان به مسئله بنگاه‌های همسریابی اشاره کردید ظاهراً با جابه‌جایی که بین اشخاص صورت گرفته بود شما قصد داشتید این مسئله را به نوعی نقد کنید اما با جمع‌بندی پایان فیلم که همه چیز به خوشی تمام شد ظاهراً شما مهر تأییدی را به این بنگاه‌ها زدید. من در اینجا مجبورم یک سری مسائل را توضیح بدهم که این طور استنباط نشود که قصد من مهر تأیید زدن روی این امکان بوده است حقیقتش را بخواهید در مراحل نگارش پایان‌بندی این فیلم با آنچه در پایان قصه آمده بود کاملاً متفاوت بود، ما می‌خواستیم با همان طرحی که اول برای این فیلمنامه نگاشته بودیم پیش برویم یعنی همان نگاه نقادانه‌ای که به این بنگاه داشتیم و در تصویر هم نشان دادیم که چطور یک اشتباه کوچولو نزدیک بود زندگی دو نفر را دستخوش حوادثی کند که بعضاً ممکن است جبران ناپذیر باشد اما باتوجه به ژانری که ما انتخاب کرده بودیم یعنی «کمدی» سرمایه‌گذاران این فیلم که در شرایط بی‌ثبات مالی آمده بودند و این ریسک را پذیرا شده بودند و در این زمینه سرمایه‌گذاری کرده بودند این بود که یک پایان‌بندی تراژدیک ممکن است شیرینی یک فیلم کمدی را از کام مردم خارج کند و تلخی جایگزین آن شود پس بهتر است که قصه به گونه‌ای شاد تمام شود. در هر حال من هم تسلیم خواسته آنها شدم و پایان‌بندی را آن گونه که مورد پسند آنها بود تغییر دادم. توضیح شما توجیهی بود برای انتخاب این پایان‌بندی برای فیلم ولی در آن اشاره‌ای به پرسش قبلی من نداشتید که ممکن است این پایان‌بندی مهر تأییدی باشد برای این بنگاه‌ها؟اصلاً حتی با این جمع‌بندی فیلم‌ هم ما این مؤسسات و بنگاه‌ها را تأیید نکردیم و از هر سکانسی هم استفاده کردیم و نشان دادیم که در این جاها اگر انتخابی هم باشد براساس شایستگی نیست و افراد در حین انتخاب فرد مورد نظرشان اصلاً به این موضوع فکر نمی‌کنند که آنها به لحاظ موقعیتی، سنی و تحصیلی‌ شبیه به یکدیگر هستند یا خیر... در هر حال من می‌‌خواستم در این فیلم تلنگری هم به جوان‌ها بزنم که دنبال افرادی باشند که از هر جهت برازنده آنهاست و صرفاً گول ظاهر طرف را نخورند. شیلا خداداد همانطور که در یکی از سؤال‌ها مطرح کرده بودم جزو بازیگرانی در این فیلم محسوب می‌شود که بازی در نقش متفاوتی را تجربه کرد اما به عقیده من این نقش نقطه مثبتی در کارنامه او محسوب نمی‌شود چرا که ظاهراً او با وجود تلاش‌هایی که می‌کرد نتوانست خودش را از قالب یک دختر معصوم خارج و نقش یک دختر لات را بازی کند و همین مسئله هم به ریتم بازی فیلم لطمه زد.روزی که بازی در این نقش را به شیلا خداداد پیشنهاد دادیم او خودش هم حسابی تعجب کرد نمی‌دانست که آیا می‌تواند از قالب همیشگی که ما تا به حال از او دیده بودیم یعنی دختر معصوم بیرون بیاید یا نه. چراکه نوع چهره و لحن صحبت کردن ایشان به گونه‌ای است که غالباً برای این نقش‌ها مناسب‌تر هستند اما من مخالف آن هستم که از بازیگران به صرف آنکه در یک قالب خوب ظاهر می‌شوند بازی گرفت. در هر حال ایشان انگیزه زیادی را برای ساختارشکنی با این نقش داشت ما هم این فرصت را با این نقش به او دادیم که خودش را از کلیشه خارج کند و فکر می‌کنم هم تا حد زیادی موفق شدند اما برخی از منتقدانی مانند شما هنوز بر این باور هستند که لحن ایشان به ویژه زمانی که فریاد می‌زدند به جهت جنس صدایشان چندان مناسب آن کاراکتر با آن قابلیت‌ها نبود ولی با این اوصاف من باز هم معتقدم که این نقش این فرصت را به ایشان می‌دهد که خود را در قالب‌های دیگر هم محک بزنند. برعکس شیلا خداداد، امین حیایی در قالب نقش جدید یعنی وکیلی مؤدب و مبادی آداب که حسابی اتوکشیده و مرتب است خوب ظاهر شد. حیایی را مدت‌ها بود که ما اسیر نقش کلیشه‌ای مردهای پایین شهری و لات می‌دیدیم.یادم است زمانی که فیلمنامه را برای امین فرستادیم اصلاً به این مسئله اشاره نکردیم که چه نقشی را برای او در نظر گرفتیم ولی حدسمان بر این بود که امین نقش «منصور سه سوت»‌را که یک گاوصندوق بازکن و لات است را قبول می‌کند اما او در کمال تعجب خودش پیشنهاد بازی در نقش «وکیل» را داد و گفت می‌خواهم خودم را در این قالب محک بزنم زیرا برای امین که مدت‌هاست نقش‌ افراد لات را بازی می‌کند نقش وکیل فرصت خوبی را در اختیارش قرار می‌داد که مخاطب بار دیگر با توانایی او در ایفای نقش‌های متفاوت آشنا شود چرا که او بازیگر بسیار خوبی است و کمتر کسی است که در توانایی او شک داشته باشد و زمانی نقش او نمود بیشتری داشت که ما او را در تقابل با «منصور سه سوت» می‌دیدیم.نقشی که محمدرضا شریفی‌نیا ایفا کرد یعنی کاراکتر «منصور سه سوت» به گونه‌ای بود که نظیر این کاراکتر راما در سینمای ایران کم ندیده بودیم اما جالب اینجا بود که شما از وجود او در ایفای دو کاراکتر متفاوت استفاده کردید یعنی نقش پدر را هم به او سپردید فکر نمی‌کنید انتخاب او برای دو نقش کمی لوث بود و ممکن بود از جانب مخاطب پس زده شود؟راستش را بخواهید من نقش پدر را بسیار دوست ‌داشتم و احساس می‌کردم کاراکتر با‌مزه‌ای است که برای مخاطب هم بسیار شیرین و باورپذیر است اتفاقا ما گزینه‌های بسیاری را برای ایفای این نقش کاندیدا قرار داده بودیم اما هیچ کدام از آنها آنطور که باید با آنچه در ایده‌آل من نسبت به این نقش وجود داشت همخوانی نداشت به همین خاطر حس کردم کسی به جز خود منصور یعنی محمدرضا شریفی نیا نمی‌تواند نقش پدر را بازی کند به همین خاطر روی او گریم سنگینی را انجام دادیم و از او خواستیم که ایفاگر این نقش هم باشد که اتفاقاً ایشان هم از این موضوع استقبال کردند. تا به امروز هم از بازتاب‌هایی که دریافت کردیم متوجه شدیم که این نقش برای مردم باورپذیر از کار درآمده است.نکته جالبی در فیلم شما وجود داشت این بود که این روزها اکثر فیلم‌هایی که در ژانر طنز ساخته می‌شود بیشتر روی حرکات اضافی بدنی تأکید دارد یا اینکه تکیه‌اش روی دیالوگ‌هایی بعضاً تند و غیرقابل هضم است اما با اینکه محوریت فیلم شما ازدواج بود و ژانرش کمدی ما شاهد این حرکات و شوخی‌ها نبودیم.این مسئله‌ای بودکه در بدو ساخت فیلم روی آن تأکید زیادی داشتم و خوشحالم که شما این استنباط را دارید و این یعنی آنکه ما به هدفمان نزدیک شدیم به نظر من این شوخی‌های تند کلامی در عرف جامعه ما جایی ندارد.در اجرای نقش‌ها دست بازیگران را باز می‌گذاشتید یا همه چیز از پیش تمرین شده بود؟این فیلم اولین فیلم سینمایی من محسوب می شد و به همین جهت خوش ساخت بودن آن برایم بسیار مهم بود چرا که من از فیلمنامه‌نویسی وارد عرصه کارگردانی شده بودم و برخی نگاه‌ها روی من بود که در این عرصه چه می‌کنم. به همین خاطر ترجیح من این بود که همه چیز درست سرجای خودش قرار گرفته باشد و از پیش تمرین شده بود، بازیگرها دیالوگ‌هایی که برایشان از پیش تعیین شده است بگویند چرا که معمولاً یک بازیگر وقتی پیشنهاد دیالوگی را با آن تطبیق دهند می‌دهد فقط به کاراکتر خودش فکر نمی‌کند او به فکر ارتقای نقش خودش است و چندان به نقش مقابلش فکر نمی‌کند و حواسش به این نیست که اگر او دیالوگی را به شکل بداهه بگوید ممکن است بازیگران دیگر نتوانند خودشان را به این جهت من ترجیح می‌دهم همه چیز سر جای خودش قرار بگیرد تا همه کاراکترها یکدست از آب درآیند.اما بداهه‌گویی مدت‌هاست که جزء لاینفک آثار کمدی محسوب می‌شود و عده‌ای معتقدند که بداهه‌گویی باعث طراوت کارهای طنز می‌شود چرا که اتفاقات خنده‌داری که از پیش تعیین نشده‌اند معمولاً به دلیل بکر بودنشان بیشتر به دل مخاطب می‌نشیند.متأسفانه بداهه‌گویی در فیلم‌های طنز کشورمان از کنترل خارج شده است ظاهراً در آثار کمدی بازیگری دیالوگی را به شکل بداهه می‌گوید و چون عوامل پشت صحنه به دلیل حال و هوایی که در آنجا حاکم است به آن موضوع می‌خندند این تصور وجود دارد که حتماً در سالن سینما هم این سکانس قادر است مردم را بخنداند در حالی که من به عنوان کسی که سال‌ها در عرصه داستان‌نویسی فعالیت کردم به این مسأله معتقدم که داستان‌نویس به دلیل اینکه قصه را سر فرصت و در کمال فکر و آرامش می‌نویسد و کلیت قصه و فضای فیلم را در نظر می‌گیرد در نتیجه دیالوگ‌هایی را که می‌نگارد با دقت بیشتری است به همین خاطر اثرگذاری بیشتری دارد البته من در کار همیشه به نظرها و پیشنهادهای بازیگران گوش می‌دادم و اگر واقعاً این پیشنهاد در خدمت کار بود از آن در فیلم بهره می‌جستم.آقای دامادی، ظاهراً به‌‌رغم اصراری که برخی تهیه‌کنندگان و سازندگان دارند تب فیلم‌های کمدی در جامعه فروکش کرده است و مردم تمایل چندانی دیگر برای تماشای فیلم‌های کمدی ندارند.همین‌طور است که شما می‌گویید شرایط جامعه به گونه‌ای است که مردم تمایل چندانی برای تماشای فیلم‌های کمدی ندارند اما متأسفانه تولیدکنندگان همچنان بازار را از اینگونه فیلم‌ها اشباع کرده‌اند. شما اگر سری به سینماها بزنید می‌بینید همزمان چند فیلم کمدی در حال پخش است. ویدئو رسانه‌ها هم که سرشار از این فیلم‌ها هستند طبیعی است که مردم تمایلشان را برای دیدن اینگونه فیلم‌ها از دست می‌دهند البته شرایط اکران هم در فیلم‌های کمدی بسیار مهم است. شما اگر حتی بهترین فیلم کمدی را هم در یک سالن خالی ببینید آنطور که باید نمی‌خندید اما یک فیلم متوسط کمدی قادر است شما را در جمع بخنداند.به عنوان سؤال آخر، ظاهراً فیلم «خانواده دکتر ارنست» و «فرش قرمز» هم از شما در نوبت اکران است؟همین‌طور است. البته فیلم دکتر ارنست فیلمی در ژانر اجتماعی است که مطمئن هستم با مخاطب ارتباط زیادی برقرار می‌کند فیلم «فرش قرمز» هم در فضایی مشابه «یک اشتباه کوچولو» ساخته شده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار