در روزهای اخیر یکی از معتبرترین مراکز تحقیقاتی انگلستان خواستار تغییر بنیادی در استراتژی غرب در قبال افغانستان شده است. در گزارش این مرکز با اشاره به جنگ 10ساله افغانستان آمده است که غرب باید محور مأموریت و اقدامات خود در افغانستان را از بازسازی به ادامه جنگ با طالبان تغییر دهد. در این گزارش آمده که نیروهای غربی مستقر در افغانستان باید به مناطقی در این کشور منتقل شوند که طالبان در آن قدرت دارند تا به این ترتیب جنگ با آنها به سرانجامی برسد. «جان چپمن» رئیس این مرکز طی سخنانی درباره این گزارش گفت که درحالی که جنگ در افغانستان از مرز 10 سال فراتر میرود، صبر و حوصله مردمی که کشورهایشان در افغانستان حضور نظامی دارند، برای حضور نظامی درازمدت در این کشور کمرنگتر میشود. او گفت که هدف اولیه این عملیات نظامی، ریشهکنی و تخریب القاعده در آنجا بود و این هدف از دید او بهطور عمومی برآورده شده است، اما پس از آن، اکنون هدف این جنگ بزرگتر شده و به یک استراتژی همهجانبه برای توسعه و مدرنسازی افغانستان و حکومتش مبدل شده اما این پرسش جدی مطرح است که آیا کار بازسازی آغاز شده است؟
در این راستا و در ادامه گزارش فوق این سؤالات اساسی و مهم نیز مطرح است که: 1ـ آیا اساساً هدف امریکا و همپیمانان غربیاش از تهاجم نظامی به افغانستان مبارزه با طالبان، القاعده و بنلادن بوده است؟ اگر بوده، چرا توفیقی در این 10ساله در عمل عاید نشده است؟ و روز به روز شاهد ریشهیابی و قدرتگیری طالبان در این کشور بوده و حتی شاهد گسترش ریشهها و دامنه فعالیتهای آنها به پاکستان، هند، کشورهای آسیای میانه و سایر نقاط دیگر نیز هستیم؟
2ـ آیا هدف از این تهاجم، ارمغان و دستاورد در عرصههای سیاسی، اقتصادی و حتی معیشتی برای مردم افغانستان بوده است؟ اگر این چنین بوده که نبوده، وضعیت فعلی معیشتی و زندگانی و... مردم افغانستان، بهمراتب بدتر از دوران قبل از اشغال نظامی این کشور توسط امریکا و غرب است!؟
3ـ آیا هدف از این اشغال نظامی، پایان دادن به موجودیت طالبان بوده است؟ اگر این چنین بوده، چرا امریکا و غرب نظامیانشان در هرجایی بهجز مناطق حضور طالبان در افغانستان و پاکستان و... حضور دارند؟ پس فلسفه حضور نظامی آنها برای مبارزه با تروریسم چیست؟
4ـ آیا هدف استقرار صلح و دموکراسی از نوع و مدل امریکایی و غربیاش است؟ اگر چنین بوده، پس چرا محصول این حضور 10ساله، کشته شدن صدها هزار نفر و آوارگی میلیونها نفر از مردم بیدفاع و زنان و کودکان افغان بوده است؟
نکته مهم و اساسی این است که اوباما و برخی سیاستمداران همراه وی در جنگ افغانستان، واقعاً در گرداب ایجاد شده توسط خودشان گرفتار شده و در مسیری نامشخص و بدون نتیجه درحال حرکت هستند؛ مسیری که نه برای آنها و نه برای مردم افغانستان و حتی منطقه و جهان، هیچ دستاورد ملموس و عملیای را به همراه نداشته است.
آمار بالای تلفات انسانی نیروهای نظامی امریکایی و غربی که معمولاً کتمان شده و بسیار کمتر از میزان واقعی در اذهان عمومی اعلام میشود، آمار بالای تلفات انسانی و آوارگی مردم افغانستان، آمار بالا و رشد بیسابقه تولید مواد مخدر در این کشور زیر سایه نیروهای نظامی امریکایی و غربی، ریشهیابی و قوی شدن طالبان و القاعده و واقعیات بسیاری که محصول این جنگ 10ساله بوده، همگی بیانگر حقایقی است که نمیتوان از آنها فرار کرده یا حتی آنها را کتمان نمود و مردم کشورهای اروپایی و امریکا درگیر در این جنگ بینتیجه، به خوبی بدان واقف شدهاند و در این راستا نیز هر روزه شاهد دهها نمونه از گزارشات تهیه شده و منتشره فوق توسط مراکز و مؤسسات مطالعاتی و بنیادهای تحقیقاتی غربی و حتی امریکایی هستیم، که همگی آنها حاوی سؤالات بیجوابی هستند که سیاستمداران امریکایی و غربی خود را مورد هدف و خطاب قرار دادهاند و همگی آنها همچنان بیجواب باقی ماندهاند و این دور باطل درحال تکرار است.