آذر رسولی - کلاهبرداری عاطفی بدان معناست که در فرایند رابطه بین دو فرد، یکی از آن دو یا حتی هر دو احساس کرده اند که به طور عمدی مورد قربانی شدن قرار گرفته اند و هیجانات مثبتی را که به دنبال آن بوده اند به هیجانات منفی تبدیل شده است.
گاهی نیز بعضی افراد احتیاج دارند خودشان را قربانی وانمود کنند تا حقانیتی برای خود ایجاد نمایند. این نظر دکتر علی ذکاوتی قراگزلو رییس انجمن ایرانی تعلیم و تربیت است.
به گفته این پژوهشگر مسائل اجتماعی، انسانی که سالم نیست مایل است از دیگران سوءاستفاده کند و شروع آن با یک احساس منفی نسبت به او آغاز شده و این احساس را برای دیگران نیز به حرکت در می آورد. او مدام در پی آن است که مخاطب خود را از حد خود به پایین بکشاند که این خود نوعی از کلاهبرداری است. در کلاهبرداری عاطفی، گاهی حتی خود فرد نمی داند که نوع برقراری رابطه او با دیگران از نوع مثبت نیست.
گاهی نیز در برقراری ارتباط، افراد به دنبال نوعی سود و منفعت می گردند. به طور مثال مرد یا پسری وانمود می کند که دارای فلان شغل و مدرک است و برای خانم یا دختر زندگی آن چنانی خواهد ساخت! خانم یا دختر هم محاسبه می کنند که این، یک شرایط ایده آل است.
در حقیقت کلاهبرداری عاطفی برای افرادی اتفاق می افتد که دچار خلاء هستند بدین معنی که مورد حمایت های اجتماعی قرار نگرفته اند یا انتظارات غلطی از شریک زندگی خود در آینده دارند. به طور مثال اگر خانمی در اجتماع مورد حمایت قرار گیرد؛ یعنی شغل مناسب با درآمد مکفی داشته باشد و از این مسئله مطمئن شود که به فقر نخواهد افتاد؛ لازم نمی داند که خود را به آب و آتش بزند.
گاهی نیز بر سیستم عاطفی، بار اضافی تحمیل می کنند و می خواهند که طرف مقابل ناجی آنها باشد و از او حمایت مالی، اجتماعی و حقوقی بکند. این است که در بسیاری موارد مورد کلاهبرداری عاطفی قرار می گیرند.
برخی افراد در ارتباط با هم رؤیاهای یکدیگر را بیدار می کنند و در حقیقت هنگام صحبت، با رؤیاهای خود، حرف می زنند. گاهی فرد کلاهبردار بوده و در این فضای مه آلود از فرصت استفاده کرده و به عمد حالتی را ایجاد می کند تا مخاطبش را گول بزند. اینجاست که بزرگترها می توانند با استفاده از تجارب خود فرزندان را راهنمایی کنند(البته به شیوه غیر مستقیم). در سنین استقلال جویی، افراد کمتر نصایح را به شیوه مستقیم می پذیرند و خود می خواهند «سر به سنگ خوردن» را تجربه کنند.
یک کلاهبردارعاطفی همواره در رؤیا به سر می برد و فکر می کند که از همه باهوشتر است و کسی متوجه دروغ هایش نمی شود. او در یک احساس ناامنی زندگی می کند و همیشه از ترس آنکه فرد مورد نظر خود را از دست دهد، با چندین نفر، در آن واحد ارتباط برقرار می کند.
این جامعه شناس راههای شناخت کلاهبرداران عاطفی را چنین بازگو می کند که ابتدا باید بر صحبت های فرد تمرکز کنید. آدم هایی که خیلی اغراق می کنند نمی توانند مثبت باشند. چنین فردی معمولاً از خودش زیاد تعریف می کند و تصاویری غیر واقعی از خود و جهان پیرامونش ارائه می دهد. در این بین حتماً از او بپرسید که تا به حال چکار کرده است؟ چه چیزهایی یاد گرفته است؟ چه کتاب هایی خوانده و یا چه فیلم هایی دیده است؟ و وقتش چطور می گذرد؟! نکته مهم این است که آنچه تا به حال انجام داده خیلی بیشتر از آنچه که می گوید، اهمیت دارد زیرا جنبه های غیر رسمی محیط کار و چگونگی گذران اوقات فراغت افراد، شخصیت آدم ها را بیشتر نشان می دهد. کسی که بین رؤیاها و داشته هایش تمایزی قائل نمی شود، سرآغاز یک کلاهبرداری را رقم می زند.