
سرفصل تحولات لبنان با موضوع دادگاه حریری و صدور حکم اولیه برای تعدادی از مسئولان حزبالله برنامهریزی شده بود که سخنرانی سید حسن نصرالله و انتشار برخی اسناد، معادله را مغلوبه کرد. در این اسناد به خوبی نشان داده شد که اسرائیل نه تنها پرانگیزهترین عنصر برای ترور حریری است، بلکه از بیشترین سود را از آن میبرد و دلایل کافی برای اتهام آن وجود دارد. نکته دیگری که سید حسن در این سخنرانی و سپس از طریق برخی دیدارها منتقل کرد اینکه دادگاه حریری فاقد اعتبار و مشروعیت قانونی است، چراکه رفتاری سیاسی از ابتدا به نمایش گذاشته و به شکل هدفمند به اتهام زنی پرداخته و رفتاری حرفهای و حقوقی از خود نشان نداده است.
بخش مهم دیگری از سخنان سید حسن نصرالله به شاهدهای قلابی و ساختگی این پرونده مربوط میشود که با دقت از ابتدا از سوی رژیم صهیونیستی برنامهریزی شده و بسیاری از جریانهای سیاسی نیز دانسته و ندانسته بر موج این شهادتهای ساختگی سوار شده و نهتنها سوریه را تا حد رئیس جمهور و مقامات عالیرتبه مورد اهانت، اتهام و تحقیر قرار دادند، بلکه فضای سیاسی لبنان را آنچنان تهییج کردند تا بتوانند بر مسائل اصلی مربوط به مقاومت، مدیریت و اعمال فشار کنند. در واقع صحنه سیاسی لبنان به پرده نمایش سناریوهای صهیونیستی که به دست 14 مارس و مقامات عربستان اجرا شده و فرانسه و امریکا نیز آن را حمایت و پوشش میدهند، مبدل شد.
آزادی چهار مقام امنیتی و انتظامی لبنان که پس از چهارسال تبرئه از اتهام صورت گرفت و برملا شدن اتهامات علیه سوریه، در کنار دهها دلیل و سند امنیتی از شبکه جاسوسان اسرائیلی که یکصد و پنجاه نفر آنها حداقل به تازگی دستگیر شدند، برای اثبات ساختگی بودن شاهدها و شهادتهای آنها که مدتی بعد نیز از سوی دادگاه نیز تأیید شد، کفایت میکند.
سید حسن و جبهه مقاومت خواستار دستگیری و محاکمه این شاهدهای قلابی شدند تا اصل ماجرا و کسانی که پشت صحنه را در اختیار دارند و اهداف آنها برملا شود.
کار به جایی رسید که برخی سیاسیون جریان طرفدار سعد حریری، مجدداً بر سلامت و اصالت این شاهدها تأکید کردند ولی از آنجا که سعد حریری به بخش کوچکی از دلایل و اسناد سید حسن نصرالله وقوف پیداکرده و احساس میکرد که با مطرح شدن آنها، نه تنها دادگاه و حامیان آن، بلکه دستهای مقامات سعودی و برخی چهرههای سیاسی در لبنان مانند پطرس حرب، سنیوره، فتفت و ... آنچنان رسوا میشوند که جمع کردن این شرایط را غیر ممکن نشان میداد.
به همین دلیل سعد حریری که ظاهراً در چند ماه گذشته از موضعگیری طفره میرفت، عاقبت لب گشوده و به مسائل مهمی اعتراف میکند که بسیار دیرهنگام است.
وی اعتراف کرد که دادگاه پدرش، در اتهامزنی به سوریه، سیاسی عمل کرده و با شتابزدگی، مرتکب اشتباه شده است و همچنین به قلابی بودن شاهدها تأکید کرد که چگونه مسیر حرکت دادگاه را تعیین کردند.
البته کاملاً به یاد داریم که از فردای ترور رفیق حریری، تمامی 14 مارسیها در یک سمفونی تبلیغاتی هماهنگ با مراکز صهیونیستی و غربی، سوریه را متهم کردند و سپس به دنبال شاهدسازی رفتند، یعنی اینکه خود آقایان، بخشی از این نمایش بودند و نمیتوانند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند.
اگر این دادگاه و شاهدان آن ساختگی و سیاسی عمل کردهاند چه تضمینی برای ادامه همین ماهیت رفتاری از دادگاه وجود دارد و اگر شاهدها قلابی بودند چرا سعدحریری هنوز برخی از این شاهدها را تحت حمایت مالی و سیاسی خود قرار داده است؟ اگر این شاهدان ساختگی بودند، چرا حکومت سعد حریری با دستگیری و محاکمه این شاهدها موافقت نمیکند؟ اگر دادگاه غیرقانونی عمل کرده و با اتهام سیاسی به سوریه، در 5 سال گذشته همه مسائل دو کشور و روابط لبنان و سوریه و منطقه را زیر و رو کرده چرا بر ادامه کار همین دادگاه اصرار میشود و دادگاههای ملی لبنان، وظیفه حقیقتیابی را به عهده نداشته باشند؟
واقعیت این است که قرار بر محاکمه شاهدهای قلابی و سلب صلاحیت از دادگاه حریری بشود و دادگاههای لبنان، مجرای امور را به دست گیرند و عملکرد دادگاه حریری که اطلاعات بسیار مهمی را تحت عنوان تحقیقات ترور از لبنان و سوریه به دست گرفته و این اطلاعات را در اختیار چه کسانی قرار داده، بررسی و مورد پیگرد قرار گیرد، بسیاری از دستهای آلوده و شرکتکنندگان در قتل حریری و ماجراجوییهای بعدی رسوا میشوند که تحمل این چالش نه برای سعدحریری و 14 مارس و نه برای عربستان امکانپذیر نیست.
اگرچه اعتراف سعد حریری دیرهنگام است ولی پایه مهمی برای تحولات لبنان خواهد بود.