بعد از آنكه دايي به جرم تنها يك باخت، طي تصميمي غيركارشناسانه و عجولانه از تيم ملي كنار گذاشته شد، مسئولان فدراسيون، قطبي را به عنوان فرشته نجات تيم ملي معرفي كرده و او را به جاي دايي روي نيمكت تيم ملي نشاندند.قطبي هم الحق و الانصاف با حرفهاي قشنگي كه ميزد و روياهايي كه برايمان ترسيم ميكرد، اين مسأله را جا انداخت كه فرشته نجات تيم ملي است. با حرفهاي دلنشين قطبي خود را مسافر جامجهاني ميديديم و در حال تشويق تيم ملي كشورمان در بازي با تيمهاي حاضر در بزرگترين تورنمنت فوتبالي جهان.اما طولي نگذشت كه روياهايي كه براي هفتاد ميليون ايراني ترسيم شده بود، رنگ باخت و جز حسرتي عميق از نرفتن به سرزمين شيرها، چيزي بر دلهايمان نماند. بعد از آن، سرمربي خوش صحبت تيم ملي اما نه تنها شرمنده عمل نكردن به قولهايش نشده بود كه اين بار وعدهاي جديد برايمان داشت، وعده قهرماني در جام ملتهاي آسيا. هر چند بعد جاماندن از رقابتهاي جامجهاني دل بستن به وعدههاي جديد قطبي چندان آسان نيست اما بايد ديد فرشته نجاتي كه جامجهاني جاي علي دايي را گرفت تا تيم ملي را به حقش برساند، اين بار ميتواند قولهايش را عملي كند يا...اگرچه جامجهاني و جام ملتها با يكديگر قابل قياس نيستند اما وقتي به آساني بزرگترين تورنمنت فوتبالي جهان را از دست ميدهيم، چارهاي نداريم جز دل بستن به قهرماني در جام ملتهاي آسيا.يكي از بهانههاي قطبي دست گرفتن تيمي بود كه با تفكرات ديگري بسته شده بود و او در فرصتي اندك بايد با آن خو گرفته و در راه موفقيت آن گام بردارد. هر چند كه اين بهانه به يك دليل كاملاً منطقي پذيرفته نيست. (كه اگر اين طور بود، او ميتوانست از پذيرفتن سكان هدايت تيم ملي سر باز زده و آن را نپذيرد) بيتوجه به اين مسأله مهم، حق را به قطبي ميدهيم اما عدم موفقيت در جام ملتهاي آسيا با توجه به زمان كافي كه قطبي براي انتخاب نفرات دلخواه خود دارد و برگزاري ديدارهاي تداركاتي به هيچ عنوان پذيرفتني نيست.لازمه راهي كردن تيمي آماده و قدرتمند به رقابتهاي آسيايي، دقت و به خرج دادن وسواس در انتخاب سربازان تيم ملي است و برگزاري ديدارهاي تداركاتي مناسب كه تيم ملي را براي حضور در مسابقات جام ملتهاي آسيا، محكي جدي بزند.اما بر خلاف تمام بزرگنماييها، تبليغات و حمايتهايي كه از تيم قطبي ميشود، بعد از آنكه دستمان از جامجهاني كوتاه ماند، شاهد هيچ اتفاق شگرفي درخصوص تيم ملي، چه در راستاي آمادهسازي و چه انتخاب نفرات نبوديم.تنها كاري كه قطبي در طول مدت حضورش در تيم ملي به آن اصرار ميورزد، برآشفتن مربيان تيمهاي ليگ است و بس.در اوج تمرينات بدنسازي و آمادهسازي تيمها براي حضور در ليگ دهم، تيم ملي داد برگزاري اردوي تداركاتي در اتريش را سر ميدهد. اردويي كه بعد از برگزاري مشخص شد، ضرر و زيان آن به مراتب بيشتر از سود و منفعت آن بود! اردويي كه نتيجه آن چيزي جز چند مصدوم و محروم و البته كلي جنجال و حاشيه براي تيم ملي نبود. در حالي كه نه قطبي و نه آنهايي كه او را به جاي دايي و به عنوان فرشته نجات تيم ملي روي نيمكت اين تيم نشاندند، هرگز زيربار بيفايده بودن اين اردو نرفتند!تيم ملي در اتريش علاوه بر تمرين، دو ديدار تداركاتي هم برابر ستاره سرخ بلگراد و لاتزيو انجام داد. ديدار نهايي كه ميتوانستند براي تيم ملي مفيد باشند اما با توجه به زمان و شرايط برگزاري آنها، هيچ سودي متوجه تيم ملي نشد.با گذشتن از كنار اين مسأله كه ديگر برگزاري بازي بين تيم ملي يك كشور با تيمهاي باشگاهي منسوخ شده، ديدار برابر لاتزيو و ستاره سرخ بلگراد به دليل زمان و شرايط برگزاري اين دو ديدار، نتوانست منفعتي براي تيم ملي داشته باشد. شاگردان قطبي در قالب «تيم ملي» به مصاف اين دو تيم رفتند. بازي با لاتزيو و ستاره سرخ بلگراد براي تيم ملي ايران يك بازي تداركاتي جدي بود براي محك خوردن تيم قطبي. حال آنكه براي حريفان تيم ملي از اهميت چنداني برخوردار نبود! با توجه به اينكه اين دو تيم در حال آمادهسازي خود براي شروع فصل جديد بودند و در دوران بدنسازي، بازي با تيم ملي ايران بيش از يك بازي دستگرمي درون تيمي برايشان اهميت نداشت. به طوري كه بعد از برگزاري اين دو ديدار، سؤالي مهم ذهنمان را ميآزرد و اينكه آيا به راستي بدن بازيكنان در ديدار با ستاره سرخ و لاتزيو شلاق لازم را خورد و قطبي توانست تواناييهاي شاگردانش را محك بزند؟!ديدار تداركاتي بعدي كه باز هم صداي اعتراض مربيان ليگ را درآورد و هفته چهارم و پنجم رقابتهاي ليگ دهم حرفهاي را دستخوش تغييرات كرد، برابر ارمنستان انجام شد. قرار بود ارمنستان با تمام نفرات خود به ميدان آيد. همانطور كه قطبي از تمام داشتههايش در اين بازي بهره برد اما ارمنستان به سان يك تيم ساده و معمولي به شكلي به مصاف ياران قطبي رفت كه به نظر ميرسيد اين ديدار براي آنها كمترين اهميتي ندارد و صرفاً از روي تفنن است كه برگزار ميشود اما اين بازي هم مثل هر دو بازي قبلي براي تيم ملي و قطبي كاملاً جدي و مهم بود. هر چند كه باز هم نتوانستيم به خود بقبولانيم كه اين ديدارهاي تداركاتي ميتواند براي تيم ملي مفيد باشند.فرصتها يكي پس از ديگري تمام ميشود (بخوانيد هدر ميرود) اما قطبي از تيمي كه هرازگاهي دستخوش تغيير ميشود، راضي به نظر ميرسد و همچنان بر وعدههاي خود مبني بر قهرماني ايران در رقابتهاي جام ملتهاي آسيا تأكيد دارد و شايد در باورش گذشتن از سد امارات، كرهشمالي و عراق در مرحله مقدماتي رقابتهاي جامملتهاي آسيا، كار چندان سختي نيست! مخصوصاً كه او همچنان مدعي است هر دو كره را چون كف دست خود ميشناسد. البته بايد ديد به راستي او كف دست خود را ميشناسد!در تازهترين ديدارهاي تداركاتي كه براي تيم ملي در نظر گرفته شده، شاگردان قطبي دوازدهم شهريور (جمعه) به مصاف تيم ملي چين رفته و شانزدهم شهريور در سئول برابر تيم ملي كره جنوبي صفآرايي ميكند كه در مقايسه با ديدارهاي تداركاتي قبلي، اين دو ديدار ميتوانند از مهمترين و بهترين بازيهاي تداركاتي تيم ملي براي آمادهسازي باشد! البته اگر همانطور كه گفته ميشود، چين و كره جنوبي هم مثل تيم قطبي با تمام نيرو و همه نفرات خود به ميدان آيند! اگرچه كره جنوبي ديگر آن تيمي نيست كه برابر ايران به زانو درآمد! و بيشك بعد از حضور در رقابتهاي جامجهاني و صعود به مرحله دوم، اكنون با تجربهتر از قبل است. آيا ميتوان به جرأت گفت اين تيم حريفي مناسب براي تيم ملي ايران است، يا نه!اما تنها ديدارهاي تداركاتي تيم ملي ايران برابر چين و كرهجنوبي نيست كه موجبات نگراني افكار عمومي را فراهم كرده! ليست تكراري و البته خندهدار قطبي كه در آن بازيكنان بدون تيم، نيمكتنشين و نفراتي كه هنوز بعد از گذشت هفت هفته از ليگ نتوانستهاند در تيمهاي باشگاهي خود، خودي نشان دهند، جاي بازيكناني كه ميتوانستند براي تيم ملي مفيد باشند را گرفتهاند، از اصليترين دلايل نگرانيهاست.قطبي اگرچه بارها فرياد جوانگرايي و تغيير زده! اما امروز نفراتي را براي محك زدن و آماده كردن براي حضور در جام ملتهاي آسيا، روانه چين و سئول ميكند كه شنيدن نامهايشان جز تأسف برايمان احساس ديگري باقي نميگذارد. قطبي با وعده قهرماني در جام ملتهاي آسيا و البته با جوانگرايي! تيمي را با خود راهي كرده كه در آن نه نشاني از جوانگرايي ديده ميشود و نه هيچ توانايي كه اميدوار به شكوفا شدن آن در ديدارهاي تداركاتي باشيم و به ثمر نشستن آن در رقابتهاي جام ملتهاي آسيا!او اما باز هم با همان چهره موجه، حرفهاي قشنگ، با تهمانده تيم ملي سالهاي قبل و نيمكتهاي ذخيره ليگ راهي ميشود تا نگراني از حسرت به دست آوردن قهرماني آسيا بر ما مستولي شود!قطبي اين بار هم فرصت كافي داشت و هم قدرت انتخاب اما نه از فرصتي كه داشت بهره برد و نه انتخاب كرد! او اگرچه هيچ يك از مربيان قبلي تيم ملي را قبول ندارد اما هنوز هم از داشتههاي افرادي چون برانكو و دايي استفاده ميكند؛ البته به صورت نصفه ونيمه! و تا جايي كه نفرات انتخابي آنها، دردسري براي او نداشته باشند و چون كريمي نخواهند واقعيتها را ديده و بازگو كنند.و حال باتمام اين شرايط نااميد كننده، هنوز هم اميدواريم اگر به جامجهاني نرفتيم، حداقل جام رقابتهاي آسيايي را به دست آوريم. هر چند كه بيشك به كسب اين جام هيچ اميدي وجود ندارد، البته به دليل شرايط موجود!اما باز هم همه چيز از سر خط شروع شد. جام جهاني تمام شد. نقطه سر خط. قهرمان جام ملتها ميشويم. نقطه سرخط و خدا كند نقطه سر خط بعدي با نااميدي و حسرت نباشد!