«هر اختلاف نظری، اختلاف در اصول نیست.» –توماس جفرسن (سومین رئیس جمهور امریکا)، سخنرانی پس از سوگند ریاست جمهوری در چهارم مارس 1801 در پینارضایتی تنی چند از رهبران سیاسی و شهروندان امریکایی از حمایت لفظی باراک اوباما در ساخت مسجدی اسلامی در نزدیکی ساختمان گروندزرو (در نزدیکی مکان قبلی ساختمان تجارت جهانی) در نیویورک، به یاد آوردن سخن توماس جفرسن در سخنرانی پس از سوگندش و اینکه چگونه با در نظر گرفتن آینده کشور امریکا اصول و عقاید را از هم متمایز میکرد، اهمیت بسیاری دارد. جمهوری تازه تأسیس امریکا همیشه شاهد رقابت تفرقهانگیز و تلخ ریاست جمهوری بوده که دین یکی از موضوعات اصلی آن بوده است. بسیاری از بنیادگرایان مسیحی و پروتستان با حزب فدرال متحد بودهاند. آنها فکر میکردند که جفرسن یک «کافر مخوف» بوده، بنابر این انتخابات را انتخابی مطلق بین «خدا و رئیس جمهوری دینی» در مقابل «جفرسن و کفر» میدانستند. دو فدرالیست به نامهای کشیش جان میسن اهل نیویورک و تیموتی دوایت رئیس دانشگاه ییل، با متهم کردن جفرسن به قبول نداشتن داستان انجیلی سیل جهانی و انکار ضمنی اینکه یهودیان ملت برگزیده خدا بوده و همچنین اینکه قصد ایجاد انقلاب فرانسه را در خاک امریکا داشته و تصمیم در سپردن قدرت به شبه روشنفکران، آتش ترس را شعله ورتر کردند. هنگامی که فدرالیستهای پروتستان پیش بینی کردند که جفرسن میتواند دولت و جامعه بومی و شهری را براندازد، بنیانگرایان مذهبی، مردم را برحذر داشتند که مبادا او «مهر مرگ» آخرالزمانی و وحشتناکی بر پیکر ایمان مسیحی و مقدسشان بزند. آنها همچنین ادعا کردند که دولت و سازمان جفرسن منجر به کارگیری «چند فاحشه بدنام، تحت نام الهگان عقل» میشود. وقتی جفرسن گفته مشهور خود را اعلام کرد که اختلاف نظر وجود دارد ولی اختلافی در اصول نیست، او در واقع از امریکاییها میخواست تا با وجود داشتن بحثهای منطقی به حفظ اصول خود پایبند باشند. «اصول مقدس» از دید جفرسن، اعاده خواستههای اکثریت غالب و نیز دفاع ازحقوق مساوی اقلیت بود. وی همچنین عقیده داشت برای اینکه توازن اجتماعی و آزادی در جامعه وجود داشته باشد، تعصبات دینی و سیاسی مستبدانه باید از صحنه محو شوند. گروهی با بیتوجهی به قانون اساسی، اوباما را به خاطر تأیید ساخت مسجدی در نزدیکی گروندزرو که نظیر هر مکان عبادت و پرستش دیگری نظیر کلیسا، کنیسه (پرستشگاه یهودیان) و معبد است، به باد انتقاد گرفتهاند. اگرچه اوباما این اصل اساسی را در نظر گرفته است، به نظر میرسد بسیاری از رهبران دموکرات، مزیت آزادیهای دینی را به فراموشی سپردهاند و حتی خواستار تحقیق در مورد سرمایهگذار ساخت مسجد هستند و اینکه این کار را یک «توهین واقعی» قلمداد میکنند. دموکراتها در این مسأله تنها نبوده و جمهوریخواهانی مثل فرماندار نیویورک دیوید پترسن، خواستار بازنگری در ساخت مسجد در کنار گراوندزرو شدهاند. دیگرانی نظیر سارا پالین و نوت گینگریچ که از کاندیداهای ریاست جمهوری به شمار میروند، اعتراض جدی خود را در ساخت مسجد اعلام کردهاند. جان بونر، رهبر اقلیت در مجلس نمایندگان وضعیت اوباما را «به شدت مشکلساز» خواند. اریک کنتر، قانونگذار اقلیت اظهار داشت که ساخت مسجد در کنار گروندزرو «نهایت بیتدبیری» است. جای تأسف است که عقاید، نظرات و قضاوتهای فردی که بر پایه عقاید شخصی استوارند، جای اصول را در امریکا گرفتهاند. همچنین ناراحت کننده است که اصول عاقلانه و جهانی که بر پایه قانون و حقوق استوارند در حال نابودی هستند. بنابر گفته جفرسن، اصول مشترکِ زندگی، آزادی، طلب خوشبختی و آزادی دینی بازدارنده «ظلم وستم» است. سالها پس از انتخابات سال 1800، فدرالیستهای پروتستان به جای پیوستن به یک حزب تفرقهانداز که سعی در ایجاد تشنج با بدنام کردن رقیبان خود را داشتند، دریافتند که میتوانند به تأثیر در جامعه پرداخته و صدای اخلاقی مستقلی را با ایجاد فرصتهای محلی و منطقهای برای مساوات و خوشبختی به وجود آورند. آنها همچنین به مسائلی پرداختند که برای کشور تهدیدکننده بود که بردهداری، میخوارگی، بیخانمانی، خشونت و بومیپرستی از آن جمله هستند. بعضی از آنان حتی به خاطر حقوق زنان و کودکان تلاشهایی انجام دادند. کشیش دوایت، یکی از بارزترین فدرالیستهای پروتستان که به آن اشاره شد، گفته است که «دولتمردان ما بهاندازه کافی با هم دشمنی کردهاند. فکرهای شوم بسیاری را از سر گذرانیدهایم، سخنرانیهای تند زیادی را ایراد کردهایم، نامهای بدی را به همدیگر نسبت دادهایم و به بدیها و بدطینتیهای زیادی آلوده شدهایم که این اعمال بدترین دشمنانمان را راضی کرده است.»به علاوه، نتیجهای از تمامی این تلاشهای بدخواهانه به دست نیامده است. دوستان و برادران، دیگر دوست و برادر نیستند و مسیحیان، دینی را که به آن ایمان داشتند را بیحرمت کردهاند. کشیش دوایت، مثل دیگر فدرالیستها که روزگاری به خاطر دستیابی به هدفهای سیاسی و قدرت قصد تجزیه امریکا را داشتند، دریافت که حقوق و آزادی نه بر پایه عقاید خودخواهانه بلکه بر اصولی استوارند که باید به آنها عمل کرد. اصول بردباری دینی و آزادی نه تنها باید در مورد ساخت مسجد در نیویورک و کوردوبا هاوس، بلکه باید برای تمامی مساجد در نظر گرفته شود. ران شرر، در مجله کریستین ساینس مانیتور مقالهای در مورد دیگر مساجد اسلامی که در خطر هستند، نوشت. در حالیکه در ایالات کنتاکی، تنسی و کالیفرنیا گروههای سیاسی با شعار «توقف ساخت مساجد» و با تمرکز روی قوانین و اعتراضات مانع پرستش آزادانه شهروندان امریکایی میشوند، جفرسن در جایی دیگر گفته است که،«ای شهروندان، بیاییم با قلب و ذهنی همسو، متحد شویم.» او اعتقاد داشت که اصولی نظیر وحدت، تساوی حقوق، صداقت، بردباری، دین خیرخواهانه، دوستی انسانها و دولتی که مردم را از مخاصمه با یکدیگر برحذر میدارد، سعادت ملتی خوشبخت و خوشحال را به دنبال خواهد داشت. اوباما با دفاع از اصول بردباری دینی و حق پرستش در سرزمین خود و در عین حال احترام به عقاید مختلف در ساخت مسجد در حوالی گروندزرو، در حال مقایسه عقاید شخصی و حقوق دینی است به نحوی که به گفته جفرسن، «بنای یادبود و امنی است که در آن اختلاف عقیده قابل اغماض بوده و خرد به تنهایی برای برخورد با آن کافیاست.» مترجم: مرتضی پروانه