به گزارش خبرنگار «جوان» جلسه محاکمه متهم در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی و چهار مستشار دادگاه برگزار شد.
ذبیعزاده، نماینده دادستان در این جلسه گفت:«شامگاه پانزدهم مهرماه سال گذشته مأموران پلیس از طریق مرکز فوریتهای پلیس از یک نزاع منجربه قتل در شهر قدس با خبر شدند.
مأموران پلیس دریافتند مرد جوانی به نام «مهدی» بر اثر ضربه چاقو به قلبش جان باخته است. شاهدان شوهر مقتول (عبدالحسین) را به عنوان قاتل معرفی کردند. او در صحنه قتل بازداشت و به جنایت اعتراف کرد. نماینده دادستان متهم را گناهکار و برایش تقاضای مجازات کرد. اولیای دم نیز برای متهم تقاضای قصاص کردند.» قاضی عزیزمحمدی در ادامه متهم را در جایگاه تفهیم اتهام کرد. او ارتکاب قتل را پذیرفت و به دادگاه گفت:«من اهل نورآباد هستم و در همان شهر خودم با همسرم آشنا شدم و ازدواج کردم. متهم گفت: شغل من گچبری است و از آنجا که به دنبال کار بودم خواستم در شهر دیگری به دنبال کار بگردم از همینرو ماجرای رفتنم را با خانوادهام در میان گذاشتم که با مخالفت آنها مواجه شدم. پدرزنم که ساکن قلعهحسنخان در تهران بود مرا مجاب کرد به قلعهحسنخان بروم یا در نورآباد بمانم. من که برای خانواده همسرم احترام قائل بودم تصمیم گرفتم به قلعهحسنخان نقلمکان کنم.»
متهم در ادامه گفت:«با آمدنم به محل جدید دخالتهای پدرزنم در زندگیام آغاز شد و روز به روز هم بیشتر شد. پدرزنم با هر بهانهای مرا اذیت میکرد.»
متهم گفت:« از آنجا که من گچکار بودم با پیشنهاد پدرزنم مهدی را نیز نزد خودم بردم. همه چیز داشت به روال عادی پیش میرفت و من در یک محل جدید کار گرفته بودم تا اینکه مهدی بنای ناسازگاری را گذاشت و محل کارش را ترک کرد. او بدون هیچ دلیل موجهی به من گفت که دیگر حاضر نیست نزد من کار کند. مهدی قرار بود با خواهرم ازدواج کند اما آن روز تهدید کرد که علاقهای به ازدواج به خواهرم ندارد.»
متهم افزود:« همسرم در آن شرایط برای تولد فرزندم در بیمارستان بستری بود و با رفتن مهدی امکان داشت من کارم را از دست بدهم. من هیچ پولی در بساط نداشتم و از بیم هزینه تولد کودکم از پدرم خواستم چند روزی به من کمک کند. پدرم نیز با درخواست من موافقت کرد.»
متهم درباره روز حادثه گفت:«فرزندم متولد شده بود و من در بیپولی شدیدی به سر میبردم. تنها 400 تومان پول داشتم (چهار هزار ریال) من باید هزینه درمان کودکم را میدادم و از طرف دیگر میهمان هم به خانهمان آمده بود. من به همسرم گفتم فقط 400 تومان پول در جیب دارم، از وضعیت ناراحت بودم و در فکر راهی بودم که مهدی به خانهمان آمد. او در حال تماشای تلویزیون بود. همسرم تصور کرد من از حضور مهدی نگران هستم بنابراین به حمام رفتم. من از داخل حمام شنیدم که مهدی قصد رفتن از خانهام را دارد و خواهرش به او اصرار میکند که در خانه بماند.»
متهم گفت:« وقتی از حمام بیرون آمدم همسرم انتقاد کرد که من باعث رفتن او از خانه شدهام و شروع به گریه کردن کرد. در همین فاصله مهدی برای دادن گوشی همراه به همسرم به خانه بازگشت و زمانی که با گریه او مواجه شد به من حمله کرد. همسرم با شدت بیشتری شیون کرد و من نگران بودم که مبادا مرد صاحبخانه به سراغمان بیاید. مهدی لحظهای بعد از خانهام بیرون رفت و مدت کمی نگذشته بود که با اعضای خانوادهاش در حالی که چماق به دست داشتند به سراغم آمدند. مهدی به سوی من حمله کرد و من با چاقویی که برای دفاع داشتم ضربهای به او زدم که باعث مرگش شد.»
دادگاه با بررسی محتویات پرونده وارد شور شد و پس از مشاوره با اعضای دادگاه متهم را به قصاص محکوم کرد.