کد خبر: 409538
تاریخ انتشار: ۱۳ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۴:۲۲
فوتبال، رسوای پایان رمضان 1431
فریدون حسن


ماه رمضان، ماه قشنگی است، ماهی که در آن می‌شود بی‌رودربایستی با خدا حرف زد به شرط آنکه اهلش باشی، می‌شود بدون ترس سخن گفت به شرط آنکه خودت را آماده کرده باشی، می‌توانی در این ماه گره‌های بسته زندگی‌ات را بازکنی به شرط آنکه خودت را رمضانی کرده باشی.

رمضان 1431 رو به پایان است، فرصتی که شاید برای خیلی‌ها تکرار نشود، اما امسال رمضان برای ما ورزشی‌ها رنگ و بویی متفاوت داشت، رمضان 1431 فرصتی بود تا بعد از سال‌ها فریاد زدن از فساد و کثیفی موجود در عالم ورزش و برخی ورزشکاران حاضر در آن رسانه ملی دست به کار شود کاری کند کارستان تا بعد از مدت‌ها افتخار کنیم به یک برنامه، سریال شب‌های زاینده رود به رغم تمام انتقادهایی که در پی داشت تنها گوشه‌ای کوچک از حقیقتی را به نمایش گذاشت که این روزها به وضوح در فوتبال ایران دیده می‌شود؛ حقایقی که تاکنون به این روشنی نمایش داده نشده بود. در مسیر زاینده رود اما تنها بخش کوچکی از فوتبال زدگی عشق توپ‌هایی را نشان داد که رسیدن به پیراهن باشگاه یا حتی تیم ملی برایشان مهم‌تر از هم نوعشان و هم وطنشان است. حسن فتحی با در مسیرزاینده رود قطره‌ای از اقیانوس دلال بازی‌‌های فوتبال و ورزش را به نمایش گذاشت، همان‌ها که رسوخ کرده‌اند در کل فوتبال و زالو صفت می‌مکند خون آن را تا از هر راهی که بتوانند براندوخته جیب و حساب خود بیفزایند.

در مسیر زاینده رود واقعیت‌هایی را نشان داد که سال‌هاست اغلب دلسوزان فریاد می‌زنند گوش شنوایی برای آن پیدا نمی‌شود و امروز که به نمایش عموم درآمده، بعضی که منافعشان را در خطر می‌بینند دردشان آمده، صدایشان درآمده که چرا باید چهره منفورشان رسانه‌ای می‌شد؟ که چرا باید مردم بدون پرده می‌فهمیدند دلال‌های فوتبال چگونه کرور کرور اسکناس به جیب می‌زنند و چگونه بازیکنی در حد محلات یک شبه ره صد ساله می‌پیماید.

در مسیر زاینده رود گوشه‌ای از واقعیت‌های تلخی را کنار زد که اگر خوب نگاه کنیم کم‌کم در کل بدنه فوتبال و حتی ورزش رسوخ می‌کنند. آنها که هم چیز را در پول می‌بینند، خوب که نگاه کنیم می‌بینیم مدیران عاملی را که به اسم دین و نظام پاپوش درست می‌کنند برای این و آن تا به هر طریق ممکن به در کند از میدان حریف را.
خوب که نگاه کنی می‌بینی مالکان و تجاری را که به اسم ورزش و فقط برای مطامع خود عابر بانک وار پول خرج می‌کنند و خود را به ورزش می‌چسبانند بدون آنکه مشخص شود

هزینه‌های این ولخرجی‌ها از کجا و چگونه تأمین می‌شود. یکی تیم میلیاردی می‌بندد و بعد از هفت هفته برای اینکه به جواهرش مثلاً‌ توهین شده کنار می‌کشد و به تدریج قبایش برمی‌خورد و آن یکی با سرمایه‌ای باد آورده از فروش مبل و موبایل و راه‌اندازی بانک با هزینه سازمان تربیت بدنی افطاری می‌دهد به مشتی فوتبالیست و مدیرعامل کوچکشان که جا باز کند برای آینده خود تا بیشتر از گذشته ثروت اندوزی کند، شاید هم در پی پنهان کاری گذشته خود باشد تا بار دیگر پرونده‌های سال‌های قبل رو نشود.

خوب که نگاه کنی متوجه می‌شوی تصمیم‌گیری‌های امروز فوتبال در ویلاهای لواسانات و کاخ‌های بالاتر از سعدآباد رقم می‌خورد و مدیران کوچک و حقیر باشگاه‌ها و فدراسیون فوتبال هم به راحتی تسلیم آن می‌شوند.

خوب که نگاه کنی می‌بینی که زیاد هستند امثال مهران سارنگ که می‌فروشند به پول انسانیت خود را و بسیارند مثلاً بازیکنان ستاره‌ای که سر از پارتی‌های آنچنانی با رفتارهای آنچنانی در می‌آورند و خدا را بنده نیستند و بنده خدا را هم دشمن، هستند گستاخ‌هایی که به مردم دهن کجی می‌کنند و یاغی‌وار هر چه بخواهند به زبان می‌آورند و دست آخر هم فاتحانه باز می‌گردند.

و خوب که نگاه کنی می‌بینی که دلال‌ها چگونه از این آشفته بازار سود می‌برند که دلال کلاه‌بردار سریال انگشت کوچک آنها هم نمی‌شود، خوب که نگاه کنی می‌بینی حتی مربیانی را که به راحتی اسیر این توفان می‌شوند و مهر منشوری روی پیشانیشان می‌خورد اما در آشفته بازار فوتبال می‌چرخند بی‌آنکه کسی کارشان داشته باشد.

رمضان بهار خوبی‌هاست، رمضان ماه حق و عدالت است، رمضان فرصتی است برای عدالت‌خواهی و فریاد برآوردن برای حق‌جویی، رمضان ماهی است که می‌توان در آن فریاد زد و خروشید علیه ظلم و فساد و رمضان ماه فرهنگ‌سازی است، ماهی که می‌توان از آن شروع کرد ساختن فرهنگ ورزش را. فرهنگی که فقدان آن را در مسیر زاینده رود در رمضان 1431 فریاد زد و خیلی‌ها دردشان گرفت. دردشان گرفت و هیاهو به پا کردند که «نه» ما اینگونه نیستیم و این همه دروغ است،‌ اما خوب می‌دانیم که اینگونه است و در مسیر زاینده رود تنها نشان داد بخش کوچکی از واقعیت‌های کثیف فوتبال را که تا امروز اینگونه علنی نشده بود.

امروز شش روز مانده به پایان ماه مهربان، ماهی که فهم و درکش آن هم در این گرمای طاقت‌فرسا مرد می‌خواست. خیلی‌ها مردش نبودند از جمله جمع کثیری از فوتبالی‌های ما. امیدواریم این قدر مرد بوده باشیم در فهمش و این قدر مرد باشیم در درک هدف و فرهنگش تا در مسیر زاینده رود آخرین سریالی باشد در خصوص فساد حاکم بر فوتبال و ورزش.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار