کد خبر: 408706
تاریخ انتشار: ۰۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۹:۱۳
«جوان» از اعتياد منجر به ديوانگي گزارش مي‌دهد
پريسا گربندي - شايد اين روزها آنقدر درباره موادمخدر و عوارض و عواقب آن شنيده باشيد كه گمان كنيد ديگر به طوركامل به عواقب مصرف موادمخدر به ويژه شيشه و كراك آشنا هستيد. عواقبي مثل كرم زدن، از بين رفتن بافت‌هاي بدن، توهم‌زايي و نهايتاً مرگ. ولي بايد بدانيد اين مواد خورنده عواقبي بدتر از مرگ را به همراه دارند كه مي‌توان به بيماري‌هاي رواني و حتي جنون اشاره كرد. در واقع مصرف‌كنندگان مواد مخدر مخصوصاً شيشه و كراك دچار اختلال حواس ومشكلات مغزي شده و به جنون مي‌رسند و به افرادي رواني و غيرقابل كنترل تبديل مي شوند كه آسيب‌هايي جدي به خود و ديگران وارد مي‌كنند و به ناچار به مراكز روانپزشكي منتقل و در آنجا بستري مي‌شوند. عاقبت فرد مصرف‌كننده بيماري‌هاي رواني و جنون، ‌اسير شدن در چنگال توهم، بي‌تفاوتي نسبت به فراز و نشيب‌هاي زندگي و تنها تبديل شدن به مرده‌اي متحرك است كه با مصرف دارو تا حدي كنترل مي‌شود. مركز آموزشي، درماني و روانپزشكي رازي يكي از مراكزي است كه اين افراد در آنجا بستري هستند. اين گزارش حاصل گفت‌وگوي چند ساعته ما با سيروس آرين، كارشناس ارشد روانشناسي است كه 15 سال سابقه‌كار در اين مركز را دارد.در واقع شيشه و كراك از مواد مخدري هستند كه در خانواده مواد شيميايي قرار مي‌گيرند و از مشتقات آمفي‌تامين‌ها هستند. آمفي‌تامين‌ها، مواد محركي هستند كه اثرات بسيار بد و مخربي روي اعضاي بدن به ويژه مغز مي‌گذارند. اصطلاحاً شخصي كه از شيشه و كراك استفاده مي‌كند در مغزش دست برده است و دائماً در حال تخريب بخش‌هاي مختلف مغزش است، اين تخريب به قدري شديد است كه به طور كامل كاركرد مغز را مختل مي‌كند و در نهايت باعث مي‌شود شخص دچار بيماري‌هاي رواني شده و به مراكز روان‌بخشي مانند اين بيمارستان منتقل شود، البته اين اختلال به نوع ماده‌اي كه شخص مصرف مي‌كند، بستگي دارد، ‌مثلاً كراك؛ ‌هر چند كراك هم از مشتقات آمفي تامين‌هاست ولي تفاوت‌هايي با شيشه دارد كراك به جسم صدمه مي‌زند و شيشه به مغز و روح و روان. كسي كه كراك مصرف مي‌كند، دچار ضعف جسماني و عفونت مي‌شود زيرا اگر اين ماده را تزريق كند، به علت استفاده از سرنگ‌هاي غيربهداشتي يا حتي بهداشتي دچار عفونت مي‌شود، چون ‌ اگر شخص از سرنگ بهداشتي هم استفاده كند، زخمي كه بر اثر تزريق چند باره روي بدنش به وجود مي‌آيد، عفونت مي‌كند و چون شخص به اين عفونت رسيدگي نمي‌كند، زخم تشديد مي‌شود و ممكن است هرگز بهبود پيدا نكند، كه اصطلاحاً به اين حالت كرم زدگي مي‌گويند كه حتي از كرم زدن‌ هم وحشتناك‌تر و دردناك‌تر است، اما كساني كه تزريق نمي‌كنند؛ اين افراد آنقدر نسبت به بهداشت شخصي خود بي‌تفاوت مي‌شوند كه حتي گاهي يكي،دو ماه به حمام نمي‌روند و نظافت را رعايت نمي‌كنند، بنابراين عفونت در بدنشان جمع مي‌شود و به همين وضع دچار مي‌شوند.يكبار مصرف و اعتيادي برگشت ناپذير اثرات شيشه خيلي بيشتر از كراك به انسان صدمه مي‌زند، زيرا همان طور كه گفته شده،‌شيشه مغز را مختل مي‌كند و از آنجا كه كنترل تمامي سيستم بدن به عهده مغز است با مصرف شيشه انتقال‌دهنده‌هاي عصبي مختل شده و كل بدن تحت تأثيرات منفي قرار مي‌گيرد به‌گونه‌اي كه ممكن است شخص با يك بار مصرف دچار اعتيادي برگشت ناپذير شود. مصرف اين موادمخدر آنقدر روي ذهن و روان اثرات منفي دارد كه شكل و ساختار بيماري‌هاي رواني‌‌اي كه به مراكز رواني مراجعه مي‌كنند دائماً در حال تغيير است، مثلاً در گذشته، زماني كه بيماري معتاد به ترياك يا حتي حشيش به اين مركز مراجعه مي‌كرد، علائم و عواملي خالص ناشي از مصرف اعتياد در او مشاهده مي‌شد ولي امروز با مصرف اين مواد، عوارض و علائم جديد و ناشناخته‌اي در بيماران ديده مي‌شود. موضوعي كه بيش از هر موضوعي نگران كننده است توهمات ناشي از مصرف مواد است؛ توهم يعني اختلال در ادراك و‌ ادراك همان حس پنج گانه ماست. زماني كه شخص از محركي مثل شيشه استفاده مي‌كند هر چيزي را كه مي‌بيند به گونه‌اي ديگر درك مي‌كند يا چيزي را احساس مي‌كند كه اصلاً وجود ندارد و در واقع دچار خطاي ادراكي مي‌شود. در حقيقت تعداد زيادي از بيماراني كه به اين مركز مراجعه مي‌كنند در اثر مصرف‌ شيشه دچار چنين اختلالي شده‌اند، مثلاً يكي از بيماراني كه به اينجا مراجعه كرده بود، حين صحبت ناگهان ساكت مي‌شد و از ديگران مي‌خواست كه سكوت كنند و بعد با جديت مي‌گفت صداي پاي مورچه‌اي را كه روي درخت حركت مي‌كند مي‌شنود، اين دقيقاً همان خطاي ادراكي است يا بيماري با شنيدن صداي گنجشك واكنش نشان مي‌داد، زيرا فكر مي‌كرد صداي مسلسل است، البته اين توهمات هميشه سطحي نيست و گاهي آسيب‌ها و ضررهاي جبران‌ناپذيري را به خود شخص و اطرافيانش وارد مي‌كند. بيماري ديگر روي خودش بنزين ريخته بود و فكر مي‌كرد، حمام مي‌كند و اين آب است و با روشن كردن كبريت خودش را سوزانده بود يا بيماري ديگر نوزاد خود را به قتل رسانده بود، وقتي به مركز منتقل و علت كارش پرسيده شد، گفت: من نوزادم را نكشتم، من گربه‌اي را كه به منزلمان وارد شده بود، كشتم، اين موارد بسيار به چشم مي‌خورد كه افراد مصرف‌كننده حتي شايد مدتي عادي باشند ولي ناگهان مغزشان مختل شده و دست به كارهاي خطرناكي مي‌زنند كه بيان همه آن در اين بحث نمي‌گنجد.سوء‌ظني كه به قتل ختم مي‌شوداز ديگر عوارض مصرف شيشه، ايجاد سوءظن در فرد مصرف‌كننده است كه شايد بتوان گفت اين مورد بيشترين صدمه را به فرد و اطرافيانش وارد مي‌كند؛ شخص نسبت به همسر، مادر، پدر، فرزند و ساير اطرافيانش بدبين و بدگمان مي‌شود، البته اين سوء‌ظن بيشتر گريبانگير نزديكانش مي‌شود. در اين مورد مي‌توان به نمونه‌هايي اشاره كرد مثلاً يكي از بيماران مراجعه‌كننده در اثر مصرف دچار اختلال رواني شده بود و فكر مي‌كرد در دريچه كولر منزلش دوربين كار گذاشته‌اند و دائماً درحال كنترل منزل و خانواده او هستند و اين موضوع مثل خوره بدنش را تجزيه مي‌كرد يا بيماري كه به شيشه اعتياد داشت و همسرش او را براي ترك به يكي از كمپ‌هاي ترك اعتياد برده بود و گاهي براي ملاقاتش به كمپ مي‌رفت، اين بيمار به همسر خود سوء‌ظن پيدا كرده بود و به علت اين بدگماني او را به قتل رساند؛ او فكر مي‌كرد همسرش وقتي براي ملاقات وي به كمپ مي‌آيد با افراد آنجا سروسري دارد به همين علت او را كشته بود. از اين جمله حوادث كه فرد معتاد هم به علت سوءظن و هم به علت توهم و شنيدن صداهايي نامربوط و تصوراتي اشتباه، مرتكب جرم مي‌شود، بسيار زياد است.معاوضه بازدارندگي با جسارت و جرمبه طور كلي مي‌توان گفت اگر آتش اعتياد موادي چون شيشه و كراك و امثال اينها گوشه‌اي از برگ زندگي فرد را بگيرد، حتي خاكستر آن را هم باقي نمي‌گذارد و بخش بخش رفتارهاي انسان را تحت‌الشعاع خود قرار مي‌دهد. در اين رابطه مي‌توان بازدارندگي را مثال زد؛ هر انساني باتوجه به سرشت و خميرمايه‌اي كه دارد داراي يك سري بازدارندگي‌هايي است، يعني اين بازداري‌ها باعث مي‌شود شخص در خيابان عريان نشود و در انظار عمومي دستشويي يا حمام نكند، حتي اين بازداري‌ها باعث مي‌شود افراد دست به دزدي يا جنايت نزنند، حالا شخصي كه از اين مواد استفاده مي‌كند رفته‌رفته اين بازداري‌ها را از دست مي‌دهد و جسارت هركاري را پيدا مي‌كند، به همين دليل است كه با جرأت و جسارت تمام وقتي براي خريد مواد، پول ندارد، دزدي مي‌كند، حالا فرقي ندارد اين پول از غريبه دزديده شود يا آشنا، پول براي پدر و مادرش باشد يا شخص ديگر، حتي برايش فرقي نمي‌كند آنها متوجه دزدي او شوند يا نه. وقتي اين بازداري‌ها از بين مي‌رود شخص براي گرفتن پول مواد مادر يا همسرش را كتك مي‌زند و هزاران بي‌آبرويي ديگر به راه مي‌اندازد. اين مواد تجزيه‌كننده، بازداري شخص‌ را نابود مي‌كند و قيد و بندها را از بين مي‌برد و شخص را بي‌اراده مي‌كند چون فرد هوشياري‌اش را از دست مي‌دهد و ديگر چيزي برايش اهميتي ندارد كه اين خيلي بد و نگران كننده است.شايد اين سؤال پيش بيايد كه چرا با اين همه اطلاع‌رساني، مخصوصاً در اين چند سال اخير باز هم افراد زيادي هستند كه به سراغ اين مواد مي‌روند؟ اگر بخواهيم كمي علمي‌تر به اين موضوع بپردازيم بايد بگوييم، هرچند تقريباً همه افراد جامعه به خوبي با انواع مواد و ضرر و زيان‌هاي آن آشنا هستند ولي بعضي افراد به‌ علت گرايشي كه به مواد دارند، به سمت آن مي‌روند. حالا خوب است بدانيم اين گرايش از كجا مي‌آيد؟ در واقع انسان در مغز يك بخشي به نام مركز پاداش دهي دارد، اين بخش به گونه‌اي است كه به محض تحريك شدن ماده‌اي به نام اندروفيل ترشع مي‌كند كه با تشريح اين ماده شخص احساس تحريك بيشتري مي‌كند، مثلاً شخصي با ورزش كردن، ديگري با هديه گرفتن و بالاخره هر كسي به نوعي اين بخش را فعال مي‌كند، افرادي كه به سمت مواد اعتيادآور و نشاط‌آور مي‌روند با مواد مي‌توانند اين بخش را بيشتر تحريك كرده و احساس لذت بيشتري كنند در صورتي كه اين احساس لذت كاذب است و به انسان صدمه‌هاي جدي وارد مي‌كند. يك سؤال پيش مي‌آيد، شخصي كه تا به حال مواد مصرف نكرده چطور ممكن است كه به اين مواد گرايش داشته باشد؟ در واقع كنجكاوي خودش نوعي گرايش است، فرد از روي كنجكاوي به اين مواد گرايش پيدا كرده و به آن رو مي‌آورد. البته موارد ديگري مثل افزايش هوشياري، لاغري(بيشتر در خانم‌ها) و... هم باعث رو آوردن جوانان به مواد مخدر مي شود.شما ديگر چرا؟اين موضوع جاي تأسف بسيار دارد، ولي بايد گفت كه دانشجوها، افراد تحصيلكرده و حتي دانشجويان پزشكي كه خود كاملاً با جز به جز مواد تشكيل دهنده شيشه و كراك آشنا هستند هم در دام اعتياد مي‌افتند.‌ در اين مركز دانشجويان پزشكي‌اي بوده و هستند كه براي افزايش هوشياري از شيشه استفاده مي كردند تا بتوانند شب‌ها بيدار بمانند و درس بخوانند و مصرف شيشه همانا و معتاد شدن همانا. دانشجوي پزشكي كه اعتياد پيدا كرده بود، مي‌گفت: هرگز فكر نمي‌كردم كه نتوانم از شر شيشه خلاص شوم ولي امروز فهميدم كه اعتماد به نفس زياد در اينباره برايم مشكل ايجاد كرد. مي‌توانم به جرأت بگويم از هر 10 نفري كه به اين مركز روانبخشي مي‌آورند، 9‌نفر آنها معتاد هستند و از هر پنج نفر، چهار نفر آنها به شيشه اعتياد دارند. آمار دقيقي از اعتياد خانم‌ها موجود نيست ولي آن چيزي كه در اين مركز روانبخشي ديده مي‌شود و با توجه به تجربيات پرسنل اين مركز، در اين چند سال اخير، تعداد خانم‌هايي كه به شيشه اعتياد پيدا كرده‌اند، خيلي زياد شده است و روز به روز به تعداد آنها افزوده مي‌شود، تمام دلايلي كه براي ايجاد اعتياد بيان كرديم، صحيح است ولي موضوع مهم ديگري نيز وجود دارد و آن اينكه در مقابل اين همه برنامه و اطلاع‌رساني از طريق رسانه‌ها، اين مواد به وفور و به راحتي پيدا مي‌شود، حتي راحت‌تر از خريد يك عدد نان. يكي از بيماران اين مركز مي‌گفت من براي خريد دو عدد نان حداقل دو دقيقه معطل مي شوم و 400 تومان پول مي‌دادم ولي براي خريد كراك با 300 تومان مواد مورد نياز يك وعده‌ام را در عرض چند ثانيه به دست مي‌آوردم. متأسفانه در كشور ما دست يافتن به مواد بسيار سهل‌الوصول است. قيمت شيشه و كراك برخلاف چيزهاي ديگر روز به روز رو به كاهش است و مسلماً يكي از دلايل اين موضوع اين است كه اين مواد اصلاً كراك و شيشه اصل نيستند و مواد شيميايي و كشنده و خطرناكي هستند كه در داخل كشور توليد مي‌شوند و هدفي جز نابودي افراد ندارند.در آخر مي‌خواهيم ببينيم آيا اصلاً امكان ترك شيشه و كراك وجود دارد؟ يا اينكه افراد معتاد مي‌توانند با ترك اين مواد به زندگي عادي برگردند؟ ‌در واقع 99 درصد افرادي كه به شيشه و كراك معتاد مي‌شوند نمي‌توانند ترك كنند، البته كساني را مي‌شناسيم كه ترك كرده‌اند، ولي كسي كه آلوده اين مواد مخصوصاً شيشه شده باشد، نمي‌تواند به اين راحتي آن را كنار بگذارد زيرا روح و روان آن شخص، معتاد اين مواد شده است. مواد اعتيادآور قديمي مثل ترياك جسم را وابسته مي‌كردند و شخص براي اينكه ترك كند 10 روز دردجسماني داشت و بعد تا حد زيادي سم ترياك از بدنش خارج مي‌شد ولي شيشه مغز را مختل مي‌كند، كساني كه به اين مركز مي‌آيند، دچار اختلال رواني هستند بنابراين نمي‌توان گفت كه اينها درمان مي‌شوند. بلكه اين افراد به اينجا منتقل مي‌شوند تا كنترل شوند، كار اين مركز كنترل افرادي است كه بعد از معتاد شدن دچار اختلال روحي و رواني شده‌اند، البته كساني كه در شروع مصرف باشند، احتمال زيادي براي ترك مواد دارند ولي كساني كه دچار اعتياد مزمن شده باشند، ترك اعتياد برايشان نشدني يا بسيار سخت است.بنابراين مصرف مواد مخدر به ويژه كراك و شيشه عواقب جبران‌ناپذيري دارد و ممكن است با يك غفلت و براي يك لذت زودگذر، ‌شخص دچار اختلال رواني و جنون شود، اختلال رواني‌اي كه شايد هيچ وقت بهبود نيابد تا لحظه‌اي كه روح تجزيه و جسم نابود شود. اينها قصه و افسانه نيست، واقعيت‌هايي است كه تصورش نيز ذهن آدمي را مي‌خشكاند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار